هنگامی که خاتمی و اطرافیانش به عنوان نمایندگان یک جنبش مردمسالار بخشی از قدرت را در میان بهت و نگرانی محافظهکاران اشغال کردند، کمتر کسی میپرسید که گروه آنها چگونه شکل گرفت؟ آنها از کجا آمدند؟ چگونه گرد هم جمع شدند و ریشه و اساس اندیشههایی که آنان را به هم پیوند میداد چه بود؟ آیا آنها سازماندهندگان یک جنبش اجتماعی و یا جمع کوچکی بودند که میخواستند تحولی تدریجی در جامعه ایجاد کنند، آن هم نه در کوتاهمدت! آیا همه آنان که در اطراف خاتمی جمع شدند و او را برای پیروزی در انتخابات ریاستجمهوری و حتی ادارهی قوهی مجریه یاری کردند از جمله همفکران و یاران او محسوب میشوند؟ کدام عناصر اندیشگی و چه مولفههای فکری خاتمی و نخبگان دوم خردادی را به هم پیوند داده و هویت فکری آنها را باز مینمایاند؟
این مطلب گزیدهای از مقدمهای است که حسین سلیمی نویسندهی کتاب "کالبدشکافی ذهنیت اصلاحگرایان" در ابتدای کتاب خود در مورد اهدافش از نگارش این کتاب و مصاحبههای تفصیلیاش با دوازده شخصیت اصلاحطلب از جمله محمدرضا خاتمی، سعید حجاریان، هادی خانیکی، مصطفی تاجزاده، محسن میردامادی، امین سازگارنژاد، عباس عبدی، محمدعلی ابطحی، مرتضی حاجی، محسن کدیور، مصطفی معین و بهزاد نبوی در ارتباط با اصلاحات و واکاوی ذهنیت اصلاحطلبان آورده است.
یکی از مشکلات اصلاحطلبان عدم برنامهریزی بود
سلیمی در ادامه با بیان این که میتوان گفت از مشکلاتی که اصلاحطلبان با آن مواجه بودند عدم برنامهریزی بود، اظهار داشت: هنگام بررسی یک جریان اجتماعی، این سوال در ابتدا به وجود میآید که آیا یک جریان اجتماعی را افراد به وجود میآورند و یا این که موجی است که خود به خود ایجاد شده و یک عده بر آن موجسواری میکنند که برای نمونه میتوان به سخن دانتون در جریان انقلاب فرانسه اشاره کرد. همانطور که در ابتدای کتابم نوشتهام دانتون در جایی میگوید ما در مجمع ملی مشغول بحثهای روشنفکری بودیم که شنیدیم مردم به سمت زندان باستیل در حال حرکت هستند. ما گفتیم که حرکت کنیم و در جلوی آنها قرار بگیریم تا حرکت آنها دارای رهبر باشد اما در جایی دیگر دانتون هنگامی که میخواهد اعدام شود به مردم فرانسه میگوید حرفهایی مانند برابری، برادری و مسایل این چنینی که بر اساس آن مرا محکوم میکنید را به شما یاد دادهام. پس این سوال همیشه در جنبشهای اجتماعی مطرح است که آیا جریانها به طور خود جوش پدید میآیند یا عدهای آن را سازماندهی میکنند، در مورد اصلاحات نیز باید چند نکته را مورد توجه قرار داد، یکی این که شاید حدود یک سال یا 8-7 ماه قبل از انتخابات، کسانی که بعد از انتخابات به عنوان جریان اصلاحطلب مطرح شدند برنامهای برای شرکت در انتخابات ریاستجمهوری و تشکیل دولت نداشتند و در این ارتباط دارای تردید بوددن ولی بعد از این که تصمیم گرفتند در انتخابات شرکت کنند، ابتدا به سراغ میرحسین موسوی رفتند و سعی کردند که وی را بار دیگر به صحنه قدرت بازگردانندن و این حداکثر پروژهی آنها بود. بعد از این که میرحسین موسوی نمیپذیرد این افراد به سراغ کسان دیگری میروند از جمله آقای خاتمی.
جامعه ایران گریزی جز اصلاحات ندارد
حسین سلیمی نویسنده کتاب "کالبدشکافی ذهنیت اصلاحگرایان" اظهار داشت: وقتی که گفته میشود اصلاحات یک پروسه است، یعنی این که یک سری نیازها در بطن جامعه ایران میجوشد، بالا میآید و باید به آن پاسخ داده شود و این به این معناست که جامعه ایران گریزی جز به اصلاحات ندارد. بخش عمدهای از جامعه ایران جوان، آگاه و تحصیل کرده است که میخواهد سرنوشت خود را تعیین کند. به دنبال آزادی بیان است و قصد دارد که در عرصه جریانات جهانی حضوری فعال داشته باشد. پس جامعه ایرانگریزی به جز اصلاحات ندارد.
