تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۷:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۴۷۳۹۴
مروری بر عملکرد نامطلوب دستگاه قضایی در جلسه هفتگی انصار حزب‌الله؛

یکی از مشکلاتی که حضرت رسول اکرم(ص) با ورود به مدینه با آن مواجه شد، مساله نفاق بود. نفاق برای یک حزب، جمعیت و مردم یک کشور فاجعه‌ای است که هر برنامه‌ای را متلاشی می‌کند و بر هم می‌زند، زحمات را به هدر می‌دهد و گریزی از آن نیست. خداوند در قرآن می‌فرماید: «ان‌المنافقین فی‌الدرک الاسفل»
حجة‌االاسلام و المسلمین علی دوانی محقق و پژوهشگر ضمن بیان مطالب فوق در جلسه هفتگی انصار حزب‌الله گفت: نقل شده که شخصی سه پسر داشت یکی همیشه راست می‌گفت، یکی هر چه می‌گفت دروغ بود و دیگری گاهی اوقات راست می‌گفت و گاهی اوقات دروغ. زمانی که مرگ پدر فرا رسید و هر سه بر بالین پدر نشسته بودند و گریه می‌کردند، پدر سر بلند کرد و به آن پسری که همیشه راست می‌گفت نگاهی کرد و گفت: خداوند به تو بیشتر دهد که هر چه می‌گفتی پدر راحت بود و یقین داشت که درست است. بعد به آن پسری که دروغ می‌گفت، اشاره کرد و گفت: تا پدر زنده بود که راست نگفتی، امیدوارم بعد از مرگ من دست از این دروغ‌ها برداری و بقیه را راحت بگذاری در پایان خطاب به پسر سوم گفت: جوانمرگ بشوی که بابایت مرد اما نفهمید حرفهایی که زدی کدامش راست بود و کدام دروغ؟
دوانی در ادامه افزود: رئیس منافقین در صدر اسلام عبدالله ابن ابی‌سلول بود. قبل از اینکه پیامبر وارد مدینه شود مقدمات پادشاهی وی فراهم شده بود و زرگرها جمع شده بودند تا تاجی بسازند که وقتی تمام شد جشنی بگیرند، تاج را بر سر او بگذارند و بگویند که او پادشاه مدینه است. اما با ورود پیامبر این حرفها به طور کلی فراموش شد.
وقتی پیامبر با شتر وارد شهر شدند از جلوی خانه عبدالله بی ابی‌سلول عبور کردند و او هم در خانه ایستاده بود و به پیامبر و جمعیتی که همراه وی بودند و درو می‌فرستادند نگاه می‌کرد. عبدالله ابن ابی‌سلول ردایش را جلوی بینی‌اش آورد و گفت: «من راضی نیستم که در خانه من وارد شوی، برو خانه آن کشی که تو را دعوت کرده است.» سعد بن عباده آمد و گفت: یا رسول‌الله! ناراحت نشوید او می‌خواست پادشاه ما شود، حالا بساطش بر هم خورده است و از روی آن حسد و کینه‌ای که دارد این حرف را می‌زند.
پیغمبر به عبدالله ابن ابی‌سلول اعتنایی نکرد. از همانجا او کینه پیغمبر را به دل گرفت و تا سال نهم هجری هم زنده بود و پیغمبر و مسلمانان چه‌ها که از این نامرد نکشیدند. سوره منافقین هم که نازل شده به همین خاطر بود. آیات متعدد دیگری هم در قرآن راجع به نفاق داریم.
از این قبیل آدم‌ها در تاریخ زیاد داشتیم. مرحوم فلسفی(ره) می‌گفت: وقتی من با توده‌ای طرف می‌شدم اینها چهار، پنج نفر بودند که چهار گوشه مسجد می‌نشستند و در پانزده دقیقه اول مجلس یکی از آنها مثل دار متحرک از گوشه مسجد بلند می‌شد و از وسط مجلس رد می‌شد. و همین‌طور تا آخر مجلس ادامه می‌دادند و حواس مرا پرت و مردم را ناراحت می‌کردند.
