میخاییل ساکاشویلی ۴۰ ساله که جوانترین رهبر جمهوریهای شوروی سابق نام گرفت این روزها با بحرانی شدید دستوپنجه نرم میکند.
او درست زمانی که خود را برای جشن سالگرد ریاستاش در ژانویه آماده میکرد با بزرگترین تظاهرات مخالفانش روبهرو شد. حقوقدان تحصیلکرده گرجستان در ۳۶ سالگی به رهبری رسید. ساکاشویلی از نخستین محصولات انقلابهای رنگی در قلمرو شوروی سابق است. شاید از مسائل جالب در شورشهای این روزهای تفلیس این باشد که مخالفان، رهبر گرجستان را با همان اتهامی روبهرو ساختهاند که او رهبران سلف تفلیس را بدان بدنام کرده و انقلاب مخملی سال ۲۰۰۳ تفلیس را برپایه آن بنا کرد. یعنی اتهام فساد و خودکامگی. ماه گذشته، احزاب مخالف دولت که قبلاً ضعیف و دچار افتراق بودند جبهه متحدی تشکیل دادند و یک مبارزه گسترده علیه رهبر گرجستان را شروع کردند.
به این ترتیب کشمکش اخیر اپوزیسیون با دولت ساکاشویلی جنبههایی از تراژدی تکرار تاریخ را برای هیأت حاکمه تفلیس بههمراه دارد. خود ساکاشویلی نیز باور نمیکرد که در مدت زمان کوتاهی در آن سوی کاخ ریاست جمهوریاش پلاکاردهای مبارزه با فساد در دست حامیان دیروزش بالا رود.
حرف اصلی معترضان این است که ساکاشویلی به انحصار قدرت و حذف چهرههای مستقل روی آورده است. سخن معترضان مستند به اتفاقاتی است که در این ۳ ماه اخیر در درون کاخ ریاست جمهوری رخ دادهاست. اتفاقاتی که منجر به پیادهشدن اجباری برخی از چهرههای سرشناس از قطار دولت لیبرال ساکاشویلی شد.
جرقه موج اعتراضات نیز درست زمانی شعلهور شد که داستان تسویههای سیاسی درون کاخ ریاست جمهوری ساکاشویلی به بیرون درز کرد. حرکت اپوزیسیون که در آغاز یک اعتراض ساده به یک تصمیم سیاسی (بازداشت وزیردفاع) بود آرام آرام به سمت یک رویارویی و کشمکش سیاسی رفتهاست.
بدون تردید اینبار هم محیط بیثبات گرجستان و قفقاز به یاری معارضان آمدهاست. آنها توپ شورش را در زمینی به گردش آوردهاند که هنوز خاکستر چند بحران خاموش را در دل خویش پنهان کردهاست. در گرجستان که هنوز غائلههای قومی و جریانهای تجزیهطلبی در آن فروکش نکرده هر درگیری سیاسی در پایتخت میتواند این کشور 5/4 میلیون نفری جنوب روسیه را در گرداب یک ناامنی فزاینده قرار دهد. پیچیدگیهای بافت امنیتی - سیاسی گرجستان کار مهار و مدیریت بحران را برای مردان تفلیس دشوار میکند. بنابراین نگرانی اصلی این است که در وضعیت حاضر کنترل و شیرازه امور از دست زمامداران کشور خارج شود. شاید مخالفانی که ۲ ماه پیش فقط با یک امتیاز ساده یعنی آشتی ساکاشویلی با اعضای منتقد دولتاش فتیله اعتراضات را پائین میکشیدند اکنون به چیزی کمتر از کنارهگیری رئیسجمهور و برگزاری انتخابات زودهنگام راضی نیستند.
لذا تظاهرات و ناآرامی بهصورت اپیدمی حالتی سرکش پیدا کردهاست. به راحتی میتوان تخمین زد در تداوم تظاهراتی که ۱۰۰ هزار تن را به مقابل پارلمان این کشور کشاند فوج تازهای از شهروندان ناراضی گرجستان حاضر خواهند شد. اصلیترین شعار تظاهرات گسترده خیابانی دوم نوامبر درخواست از دولت برای لغو اصلاحیه قانون اساسی به پیشنهاد رئیسجمهور ساکاشویلی است که براساس آن انتخابات پارلمانی آتی در گرجستان نه بر طبق برنامه در بهار، بلکه پائیز سال آینده و همزمان با انتخابات ریاست جمهوری برگزار خواهد شد. به عقیده نیروهای مخالف، این نخستینبار نیست که ساکاشویلی به محتوای قانون اساسی دست میبرد و این کار باید متوقف شود.