نمیتوان با خواست یک ملت در ارتباط با اصلاحات مقابله کرد
وی ادامه داد: به همین دلیل است، کسانی که به نام اصولگرایان شناخته میشوند وقتی که وارد عرصه قدرت میشوند و روی کار میآیند از ادبیات اصلاحگرایانه استفاده میکننند و دائم سخن از مردم، آزادی، حقوق بشر و توسعه میزنند و از گفتاری استفاده میکنند که در ادبیات سیاسی اوایل انقلاب دیده نمیشده است و این گفتمان محصول اصلاحات است به همین دلیل هر جریان سیاسی که میخواهد در عرصه بماند و ادامه حیات دهد باید به گونهای خود را در ذیل گفتمان اصلاحات قرار دهد. حال با چهرهای دیگر، به گونهای دیگر و با روش دیگر، این مدرس دانشگاه با بیان این که اصلاحات از متن جامعه ایران برخاسته است به نتایج نگرش سنجی ارزشها و باورهای ایرانیان که در چند ساله اخیر زیر نظر شورای عالی انقلاب فرهنگی انجام شده اشاره کرد و گفت: حدود 60 درصد از مردم ایران به صورت دائم خواهان اصلاح سیستم سیاسی از درون هستند. وی افزود: وقتی که مردم یک جامعه خواهان اصلاحات و دگرگونی میشوند، دیگر نمیتوان با این خواست مقابله کرد و نمیتوان به خواست 60 درصد مردم بیتوجه بود. پس اصلاحات چیزی است گریزناپذیر و شکست خوردنی نیست.
اصلاحات در جامعه ایران به عنوان یک خواست شکست نخورده است.
خبرنگار ایسنا از سلیمی پرسید: با توجه به این صحبتها پس چرا فردی مانند حجاریان میگوید اصلاحات مرد و بعد از آن میگوید زنده باد اصلاحات و یا چرا شخصی مانند آقای عبدی میگوید اصلاحات شکست خورده است.
این نویسنده در پاسخ توضیح داد: آن چه که آقای عبدی میگوید شکست خورده منظور یک گروهی از اصلاحطلبان هستند که خواهان تغییرات و تحول در سطح سیاسی بودند. اگر این گرایش را به نام اصلاحات نامگذاری کنیم از نظر آقای عبدی شکست خورده است. ولی اگر اصلاحات به معنای آن چه که در بالا گفته شد معنی کنیم اصلاحات شکست نخورده است و آقای عبدی نیز به چنین شکستی معتقد نیست. چون در درون جامعه ایران این خواسته رشد کرده است و به شکلهای مختلفی خود را بروز داده است.
ادبیات اصولگرایان در انتخابات نهم اصلاحطلبانه شد
این استاد دانشگاه با بیان این که معتقد است که باید گفتار تمام کاندیداهای ریاستجمهوری را تحلیل محتوا کرد، گفت: در انتخابات نهم ریاستجمهوری هر یک از کاندیداها به نحوی از ادبیات اصلاحطلبانه استفاده میکردند. حتی ادبیات اصولگرایانی مانند خود آقای احمدینژاد، لاریجانی، قالیباف با ادبیات آقای ناطقنوری در سال 76 و ادبیات آقای توکلی در سال 80 به غایت متفاوت است و اصلا مباحث اصولگرایانه که در انتخابات قبلی مطرح میکردند در ادبیات آنها نیست. کلام و ادبیات آنها به طور کلی اصلاحطلبانه است. به نحوی که مردم در زمان انتخابات نهم به نحوی سردرگم شده بودند که کدامیک از آنها اصلاحطلب است. پس استفادهی این گونه از گفتمان اصلاحات نشان میدهد که این ادبیات زنده است و هر کسی بخواهد در عرصه سیاسی ادامه حیات دهد گریزی جز استفاده از گفتار و جهتگیری اصلاحطلبانه ندارد.
خبرنگار ایسنا در پایان از سلیمی پرسید: شما به عنوان یک تحلیلگر و استاد علوم سیاسی به چه میزان احتمال میدهید که اصلاحطلبان به عرصه قدرت برگردند.
جامعه ایرانی یک جامعه غیرقابل پیشبینی است
سلیمی در پاسخ گفت: جامعه ایرانی یک جامعه غیرقابل پیشبینی است جریانات جهانی نیز در طول تاریخ ایران تعیینکننده بودهاند. البته در طول150 سال اخیر ما شاهد تاثیر تعیینکنندهی تحولات بینالمللی در تحولات ایران نیز بودهایم. بازگشت اصلاحطلبان به نوع عملکرد دولت احمدینژاد و اینکه دولت وی به چه میزان اصلاحطلبان را به حاشیه براند و همچنین تحولات بینالمللی و نوع عملکرد و تعامل خود اصلاحطلبان بستگی دارد.
این استاد دانشگاه در پایان خاطر نشان کرد: بازسازی و بازگشت اصلاحطلبان غیرممکن نیست. البته نمیتوان این اتفاق را نیز پیشبینی کرد چون جامعه ایران غیرقابل پیشبینی است.