یادم هست شب عاشورا در مسجد جامع نارمک، استاد شهید مطهری روضه حضرت علی‌اصغر(ع) را می‌خواند و خودش هم به شدت گریه می‌کرد. بنا بود بنده دهه بعد در آنجا صحبت کنم. چای آوردند و جلوی ایشان گذاشتند. چهار نفر دور آقای مطهری جمع شدند و گفتند: آقای مطهری اگر امام حسین(ع) برای تشکیل حکومت اسلامی آمده و شکست خورده، می‌توانست نیاید، کار بیهوده‌ای کرده و این گریه ندارد. اگر آمده بود که در کوفه بماند و با مردم کنار بیاید و چنین و چنان ... معلوم می‌شود که ضعیف بوده و باز هم گریه ندارد. بعد یکی از آنها به شهید مطهری گفت: ببینید ما خر نمی‌شویم!
من دیدم عجب آدمهای جسوری هستند. ناگهان یکی از پشت به بنده اشاره کرده که اینها آدمهای خطرناکی هستند، و چنین افرادی قاتل شهید مطهری شدند.
تا قبل از واقعه هفتم تیر که انقلاب اوج گرفته بود و معنویت در شهرها و روستاها حاکم شده بود بیگانه چاره را در این می‌دانست که تنها راه، صرف پول و خرید افراد است. این نامردی را که حزب جمهوری اسلامی را منفجر کرد، من ندیده بودم. همین سه، چهار روز پیش در یکی از کتابها که وزارت اطلاعات چاپ کرده است عکس او را دیدم. یکی از آقایان می‌گفت که وقتی در جلسه حزب جمهوری اسلامی تمام شد، این شخص خانم شهید مطهری و خانم شهید بهشتی و بچه‌ها را سوار کرد و گفت: به خانه می‌رسانمتان. این شخص قیافه‌ای داشت جوان با ریش‌های بلند که آدم باور نمی‌کرد با این فعالیتی که در حزب می‌کند، دست به کاری بزند که ساختمان حزب فرو بریزد و هفتاد و دو نفر از بین بروند. این چقدر بی‌ایمانی می‌خواهد، چقدر جسارت می‌خواهد؟! علامتی هم ندارد و با این حرفها هم نمی‌شود شناخت و یا آن کشمیری که در دفتر نخست‌وزیر بود و آن فاجعه انفجار را به بار آورد.
دوانی افزود: متأسفانه وضعیت در قوه قضائیه ما نیز نابسمان است. شخصی نقل می‌کرد که یک خانم با شوهرش متارکه کرده بود. می‌گفت 9 سال است که پرونده در جریان است و هر وقت که نوبت پرونده می‌رسد شوهرش می‌آید و اعمال نفوذ می‌کند و باز پرونده یک سال دیگر به تأخیر می‌افتد. به نظر من دادگستری باید تصفیه شود. باید یک قانونی وضع شود که قاضی که سرنوشت جان و مال و ناموس مردم در دست اوست چنانچه پولی بگیرد، اشد مجازات برای او در نظر گرفته شود.
دادگستری این قدر شل گرفته و چنین توجیه می‌کند که قانون نداریم. قانون ندارید لایحه بفرستید به مجلس و مطرح کنید. مملکت دارد از دست می‌رود. بنده در سفر اولم از طرف سازمان فرهنگ و ارتباطات آلمان به شهر برلین رفتم. دهه اول محرم که سخنرانی تمام شد به شهرهای مختلف آلمان رفتم. به کتابخانه‌ها و موزه‌ها و جاهای دیدنی رفتم، که در کتابم نوشته‌ام و چاپ هم شده است. در سفر دوم هم به بلژیک، پاریس، بروکسل، هلند و اتریش رفتم.
من در آنجا دیدم که تمام ضد انقلاب بر یک موضوع اتفاق‌نظر دارند. به این زنها و دختران گفته‌اند که تا می‌توانید بی‌ناموسی کنید و لذت ببرید، بهشتی در کار نیست.
در کشور اتریش و شهر وین یک چیز عجیب شنیدم. آقای معزی از طرف دفتر مقام معظم رهبری به آنجا رفته بود و خیلی هم کار کرده بود، می‌گفت دو سه تا مطلب آنجا دیدم، یکی اینکه گفت آقای دوانی، اینجا باشید فردا نماز جمعه است و عده‌ای از کشیشی‌ها خواهش کردند که بیایند و نماز جمعه ما را ببینند تو هم نویسنده‌ای ببین. آمدیم و دیدم بله هفت، کشیش با کت و شلوار و نه به لباس کشیشی و چند راهبه کیف به دست آمده‌اند. مرد و زن سالن ما، ایرانی‌ها و پاکستانی‌ها، هندی‌ها و لبنانی‌ها و افغانی‌ها بودند. می‌گفتند افغانی‌ها، زن و مرد تحصیل‌کرده و سطح بالا هستند که الان هم خیلی مصادر را در آنجا گرفته‌اند. نماز جمعه که تمام شد آن بزرگ کشیشی‌ها آمد و به زبان آلمانی صحبت کرد و گفت حالتی که شما در نماز جمعه داشتید ما را بیشتر به عبادت تشویق کرد. در توجه به خدا به شما مسلمانان تبریک می‌گوییم.