اما در کل حرکتهای خیابانی اپوزیسیون دولت یک بهانه است برای همه افراد و قشرهایی که در دولت و انقلاب مخملی این کشور امیدهای خویش را ناکام میبینند. بنابراین جنبش سیاسی اپوزیسیون اکنون بهسمت یک حرکت اجتماعی راه کشیدهاست. درست است که امروز فرمان هدایت اجتماعات خیابانی علیه ساکاشویلی در دست سران احزاب یا گروههای رقیب او است اما شعارها و آهنگ حرکت معترضان در جمعه ناآرام گرجستان نشان داد که ناآرامی سیاسی به لایههای عمیق اجتماع این کشور رخنه کردهاست. حتی برخی گزارشها از تفلیس حاکی از حضور شماری از نیروهای تجزیهطلب در صفوف معترضان بود تا جایی که عدهای در هواداری از ترکیه و جریانهای قومگرا شعار سر دادهاند.
از پیروزی تا ناکامی
ساکاشویلی که در پی شورشهای مردمی که نام انقلابهای رنگی را به خود گرفت بر کرسی رهبری این کشور مهم حوزه قفقاز نشست. رهبری ساکاشویلی در واقع حاصل پاداشی بود که او به عنوان پیشقراول شورشهای لیبرالی بهدست آورد. رهبر جوان گرجستان بر کرسی جانشینی یکی از دیپلماتهای پرآوازه منطقه ادوارد شواردنادزه نشست. شواردنادزه یک چهره اصلاحطلب و لیبرال در میان نخبگان شوروی سابق شناخته میشد و در کنار میخائیل گورباچف بهعنوان آخرین وزیر خارجه جنبش پروسترویکا مطرح بود با این همه دولتهای غربی بویژه آمریکا در شورشهای ۲۰۰۳ تفلیس او را تنها گذاشتند.
جابه جایی قدرت از دولت میانه شواردنادزه به ساکاشویلی نکات تاریخی قابل تأملی داشت. اتفاقات آن روز کاخ ریاست جمهوری اکنون نیز به شکل دیگری در حال بروز است. ساکاشویلی رئیسجمهوری جدید خودش با حمایت ادوارد شواردنادزه وارد صحنه سیاست گرجستان شدهبود اما اندکی بعد به صف مخالفان وی پیوست ونقش مهم سازماندهی تظاهرات و ورود معترضین به ساختمان پارلمان و سایر بناهای دولتی را ایفا کرد. و سرانجام سوار بر موج تظاهرات مردمی حکومت شواردنادزه را در جریان انتخابات پارلمانی به کنارهگیری وادار ساخت.
واقعیت این است که شورش تحت رهبری ساکاشویلی ابتدا موجی از امید را درمیان مردم گرجستان که از حیث اقتصادی در تنگنا بودند ایجاد کرد. او که وزیر دادگستری بود در انتخاب شعارهای جنبش بر مسائلی انگشت نهاد که در واقع آرزوی ۱۵ ساله گرجیها از بدو استقلال تاکنون بود.
میخائیل ساکاشویلی با وعده مبارزه با فساد گسترده و تلاش برای بهبود شرایط اقتصادی و سیاسی گرجستان به این مقام انتخاب شد و بههمین دلیل ابتدا از محبوبیت وسیعی در میان مردم برخوردار شد.
اما زمان چندانی نکشید که رهبر جوان خود را در احاطه مشکلات انبوه یافت. گرجستان هنوز بر معضلات چندگانه پس از استقلال غلبه نیافتهبود. این عضو از خانواده قفقاز در قیاس با دیگر جمهوریهای شوروی سابق سهم بیشتری از بحرانها را به ارث بردهاست.
مشکلات عمده این کشور در مرحله نخست جنبه معیشتی داشته و در رأس این مشکلات اقتصادی، فقر و بیکاری گسترده قرار دارد.
