تاریخ انتشار : ۳۰ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۴۷۲۷۸

در سال‌های 2006- 2005، 12 میلیون و 700 هزار انگلیسی در فقر نسبی به سر می‌بردند که این رقم در مقایسه با دوره 2005- 2004، 600هزار نفر افزایش داشته است. این افزایش در میزان فقر نسبی برای نخستین بار پس از سال 97- 1996 رخ داد و به دوره طولانی کاهش فقر که از سال 1961وجود داشت پایان داد. این رشد در فقر نسبی نتیجه مستقیم رشد اندک درآمدهای پائین میان سال‌های 2006- 2004 است.

با توجه به آمار و ارقام موجود می‌توان دریافت نرخ فقر پس از اضافه کردن هزینه‌های مسکن در انگلیس بیشتر می‌شود، زیرا افراد با درآمد کم، قسمت بیشتری از درآمد خود را صرف هزینه‌های مسکن می‌کنند. در حالی که شاخص‌های فقر در طول دهه 1980 به طور قابل توجهی کاهش یافتند، این کاهش در اوایل دهه 1990کند شد و در اواسط دهه مذکور متوقف گردید و بعد روند منفی در پیش گرفت تا این که آخرین آمار نشانگر پایان دوره کاهش فقر است. بدین صورت که از سال 2006- 2004 فقر 1/1 درصد افزایش داشته است.

در مورد فقر شدید در انگلیس باید گفت بر اساس داده‌های منتشر نشده وزارت کار انگلیس یکی از گزارش‌های اخیر حزب کارگر در مورد فقر شدید، حاکی از افزایش فقرا در دوره‌های 95- 1994 و 2004- 2003 است. فقر شدید به معنای زندگی با درآمدی کمتر از 40 درصد درآمد متوسط جامعه است. همچنین احتمال دچار شدن به فقر شدید با افزایش اندک از 4/8 درصد در سال‌های 95- 1994 به 7/8 درصد در سال‌های 2006- 2005رسیده است.

این جریان‌ها به معنای ناکامی راهبردهای دولت انگلیس به منظور کمک به فقیرترین افراد جامعه است. از سوی دیگر به طور قطع کاهش نسبت قبلی درآمدهای این افراد در مقایسه با درآمدهای دیگر مردم جامعه، نتیجه مستقیم سیاست دولت است. برای مثال درآمد یک فرد مجرد و بدون فرزند بالای 25 سال از حدود 39درصد درآمد میانگین جامعه در سال‌های 97- 1996 به 31 درصد در سال‌های 2006- 2005 رسیده است و برای زوج‌های انگلیسی که در فقر شدید به سر می‌برند این رقم از 36 درصد به 29 درصد رسیده است.

از سوی دیگر به خاطر ماهیت ثبت آمار فقر که معمولاً به دوره‌ای کوتاه می‌پردازد، دسته‌ای از مردم که معمولاً فقیر نامیده نمی‌شوند، منابع درآمدی کمی دارند. برای مثال بخش عمده‌ای از افرادی که خود اشتغال هستند در پائین‌ترین حد درآمد به سر می‌برند.

رشد فقر در کودکان

در این بخش گذری بر وضع فقر میان گروه‌های مورد هدف سیاست‌های فقرزدایی دولت کارگری انگلسی یعنی کودکان، مستمری‌بگیران و بزرگسالان شاغل خواهیم داشت. در این رابطه با در نظر گرفتن 60 درصد درآمد میانگین جامعه به عنوان خط فقر شاهد افزایش فقر نسبی در سال‌های 2006- 2004 در میان کودکان و بزرگسالان هستیم. حال باید دید تغییر در میزان فقر در سال‌های اخیر چه تاثیری بر برداشت از عملکرد دولت انگلیس در رابطه با کاهش فقر دارد.