حجة‌الاسلام دوانی افزود: مطلب دیگر این بود که می‌گفت این خانم‌های راهبه نامه‌ای به ما نوشته‌اند ـ چون ما استخر وین را روز سه شنبه برای مرد و زن مسلمان اجاره کرده بودیم و از صبح تا ظهر برای زنان و از ظهر تا شب برای مردان اختصاص داده بودیم ـ و خواهش کردند که اجازه بدهید وقتی خانم‌های مسلمان به استخر می‌روند ما هم بیاییم و با آنها به استخر برویم. چون استخر ما مختلط است و کشیش و راهبه مثل حیوانات نر و ماده در هم غلت می‌خورند. می‌گفت: به آنها اجازه دادیم و این خانم‌های راهبه برای اینکه آبرویشان محفوظ بماند می‌آمدند و با زنهای ما به استخر می‌روند.
روی هم رفته اگر ما بخواهیم خونبهای شهیدان را حفظ کنیم باید با این منافقینی که در مصدر امور هستند و کارها را قبضه کرده‌اند با شدت عمل برخورد کنیم. اصلاً چرا مامور مخفی نمی‌گذارند؛ مامور بگذارند و حرکات اینها و کارهایشان و برخوردشان با زنها دخترانی که ریخته‌اند در ادارات و ... را کنترل کنند. این زن‌ها جا هم با آرایش‌های عجیب، سر و صورت و موهایشان در خیابان‌ها خودنمایی می‌کنند و مردم هم تماشا می‌کنند و کسی هم حرفی ندارد(!) ما را چه می‌شود؟! عزا بگیریم، بهشتی از دست رفت، مطهری از دست رفت، رجایی از دست رفت، رجایی را یادتان هست، شرح حالش را می‌گفت با آن چشمهای معصومانه‌اش، گفت: من و یکی از رفقا که الان سرهنگ نیروی انتظامی است، در خیابان ری کاسه و بشقاب می‌فروختیم و ابایی هم نداشتیم. الان هم این عبد صالح خدا (احمدی‌نژاد) که آمده، همین امروز یک روزنامه نوشته بود؛ احمدی‌نژاد تمام دنیا را به خودش متوجه کرده است.
باز هم شنیدم بعضی‌ها سنگ‌اندازی می‌کنند! بدبخت‌ها، صبر کنید... و آمریکا هم گفته که هفتاد میلیون دلار هم خرج می‌کنیم. یکی از همین تحکیم وحدتی‌ها در تلویزیون می‌گفت که آمده‌ایم به آمریکا تا علناً به جمهوری اسلامی ضربه بزنیم.(!) دخترها و زنهای احمقی که آن شب که ساختمان‌های دو قلو را آتش زدند، (حادثه 11 سپتامبر) شام غریبان گرفتند و شمع روشن کردند، خیال کردید آمریکایی‌ها به شما رحم می‌کنند نه، آنها از وحشی‌های جنگل هم بدتر هستند؟ چه عقده‌ای دارید؟ چه مرگتان است؟!
در هر صورت اگر شما می‌خواهید به بحث نفاق بعد از حادثه هفتم تیر بپردازید، بدانید تا به داد جامعه نرسند و هر موقع به بهانه بی‌قانونی دست رو دست بگذارند وضع از این بدتر می‌شود.
دادگستری‌ها خراب است و تا آباد نشود مملکت روز به روز بدتر خواهد شد. قضات خوب هم کم و بیش داریم و خیلی قاضی‌های ناعادل و رشوه‌گر داریم. قانونی بگذارید و حساب اینها را برسید. روی هم رفته نفاق الان کار خودش را خیلی به سرعت انجام می‌دهد. می‌بینی شخص روحانی است، سید است، شیخ است و مسئول یک اداری‌ای است و بر حسب ظاهر نماز هم می‌خواند شاید پیشانی‌اش جای مهر هم داشته باشد یک دفعه می‌گویند یک میلیارد یا دو میلیارد اختلاس کرده است!