در سوی دیگر این جمهوری همه روزهای پس از استقلال با پدیده خسارت بار شورشهای تجزیهطلبان روبهرو شد. ساکاشویلی از همان ابتدای ورود به کاخ ریاست سایه تهدید یک جنبش تجزیهطلب را بر سر خویش حس کرد. رئیسجمهوری جدید گرجستان قبل از مراسم ادای سوگند به منطقه خودمختار آبخازیا واقع در ساحل دریای سیاه که با شورش جداییطلبان مواجه است، سفر کرد. اما در همان روزهای ورود او به این منطقه میان طرفداران وی و حامیان رهبران محلی درگیریهایی روی داد. اگرچه در این ۴ سال قدری از دامنه شورشهای جداییطلبانه کاسته شد اما ساکاشویلی نتوانست بر این بحران غالب آید. قدرتهای رقیب هر از گاهی برای تحتفشار گذاشتن رهبر گرجستان تنوز ناامنی در آبخازیا و مناطق قومیتنشین این جمهوری را شعلهور ساختند.
ناکامی دولت ساکاشویلی واقعیتی است که حتی ناظران غربی نیز به آن اقرار دارند. چنانکه بیبیسی میگوید که گرجیها هنوز از اثرات سالها وضع بد اقتصادی دوره شوروی سابق، بیثباتی و جنگ داخلی، رنج میبرند. یا آنکه یک تحلیلگر اروپایی میگوید دولت وی توانسته برنامه اصلاحات دموکراتیک و بازار آزاد را به اجرا درآورد ولی ادامه فقر و روشهای اعمال شده توسط دولت که گاهی مواقع با توسل به قدرت و اجبار مردم همراه بوده، موجب سرخوردگی بسیاری از گرجیها شدهاست. به باور اغلب ناظران ناآرامی تفلیس ابعاد یک جنبش برانداز را دارد. نیروهای مخالف متحد گرجستان خود را آماده کردهاند که توانشان را به میخائیل ساکاشویلی، رئیسجمهور نشان دهند. این نمایش نیروهای مخالف در گرجستان، دوم نوامبر در خیابانهای تفلیس صورت گرفت اما باید در انتظار نوامبرهای دیگر هم بود. مخالفان نسبت به تغییرات تاکتیکی او چندان امیدوار نیستند و معتقدند وعدههایی که این روزها ساکاشویلی برای سهیم کردن منتقدان درقدرت میدهد بعید است که توفان اعتراض را تا انتخابات سال آینده این کشور که اواخر ۲۰۰۸ برگزار خواهد شد دور سازد. او هماکنون تغییراتی جزیی در روند انتخاباتی داده تا شمار بیشتری از نمایندگان مخالفین بتوانند وارد پارلمان شوند ولی احزاب مخالف خواهان امتیازات بیشتری هستند و سوگند خوردهاند تا هنگامی که پیروز نشدهاند به تظاهرات بلاوقفه خود ادامه دهند.
چنان که رهبران ده حزب سیاسی و گروههای اجتماعی مخالف که در شورای ملی «جنبش واحد ملت» گرد هم آمدهاند، قرار گذاشتهاند تا پس از دوم نوامبر بیش از صد هزار نفر از مردم طرفدار خود را به خیابانهای پایتخت بکشانند.
در میانه کشمکش آمریکا و روسیه
مشکل اصلی ساکاشویلی از زمانی شروع شد که او جنبشی را با شعار طرفداری از غرب و ستیز با روسیه رهبری کرد. رهبر جدید گرجستان یکی از نخستین دولتهای معارض با کرملین را در این منطقه برپا کرد. دانشجوی دیروز کلمبیا از روز نخست هدف غایی خویش را الحاق به اروپا و ناتو و روسزدایی از سیاست خارجی تفلیس اعلام کرد. با این انتخاب ساکاشویلی ۳ سال ایام ریاست خویش را در میانه کشمکش مسکو و غرب به سر کرد. تفلیس در این دوران به یکی از میادین زورآزمایی اصلی پوتین با بوش تبدیل شد.
شتاب غربگرایی ساکاشویلی با هیچکدام از دولتمردان لیبرال جمهوریها قابل قیاس نبود.
حتی در مراسم تحلیف رئیسجمهوری گرجستان وزیر خارجه آمریکا با هدف ایجاد پایگاههای نظامی در گرجستان شرکت کرد و در سخنانی گفت مسکو باید نیروهای روسی را از پایگاههای آنها در خاک گرجستان خارج سازد.
روزهای آغازین ریاست او جورج بوش، رئیسجمهوری آمریکا که به گرجستان سفر کرد تحولات سیاسی اخیر در این کشور را مورد ستایش قرار داد و حمایت خود را از سیاستهای دولت گرجستان اعلام داشت.
