تاریخ انتشار : ۱۳ مهر ۱۳۹۱ - ۰۷:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۴۷۲۳۰

عطاءالله مهاجرانی
وقتی پاپ با واکنش مسلمانان روبه‎رو شد، البته بایستی پذیرفت که برخی واکنش ها به هیچ روی پسندیده و قابل دفاع نبود. آن واکنش‎ها ابزار و امکانی شد که عده‎ای بگویند به همین دلیل پاپ چنان تفسیری از اسلام داشت. خواهر لئونلا اسگورباتی راهبه‎ای 66 ساله که در بیمارستان کودکان در موگادیشو به عنوان پرستار خدمت می‎کرد، توسط دو نفر از پشت سر هدف قرار گرفت و کشته شد. لئونلا وقتی گلوله خورده بود گفته بود: «می‎بخشم». شیخ ابوبکر حسن ملیم در سومالی در خطبه‎‌ نماز جمعه، پاپ را تهدید به قتل کرد و از مسمانان خواست که پاپ را پیدا کنند و به مجازات برسانند! در کرانه غربی در شهر نابلس، عده‎ای با کوکتل مولوتف به کلیساها حمله کردند. آنها خودشان را «شیرهای توحید» خوانده بودند. جورج عواد، رهبر مسیحی کلیسای کاتولیک نابلس، با محکوم کردن سخنان پاپ گفته بود این سخنان به تعصب و جهالت دامن می زند که اثرش را در آتش زدن کلیسا می‎بینم. مسلمان و مسیحی سال‌های طولانی است که در کنار هم با دوستی و محبت زندگی می‎کنند. چرا باید سخنی گفت که بذر بی‎اعتمادی و دشمنی را در دل‎ها می‎پروراند؟
پاپ وقتی واکنش جهانی مسملانان را دید سخنی گفت که سخن او می‎تواند آغاز روشنی برای گفت‎وگوی با مسمانان، پاپ در 15 ماه می 2006 در ملاقات با اعضای شورای مهاجرت، واتیکان به ضرورت «احترام متقابل» به عنوان شرط گفت‎وگو بوده است.» چنانکه در مورد گفت‎وگوی با مسلمانان پاپ در 15 ماه می 2006 در ملاقات با اعضای «شورای مهاجرت» واتیکان به ضرورت «احترام متقابل» به عنوان شرط گفت‎وگو اشاره می کند. از سخنرانی موضوع بحث ما نیز برخی همین برداشت را داشتند. چنانکه واشنگتن پست، پس از سخنرانی پاپ از این تیتر استفاده کرد که پاپ مسلمانان را به گفت‎وگو دعوت کرد (12/سپتامبر/2006) قرآن مجید، مسیحیان، یهودیان و همه اهل کتاب را به گفت‎وگو دعوت کرده است. در دعوت قرآن زمینه و فضلای عقلانی و عاطفی گفت‎وگو به بهترین شیوه و شکل ممکن طراحی شده است.
اول، مسلمانان پیامبران دیگر ادیان ابراهیمی را به رسمیت می‎شناسند و از آنان با تکریم و تجلیل بسیار نام می‎برند. جزئیات زندگی موسی و مسیح در قرآن ذکر شده است. نکات ریز و دقیقی که در کتاب مقدس هم شبیه آن را نمی‎یابیم.