می‌گویند شش میلیارد دلار پول نفت گم شده و اسنادش هم معلوم نیست کجا رفته است. والله قلب آدم می‌گیرد گاهی اوقات از خیابان رد می‌شوم و می‌بینم یک بدبختی نشسته آدامس و پفک می‌فروشد عمداً یک چیزی از او می‌خرم تا پول ناچیزی به او کمک شود، اشک در چشمانم می‌آید، با خودم می‌گویم این بدبخت را ببین و آن لامذهب‌ها را هم ببین. چه کسی باید به این کارها برسد؟ روزنامه‌ها زبان ملت هستند. می‌نویسند، گوش بگیرید و ترتیب اثر بدهید، از خدا بترسید. این طور نمی‌ماند بلایی به سرمان خواهد آمد که چاره‌ای هم نداشته باشیم.
فکر نمی‌کنید که بر اثر کوتاهی و ندانم کاری و بی‌تفاوتی، بلایی همچون عراق بر سرما بیاید؟
نفاق مگر شاخ و دم دارد؟ به این صورت دارند موجودی مملکت را به باد می‌دهند و مردم را اذیت می‌کنند، پرونده‌سازی می‌کنند و اعتنایی نمی‌کنند، اصلاً پول چیز کثیفی است. بعضی از جان می‌گذرند و از پول نمی‌گذرند؛ مخصوصاً پولهایی به این کلانی.
رئیس‌جمهور محترم فرمودند که اسم اینها را باید ببرند، حالا گفتند محاکمه می‌کنیم، رسانه‌ها در محکمه بیایند ولی تا آن روز آخر هم اسم نبردند!
در ابتدای جلسه حجت‌الاسلام کشانی عضو شورای مرکزی انصار حزب‌الله با توجه به قوه قضاییه به ایراد سخنرانی پرداخت. ایشان در بخشی از سخنانش گفت: اگر بخواهیم جواب این سؤال را بدهیم که وظیفه اساسی قوه قضاییه چیست؟ باید به این نکته مهم اشاره بشود و آن این که دفاع شجاعانه و قدرتمندانه از عدالت.
قوه قضاییه شجاعانه از عدالت دفاع کند و آن را پیاده کند که شجاعت و عدالت لازمه دستگاه قضایی است. در دستگاه قضایی با خواهش و تمنا و یا رعب و وحشت و مرعوبیت نمی‌شود عدالت و احکام الهی را پیاده کرد. وقتی مجرم منافع مجرمانه‌اش در خطر قرار گرفت و از بین رفت سعی می‌کند که تعرض کند و حتی دست به ترور بزند؛ ترور قاضی مقدس و شهید بهشتی از این نمونه‌اند و بالاتر از آن ترور شخصیتی نظامی جمهوری اسلامی است، اگر نظام جمهوری اسلامی ایران برای گسترش و بسط عدالت شجاعانه برخورد کرد و قدرتمندانه با مجرمین کلان اقتصادی و سیاسی برخورد کرد، در کلان کشور تاثیر می‌گذارد.
لذا مقام معظم رهبری در فرمان هشت ماده‌ای فرمودند: شما با شجاعت برخورد کنید و ابا نداشته باشید بعضی از اینها که منافعشان با عمل شما در خطر قرار می‌گیرد اول زمزمه می‌کنند و بعد فریاد می‌کشند، شما از فریاد آنان نترسید این فریاد حقانیت نیست. فریاد استیفای منافع نامشروع یک عده‌ای خاص است که می‌خواهند بازگردد. لذا به شخصیت قضات و حیثیت دستگاه قضایی حمله می‌کنند و حتی کل نظام و منافع و مصالح کشور را حاضرند وجه‌المنازعه خود قرار دهند. یعنی حاضرند کل کشور را بهم بریزند و عرصه سیاسی کشور را ملتهب کنند و تیتر اول روزنامه‌های وابسته به خودشان قرار دهند تا بتوانند دستگاه قضایی را مرعوب و مجدداً منافع نامشروع خودشان را استیفا کنند.