افزایش فقر در سال‌های 2005 و 2006 تأثیر کمی بر برداشت عمومی از عملکرد دولت دارد. در طول دور اول حکومت حزب کارگر، میزان فقر به طور کلی 1/2 درصد کاهش یافت، این کاهش در طول دور دوم حکومت حزب مذکور با کمی سرعت گرفتن به 6/2 درصد رسید. همچنین فقر میان کودکان و مستمری‌بیگران میان دو دوره مذکور کاهش یافته است ولی در مورد بزرگسالان شاغل، فقر به طور منظم کاهش نیافته است، زیرا این دسته از افراد که در عین داشتن شغل، درآمد کمی دارند مورد توجه سیاست‌های فقرزدایی دولت فعلی نبوده‌اند. اگر چه احتمال درگیر شدن این دسته با فقر کمتر است ولی احتمال رویارویی با فقر در این دسته از افراد در سال‌های 2006- 2005 افزایش یافته و هم اکنون احتمال آن نسبت به سال‌های 97- 1996 یعنی هنگام روی کار آمدن دولت بلر بیشتر شده است.

بیشتر درآمد کسانی که در شرایط نزدیک به خط فقر زندگی می‌کنند از محل اعتبارات دولتی تأمین می‌شود و بنابراین تغییرات صورت گرفته در این اعتبارات، نقش مهمی در میزان فقر نسبی دارد. آمارهای نشان‌دهنده رابطه میان اعتبارات دولتی اختصاص یافته به افرادی که نزدیک خط فقر زندگی می‌کنند و میزان فقر در این افراد، حاکی از آن است که افزایش اعتبارات و هزینه‌های دولت در دوره 2006- 2005 در مورد بیشتر خانواده‌های فقیر در مقایسه با سال قبل اندک بوده است و در مورد خانواده‌های دارای فرزند، برای نخستین بار از سال 1998 افزایش این اعتبارات کمتر از رشد خط فقر بوده است.

همچنین از سال 2002- 2001 رشد حداکثری هزینه‌های در نظر گرفته شده برای خانواده‌های مستمری‌بگیری که درآمد مشخصی ندارند به حد رشد خط فقر رسیده است.

اگرچه عوامل دیگری نیز درآمد افراد نزدیک به خط فقر را متأثر می‌سازد ولی رشد فقر در کودکان عملاً در سالی رخ داده که شاهد کاهش اعتبارات دولتی اختصاص یافته به این افراد بوده‌ایم.

در ادامه این نوشته به فقر میان کودکان، مستمری‌بگیران و بزرگسالان شاغل بیشتر می‌پردازیم. در مورد فقر میان کودکان باید گفت تعداد کودکانی که در دوره 2006- 2005 در انگلستان در فقر به سر می‌بردند 3 میلیون و 800 هزار نفر بود که نسبت به دوره 2005- 2004، 200هزار نفر یا 4/1 درصد افزایش داشته است. این امر با توجه به سابقه 6 سال موفقیت در کاهش فقر میان کودکان غیرمعمول است. برای درک چرایی افزایش مذکور از سال 2004 باید ترکیب تغییر در میزان فقر را مورد نظر قرار داد. بر اساس آمار موجود، ‌عمده افزایش فقر در کودکان به خاطر آثار پیشامدی و اتفاق است. به عبارت دیگر افزایش فقر به دلیل افزایش ریسک فقر برای خانواده‌های گوناگون بوده است. برای مثال میان تغییر در فقر کودکان در خانواده‌های دارای پدر و مادر و خانواده‌های دارای یکی از این 2 نفر، اختلاف واضحی وجود دارد. افزایش فقر در دوره 2006-2005  عمدتاً به دلیل افزایش خطر فقر برای کودکان در خانواده‌های دارای پدر و مادر است مگر در مواقعی که هر دوی والدین شاغل باشند. همچنین میزان فقر کودکان در خانواده‌هایی که فقط یکی از والدین در آنها حضور دارند روند منفی دارد و به طور کلی احتمال این که این کودکان با فقر مواجه شوند بیشتر است.

