تاریخ انتشار : ۲۸ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۴۷۰۷۸

فرزانه روستایی

انفجار مناره‌های امامان شیعه در کشوری که اختلافات قومی و مذهبی، بخش قابل توجهی از چالش‌های سیاسی، اجتماعی آن را در برمی‌گیرد حامل پیام مهمی است. این پیام حاکی از آن است که اراده‌ای بسیار نیرومند در تدارک تولید آرایش جدیدی در ترکیب سیاسی، اجتماعی عراق است که مقدمه آن می‌تواند موج‌های پی‌درپی درگیری‌های خونین شیعیان و اهل تسنن باشد. اراده‌ای که انفجارهای دیروز و سال گذشته را سازماندهی کرد بدین علت نیرومند نامیده می‌شود که با مطالعه سازماندهی بسیار دقیق اجرا گردید. همچون سال گذشته، نیروهای مسلح القاعده با درگیری بسیار محدود وارد حرم شدند، نقاط حساس مناره‌ها را با مهندسی کاملاً حساب‌شده‌ای بمبگذاری کردند و موفق شدند دو سازه بسیار سنگین و حجیم، یعنی دو مناره و یک گنبد بسیار عظیم را ویران کنند. در جریان این بمب‌گذاری هیچ نیروی امنیتی مزاحم بمب‌گذاری نشد. وزارت کشور عراق با همکاری نیروهای آمریکایی طی دو سه روز گذشته در تلاش بودند تا هر چه سریعتر گاردهای محافظ حرم را تعویض کنند.

گزارش‌هایی حاکی از آن بود که سامرا به زودی شاهد درگیری جدیدی خواهد بود و ممکن است حرم مقدس شیعیان بار دیگر مورد حمله قرار گیرد. وزارت کشور عراق و آمریکایی‌ها به گزارش‌هایی دست یافته بودند مبنی بر اینکه احتمالاً القاعده در گاردهای محافظ حرم که شیعه نبوده‌اند نفوذ کرده‌اند، اما عملیات تخریب مناره‌ها قبل از تعویض این گاردها انجام شد. نفوذ القاعده به درون تیم‌های حفاظت حرم امام حسن عسگری فقط بخش کوچکی از فاجعه‌ای است که در میان لایه‌های امنیتی وزارت کشور عراق در جریان است. بخش قابل توجهی از تمرکز و سازماندهی آمریکایی‌ها در عراق طی سه سال گذشته سازماندهی و تعلیم نیروهایی بوده است که دولت عراق بتواند به آنها اعتماد و تکیه کند. بسیاری از گزارش‌ها حاکی از آن است که نیروهای امنیتی عراق امروزه به یکی از معضلات اساسی تبدیل شده‌اند. آنچه که امروزه به عنوان نیروهای امنیتی و پلیس سازماندهی شده‌اند دارای دو ویژگی اساسی هستند: فساد و گرایشات قومی ـ مذهبی بسیار قوی. نگرانی از ناکارایی این نیروها به حدی افزایش یافته است که آمریکایی‌ها مطالعه برای ایجاد یک نیروی امنیتی موازی را با مشارکت مردان مسلح شیوخ قبایل آغاز کرده‌اند. نیروهای امنیتی امروزه فقط بخش کوچکی از معضلی است که عراق امروزه با آن مواجه است. نوری مالکی نخست‌وزیر عراق معتقد است که «بی‌اعتمادی» و «نگرانی از توطئه» مهمترین عواملی هستند که عملاً عالی‌ترین مقام‌های سیاسی دولت عراق را به خود مشغول کرده است. حملات انتحاری پی‌درپی، انفجارهای مهیب، کشف اجساد بدون سر و پیدا شدن جنازه کسانی که اعدام شده‌اند همگی حاکی از آن است که عراق به سمت و سویی پیش می‌رود که از ابتدا انتظار آن نمی‌رفت.

بزرگترین معضل دولت عراق امروزه برقراری حداقل امنیت و کاهش آمار تلفات ناشی از حملات انتحاری و بمب‌گذاری‌های پی‌درپی است. این بدان معنا است که عملاً تامین معاش مردم، بازسازی و اصلاح ناکارایی‌های سیاسی حاکمیت این کشور به فراموشی سپرده شده است. به عبارت دیگر منحنی عملکرد سیاسی، اجتماعی دولت عراق تابع فشارهای ادواری گردیده است که از سوی القاعده وارد می‌شود. برخی از مطالعات حاکی از آن است که تاکنون حدود 655 هزار نفر عراقی در جریان ناامنی‌های چهار سال گذشته کشته شده‌اند. بسیاری معتقدند آنچه در عراق جریان دارد یک جنگ داخلی تمام عیار است. جنگی که عملاً همه فرصت‌های دولت مرکزی را بر باد می‌دهد و به تدریج آن را نابود می‌کند. جنگی که عملاً انشقاق‌های طبیعی این کشور را به سوی تجربه و آشوب منطقه‌ای هدایت می‌کند. و در نهایت جنگی که عملاً حامل این پیام است که این دولت نوری المالکی یا نیروهای آمریکایی نیستند که عراق را اداره می‌کنند بلکه دولت سایه ـ یا القاعده ـ هدایت عراق را برعهده دارد. عراق امروزه، رئیس‌جمهور، پارلمان، نخست‌وزیر و وزرایی دارد که براساس کلیه استانداردهای بین‌المللی با گزینش دموکراتیک و آزاد انتخاب شده‌اند. اما عملاً هیچ یک از نهادها یا مقام‌های دولتی در اداره امور و حل اساسی‌ترین معضلات این کشور نقش چندانی برعهده ندارند.

