محمد قبادی
نظر به این حقیقت که در میان ادیان الهی، اسلام و مکتب کامل و حیاتبخش نبوی(ص) به دور از هرگونه تحریف و کاستی زمانه از گذشته تاکنون همواره توانسته است در بعد فردی و اجتماعی انسان و جامعه انسانی تند را از میان بادهای انحراف و التقاط نجات داده و سلامت روحی و اجتماعی انسان را به معنای حقیقی و کامل آن تضمین نماید، خشم و کینه خناسان و معارضان با این مکتب الهی را برانگیخته و از گذشت با شگردهایی و در حال حاضر با شیوههای دیگری درصدد جلوگیری از رشد و گسترش اسلام ناب برآمدهاند.
از جمله شگردها و ترفندهای دشمنان در این راستا بروز و ظهور تفکرات، نحلهها و مکاتب به اصطلاح عرفانی یا به تعبیر عرفانی یا به تعبیر دیگر «عرفانهای کاذب و دروغین» است که با بهرهبرداری ابزاری و ناقص از دین و ایجاد انحراف فکری در میان جامعه اسلامی درصدد دستیابی به اهداف پلید خود و اجرای آن هستند. در شرایط کنونی که گرایش شدیدی به سمت اسلام در جایجای عامل به وجود آمده و ایران اسلامی پس از وقوع انقلاب کانون بیداری اسلامی شده، با سرمایهگذاری عظیم دستگاههای نظام سلطه جهانی شاهد ظهور مسلکها و گرایشهای غلطی هستیم که در درون جامعه اسلامی به دنبال آن تور انداختن افراد و مجموعههای مذهبی هستند.
«دینسازی» و «مسلکسازی» در جوامع اسلامی، بدون تردید، در شرایط کنونی یکی از ابعاد مختلف تهدید دشمن است که در میان مسوولان و دستاندرکاران فهیم نظام اسلامی و دیدهبانهای حفاظت از حریم ایمانی و فکری جامعه دینی، آگاهسازی و شناخت شگرد جدید دشمن و راههای مقابله مناسب با تهدید فوق را به صورت جدی و موثر طلب میکند.
ریشههای ظهور و گسترش عرفانهای کاذب
پدیده نوظهور عرفانهای کاذب و مسلکسازی عرفانی و جذب عدهای که عمدتاً با انگیزههای معنوی و اصلاحی و خودسازی وارد محافل فوق میشوند نیازمند ریشهیابی و بررسی علل و عوامل آن است. اگر عوامل موجد این پدیده به خوبی مورد شناسایی قرار بگیرند و ابعاد پنهان و آشکار آن به واقع بررسی و پیگیری شود قطعاً از آثار و عوارض آن کاسته شده و نهایتا از رشد و گسترش آن جلوگیری به عمل خواهد آمد.
ریشههای پدیده مزبور در دو دسته کلی داخلی و خارجی تقسیمبندی میشوند:
الف ـ عوامل داخلی
1ـ دور نکردن پیرایهها از اسلامی نبوی(ص) و عدم معرفی دقیق و کامل اسلام ناب توسط صاحبان تفکر دینی به آحاد مردم به ویژه نسل جوان از طرق و ابزارهای گوناگون فرهنگی.
2ـ بیتوجهی دستگاههای مسئول فرهنگی و دینی در شناسایی مکتبهای انحرافی و التقاطی دینی و معرفی آنها و تلاش هماهنگ و سازمان یافته جهت مقابله احسن با این پدیده.
3ـ پایین و نازل بودن سطح مطالعات دینی و فکری جامعه.
4ـ عدم وجود حساسیت لازم در ارتباط دادن ریشههای پدیده مزبور به دخالت بیگانگان.
5ـ وجود افراط و تفریط در برخی افراد و تشکلهای مذهبی و دینی و هدایتگر مذهبی مردم در اجرای برنامهها و مراسمات مذهبی و دینی.
