نویسنده در بخشی از مقاله بر این باور است که «نخبگان نظام دینی واقعا موجود، تاکنون نتوانستهاند حکومت دینی را تئوریزه نمایند. هنوز نتوانستهاند تعریف شفاف از یک حکومت دینی به دست دهند، کماکان بسیاری از آنان در فضایی آکنده و مملو از بازیهای گفتمانی گوناگون و متخالف و متضاد سرگردان هستند...» این درحالی است که برخلاف ادعای نویسنده، نخبگان نظام دینی ما نه تنها تعریف روشن و شفافی از حکومت دینی ارائه نمودهاند که از جمله میتوان به این تعریفها اشاره نمود؟ «حکومت دینی حکومتی است که دین به صورت یک مبنا و محور، شالوده حکومت و مدیریت جامعه را در همه عصرها زیر پوشش خود قرار میدهد.»(1) «حکومتی دینی حکومتی است که نه تنها قوانین و مقررات را اجرایی آن برگرفته از احکام دینی است، بلکه مجریان آن نیز مستقیما از طرف خدا منصوبند یا به اذن خاص یا عام معصوم منصوب شدهاند.»(2) بلکه ابعاد شاخصههای آن را به روشنی تبیین و ترسیم نمودهاند.(3) و حرکت منطقی و منسجم نظام جمهوریاسلامی گواهی روشن بر این امر است و اگرچه این عرصه هم چون سایر ساحتهای علوم نظری با مباحث مختلف و گوناگونی همراه بودهاست اما این مسلئه موجب سرگردانی و مانع از شفافیت آن نمیباشد.
در بخش دیگری از مقاله نویسنده ادعا میکند «نظام دینی مستقر، کمتر در پاسخگویی به هنگام و مناسب به نیازهای نظری و معرفتی آحاد جامعه خود موفق بودهاست، هر جا که دستگاه نظری نظام حاکم از تحلیل و تدبیر شرایط حال قاصر مانده، گذشتههای دور و آیندههای دستنیافتنی را به کمک طلبیده است، گاه نیز طمع در میوههای باغ معرفتی و نظری دیگران کرده و با وصله و پینه و مصادره به مطلوب کردن ساحتها و افقهای مختلف (و گاه ناهمخوان) نظری، سعی کرده از قافله تقریرکنندگان دستگاههای نظری جدید عقب نماند.» برخلاف اظهارات نویسنده محترم ما معتقدیم نظام دینی ما که بر مبانی و اصول نظری و معرفتی اسلام ناب استوار شدهاست از چنان مبانی معرفتی و نظری متقن و مترقیای برخوردار میباشد که نیازی به دست دراز کردن به مبانی معرفتی و نظری دیگران که بر الگوی پوسیده لیبرال دموکراسی استوار شده و مبتنی بر «اومانیسم» و متکی به «لیبرالیسم و سکولاریسم» است، ندارد و با این پشتوانه غنی و محکم همواره توانسته است پاسخگوی نیازهای نظری و معرفتی آحاد جامعه باشد و همانگونه که مرحوم امام فرمودند: «اسلام و حکومت اسلامی پدیده الهی است که با به کار بستن آن، سعادت فرزندان خود را در دنیا و آخرت به بالاترین درجه تامین میکند و قدرت آن را دارد که قلم سرخ بر ستمگریها و چپاولگریها و فسادها و تجاوزها بکشد و انسانها را به کمال مطلوب خود برساند.(4) و اساسا آیا دستاورد تمدن غربی و به تعبیر نویسنده میوههای باغ معرفتی و نظری آنان چیزی جز انحطاط و سقوط انسان به حریم حیوانیت و به فراموشی سپردن ابعاد روحی و معنوی او در ازای پیشرفت او بودهاست؟ در حقیقت آنچه در سایه تمدن غربی و مبانی نظری حاکم بر آن به دست آمد نه انسان متمدن که ترسیم چهره حیوان متمدن از انسان است و آنان که شیفته چنین تمدنی شده و سعی در اجرای این نسخه برای پیشرفت و توسعه کشور هستند، یا با مبانی و اصول دینی و ماهیت نظم اسلامی آشنایی ندارند یا چنان مجذوب ظاهر فریبنده تمدن غربی شدهاند که معایب آن را نادیده انگاشته و نسخه کامل پیشرفت و توسعه مادی و معنوی را که اسلام بر پایه مبانی نظری متقن خویش، ترسیم نموده به فراموشی سپردهاند و راه آنان از راه روشن نظام اسلامی و مردم آگاه و مسلمان جداست.