به عبارت دیگر، برخی معتقدند که عراق به سمت‌وسویی پیش‌ می‌رود که عملاً می‌تواند تبدیل به موتور بحران‌های ادواری امنیتی برای منطقه و نیز برای کشورهای همسایه عراق باشد. براساس یک مطالعه BBC، شدت و تعداد درگیری‌های قومی مذهبی و نیز حملات انتحاری و انفجار ماشین‌های بمب‌گذاری شده از فوریه 2006 و پس از انفجار گنبد حرم امام حسن عسگری همچنان رو به تزاید بوده است و عملاً نیروهای آمریکایی و نیز دولت عراق نتوانسته‌اند نقش چندانی در کاهش ناامنی یا حتی ثابت نگه داشتن ناامنی‌ها از خود نشان دهند. برخی از آمار حاکی از آن است که تاکنون 3700 سرباز از نیروهای متحدین در عراق کشته شده‌اند که سربازان آمریکایی شاهد بیشترین تلفات بوده‌اند. گفته می‌شود که آمار تلفات سربازان آمریکایی در عراق بسیار بالاتر است و وزارت دفاع آمریکا ارقام واقعی را منتشر نمی‌کند. همین عاملی است که آمریکایی‌ها را نهایتاً مجبور می‌کند تا این کشور را ترک کنند.

براساس مطالعه‌ای که فارین افرز انجام داده است مقایسه رشد حملات انتحاری و انفجارها در عراق و افغانستان «تئوری احیای دوباره القاعده» را مطرح می‌سازد. براساس این مطالعه، علاوه بر عراق رشد حملات القاعده در افغانستان نیز این تئوری را تایید می‌کند. تعداد حملات طالبان از 1632 مورد در سال 2005 به 5388 حمله در سال 2006 رسیده است. حملات انتحاری نیز از 27 مورد در سال 2005 به 139 حمله در سال 2006 افزایش یافته است. براساس همین مطالعه، ممکن است ارتش آمریکا در عراق به تدریج به همان بلایی دچار شود که ارتش اتحاد شوروی در افغانستان به آن دچار شد. فارین افرز معتقد است، به نظر می‌رسد مدیریت القاعده به هدایت سیاست خارجی عراق و نیز هدایت آمریکایی‌ها در جهتی نزدیک می‌شود که عملاً بن‌لادن از آن بهره ببرد. به نوشته فارین افرز، ایران شیعه مهمترین کشوری است که ممکن است ناخواسته درگیر پیامدهای ناامنی در عراق شود. براساس این تحلیل، القاعده هدایت بسیاری از حملات انتحاری و انفجارها را در عراق برعهده دارد، اما انگشت اتهام به سوی ایران نشانه می‌رود. فارین افرز معتقد است القاعده علاوه بر ناامن کردن عراق در تدارک تسری عوارض جانبی این درگیری به سیاست خارجی ایران است. بر این اساس بمب‌ها را القاعده در عراق منفجر می‌کند اما آمریکایی‌ها ایران را متهم می‌کنند. این عاملی است که می‌تواند به سوی درگیری ایران و آمریکا اما با هدایت القاعده منجر شود. بدین ترتیب، پیام‌های انفجار سامرا از کنترل خارج شدن عراق از دست دولت این کشور و نیز خارج شدن کنترل این کشور از دست نیروهای آمریکایی است. بی‌تردید اگر نیروهای آمریکایی نتوانند امنیت عراق را تامین کنند، دولت عراق بیش از یک تابلوی بی‌رنگ و لعاب نخواهد بود. به جای درگیر شدن با نیروهایی که ناامیدانه درصدد برقراری امنیت و آرامش در عراق هستند، باید به یاری آنان شتافت. عراقی که کنترل آن از دست دولت این کشور و آمریکایی‌ها خارج شود برای اتباع آن و همسایگانش امنیتی باقی نخواهد گذاشت.