6ـ بهرهبرداری ابزاری برخی افراد و محافل مذهبی و دینی از استقبال عمومی مردم مسلمان از جلسات مذهبی و عدم برخورد فرهنگی و مناسب با این اقدامات.
7ـ آزادی بیحد و حصر محافل عرفانی منحرف و سوءاستفادههای فکری، دینی، اخلاقی سران این محافل از پیروان و اعضای خود.
8ـ نقش و فعالیت برخی روشنفکران در محافل عمومی و فرهنگی در حمله به اسلام و ایجاد تشکیک در مبانی اسلامی به ویژه عرفان صحیح اسلامی و ترویج اسلام سکولار و فردمحور.
چنانچه با پدیده عرفانهای کاذب به عنوان تهدید و از زاویه آسیب جدی در درون جامعه اسلامی با نگاهی عمیق و همهجانبه نگریسته شود و نظام اسلامی و دستگاههای حکومتی با بررسی جامعه نحوه رفتار و وظیفه خود را در معرفی اسلام از یک سو و افشای جریانها و مکاتب به اصطلاح عرفانی و منحرف از سوی دیگر به خوبی تعریف نمایند و به نسبت اهمیت آن سرمایه لازم را برای هدایت آحاد جامعه اختصاص دهند قطعاً عوارض آن به حداقل میرسد و دشمن نخواهد توانست به مجموعه اهداف و نیابت پلید خود دست یابد.
ب: عوامل خارجی
1ـ مقابله با اسلام ناب و جریانهای بیداری اسلامی و تلاش در جهت معرفی اسلام درونگرا و متحجر.
روند گسترش اسلام در جهان و گرایش عمومی بشریت به ویژه جوانان در کشورها به سمت معنویت و هدایت الهی که حساسیت دستگاههای نظام سلطه جهانی را برای جلوگیری با این روند باعث شد و به دنبال معرفی تفکرات به ظاهر مذهبی و استفاده از ابزار دین علیه دین و مذهب علیه مذهب هستند. «آلوین تافلر» نویسنده و نظریهپرداز مشهور آمریکایی با هشدار نسبت به بیداری دینی و معنوی در سراسر جهان میگوید: آنچه که سیاستمداران غربی را باید به تکاپو و اقدام هدایت نماید همانا گرایش و موج عظیم گرویدن به سمت معنویت به ویژه در اروپا و آمریکاست که در این میان بیشترین اقبال را از خود نشان میدهند.
اگر در گذشته استعمار در جوامع اسلامی برای تداوم سلطه خود و جلوگیری از بیداری مسلمانان اقدام به ایجاد و تاسیس مذاهبی دروغین و تفکرات انحرافی مانند وهابیت، بهائیت، صوفیگری و دهها مسلک دیگر میکرد و پیرایههایی به اسلام ناب وارد کرده و سیاست دوری از اجتماع و دولت را از نگاه اسلامی و با محوریت آن دنبال مینموده است در حال حاضر نیز با پیچیدگیها و صرف سرمایهگذاریهای کلان علمی، آموزش رسانهای و تبلیغاتی و سیاسی طرحها و ایدههای جدیدی را پیگیری میکند.
دانشگاه الازهر مصر در تحقیق اخیری که انجام داده اعلام مینماید که هم اکنون ده هزار سایت اینترنتی سرگرم فعالیتهای تخریبی علیه اسلام و مسلمانان هستند که میزان هزینه اختصاصی یافته برای این سایتها بالغ بر یک میلیارد دلار در سال است و این در حالی است که تعداد سایتهای اسلامی حدود دویست سایت است و با اختصاص بودجهای حدود یک میلیون دلار در حال فعالیتند. برخی سازمانهای صهیونیستی جزو نخستین نهادهای راهاندازی سایتهای ضد اسلامی هستند که رویکرد اصلی آنها جسارت و توهین به پیامبر اکرم(ص)، خدشه به قرآن کریم، نگارش سورهها و آیاتی شبیه آیات قرآن کریم است که آکنده از هرزهگویی و عقدهگشایی به اسلام و مسلمانان است.