نویسنده در بخش دیگری از مقاله چنین مینویسد «نظام دینی مستقر در عرصه پراتیک(5) اجتماعی و تدبیر منزل نیز لنگ میزند این نظام نه چندان در تحصیل خیرها (به تعبیر ارسطو) برای مردم خود موفق است و نه در احراز (فضیلت برتر) یعنی فضیلت آزادی (به تعبیر ماکیاولی) افزون بر این، نمیتوان چنین نظامی را در عرصه قانونگذاری و صیانت از قانون و ایجاد نظم و سامان سیاسی ـ اجتماعی موفق ارزیابی کرد چنانچه با لاک و هیوم همراه شدیم و از منظر سود انگارانه به کارآمدی نگاه کنیم کماکان نمیتوانیم این نظام را کارآمد بنامیم ...» تامل واقعبینانه و منصفانه و تحلیل دقیق تحولات پس از انقلاب اسلامی و مقایسه وضعیت کشور با قبل از انقلاب، به وضوح نشان میدهد که با توجه به شرایط، محدودیتها و مشکلات فراوان و دشمنی مخالفان نظام اسلامی، جمهوریاسلامی در مدت عمر پر برکت خویش توانسته است در عرصه عمل و اصلاح و بهبود وضعیت معیشتی و اجتماعی مردم توفیقات فراوانی را به دست آورد هر چند وجود پارهای مشکلات و نواقص در این زمینه قابل انکار نیست اما در عین حال نباید با بزرگنمایی مشکلات موجود، دستاوردهای مثبت نظام را نادیده انگاشت. در سایه تعالیم دینی و تلاش و همت مسئولان و همراهی مردم است که امروزه جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری نیرومند و مقتدر در جهان مطرح شده و همین امر موجب هراس دشمنان اسلام و انقلاب و تشدید دشمنی آنان با نظام شدهاست به راستی نادیده گرفتن دستاوردهای مثبت نظام با وجود سیل دشمنیها و مخالفتها و تحریمها و ... خارج شدن از جاده انصاف نیست؟ با نگاهی منصفانه به میزان امکانات کشور و محدودیتها و مشکلات، هر ناظر واقعبینی تصدیق خواهد کرد که جمهوریاسلامی در زمینه ایجاد خیر و سعادت و تامین آزادی و نظم و سامان سیاسی و اجتماعی عملکرد مناسبی داشتهاست که نشان از کارآمدی نظام دارد هر چند این امر به معنای نادیده گرفتن نواقص و نارساییهایی در این عرصهها نیست اما نکتهای که باید بدان توجه نمود این است که کارآمدی کل در یک نظام سیاسی برابر است با حاصل جمع کارآمدی اجزاء، بنابراین اگرچه در یک سیستم پیچیده بروز عیب و نقص محتمل و طبیعی بهنظر میرسد لکن روند کلی و برایند مجموعه عملکردها و تلاشهای صورتگرفته تعیینکننده میزان کارآمدی آن میباشد بر این اساس با نگاهی به روند کلی و برایند مجموع اقدامات و عملکردها در نظام جمهوریاسلامی میتوان به کارآمدی آن اذعان نمود. نویسنده مقاله معتقد است: خوانش ارتدوکسی از دین، زمختی خود را بر سیمای نظام دینی موجود نقش کرده و آن را در چالش با دنیای مدرن، جامعه مدرن و انسان مدرن قرار دادهاست. بهکار بردن چنین تعبیری حاکی از محور قرار دادن دنیای مدرن و جامعه مدرن و متهور شدن در برابر آن و نادیده انگاشتن هر روندی است که بر خلاف آن شکل بگیرد. و روشن است که ارائه چنین تصویری از نظام دینی با توجه به پوپایی و بالندگی آن و تبیین مسیر رشد و توسعه کشور با واقعیات موجود سازگار نیست و نظام دینی نه در چالش با دنیای مدرن، که در چالش با مبانی فکر و نظری حاکم بر مدرنیت غربی است و خود داعیهدار مدنیتی است که در سایه آن سعادت مادی و معنوی انسانها تامین خواهد شد.