زیر‌ ذره‌بین:

افغانستان سرزمینی آشنا برای سیاستمداران انگلیسی است. با این حال همچنان اهداف بازگشت این کشور به افغانستان در ‌‌هاله‌ای از ابهام قرار دارد. حضور در افغانستان در چهارچوب تئوری دخالت تونی‌بلر انجام شد و به‌نظر می‌رسد براون نخست‌وزیر جدید نیز ادامه‌دهنده همین راه و تئوری باشد. اظهارات اخیر مقامات انگلیس نیز نشان می‌دهد که حضور نیروهای انگلیس در افغانستان طولانی‌مدت خواهد بود. تعیین سفیر برجسته و با سابقه در افغانستان نیز حاکی از عمق تفکر استراتژیک انگلیس در این کشور اشغال شده ‌است.

">

زیر‌ ذره‌بین:

افغانستان سرزمینی آشنا برای سیاستمداران انگلیسی است. با این حال همچنان اهداف بازگشت این کشور به افغانستان در ‌‌هاله‌ای از ابهام قرار دارد. حضور در افغانستان در چهارچوب تئوری دخالت تونی‌بلر انجام شد و به‌نظر می‌رسد براون نخست‌وزیر جدید نیز ادامه‌دهنده همین راه و تئوری باشد. اظهارات اخیر مقامات انگلیس نیز نشان می‌دهد که حضور نیروهای انگلیس در افغانستان طولانی‌مدت خواهد بود. تعیین سفیر برجسته و با سابقه در افغانستان نیز حاکی از عمق تفکر استراتژیک انگلیس در این کشور اشغال شده ‌است.

">

زیر‌ ذره‌بین:

افغانستان سرزمینی آشنا برای سیاستمداران انگلیسی است. با این حال همچنان اهداف بازگشت این کشور به افغانستان در ‌‌هاله‌ای از ابهام قرار دارد. حضور در افغانستان در چهارچوب تئوری دخالت تونی‌بلر انجام شد و به‌نظر می‌رسد براون نخست‌وزیر جدید نیز ادامه‌دهنده همین راه و تئوری باشد. اظهارات اخیر مقامات انگلیس نیز نشان می‌دهد که حضور نیروهای انگلیس در افغانستان طولانی‌مدت خواهد بود. تعیین سفیر برجسته و با سابقه در افغانستان نیز حاکی از عمق تفکر استراتژیک انگلیس در این کشور اشغال شده ‌است.

">

زیر‌ ذره‌بین:

افغانستان سرزمینی آشنا برای سیاستمداران انگلیسی است. با این حال همچنان اهداف بازگشت این کشور به افغانستان در ‌‌هاله‌ای از ابهام قرار دارد. حضور در افغانستان در چهارچوب تئوری دخالت تونی‌بلر انجام شد و به‌نظر می‌رسد براون نخست‌وزیر جدید نیز ادامه‌دهنده همین راه و تئوری باشد. اظهارات اخیر مقامات انگلیس نیز نشان می‌دهد که حضور نیروهای انگلیس در افغانستان طولانی‌مدت خواهد بود. تعیین سفیر برجسته و با سابقه در افغانستان نیز حاکی از عمق تفکر استراتژیک انگلیس در این کشور اشغال شده ‌است.

">

زیر‌ ذره‌بین:

افغانستان سرزمینی آشنا برای سیاستمداران انگلیسی است. با این حال همچنان اهداف بازگشت این کشور به افغانستان در ‌‌هاله‌ای از ابهام قرار دارد. حضور در افغانستان در چهارچوب تئوری دخالت تونی‌بلر انجام شد و به‌نظر می‌رسد براون نخست‌وزیر جدید نیز ادامه‌دهنده همین راه و تئوری باشد. اظهارات اخیر مقامات انگلیس نیز نشان می‌دهد که حضور نیروهای انگلیس در افغانستان طولانی‌مدت خواهد بود. تعیین سفیر برجسته و با سابقه در افغانستان نیز حاکی از عمق تفکر استراتژیک انگلیس در این کشور اشغال شده ‌است.