محمد شجاعی نویسنده کتاب «شیعه، عزادار حقیقی» مینویسد: سازمان جاسوسی آمریکا «سیا» مبلغ چهل میلیون دلار برای فروپاشی و تیر خلاص با تشیع هزینه کرده تا ابتذال جلسات مداحی و مذهبی را از طریق عوامل خود نماید. رواج و گسترش مداحیهای مبتذل توسط برخی مداحان بیسواد شهرتطلب و سودجو با استفاده از آهنگها و ترانههای مبتذل در بعضی مراسم عزاداری فعلی و در برخی محافل و نقاط را بیتردید باید در طراحی آمریکا انگلیس و صهیونیسم جستجو کرد.
استفاده از به اصلاح روشنفکرانی همچون سروش در تکشیک و تردید در مبانی و ادعیه وارده از ائمه معصومین(ع) ـ چنانچه اخیراً زیارت جامعه کبیره را که منسوب به امام جواد(ع) میباشد جعلی خوانده و به عنوان مرامنامه شیعیان غالی معرفی مینماید ـ نیز از شیوهای جدید دشمن است.
فعالیتهای انجمن حجتیه به عنوان یک گروه به ظاهر مذهبی و دینی و تبلیغات این گروه با تفکرات و اعتقادات انحرافی و متحجرانه، گسترش فعالیتها تالیفات افرادی مدعی ارتباط با امام زمان(عج) و گروههای منحرف در این داستان مثل تالیفات سید حسن ابطحی و فردی که به نام سید حسنی خود را نماینده امام زمان(عج) معرفیکرده و با دستورات و القای اذکار خودساز به برخی افراد سادهلوح به دنبال اهداف و نیات زشت و ضد دینی و شیعی میباشد، تحرک فوقالعاده و هماهنگ برخی گروههای صوفیه در قضیه حوادث قم، حرکتهایی مانند قمهزنی و ترویج آن به عنوان اقدامی که چهره اسلام و شعیه را نزد جهانیان مشوه کرده و زمینه تهاجم و تقابل علیه ارزشهای معنوی و عزاداریهای سالار شهیدان امام حسین(ع) و یاران وفادار آن حضرت را فراهم کرده و دامن میزند. راهاندازی و حمایت گروههای سلفی و ضد شیعی مانند انصارالاسلام، توحید جهاد، جندالله و... توسط دستگاههای استکباری و تشریح فعالیتهای این گروهها در ایران اسلامی (!) و دیگر کشورهای اسلامی نیز حلقهای از زنجیر شگردها، توطئهها و برنامهریزیهای حساب شده دشمن علیه جهان اسلام تشیع میباشد.
2ـ تحریف مفاهیم اسلامی به سمت گرایشی انزواطلب، منفیگرا و جامد صوفیگرا در راستای منافع و مصالح دشمنان اسلام و تشیع از علل عمده بروز و ظهور پدیده نامیمون مسلکهای عرفانی کاذب است.
معرفی اسلام به عنوان یک مکتب تک ساختی و یک بعدی به ویژه در حوزه عرفان با هدف دور کردن جوامع اسلامی و مسلمان از تعیین سرنوشت خود از مهمترین اقدامات دشمنان بوده و هست. هر چند ناآگاهی درونی جامع از عمق اسلام و نقش و حمایت خلفا، سلاطین و حکام در دورانهایی که این گرایشات کاذب در گذشته تاریخ کشور ما ظهور و بروز کرده نیز بیتاثیر نبوده است.