وی در ادامه گفت: یکی از حقوقی که باید قوه قضائیه استیفا کند حقوق اقتصادی ملت و دیگری حقوق فرهنگی و سومین آن حقوق سیاسی است. شما در عالم سیاست می‌بینید که از قانون اساسی تخلف می‌شود حرکت سیاسی ضد منافع ملت انجام می‌دهند اگر قوه قضائیه هشیار باشد و به موقع عمل کند از تخلف سیاسی که منجر به خیلی از خرابی‌ها و التهابات و بی‌نظمی‌ها در جامعه خواهد شد جلوگیری می‌شود. الان بعضی سیاست را ابزاری برای منافع سخیف مادی خود قرار می‌دهند، یعنی یک دفعه یک دعوای سوری زرگری در کشور راه می‌اندازند وقتی که ریشه‌یابی می‌کنی، می‌بینی که منافع گروه الف ـ یا گروه ب ـ بهم خورده است، وزارت جوج و منافعی که در آن سرپنجه داشته‌اند، گرفته شده است.
اگر ما الان می‌گوییم استیفای حقوق سیاسی ملت، یعنی در مقابل غوغاسالارانی که منافع حزبی و گروهی و مادی خودشان را از بیت‌المال خطر می‌بینند و حرکت سیاسی می‌کنند، باید ایستاد. حرکت سیاسی آنان حرکتی است که بنده‌ی نوعی و جنابعالی روبه‌روی هم قرار می‌گیریم و با همه نزاع می‌کنیم، در حالی که آنها با همدیگر سر یک میز فالوده می‌خورند! یعنی دعوا راه می‌اندازند و وقتی هم که نظام را مرعوب کردند چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین را انجام دادند، وزیر یا معاون وزیر مرعوب شد و یا معاون اطلاعات قوه قضاییه مرعوب شد و یا احیاناً کوتاه آمد، باز چنبره می‌زنند بر منافع مادی خودشان.
در مورد خبرهای مربوط به شش میلیارد دلاری ـ که من هنوز تحقیق نکرده‌ام ـ اگر این خبر درست باشد، باید زارزار گریه کرد. اگر دستگاه قضایی قوی و بازرسی قوی در کشور وجود داشته باشد و یقه‌گیری کند و قدرتمندانه و بدون محافظه‌کاری عمل کند کشور چه‌ها خواهد شد.
وی در ادامه به دومین وظیفه قوه قضاییه اشاره کرد و گفت: ماندگاری نظام اجتماعی و سیاسی به حراست و پیروزی از عدل است، اگر می‌خواهیم نظام اجتماعی کشور رو به پیشرفت و پویایی برود باید عدل پیاده و اجرا شود که از وظایف قوه قضاییه است.
پیامبر گرامی ما سخن حکیمانه‌ای فرموده است بدین مضمون که حکومت با کفر می‌ماند ولی با ظلم نمی‌ماند.
وی در پایان با اشاره به راهکارهای رسیدن به قوه قضائیه مطلوب گفت: اولین و مهمترین راهکار، تقویت قضاوت اسلامی در مقابل روش‌های قضایی کهنه و نه‌نمای غربی است. یکی از مشکلات پایه‌ای دستگاه قضایی ما این است که متاسفانه در برخی موارد قضات اسلامی به معنای اخص آن نیست. همین مبنای قضاوت اسلامی است که اگر محقق شود اما یک دستگاه قضایی مطلوب خواهیم داشت.
دوم تغییر ساختار مدیریتی قوه قضاییه است. متاسفانه در دستگاه قضایی بر حسب ضعف مدیریتی و یا ساختار ناهمگونی که در آن داریم بعضاً دچار مشکلات عدیده‌ای در اطاله پرونده‌ها و رسیدگی مطلوب به مراجعه‌کننده‌ها و عدم دسترسی درست افراد به قضاوت و امثال اینها، هستیم.
در اصل ما باید رو به یک مرکز مؤثر، پرقدرت و شجاع برویم. ما در ساختار مدیریت قوه قضاییه بعضاً دچار سیستم‌هایی هستیم که پرونده‌های مخصوصاً کلان کشور در این سیستم و ساختار جواب نمی‌دهد و متاسفانه منحرف می‌شود.
سوم برخورد جدی و بنیادی با ضعف‌های داخلی دستگاه است. ما در دستگاه قضایی به صورت بومی و سنتی و رایج یک سری ضعفهایی داریم از جمله اینکه قاضی وابسته که خودش احیاناً مساله مالی یا اخلاقی دارد نمی‌تواند عدالت اسلامی را پیاده کند؛ مخصوصاً در مفاسد اقتصادی که باید این ضعفهای بنیانی برطرف شود.