">

زیر‌ ذره‌بین:

افغانستان سرزمینی آشنا برای سیاستمداران انگلیسی است. با این حال همچنان اهداف بازگشت این کشور به افغانستان در ‌‌هاله‌ای از ابهام قرار دارد. حضور در افغانستان در چهارچوب تئوری دخالت تونی‌بلر انجام شد و به‌نظر می‌رسد براون نخست‌وزیر جدید نیز ادامه‌دهنده همین راه و تئوری باشد. اظهارات اخیر مقامات انگلیس نیز نشان می‌دهد که حضور نیروهای انگلیس در افغانستان طولانی‌مدت خواهد بود. تعیین سفیر برجسته و با سابقه در افغانستان نیز حاکی از عمق تفکر استراتژیک انگلیس در این کشور اشغال شده ‌است.

"> تئوری دخالت
تاریخ انتشار : ۲۸ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۴۷۰۸۷
اهداف مبهم انگلیس از بازگشت به افغانستان

زیر‌ ذره‌بین:

افغانستان سرزمینی آشنا برای سیاستمداران انگلیسی است. با این حال همچنان اهداف بازگشت این کشور به افغانستان در ‌‌هاله‌ای از ابهام قرار دارد. حضور در افغانستان در چهارچوب تئوری دخالت تونی‌بلر انجام شد و به‌نظر می‌رسد براون نخست‌وزیر جدید نیز ادامه‌دهنده همین راه و تئوری باشد. اظهارات اخیر مقامات انگلیس نیز نشان می‌دهد که حضور نیروهای انگلیس در افغانستان طولانی‌مدت خواهد بود. تعیین سفیر برجسته و با سابقه در افغانستان نیز حاکی از عمق تفکر استراتژیک انگلیس در این کشور اشغال شده ‌است.


افغانستان سرزمینی ناآشنا برای سیاستمداران انگلیسی نیست اما بازگشت مجدد انگلیس با اهدافی نامشخص مواجه است که در این مقاله سعی خواهد شد به زوایای پنهان حضور مجدد انگلیس اشاره شود. در این مقاله سعی خواهد شد به سؤالات زیر پاسخ داده شود: آیا حضور انگلیس در افغانستان بر مبنای نظریه سیاسی استوار است؟ آیا همچون گذشته، انگلیس اهدافی فرا‌سوی افغانستان در گوشه ذهن خود دارد؟ آیا تغییر دولت انگلیس در سیاست‌ خارجی این شکور در قبال افغانستان تاثیرگذار خواهد بود؟ و در نهایت آیا می‌توان خروج انگلیس از افغانستان را تصور کرد؟

مبنای نظری ورود مجدد انگلیس به افغانستان

تئوری دخالت انگلیس در افغانستان بر‌مبنای نظریه سیاسی تونی‌بلر - نخست‌وزیر قبلی انگلیس -  استوار و دولت آقای گوردون براون - نخست‌وزیر جدید - نیز به دلایلی که به آن اشاره خواهد‌شد، ادامه‌دهنده همان سیاست است. بحران بالکان و طغیان سیاسی میلوسویچ در یوگسلاوی سابق، باعث شد تا تئوری ملت - دولت از سوی رهبری سیاسی تونی‌بلر - نخست‌وزیر انگلیس - منحط اعلام شده و دخالت در‌ امور دیگر کشورها - هر چند ناسازگار با قوانین بین‌الملل ـ به اسم دخالت بشردوستانه، حداقل در بعضی کشورهای غربی مشروعیت یابد. مدت‌ها قبل از وقوع حادثه 11 سپتامبر 2001، بلر در یک سخنرانی در آمریکا با توجه به تجربه بالکان گفت: «اساسی‌ترین مشکل سیاست‌خارجی ما این خواهد بود که چگونه زمان مداخله و در مناقشات دیگر کشورها را تشخیص دهیم. در گذشته عدم مداخله در امور دیگر کشورها به‌عنوان یک اصل پذیرفته شده بین‌الملل مورد قبول بود. اما این اصل باید از کیفیت احترام گذاشتن به آن نیز برخوردار باشد. اگر به اطراف خود دقت کنیم متوجه میشویم رژیم‌هایی هستند که به قتل و اقدامات غیردموکراتیک و امثالهم مشغولند. اگر قرار باشد تمامی مشکلات را از میان برداریم، از راه‌‌های غیراز مداخله و تجاوز، اقدام مؤثری نمی‌توانیم انجام دهیم». حکومت طالبان در افغانستان نیز از جمله کشورهای مدنظر بلر بود.