«تصوف» و «صوفیگری» و ظهور این پدیده در جامعه ما به لحاظ حوزه تاثیر آن از گذشته تا به حال و اقتباس برخی گروهها و محافل عرفانی کاذب و دروغین امروزی از این نحله فکری و دینی از جمله مهمترین اینگونه گرایشات و رویکردهای به ظاهر دینی است. بررسی علل پیدایش این پدیده و آشنایی اجمالی با مهمترین اصول فکری صوفیگری و عرفانگرایی ناقص، ما را در شناخت آنان و تلاش برای دریافت اسلام کامل و حقیقی و ایجاد انسانی کامل و جامعهای نمونه مبتنی بر اسلام ناب و شیعه ولایی کمک میکند.
به لحاظ تاریخی علل پیدایش صوفیکری را عدهای به هندوها به عنوان زادگاه تصوف و سپس انتقال آن به دیگر مناطق و نفوذ در جوامع و فرهنگهای دیگر به ویژه حوزه فرهنگی ـ سرزمینی ایران میدانند. آئین بودایی که جهان را سراسر رنج و سختی و عذاب میداند ریشه این سختیها را آرزوها و خواهشهای نفسانی برشمرده و تنها راه رها شدن از علایق و وابستگیهای مادی و دنیوی و تنها وسیله سعادت را دوری از دنیا میداند و مدعی است انسانها جز ترک آرزوها و ریاضتکشی و دست کشیدن از خوشیهای زندگی راه نجات دیگری ندارند، لذا انقطاع از جهان مادی از راه ریاضت و تمرینهای جانفرسای عرفانی منفی را تنها طریق سعادت میداند.
عدهای دیگر ریشه تصوف را برگرفته از تفکرات و اندیشههای یونانیان میدانند. کلبیون و رواقیون از جمله فلاسفه یونانی بودند که تنها راه سعادت و تصفیه دل و باطن را ترک همه لذات، شهوات و پشت پا زدن به همه درخواستها و رهایی از همه قیود میدانستند.
عدهای تصوف را در ارتباط با تعالیم کنفوسیوسی و دیگر حکمای چینی دانستهاند زیرا در تعالیم کنفوسیوسی محور اساسی در تربیت انسان و ساخت زندگی او ترک دنیا و اجتناب از کار و تلاش و تحصیل میباشد.
بعضی دیگر تصوف اسلامی را ناشی از تعالیم مسیحیت و رهبانیت مسیحی دانستهاند، یعنی زهد اسلامی با رهبانیت دیرنشینان مسیحی که مبتنی بر گوشهگیری و ترک زناشویی و علایق دنیوی بوده، در هم آمیخته و از صورت زهد واقعی اسلامی خارج گردیده است.
حمایت خلفا و سلاطین و حکام از تصوف به سبب اینکه همواره خواهان رهایی از قیود دینی بودند، بیآنکه متهم به مخالف با آن باشند و تحولات روزگار به ویژه پس از هجوم وحشیانه مغولها که انبوه مسلمانان مصیبت دیده و غارت شده را به سوی خانقاها روانه ساخت و نیز در زمانی که اختلافات بر جهان اسلام سایه افکنده و مسلمانان با سرخوردگی به دنبال جمعآوری مال و منال و تجمل بودند، همه و همه مایه و ریشه رشد این پدیده در جهان اسلام به ویژه در میان برخی از شیعیان گردیده است. آنچه مسلم است این اختلاط و درهم آمیختگی فرهنگی و مذهبی و انتقال از جوامع دیگر به جامعه اسلامی، زهد اسلامی افراطی و با تصوف را رواج داده است.
آقای هاشمیمعروفالحسنی معتقد است: «نخستین هدف از دعوت به تصوف و زهد افراطی اسلامی تحریف مفاهیم اسلامی به منظور صرفه و صلاح دشمنان اسلام بود تا آن را به صورت دعوتی انزوا طلب و منفیگرا و جامد درآورند و در نتیجه چنان که صوفیان میفهمند و دشمنان ادیان ادعا میکنند دین افیون ملتها باشد؛ همانهایی که به ادیان و اسلام از دریچه تصوف و از خلال رفتار کسانی مینگرند که خود را در لباس دین پنهان داشته و به نام آن سخن میگویند و در همین حال با دشمنان ادیان و انسانیت داد و ستد و همکاری میکنند.»
