تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۴۷۶۳۱

وقتی کمیسیون مشورتی دیپلماسی عمومی در آمریکا در سال 2001 اعلام کرد که «فرهنگ، اطلاعات و ارتباطات ابزار استراتژیک امنیت نوین ایالات ‌متحده هستند»، معلوم بود که توصیه‌های مندرج در پروژه مطالعاتی مربوط به استراتژی امنیت ملی آمریکا – که قبل از ریاست جمهوری جورج بوش به وسیله جمهوری‌خواهانی چون دیک ‌چنی و کاندولیزا رایس تدوین شده بود – تمرکز شدیدی روی «برخورد نرم» با دولت‌های هدف خواهد یافت.

در استراتژی مفصل مذکور تاکید شده که تاسیس حمایت از بنگاه‌های فرهنگی و رسانه‌ای و جایگزینی ارزش‌های آمریکایی به جای ارز‌ش‌های بومی در کشورهای هدف باید مورد توجه جدی قرار گیرد. بنگاه‌ها و موسساتی که تا حد امکان فعالیت‌ خود را در پوشش‌های خیرخواهانه، ‌حقوق‌بشری و البته غیردولتی پنهان نمایند. بنیاد «سوروس» یا «جامعه‌باز» (Open society) یکی از همین موسسات هستند که بلافاصله و در دهه گذشته توسط یک‌ میلیاردر یهودی موثر در لابی صهیونیزم آمریکا به نام «جورج سوروس» برای سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی و در عین‌حال مطالعات حقوق‌بشری تاسیس شد. اگر «رابرت مرداک» امپراتور یهودی رسانه‌های بزرگ جهان، آشکارا اقدام به خرید و توسعه شبکه رسانه‌ای خود می‌کند، «جورج سوروس» ظاهرا مدلی نهانی از همین نفوذ رسانه‌ای – فرهنگی را پیگیری می‌کند.

آنچه که رسانه‌های رسمی آمریکا در مورد شخصیت و انگیزه‌های «سوروس» منتشر کرده‌اند، عباراتی نظیر «نوع دوست و نیکوکار» و «علاقه‌مند به گسترش دموکراسی، حقوق‌بشر و توسعه اقتصادی در کشورهای مختلف جهان بوده ‌است. در عین حال BBC آژانس خبری دولت انگلیس نیز چنین تعریفی دارد: «بنیاد جامعه باز با هدف پیشبرد دموکراسی، رعایت حقوق‌ بشر، اصلاحات اقتصادی و حقوقی و سیاسی... حمایت از رسانه‌های مستقل از دولت‌ها و... در کشورهای مختلف جهان فعالیت می‌کند.»

در برابر تعاریف یاد شده، «سوروس» در بیش از 30 کشور جهان این «فعالیت‌های خیرخواهانه» را دنبال می‌کند! کشورهایی که برای امنیت ملی آمریکا از جهات مختلف «کشور هدف» به حساب آمده و بسیاری از آنها سال‌ها پس از حضور این بنیاد دچار تغییرات عمده سیاسی و حتی فروپاشی شدند. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان محلی، فعالیت‌ این بنیاد در کمربندی از کشورهای آسیای‌میانه با هدف کاستن از نقوذ روسیه و جایگزینی جریان‌های سیاسی متمایل یا مطیع ایالات ‌متحده صورت گرفته‌است. آنها معتقدند که این بنیاد با راه‌اندازی سازمان‌های مطالعاتی و مالی (به نحوی که ظاهراً هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشتند) فعال شده و با شناسایی مخالفان دولت مرکزی و حمایت از مطبوعات اپوزیسیون، ‌زمینه را برای انقلاب آرام برای فروپاشی دولت و تغییر حکومت فراهم نموده‌ است.

در گرجستان بنیاد سوروس 20میلیون دلار به مخالفان دولت ادوارد شوارد نادزه پرداخت. راهبرد وی روابط خوب با مسکو بود. بعد از شورش‌های موسوم به «انقلاب مخملی» و استعفای ناگزیر وی، 4تن از اعضای دولت جدید گرجستان شامل آموزش و پرورش، دادگستری، دارایی، ورزش و جوانان از کارمندان دفتر «سوروس» در تقلیس بودند. جورج سوروس نیز پس از تغییر دولت نادزه گفت که «وظیفه بنیاد ما حمایت از ادامه تغییرات دموکراتیک در سایر کشورهای خاورمیانه است.»