از سویی دیگر، نظریه «مسئولیت امپریالیستی» توسط رابرت‌کوپر - سیاستمدار انگلیس - مطرح شد. نامبرده معتقد بود حکومت‌های ناکار آمد در کشورهای افغانستان، برمه و سیرالئون و خطرات ناشی از این حکومت‌ها، ایجاب می‌کند تا کشورهای استثمار‌گر سابق مثل انگلیس، مجدداً مسئولیت امپریالیستی خود را احیا و نفوذ و حضور مستقیم خود را اعمال کنند، که در واقع ادامه حکومت طالبان و وقوع حادثه 11سپتامبر 2001، چنین فرصتی را برای دولتمردان انگلیسی فراهم آورد. ورود دوباره انگلیس به کشور افغانستان، با جملات تونی‌بلر مبنی بر فرمان استفاده از پایگاه «دیه‌گو گارسیا» برای حمله مشترک انگلیس و آمریکا به بهانه براندازی حکومت طالبان در افغانستان، در تاریخ 7 اکتبر سال 2001 آغاز شد.

تونی‌بلر - نخست‌وزیر قبلی انگلیس - معتقدبود؛ «مشکل دیگران مشکل ماست»، «باید جبهه نبرد را داخل خاک دشمن عملیاتی کنیم» و «حمله طالبان به آمریکا صرفا حمله به آمریکا نبود بلکه حمله به تمامی غرب بود و به همین خاطر انگلیس شانه به شانه آمریکا برای دفاع از ارزش‌‌های جمعی غرب، با طالبان خواهد جنگید» بلر که چند‌ماه قبل از استعفا میزبان حامد کرزای - رئیس‌جمهور افغانستان - در لندن بود، در مصاحبه مشترک مطبوعاتی با وی گفت: «تا اتمام کارمان در افغانستان، متعدد به ماندن خواهیم بود».

اهداف فرا‌سوی افغانستان در جهت‌گیری سیاسی انگلیس

در گذشته، سیاستمداران انگلیسی، به افغانستان به‌عنوان سرزمین حایل بین انگلیس و روسیه و ایران توجه می‌کردند تا مستعمرات انگلیس در شرق - از جمله سرزمین بزرگ هند - محفوظ بماند. اما امروز، انگلیسی‌ها به افغانستان به‌عنوان پایگاهی مهم برای حضور نفوذ در آسیای مرکزی، دخالت در جمهوری اسلامی ایران و پاکستان و توجه به مراودات منطقه‌ای، آزمایشات متعدد سلاح‌‌های نظامی ارتش انگلیس و ناتو و تا حدی برای کنترل تولید و توزیع مواد‌مخدر توجه دارند. هر چند مردم و بخشی از دولت انگلیس، خواهان خروج نیروهای نظامی از عراق هستند اما نه تنها اذهان عمومی انگلیس خواهان خروج نیروهای نظامی این کشور از افغانستان نیست بلکه دولتمردان انگلیسی نیز حضور نامحدود در افغانستان را در دستور‌کار دارند. در این رابطه، دولت انگلیس توافقات متعدد سیاسی - امنیتی با دولت افغانستان مبنی بر تحکیم روابط دو جانبه و همکاری در امور امنیتی منطقه‌ای برقرار کرده، که در نوع خود حائز اهمیت است. با توجه به اینکه همکاری 2 کشور ایران و افغانستان می‌تواند برای ایجاد امنیت و ثبات سیاسی و در افغانستان منطقه کمک‌کننده باشد و این پتانسیل وجود دارد که افغانستان در همکاری با جمهوری اسلامی ایران در راستای گسترش همکاری منطقه‌ای در سازمان اقتصادی «اکو» - همچون 2 کشور آلمان و فرانسه در اتحادیه اروپایی - مؤثر واقع گردد، دولت انگلیس با بسط همکاری سیاسی و امنیتی با افغانستان، از هر گونه اقدام مشترک آتی بین افغانستان با جمهوری اسلامی ایران ممانعت به‌عمل آورده ‌است. در بیانیه 19 ژوئیه 2005 دو کشور، هر گونه توسعه همکاری منطقه‌ای، منوط به همکاری سازنده افغانستان با انگلیس شده‌است. به‌نظر می‌رسد انگلیس برای محدودسازی همکاری کشورهای منطقه با یکدیگر کوشش می‌کند. در قرار‌داد دیگری تحت‌ عنوان «طرح عملیاتی» - که در 14 فوریه 2007 بین دولتین انگلیس و افغانستان منعقد شد - زمینه متعددی چون توسعه، همکاری اقتصادی و همکاری‌های منطقه‌ای، امور داخلی افغانستان، حقوقی، دیدارهای منظم مقامات وزارت خارجه، تربیت نیروی کار، امنیتی، تعمیق همکاری با پیمان نظامی - سیاسی ناتو، آموزش، فرهنگ و رسانه‌ای و گنجانده شده‌ است. تحکیم جایگاه دولت انگلیس در افغانستان، بیانگر اهداف فراافغانستانی سیاستمداران انگلیسی است که می‌خواهند به بهانه مقابله با طالبان - که بعضا اسناد و شواهدی وجود دارد که خود انگلیسی‌ها با طالبان وارد مذاکره شده‌اند - طولانی بودن حضور خود در افغانستان را توجیه کنند. اخبار زیادی در مورد دخالت انگلیس در ایجاد اغتشاش در مرزهای بین پاکستان و جمهوری اسلامی ایران در ناحیه بلوچستان منتشر شده ‌است که بدیهی است این اغتشاش‌ها توسط ماموران امنیتی انگلیسی مستقر در افغانستان هدایت و سازمان‌دهی می‌شوند. مکررا شبکه بی‌بی‌سی خانواده سلطنتی انگلیس را به دلیل دست داشتن در قاچاق مواد‌مخدر مورد سرزنش قرار داده ‌است و طبق اسناد منتشره، به‌رغم شکست طالبان و حضور نیروهای اشغالگر در افغانستان، تولید مواد‌مخدر افزایش داشته‌است. اخیرا روزنامه گاردین در خبری تحت‌ عنوان «ارتش انگلیس بمب جدیدی را در افغانستان در جنگ با طالبان مورد آزمایش قرار می‌دهد» نوشت: «بعضی مقامات سیاسی انگلیس از نشانه رفتن افراد غیر‌نظامی در پی آزمایشات سلاح‌‌های نظامی انگلیس ابراز نگرانی کردند. گفته می‌شود سلاح جدید انگلیس - که چند روز پیش در افغانستان مورد آزمایش واقع شد - مشابه یک سلاح آمریکایی برای نفوذ در اعماق زمین و سپس انفجار است».