مرحوم شهید آیتالله مطهری(ره) میگوید: «در مکتب تصوف، جهاد با نفس، تن به دنائت و پستی دادن است برای اینکه نفس را رام و ذلیل کرده از فرمان دادن بازدارند. عزت مومن در این مکتب وجود ندارد. در مراسمی که سالک باید به شیخ و استاد خود خدمت کند آن استاد به سالک فرمان میدهد که کارهایی را که خیلی پست و نی است انجام دهد(!).
داستان ابراهیم ادهم که از مشایخ تصوف است جالب است که چگونه برای نفس کشی عزت نفس خود را پایمال میکند، اسلام به هیچ وجه مجاهده با نفسی را که انسان تن به خواری بدهد، قبول ندارد.
اسلام و روح حاکم بر دستورات اسلامی ضامن مذمت دنیا ـ و نه ترک آن که منشاء گناهان است ـ انسان را به کار و کوشش، تشکیل خانواده، کسب دانش و توجه به کلیه شوون زندگی و حفظ تعادل در امور دنیوی و اخروی ترغیب کرده است.
عرفان حقیقی اسلامی و دوری از هرگونه بدعت در دین
اسلام به عنوان دین کامل و جامع برای همه امور دنیوی و اخروی و به دور آن هر گونه دستورات و احکام افراطی و تفریطی از سوی خداوند تبارک و تعالی برای سعادت بشر و هدایت او به سمت کمال الهی آمده است. در اسلام هرگز «نومن ببعض و نفکر ببعض» پذیرفته نشده است. انسان کامل از نگاه دقیق اسلام یک شخصیت جامعالاضداد است و به فرموده امام علی(ع) یک سالک الی الله «قد احیی عقله و امات نفسه» عقل خود را زنده کرده است و نفس خود را میرانده است.
در عرفان حقیقی اسلامی، عارف و سالک و زاهد واقعی کسی است که «التابعون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون» باشد که اینها همه جنبههای درونی است. بعد میفرماید: «الا مرون بالمعروف و الناهون عنالمنکر». فوراً جنبههای جامعهگرایی را مطرح میکند؛ به عبارت دیگری هر عمل عبادی و معنوی باید از سوی شارع مقدس تشریح گردد.
کیفیت و کمیت آن باید مستند به احکام الهی باشد و کسی نمیتواند طریقهای برای عبادت خدا و گرایش بدعتگونه غیر از آنچه که در کتاب و سنت وارد شده است وضع کند و یا نفس خود را بدون دستورات و نص صریح الهی و سنت نبی مکرم اسلام(ص) و ائمه هدی(ع) دچار آزار و اذیت کند که در این صورت قطعاً بدعتگذار مورد لعن خداوند قرار خواهد گرفت. ایجاد و ترویج تفکرات و گرایشات به ظاهر دینی و معنوی با هدف عوامفریبی در جهت کسب منافع و مطالع شیطانی و ایجاد افتراق و جدائی در وحدت بین جامعه اسلامی بر محور اصول و فروع تغییرناپذیر دینی و شرعی نیز که از سوی دشمنان اسلام و یا از روی نادانی در جامعه اسلامی ما ترویج میگردد و به نام دین و معنویت و ارتباط با ائمه معصومین(ع) به ویژه حضرت ولی عصر(ع) دکان القائات انحرافی عدهای از این سنخ و قماش قرار میگیرد. از اسلام اصیل و سیره و سنت معصومین(ع) دور بوده و قطعاً سرنوشتی جز بدبختی، ظلمت و گمراهی، انحراف و التقاط و بهرهبرداری عدهای خناس و شیطان صفت از نفوس و علائق پاک و سرشت خداجوی برخی مؤمنین و بندگان خدا در پی نخواهد داشت.