آن روز بوش پس از ورود به گرجستان و ملاقات با مقامات ارشد این کشور، در جمع دهها هزار تن از اهالی تفلیس، پایتخت، که در میدان آزادی شهر اجتماع کردهبودند در میان ابراز احساسات شدید حاضران گفت که گرجستان مشعل آزادی برای منطقه و جهان است.
سفر بوش به گرجستان نخستین دیدار یکی از رؤسای جمهوری ایالات متحده از این کشور بود و نشانهای از حمایت آمریکا از میخائیل ساکاشویلی، رئیسجمهوری گرجستان تلقی شد.
پیشتر جورج بوش در مذاکره با رئیسجمهوری گرجستان پیشنهاد کردهبود در حل بحران ناشی از فعالیت جداییطلبان آبخازستان و اوستیا کمک کند. وی ضمن حمایت از تمایل دولت گرجستان به پیوستن به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ـ ناتو ـ از خواست گرجستان برای خروج نیروهای روسی از این کشور پشتیبانی کرد. پس از این گرجستان با اعزام واحدهای نظامی در ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا در عراق و افغانستان مشارکت کرد.
رئیسجمهوری گرجستان در سخنانی از جورج بوش بهعنوان شخصیتی با بینش روشن نام برد و به وی وعده داد که اصلاحات دموکراتیک در کشور خود را به جدیت دنبال کند.
به این صورت جهان غرب تفلیس را بهعنوان یکی از سکوهای نفوذ منطقهای خویش انتخاب کرد. برای شرکتهای آمریکایی که در اکتشاف و استخراج نفت در منطقه فعالیتشان را شروع کرده بودند تفلیس یک مرکز لجستیک بود، بههمین دلیل نیز بخشی از خط لوله انتقال نفت آذربایجان به بنادر ترکیه از خاک گرجستان عبور کرد. اما رهبری گرجستان در این کارزار نفوذ روسیه در ساختارهای اقتصادی وسیاسی قفقاز را دست کم گرفت. ابزارهای نیرومند مسکو بویژه در زمینه انرژی بلافاصله گلوگاههای تفلیس را در چنگ گرفت و دولت پوتین با قطع شریان گاز، گرجستان را با زمستانهای سخت و روزهای تیره روبهرو کرد. نظامیان روسیه که در بخشهایی از خاک گرجستان مستقر هستند و حضور خود را برای حفظ امنیت آن کشور ضروری میدانند.
روسها در همان حال گرجستان را به ناتوانی در حفظ امنیت مناطق مرزی متهم کرده و گفتند که شورشیان جداییطلب چچنی با استفاده از این موقعیت، از داخل خاک گرجستان به اقدامات خصمانه علیه روسیه مبادرت میورزند. برای مسکو چشمپوشی از این کشور امکانپذیر نبود. از یک سو مجاورت گرجستان با جمهوری آشوبزده چچن در روسیه به روابط میان ۲ کشور اهمیت خاصی بخشیدهاست، از سوی دیگر مردان کرملین برحسب یک سیاست دیرین این جمهوری را عمق امنیت ملی خویش میخوانند.
آخرین روزهای این کشمکش ساکاشویلی سیگنالهای سازش به سمت روسیه فرستاد. وی پس از آن که صدای شورشیان را به گوش شنید در سخنانی گفت که مایل است روابط دوستانهای با روسیه داشتهباشد اما دیگر دیر شدهبود. بدون تردید ناآرامیهای اخیر تفلیس بیش از همه آمریکا و اروپا را نگران خواهد ساخت. شکست ساکاشویلی علاوهبر آنکه نشانه فروافتادن یکی از نمادهای حکومت لیبرال و متحد اصلی آنان در منطقه است و پیام پایان انقلابهای رنگی را همراه دارد کشوری که بوش گفته بود باید مظهر توسعه دموکراتیک و اصلاحات اقتصادی است.
این بحران اما از حیث استراتژیک تحول جدی در آرایش سیاسی در حوزه آسیایمرکزی و قفقاز بهحساب میآید. با این اتفاق در واقع هم موقعیت برخی ازدولتهای دوست غرب در جمهوریها به تزلزل میافتد هم این که منافع و سرمایهگذاری انبوه اقتصادی آمریکا در معرض آسیب بزرگ واقع میشود. نباید از نظر دور داشت که ثبات سیاسی در گرجستان بیش از همه برای تضمین امنیت و ادامه و گسترش فعالیتهای انرژی غرب که پروژههای چند میلیاردی مانند خط لوله باکو ـ جیحان را در امتداد مرزهای این کشور مستقر کرده، امری حیاتی است.