آیا دولت جدید انگلیس از سیاست مداخله‌جویانه بلر فاصله می‌گیرد؟

به 2 دلیل پاسخ به سؤال فوق منفی است. معمولا وقتی جابه‌جایی قدرت در کشورهای غربی - به ‌خصوص انگلیس - به ‌صورت غیر‌معقول صورت می‌پذیرد، سیاست‌خارجی دولت قبلی تداوم می‌یابد. تونی‌بلر به‌خاطر فشار اذهان عمومی و قولی که به گوردون براون برای جانشینی داده ‌بود، از قدرت کناره‌گیری کرد. در غیر این ‌صورت، بلر مایل بود تا رکورد 11 ساله نخست‌وزیری مارگارت تاچر را بشکند. بلر رابطه ویژه‌ای با بوش - رییس‌جمهور آمریکا - برقرار کرده ‌است که تنها خودش قادر به ادامه درهم تنیدگی سیاست‌ خارجی انگلیس با آمریکا طی سال‌‌های آخر ریاست جمهوری بوش خواهد بود. در گذشته هم چرچیل طی جن دوم جهانی در انتخابات انگلیس شکست خورد اما سایه او بر سیاست‌ خارجی انگلیس باقی‌ماند و در بسط رابطه ویژه با هری ترومن - رئیس‌جمهور آمریکا - و تاثیرگذاری بر سیاست‌ خارجی انگلیس و آمریکا فعال بود. بلر بارها گفته ‌بود در نیمه راه است و مایل بود حیات سیاسی خود را  ادامه دهد. اما افشای دست داشتن او در اسناد جعلی سلاح‌‌های کشتار جمعی عراق و ارائه آن اسناد غلط به دولت بوش در آمریکا و تهییج کنگره برای اعلان جنگ و تجاوز به عراق، زمینه خروج او از صحنه سیاسی انگلیس را فراهم آورد.