ولادیمیر تیموشنکو یکی از نمایندگان مجلس اوکراین بعد از تظاهرات خونین خیابانی کیف و نهایتا «انقلاب نارنجی» در این کشور تاکید کرد که پشت ‌صحنه این تحولات شخص جورج سوروس و مقامات اطلاعاتی آمریکا بوده‌اند. به همین ترتیب «عاقل عباس‌اف» سردبیر نشریه عدالت جمهوری آذربایجان فاش کرد که بعد از تحولات نوامبر 2003 گرجستان بنیاد سوروس درصدد نفوذ در حاکمیت آذربایجان برآمد و عده‌ای از مخالفان دولت علی‌اف را برای آموزش به اوکراین فرستاده‌اند. همچنین وزارت امنیت ملی آذربایجان از برنامه‌ریزی بنیاد «جامعه باز» برای گسترش دامنه مصرف مواد مخدر در بین نسل جوان این کشور، آن هم در پوشش برنامه‌ای برای مبارزه با مواد مخدر، خبر داد!

سرویس‌های اطلاعاتی ارمنستان نیز در چند نوبت از فعالیت بنیاد سوروس در جهت استفاده از رسانه‌ها برای ایجاد اغتشاش در فضای سیاسی این کشور و شکاف بین ارمنستان و روسیه خبر دادند. این کشور مهم‌ترین پایگاه روسیه در قفقاز‌ جنوبی است. در تاجیکستان هم افزایش مخالفت علیه نظام حاکم توسط رسانه‌ها به سوروس نسبت داده ‌شد. تا آنجا که رئیس‌جمهور این کشور با نام بردن از 4روزنامه و برخی رادیوهای خصوصی، از اطلاعاتی در خصوص حمایت مالی مخالفان خود توسط بنیاد سوروس خبر داد. این بنیاد در قزاقستان و قرقیزستان نیز از طریق سایت‌های اینترنتی، روزنامه‌ها، شبکه‌های تلویزیونی، طرح‌های فرهنگی و آموزشی، موسسات غیردولتی و فعالیت‌های هنری رسما به «حمایت از تغییرات دموکراتیک» مشغول است! طی سال‌های اخیر و همزمان با طرح پروژه خاورمیانه بزرگ جغرافیای فعالیت سوروس به خاورمیانه و منطقه مدیترانه گسترش یافت. نشانه‌ای از آن را روزنامه «الصباح» ترکیه فاش ساخت که براساس آن «بنیاد سوروس در انتخابات جزیره در جهت حمایت از فردی که منافع اسرائیل و آمریکا را تامین می‌کند، دخالت نموده ‌است».

با این سابقه‌ای که گفته شد، قطعاً بنیاد سوروس نمی‌توانسته از فعالیت در ایران چشم‌پوشی کند. اما آنقدر توان اطلاعاتی داشته که حساسیت ایران در رصد سلسله اقدامات خود در آسیای میانه را درک کند. لذا در اینکه استقاده از موسسات واسطه برای «ترویج نافرمانی مدنی» و تشکیل یک شبکه ارتباطی غیررسمی در این زمینه انتخابی مناسب‌ بوده، شکی نیست. ضمن اینکه الگوی استفاده از افراد بومی و یا دارای تابعیت دوگانه در این مسیر هم، ‌انتخابی دقیق است.

فراتر از آنچه به عنوان اعترافات هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش از تلویزیون ایران پخش شد، درک این واقعیت مهم است که هیچ اقدام به ظاهر خیرخواهانه، فرهنگی، حقوق بشری و دموکراتیکی از سوی چنین بنیادهایی حمایت نمی‌شود، مگر اینکه جزئی از سناریوی «ابزار استراتژیک امنیت نوین ایالات ‌متحده» باشد. به صدا و سیمای ایران کاری نداریم، اما نمی‌توان نتیجه تحقیقات وزارت امنیت ملی آذربایجان را نادیده گرفت که بنیاد جامعه باز، با شعار مبارزه با مواد مخدر هدفی جز آلوده‌ کردن نسل جوان این کشور به مواد مخدر نداشته است.

البته رادیو فردا، رادیو صدای آمریکا و همچنین روزنامه واشنگتن پست هدف فعالیت‌های بنیاد مذکور و وابستگانش در ایران را صرفا «کمک‌های انسان‌دوستانه» و «ارتقای بهداشت عمومی» نامیده است. کدامیک را باور کنیم؟!