تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۴۷۴۸۲

صادق زیباکلام
شکست جمهوریخواهان حاکم در انتخابات هفته گذشته سنا و کنگره، دو پرسش اساسی درخصوص سیاست آمریکا در منطقه را با خود به همراه آورده است: آینده حضور نظامی آمریکا در عراق و چشم‌انداز روابط میان تهران و واشنگتن هدف اصلی این یادداشت بررسی موضوع دوم است. اگرچه در پایان خواهیم دید که بحث آینده عراق به‌گونه‌ای اجتناب‌ناپذیر پای همکاری ایران و آمریکا را به‌میان خواهد کشید.
مسائل عمده‌ای که از سوی واشنگتن علیه ایران مطرح بوده عبارتند از فعالیت‌های هسته‌ای ایران، حقوق بشر، اتهام حمایت از تروریسم، دخالت در عراق و بالاخره عدم شناسایی اسرائیل از جانب ایران ظرف چندساله اخیر البته موضوع هسته‌ای عملاً مهمترین مساله بوده است.
پرسش اساسی آن است که با افتادن اکثریت در سنا و کنگره به‌دست دموکرات‌ها چه تغییراتی در موضوعات مورد مناقشه میان ایران و آمریکا به‌وجود خواهد آمد؟ پاسخ کوتاه آن است که دست‌کم در کوتاه‌مدت تحول چندانی پیش نخواهد آمد.
مخالفت دموکرات‌ها با فعالیت‌های هسته‌ای ایران همانند جمهوریخواهان قرص و محکم خواهد بود و واشنگتن همچنان بر تحریم ایران و جلوگیری از دستیابی ما بر فناوری هسته‌ای پافشاری خواهد کرد. با این تفاوت که احتمال حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران که بعضاً از ناحیه شماری از نومحافظه‌کاران مطرح می‌شد، به بایگانی سپرده خواهد شد.
درکل بایستی گفت دموکرات‌ها برخلاف جمهوریخواهان تمایلی در به‌کارگیری راه‌حل‌های نظامی در عرصه سیاست خارجی ندارند. این حکم کلی بالطبع در مورد ایران نیز صادق بوده و احتمال درگیری نظامی میان ایران و آمریکا با کنترل دموکرات‌ها بر سنا و کنگره عملاً نزدیک به صفر می‌رسد.
اما دموکرات‌ها به‌هیچ‌روی «فرشته» نبوده و در عرصه‌های دیگر مورد مناقشه میان دو کشور مسائل همچنان باقی خواهند ماند. ازجمله این مناقشات موضوع حقوق بشر است.
جورج بوش اگرچه شعار گسترش دموکراسی در جهان بالاخص در خاورمیانه را یکی از اهداف عمده سیاست خارجی‌اش قرار داده و یکی از دلایل اصلی‌اش برای حمله به عراق را تلاش برای گسترش آزادی و حقوق‌بشر اعلام کرده، مع‌ذلک سابقه جمهوریخواهان در جدی گرفتن حقوق بشر خیالی جدی نیست. جورج بوش نیز از این قاعده مستثناء نیست.
باوجود اصرار و تاکیدش بر رعایت حقوق بشر، درعین‌حال نیز دولت وی با بسیاری از رژیم‌های ناقض حقوق بشر در جهان ازجمله خاورمیانه روابط گرم و صمیمانه‌ای داشت. مصر، عربستان، یمن، قطر، بحرین، جمهوری‌های آذربایجان، قرقیزستان،‌ ازبکستان، پاکستان و بسیاری از کشورهای دیگر که پرونده چندان درخشانی در رعایت حقوق بشر ندارند،‌ هرگز مورد عتاب و خطاب دولت بوش قرار نگرفته بلکه از کمک و حمایت وی نیز برخوردار بوده‌اند.
اصرار بیشتر دموکرات‌ها در مقایسه با جمهوریخواهان درقبال موضوع حقوق بشر در عرصه بین‌الملل، به‌گونه‌ای اساسی‌تر در قبال کشورهای دیگر منطقه به‌مراتب تاثیرگذارتر خواهد بود. مناقشه بعدی میان تهران و واشنگتن مخالفت اصولی ایران با اسرائیل است.
از این بابت نیز به‌دلیل روابط گسترده و پیچیده‌ای که میان دموکرات‌ها و یهودی‌های آمریکا وجود دارد،‌ فشار بیشتری در آینده روی ایران وارد خواهد شد. درخصوص اتهام حمایت از تروریسم نیز دست‌کم در کوتاه‌مدت تحول خاصی در روابط میان دو کشور پیش نخواهد آمد.
تنها موردی که ممکن است در آینده شاهد نوعی نزدیکی میان ایران و آمریکا باشیم درخصوص عراق است. درگیری نظامی آمریکا در عراق پاشنه آشیل جورج بوش شد و مهمترین دلیل شکست جمهوریخواهان در انتخابات اخیر دموکرات‌ها نه‌تنها تلاش خواهند کرد تا در نحوه حضور نظامی آمریکا در عراق تجدیدنظر اساسی به‌وجود آورند بلکه بتدریج سناریوی خروج ارتش آن کشور از عراق را نیز تدارک ببینند. پرسشی که در اینجا پیش می‌آید آن است که در صورت خروج نظامی آمریکا از عراق در آینده این کشور به کدام سمت‌وسو خواهد رفت؟ پرسشی مهم اما درعین‌حال مبهم و پیچیده شاید تنها نکته‌ای را که از هم‌اکنون می‌توان پیش‌بینی کرد آن است که هر سناریویی که برای عراق پیش بیاید، به‌گونه‌ای اجتناب‌ناپذیر پای ایران را به‌عنوان جدی‌ترین و نیرومندترین قدرت منطقه به‌میان خواهد کشید. هرنوع تدبیر و سناریویی برای آینده عراق بدون همکاری و تایید ایران تلاشی بیهوده خواهد شد.
بنابراین، آمریکایی‌ها چه بخواهند و چه نخواهند برای آینده عراق و برقراری درجه‌ای از ثبات،‌ یکپارچگی و امنیت در آن کشور مجبورند با ایران کنار بیایند. به تعبیر دیگر عراق «فرشته» و محور تعامل میان ایران و آمریکا خواهد بود و هرمشکل دیگری میان دو کشور، قهراً تحت‌الشعاع این مساله قرار خواهد گرفت. به‌رغم پاره‌ای اختلاف‌نظرها، اتفاقاً درخصوص مسائل بنیادی عراق میان ایران و آمریکا اتفاق‌نظر وجود دارد.
هر دو کشور خواهان ثبات و امنیت در عراق هستند، هر دو مخالف جریانات رادیکال وابسته به برخی گروه‌های اهل سنت هستند. هر دو منافع اقتصادی فراوانی از عراق متحد و باثبات می‌برند. آمریکایی‌ها در دولتی که منتخب اکثریت مردم عراق باشد، برقراری آزادی و دموکراسی را می‌بینند و ایرانیان نیز زعامت شیعیان و مسلمانان معتدل را منافع ملی بعضاً شرایط غریبی را پیش‌روی کشورها قرار می‌دهد از جمله استثنائات غریب منافع مشترک ایران و آمریکا در آینده عراق است.