خداوند در قرآن کریم میفرماید: «و ان هذا صراطی مستقیماً فاتبعوه و لاتتبعوا السیل فتفرق بکم عن سبیله ذلکم وصیکم به لعلکم تتقون» و این است راه من که مستقیم است. پس آن را پیروی کنید، و راههای دیگر را متابعت نکنید که شما را از راه او پراکنده میسازد. اینگونه خداوند به شما سفارش کرد شاید پرهیزگار شوید. در جای دیگه در همین سوره انعام میفرماید: «ان الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعا لست منهم فی شیء انما امرهم الی الله ثم یثبهم بما کانوا یفعلون»؛ کسانی که آئین خود را پراکنده ساختند و به دستههای گوناگون (و مذاهب مختلف تقسیم شدند، تو هیچ گونه رابطهای با آنها نداری! سرو کار آنها با خداست سپس خداوند آنها را از آنچه انجام میدادند باخبر میکند.
سخن پایانی
با نظری دقیق به تحولات جهانی به ویژه از نظرگاه دشمنشناسی و رصد ترفندها و برنامههای دشمنان نظام اسلامی و مردم مسلمان ایران به ویژه آمریکا، انگلیس و اسرائیل و صهیونیسم بینالملل، سناریوها و سیاستهای آشکار و پنهان دشمن با هدف اضمحلال درونی قدرت اسلامی، مشغولسازی مسلمانان، ایجاد تقابل میان جوامع اسلامی و هدر دادن ظرفیتها و تواناییها، انحراف در متون دینی، دور نمودن مردم از میدان سرنوشت سیاسی و اجتماعی خود، نمایش جلوه موهوم از اسلام عزیز نزد ملتها و افکار عمومی، به ابتذال کشاندن سنتها و مراسمات مذهبی، آندلسی کردن جوامع اسلامی، آغاز و تشدید جنگ دین علیه دین و مذهب علیه مذهب، معرفی مراسمات مذهبی و معنوی شیعه به عنوان دستهای از برنامههای خشونت بار و بیمحتوا و بدون منطق و... به خوبی قابل مشاهده و بررسی است.
اجرای اهداف و سیاستهای فوق با حجم سنگینی از سرمایهگذاری مادی و استفاده از هرگونه امکان و توانایی توسط استکبار جهانی پیگیری میشود.
آنچه که بیش از اهداف و سیاستهای مذکور، در این نوشته به آن پرداخته شد و از زوایای مختلف به بررسی آن پرداختیم موضوع تشدید فعالیت مسلکسازان و حرکتهای به ظاهر عرفانی و معنوی میباشد که مدتی است با سوءاستفاده از سادهلوحی عدهای و با مأموریت از سوی دشمنان به دنبال مسخ تعالیم عالی عرفانی شیعه و در حقیقت دور کردن آنان از درگاه باری تعالی و خاندان نبوت و امامت هستند.
شناخت شیوهها و روشهای مسلکسازان در عملیات مذهبی و فرهنگی خود، رجوع آن دسته از مردم مسلمان که متأسفانه راه اصلی را برای خودسازی گم کردهاند، افشاء این چهرهسازان مأمور دستگاههای فرهنگی بیگانه و برخورد قاطع و البته حساب شده با آنان و عوامل دیگر مرتبط با آنها، تعمیق آگاهیهای دینی و مذهبی مردم و ایفای نقش و رسالت دستگاههای ذیربط در این ماجرا از طرق گوناگون و... میتواند مانع رشد و گسترش حرکتهای ضد اسلامی و ضد شیعی این قماش و دکانداران صحنه ابتذال به ظاهر مذهبی و معنوی گشته و غافلان و گمگشتگان را تا دیر نشده به مسیر اصلی که همان ممارست و کسب معارف اصیل اسلامی از منبع و مسیر واقعی آن یعنی پیامبر عظیمالشأن اسلام(ص) و خاندان مطهرش(ع) و اولیاء الهی است، بازگرداند.