در دوره 2 ساله 2005- 2004 فقر در میان کودکانی که در خانواده‌هایی با هر دو والدین زندگی می‌کردند 57 درصد بود ولی این درصد در سال 2006- 2005 به 60درصد رسید. این در حالی است که هدف دولت برای کاهش فقر کودکان در دوره 2005- 2004 کاهش میزان آن به یک چهارم سطح فقر کودکان در دوره 99- 1998 بود ولی این هدف محقق نشده است. زیرا برای تحقق آن باید آمار کودکانی که در فقر به سر می‌برند 300هزار نفر کاهش می‌یافت. همچنین افزایش فقر در کودکان میان سال‌های 2006- 2004 نشانگر دست نیافتن دولت به اهداف سال 2004 خود، یعنی کاهش 400 هزار نفری تعداد کودکان فقیر تا زمان حال است.

دولت کارگری انگلیس علاوه بر هدف بالا، بر آن است که فقر کودکان را در دوره 11- 2010 به نصف میزان فقر در این گروه از افراد به نسبت سال 99 -1998 برساند. پیشرفت در این هدف با استفاده از این معیارها اندازه‌گیری می‌شود: معیار اندازه‌گیری فقر نسبی و کامل و معیار اندازه‌گیری محرومیت از امکانات مادی. از سوی دیگر باید گفت بر اساس تعاریف صورت گرفته از فقر (داشتن درآمد کمتر از 60 درصد، حد متوسط جامعه) تعداد کودکان فقیر در انگلیس میان سال‌های 5- 2004 افزایش یافته و به 2 میلیون و 800 هزار نفر رسیده است. این امر در تناقض با سیاست دولت انگلیس در کاهش 50 درصدی فقر کودکان تا سال 2011 است، زیرا برای تحقق آن باید تا سال 2006 سالانه 600 هزار نفر (17 درصد) کاهش می‌یافت و در 5 سال باقی مانده تا سال 2011 هم باید جمعاً 1 میلیون و 100 هزار نفر کاهش یابد. یعنی در 5 سال آینده فقر کودکان باید سالانه 200 هزار نفر کاهش یابد.

برای تحقق هدف دولت انگلیس در کاهش 50 درصدی فقر کودکان تا سال 2011 تنها با تداوم افزایش هزینه‌ها در این باره یعنی حدود 5/4 میلیارد پوند است که شانس 50-50 برای حصول این هدف وجود دارد. ولی بودجه سال 2007 انگلیس تغییرات بسیاری برای هزینه‌های دولت در فقرزدایی را موجب می‌گردد و بر اساس برآوردهای انجام شده، تعداد کودکان فقیر در سال 2011- 2010، 800 هزار نفر بیش از میزان پیش‌بینی شده در برنامه دولت خواهد بود.

اکنون روشن است که هزینه‌های دولت در بخش مبارزه با فقر کودکان تنها در صورتی محقق می‌شود که برنامه‌ای سختگیرانه برای بازبینی بر هزینه‌های صحیح در بخش‌های خدمات عمومی مثل بهداشت، دفاع، حمل و نقل و حمایت از محیط زیست اجرا شود. سناریوی دیگر این است که دولت تأمین هزینه‌ها برای کاهش فقر را به سال‌های آینده موکول کند. با این کار دولت عملاً به برنامه‌های خود در مورد کاهش فقر کودکان عمل نکرده است.

خروج مستمری‌بگیران از دایره فقر

در حالی که در سال‌های اخیر شاهد گسترش فقر میان بیشتر مردم انگلیس بوده‌ایم، فقر میان مستمری‌بگیران و بازنشستگان در دوره 2006- 2005، 6/0 درصد کاهش یافته است. هم‌اکنون 1 میلیون و 800 هزار نفر مستمری‌بگیر در فقر به سر می‌برند. قابل ذکر است نرخ فقر میان این دسته از افراد 17 درصد است که از نرخ فقر 22 درصدی میان گروه‌های آسیب‌پذیر دیگر جامعه انگلیس کمتر است.

