تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۴۷۴۲۷

مجمدجعفر بهداد
1- اینکه امام عزیز فرمودند: «حفظ نظام از اوجب واجبات است»، بدین معناست که مبادا برای حفظ حرمت فلان شخص و گروه و سلیقه، نظام را در معرض آسیب قرار دهیم. بنابراین پسندیده نیست که گفته شود به فلان شخصیت سیاسی به خاطر سوابق انقلابی اش، ولو رفتار و گفتارش موجب تضعیف نظام گردد، انتقاد نکنید.
2- سوابق ارزنده افراد، نمی تواند مجوز ساختارشکنی آنها شود. شاید یکی از بدترین انواع دفاع از شخصیت ها این باشد که در قبال انتقادهای دلسوزانه بلافاصله گفته شود فلانی در جریان نهضت امام خمینی«ره»، از مبارزان بود، زندان رفت، شکنجه شد و... همه این موارد ارزشمند و درخور تقدیر است، ولی نباید نتیجه گرفته شود که در قبال تمامی عملکردها و مواضع خود مصونیت داشته و کسی هم حق به نقد کشیدن عملکرد و سلیقه اش را نداشته باشد.
3- تحمل ناپذیری کسی یا گروهی که مدعی تحمل مخالف است، ناپسندتر از بی تحملی عناصر بی ادعا جلوه می کند. چنانچه اگر یک جریان مدعی خط امام، در کارنامه عملکرد دهه اخیر خود از درس های ساده زیستی، پاکدستی، استکبارستیزی، توجه به محرومان و مستضعفان، دفاع از انقلاب اسلامی و گسترش ارزش های دینی در جامعه- که جزو دغدغه های اصلی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بود- نمرات پائینی آورده و یا با کسانی که در این زمینه ها نمره صفر داشته اند در ائتلاف بوده باشد، تأسف برانگیزتر از اشرافی گری و رانت خواری کسانی است که لااقل ادعایی ندارند.
هفته گذشته از مدیرمسئول روزنامه کیهان نقد دلسوزانه ای نسبت به نوع برخورد جناب آقای کروبی با سفیر آلمان در ایران به نگارش درآورده که از موضع دفاع از نظام بود، اما روزنامه منتسب به حزب جدید التأسیس آقای کروبی در واکنشی غیرمنطقی و شتابزده به جای نقد مطلب منتقد، با نیت خوانی ناشیانه ادعا کرد انتقاد مدیرمسئول روزنامه کیهان پاسخی به نامه نگاری آقای کروبی با علمای قم است. ضمن آنکه در دفاع از دبیرکل حزب متبوعش به سوابق انقلابی او اشاره کرد.
بدیهی است این نوع مواجهه با منتقدان، صرفاً نشانه کم تحملی یک جریان سیاسی در ادعاها و شعارهایش و فقر منطق می باشد.
این استدلال که چون آقای کروبی سوابق درخشان و انقلابی دارد، بنابراین حق دارد در گفت وگو با سفیر آلمان از موضع تضعیف نظام سخن بگوید، بدترین شیوه دفاع از چنین شخصیت خوش سابقه است. وانگهی، اگر این روش، پسندیده و قانع کننده باشد، پس می توان گفت مدیرمسئول روزنامه کیهان چون علاوه بر داشتن سابقه انقلابی و تحمل زندان و شکنجه در زندان های رژیم ستمشاهی، چند ترکش نیز به یادگار از دوران دفاع مقدس در پیکر خود دارد، موضعش صحیح تر می باشد. حال آنکه اصولاً چنین روش استدلالی بیشتر با هدف فرار از پاسخگویی منطقی صورت می گیرد تا قانع کردن مخاطب.
و اما حرف آخر نگارنده- که از اواسط دهه شصت به دوستداران جناح سیاسی جناب آقای کروبی پیوسته و به علت دلبستگی به همان آرمان ها، اکنون به خود جرأت انتقاد از این بزرگوار را می دهد- این است که گویا اطرافیان و طرفداران ظاهری بعضی سابقه داران انقلاب برآنند تا به قول مرحوم شریعتی با «دفاع بد» از این عزیزان جایگاه ایشان را در نزد افکار عمومی مخدوش سازند. تلاش برای ایجاد «بی اعتمادی ملی» علیه پیشکسوتان مجاهدت در رکاب امام«ره» نمی تواند قابل گذشت باشد.
پیش از این نیز در دوره موسوم به اصلاحات، هرگاه یکی از عناصر برجسته جناح موسوم به چپ اراده می کرد تا روزنامه ای منتشر کند، بلافاصله اداره آن به دست جریان های غریبه با آرمان و آمال بنیانگذار جمهوری اسلامی می افتاد و نتیجه این می شد که فلان مدعی خط امام، صاحب امتیاز یا مدیرمسئول روزنامه ای شناخته می شد که ضمن ترویج سکولاریزم، به بزرگنمایی قدرت استکبار و ضرورت اطاعت از زورگویان جهان و نیز تضعیف ارکان نظام می پرداخت.
به نظر می رسد بعضی بزرگواران چنانچه توان ارایه عملکردی موفق در فعالیت های جدید خود ندارند، وارد این عرصه ها نشوند تا لااقل خاطره خوبی از سوابق درخشان آنها در یادها باقی بماند.