اما دلیل دوم، با توجه به اینکه گوردون براون، با رأی مستقیم مردم انگلیس انتخاب نشده ‌است، تا انتخابات آتی نخست‌وزیری ضعیف و تحت‌تاثیر باقی خواهد ماند. در گذشته هم وقتی که هری ترومن در پی مرگ ناگهانی روزولت در سال 1945، رییس‌جمهور آمریکا شد با حفظ کادر سیاسی روز‌ولت، سیاست‌ خارجی او را ادامه داد. تاچر هم وقتی مجبور شد با فشار داخلی حزب محافظه‌کار، از سمت نخست‌وزیری کناره‌گیری کند، در تبانی با بعضی اعضای حزب محافظه‌کار در سال 1990، جان میجر بی‌تجربه را نخست‌وزیر کرد تا اهداف مورد‌نظر خودش را در سیاست‌ خارجی پیگیری کند به‌طوری که در تاثیر‌گذاری بر سیاست‌ خارجی جان میجر در انگلیس و در آمریکا موفق بود. برخی تحلیل‌گران معتقدند مردم انگلیس برای یک دوره کامل انتخاباتی - یعنی تا پایان 4 تا 5 سال دوره نخست‌وزیری - به تونی‌بلر رأی دادند. گوردون براون با انتخابات داخلی حزب کارگر جانشین بلر شده و از اقتدار لازم برای نخست‌وزیری برخوردار نیست و نخست‌وزیری ضعیف و تاثیر‌پذیر سیاست‌‌های قبلی باقی خواهد ماند.

آیا می‌توان خروج انگلیس از افغانستان را تصور کرد؟

انگلیس خود را یکی از نزدیک‌ترین متحدین افغانستان به‌شمار میاورد. دیوید میلی‌‌بند - وزیر امور خارجه جدید انگلیس ـ اولین سفر خارجی خود در خارج از اروپا را به افغانستان اختصاص داد که البته به‌بهانه فوت پادشاه اسبق افغانستان صورت پذیرفت. میلی‌بند در سفر خود به افغانستان به 3 هدف اشاره کرد. او گفت: «به افغانستان آمده تا گوش بدهد و یاد بگیرد، تعهد و جدیت انگلیس در توجه به همکاری با افغانستان را مورد تاکید قرار دهد و راهبرد همکاری انگلیس برای افغانستان را تبیین کند» بیش از 30 هزار نیروی خارجی از نروژ، نیوزیلند، لیتوانی، سنگاپور، آمریکا، کانادا و استرالیا در افغانستان حضور دارند که در این میان انگلیس با 8 هزار نیروی نظامی، رهبری بخش‌‌های مهمی از نیروهای حاضر در افغانستان را در دست دارد. در آخرین اظهارنظرها، شیرارد کوپرکولز - سفیر انگلیس در کابل - گفته‌است که «حضور نیروهای انگلیسی در افغانستان برای دهه‌های آتی ادامه خواهد‌ داشت». او معتقد است «استراتژی انگلیس برای افغانستان درازمدت است و برای مبارزه با فساد، توسعه جامعه مدنی و حل مسئله مواد‌مخدر برنامه دارد». بعضی تحلیل‌گران معتقدند حضور سفیر برجسته و با سابقه انگلیس در سفارت کابل - که به بزرگ‌ترین سفارتخانه متعلق به انگلیس در جهان معروف است - خود‌به‌خود بیانگر عمق تفکر استراتژیک برای حضور دراز‌مدت انگلیس در افغانستان است. دیوید میلی‌بند - وزیر خارجه انگلیس - در مقاله‌ای در توجیه حضور انگلیس در افغانستان می‌گوید: «باید جهانی فکر کرد اما محلی اقدام کرد». او در ادامه می‌گوید: «آمده‌ایم به دوست و دشمن بگوییم که خواهیم ماند و عقبه‌ای از کشورهای جهان را به دنبال خود داریم و متعهد باقی خواهیم ماند».

طبیعی است که انگلیس در دو سوی شرقی و غربی جمهوری اسلامی ایران - یعنی افعانستان و عراق - همسایه ایران است. این همسایه ناخواسته که بر مبنای مسئولیت امپریالیستی با هدف احیای استعمار گذشته و بر هم زدن هرگونه همکاری منطقه‌ای قصد اقامت دارد، باید بداند که مسئولیت افزایش تولید موادمخدر، رشد و احیای طالبان و حتما القاعده و ادامه کشتار مردم بیگناه و رنج‌کشیده افغانستان در پی آزمایش سلاح‌‌های جدید تولیدی انگلیس، به‌عهده آنان خواهد بود و اگر بپذیریم که ارتزاق سیاسی انگلیس تنها از طریق ایجاد بحران و تنش بین ملت‌ها تامین می‌شود. مقامات سیاسی 2 کشور جمهوری اسلامی ‌و افغانستان باید در تعمیق همکاری‌های دراز‌مدت، هدفمند و متوازن‌کننده اهداف ناخوشایند انگلیس، اقدام کنند.