جالب توجه است که فقر مستمری‌بگیران در طول سال‌های اخیر به سرعت کاهش یافته به طوری که با کم شدن فقر این افراد به میزان 12 درصد، بیش از یک سوم این افراد از زمان سال‌های 97- 1996 از دایره فقر خارج شده‌اند. گفتنی است که این کاهش عمدتاً در دور دوم حکومت حزب کارگر صورت گرفته است.

افزایش فقر نسبی

فقر میان انگلیسی‌های شاغل از سال 1996 تغییر کمی داشته است. با این حال بر اساس آخرین آمارها 4 میلیون انگلیسی فاقد فرزند در فقر به سر می‌برند که نشانگر افزایش چشمگیر 300 هزار نفری در آمار این افراد است. نرخ فقر در این دسته از فقرای انگلیسی هم‌اکنون 5/17 درصد است که بالاترین رکورد نرخ فقر میان افراد شاغل فاقد فرزند از 1961 است.

آمارها نشان می‌دهد افزایش اندک در فقر نسبی میان افراد مجرد شاغل در طول دوره مورد بررسی نتیجه 2 عامل بوده است:

افزایش اشتغال منجر به بررسی فقر میان خانواده‌هایی شده که افراد بالغ آن به کار اشتغال دارند ولی قبلاً خانواده‌هایی مورد توجه بود که افراد بالغ آن بیکار بودند. آثار پیشامدهای ناگهانی بر افزایش فقر موجب مواجه شدن بیشتر خانواده‌ها با خطر فقر نسبی شده است. این امر بویژه در خانواده‌هایی که فقط یکی از زوجین مشغول کار دائم است برجسته‌تر است.

رشد فقر مطلق

همه آمارهای مربوط به فقر در انگلیس تا اینجای این نوشته مبتنی بر برآوردهای نسبی او فقر بوده‌اند، به این معنا که معیارهای فقر و حد تعیین خط فقر هر سال با توجه به رشد درآمد میانگین جامعه تغییر کرده است. بنابراین خط فقر مورد نظر که در دوره 97- 1996، به میزان 60 درصد میانگین درآمد جامعه بود هم اکنون با شاخص‌های زندگی در انگلیس هماهنگی ندارد، در نتیجه در صورت در نظر گرفتن 60 درصد از میانگین درآمدهای جامعه برای محاسبه جمعیت زیر خط فقر، افرادی که زیر این خط قرار می‌گیرند، دچار فقر مطلق خواهند بود. بر این اساس 7 میلیون و 400 هزار نفر یعنی 6/12 درصد جمعیت انگلیس در فقر کامل به سر می‌برند. این رقم در مقایسه با آمار دوره دو ساله 2005- 2004، 400 هزار نفر افزایش داشته است. در واقع تغییر سالانه فقر مطلق و افزایش آن از سال 2004 تا 2006 غیرمعمول بوده است.

همچنین در سال‌های 2005 و 2006 شاهد افزایش اندک فقر کودکان به میزان 4/0 درصد بوده‌ایم. اگر چه این رقم و ارقام مشابه با آن عدد صفر فاصله زیادی ندارند و شاید از نظر بسیاری افراد قابل توجه نباشند ولی این افزایش اندک میزان فقر غیرمعمول است زیرا برای مثال برای نخستین بار است که از 1992 با افزایش فقر در کودکان روبرو هستیم. در مورد مستمری‌بگیران و بازنشستگان هم با افزایش 2/0 درصد میزان فقر مطلق روبرو بوده‌ایم. همچنین افزایش فقر مطلق بیش از همه در مورد انگلیسی‌های فاقد خانواده و شاغل رخ داده است، احتمال فروغلتیدن آن دسته از افراد در فقر مطلق 9/0 درصد افزایش داشته است.

با توجه به این امر که سال 2006 نخستین سالی نبوده که افراد مذکور از 1996 یعنی زمان روی کار آمدن دولت کارگری انگلیس با افزایش میزان فقر مطلق مواجه شده‌اند.