دوم: اسلام، نجات و بهشت را در انحصار مسلمانان نمی‎داند. مسیحیان و یهودیان و صابئان مومن و صالح نیز به بهشت می‎روند. (بقره 67)
نکته قابل توجهی را علامه طباطبایی در المیزان مطرح کرده‎اند. این آیه پس از گفتگوهایی که پیامبر اسلام با سلمان فارسی در مورد ادیان دیگر و شیوه عبادت آنان داشته‎اند، نازل شده است. علاوه بر آن صائبان که به روایت تفسیر قمی، نه یهودی بودند و نه مسیحی و نه زردشتی، بلکه ستارگان را می‎پرستیدند، نیز در آیه نامشان ذکر شده است. (نگاه کنید به المیزان و نورالثقلین، در ذیل آیه 62/بقره net.holyquan.www
سوم: در دعوت قرآن به گفت‎وگو و همدلی و همزیستی با اهل کتاب، به کلمه مشترکی که در بین ادیان ابراهیمی وجود دارد، تاکید شده است. این نکته از این جهت اهمیت بسیاریدارد که با تاسف و حسرت شاهدیم که گاه در بین مسلمانان با دو گایش سنی و شیعه، در برخی موارد کار به تکفیر و نزاع و حتی قتل می‎انجامد و نمونه حیرت‎انگیز آن فتواهایی بود که علیه حزب‎ا...، آن هم درست در شرایط نبرد با ارتش اسرائیل روی داد. قرآن می‎گوید در میان ما کلمه مشترک وجود دارد. کلمه توحید. «قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا ا... و لا نشرک به شیئا و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون ا... فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون» (آل عمران/64) گویی آیه می خواهد یک حرکت اجتماعی براساس توحید را سامان دهد. هر دو واژه «تعالوا» و «کلمه سواء» نشان می‎دهد که سخن قرآن صرفا یک بحث نظری نیست. سخن بر سر هماهنگی موحدان است و این هماهنگی وقتی میسر می‎شود که : اولا در میان آنان محور مشترکی انتخاب شود و ثانیا هیچ گروهی نه مسلمان و نه مسیحی یا یهودی در صدد اعمال اراده خویش برنیاید و نخواهد بر دیگری سروری کند. سخن خویش را حقیقت ناب و سخن دیگری را بری از حقیقت نینگارد. بهشت را ویژه یک گروه نپندارد. به قول اسقف توتو، خداوند کاتولیک نیست.
چهارم: همکاری مسلمانان و مسیحیان و یهودیان متاله و مومن بیش از همیشه یک نیاز جهانی است، به ویژه در جهان غرب که از پایان دین و الهیات سخن گفته می‎شود.. بحث و گفت‎وگوی بین دین و الهیات می‎تواند به مصلحت همه ادیان ابراهیمی باشد تا از گنجینه معارف یکدیگر باخبر شوند و برای دنیایی که بیش از هر وقت دیگری قربانی خشونت و آدم‎کشی است، راه رستگاری پیدا کند. به جای دامن زدن به دشمنی با مسلمانان و تحقیر باور آنان و اهانت به مقدسات آنان. و اعلام خطر نسبت به حضور آنان، مثل واکنش غریب کشیشی که خود را آتش زد یا مقاله‎ای که »نشنال رویو» نوشته بود با عنوان «مسلمانان دارند می‎آیند... مسلمان دارند می‎آیند...»(19/نوامبر/1990) باید به سخن مسلمانان بیعنی بش از همه به صدای اسلام که قرآن مجید است، گوش سپرد. خوشبختانه نتیجه طبیعی برخوردهای اهانت‎آمیز، جست‎وجوگری بیشتر برای شناخت اسلام است، به تناسب اینکه به اسلام و پیامبر اسلام ناسزا گفته می‎شود، وجدان‎های پاک و منصفی در جهان مسیحیت، با این پرسش مواجه می‎شوند که چرا؟ تیراژ قرآن در پنج سال گذشته با سال‎های پیش از آن افزایش بسیاری یافته است. کتاب‎هایی که در مورد پیامبر اسلام نوشته شده بود تجدید چاپ شدند و کتاب‎های تازه‎ای نوشته شده بود تجدید چاپ شدند و کتاب‎های تازه‎ای نوشته شد. صد سال پیش از آنکه امپراتور مانوئل دوم به پیامبر ما اهانت کند و کارنامه او را شرارت و اموری غیرانسانی بداند، در همان منطقه در قونیه، جلال‎الدین مولوی انگار مثل آینه آینده را می‎دید. از زبان خداوند با پیامبر سخن می‎گوید. سخن او ختام مسک این مقاله‌ها هم هست.
مصطفی را وعده داد الطاف حق
گر بمیری تو نمیرد این سبق
من تو را اندر دو عالم رافعم
طاعنان را از حدیثت دافعم
رونقت را روز روزافزون کنم
نام تو بر زر و بر نقره زنم
من مناره پر کنم آفاق را
کور گردانم دو چشم عاق را
ای رسول ما تو جادو نیستی
صادقی هم خرقه موسیستی
هست قرآن مر تو را همچون عصا
کفرها را در کشد چون اژدها
فلسفی و آنچه پوزش می‎کند
قوس نورت تیردوزش می‎کند...
ورای عقلی که پاپ می‎گوید. ورای پیوند ایمان با عقل، مرتبه دیگری است. پیوند ایمان با عشق، که سخن دیگری است؛ و در این نوشته صرفا با نگاه پاپ که می‎خواهد بین ایمان و عقل پل بزند؛ نگریستم و: «نه هر کوورقی خواند معانی دانست.»