مقدمه:
گروه اقتصادی: همانگونه که مستحضرید اهمیت دریای خزر و نقش کلیدی آن در معادلات منطقهی آسیایمیانه و قفقاز بهعلت وجود ذخایر عظیم نفت و گاز آن و همچنین موقعیت ژئوپلتیکی منطقه بر کسی پوشیده نیست. در این میان قرار گرفتن کشورمان در بطن مسایل فوق و وجود اختلافات حقوقی و جغرافیایی متعدد در نحوه و میزان استفاده از ذخایر غنی آن، اهمیت آن را دو چندان می نماید. به همین جهت طرح موضوع حاضر به تبین وضعیت موجود کمک کرده و راه را جهت حصول نتایج بهتر در عرصه دیپلماسی هموار میسازد.
">مقدمه:
گروه اقتصادی: همانگونه که مستحضرید اهمیت دریای خزر و نقش کلیدی آن در معادلات منطقهی آسیایمیانه و قفقاز بهعلت وجود ذخایر عظیم نفت و گاز آن و همچنین موقعیت ژئوپلتیکی منطقه بر کسی پوشیده نیست. در این میان قرار گرفتن کشورمان در بطن مسایل فوق و وجود اختلافات حقوقی و جغرافیایی متعدد در نحوه و میزان استفاده از ذخایر غنی آن، اهمیت آن را دو چندان می نماید. به همین جهت طرح موضوع حاضر به تبین وضعیت موجود کمک کرده و راه را جهت حصول نتایج بهتر در عرصه دیپلماسی هموار میسازد.
">مقدمه:
گروه اقتصادی: همانگونه که مستحضرید اهمیت دریای خزر و نقش کلیدی آن در معادلات منطقهی آسیایمیانه و قفقاز بهعلت وجود ذخایر عظیم نفت و گاز آن و همچنین موقعیت ژئوپلتیکی منطقه بر کسی پوشیده نیست. در این میان قرار گرفتن کشورمان در بطن مسایل فوق و وجود اختلافات حقوقی و جغرافیایی متعدد در نحوه و میزان استفاده از ذخایر غنی آن، اهمیت آن را دو چندان می نماید. به همین جهت طرح موضوع حاضر به تبین وضعیت موجود کمک کرده و راه را جهت حصول نتایج بهتر در عرصه دیپلماسی هموار میسازد.
">مقدمه:
گروه اقتصادی: همانگونه که مستحضرید اهمیت دریای خزر و نقش کلیدی آن در معادلات منطقهی آسیایمیانه و قفقاز بهعلت وجود ذخایر عظیم نفت و گاز آن و همچنین موقعیت ژئوپلتیکی منطقه بر کسی پوشیده نیست. در این میان قرار گرفتن کشورمان در بطن مسایل فوق و وجود اختلافات حقوقی و جغرافیایی متعدد در نحوه و میزان استفاده از ذخایر غنی آن، اهمیت آن را دو چندان می نماید. به همین جهت طرح موضوع حاضر به تبین وضعیت موجود کمک کرده و راه را جهت حصول نتایج بهتر در عرصه دیپلماسی هموار میسازد.
">مقدمه:
گروه اقتصادی: همانگونه که مستحضرید اهمیت دریای خزر و نقش کلیدی آن در معادلات منطقهی آسیایمیانه و قفقاز بهعلت وجود ذخایر عظیم نفت و گاز آن و همچنین موقعیت ژئوپلتیکی منطقه بر کسی پوشیده نیست. در این میان قرار گرفتن کشورمان در بطن مسایل فوق و وجود اختلافات حقوقی و جغرافیایی متعدد در نحوه و میزان استفاده از ذخایر غنی آن، اهمیت آن را دو چندان می نماید. به همین جهت طرح موضوع حاضر به تبین وضعیت موجود کمک کرده و راه را جهت حصول نتایج بهتر در عرصه دیپلماسی هموار میسازد.
">مقدمه:
گروه اقتصادی: همانگونه که مستحضرید اهمیت دریای خزر و نقش کلیدی آن در معادلات منطقهی آسیایمیانه و قفقاز بهعلت وجود ذخایر عظیم نفت و گاز آن و همچنین موقعیت ژئوپلتیکی منطقه بر کسی پوشیده نیست. در این میان قرار گرفتن کشورمان در بطن مسایل فوق و وجود اختلافات حقوقی و جغرافیایی متعدد در نحوه و میزان استفاده از ذخایر غنی آن، اهمیت آن را دو چندان می نماید. به همین جهت طرح موضوع حاضر به تبین وضعیت موجود کمک کرده و راه را جهت حصول نتایج بهتر در عرصه دیپلماسی هموار میسازد.
">مقدمه:
گروه اقتصادی: همانگونه که مستحضرید اهمیت دریای خزر و نقش کلیدی آن در معادلات منطقهی آسیایمیانه و قفقاز بهعلت وجود ذخایر عظیم نفت و گاز آن و همچنین موقعیت ژئوپلتیکی منطقه بر کسی پوشیده نیست. در این میان قرار گرفتن کشورمان در بطن مسایل فوق و وجود اختلافات حقوقی و جغرافیایی متعدد در نحوه و میزان استفاده از ذخایر غنی آن، اهمیت آن را دو چندان می نماید. به همین جهت طرح موضوع حاضر به تبین وضعیت موجود کمک کرده و راه را جهت حصول نتایج بهتر در عرصه دیپلماسی هموار میسازد.
سیدمحمدتقی موسوینیا کارشناس علوم سیاسی و امور بینالملل
میزان ذخایر نفت و گاز کشورهای حاشیهی دریای خزر
منطقه خزر، منطقه پهناوری است که از قفقاز در غرب تا آسیایمرکزی در شرق کشیده شده و دریای خزر آن را به بخشهایی تقسیم میکند و در عینحال این بخشها را به یکدیگر مرتبط میسازد. بهعبارت دیگر، میتوان قفقاز، خزر و آسیایمرکزی را همچون یک منطقه جغرافیایی درنظر گرفت و نام منطقه خزر ـ آسیایمرکزی به آن نهاد. با افزایش تولید نفت خام در این منطقه، کاهش نفت خام دریای شمال جبران خواهد شد و این موضوع بر اهمیت منطقه از دیدگاه کشورهای اروپایی مصرفکننده نفت دریای شمال خواهد افزود. بر اساس ارقام و اطلاعات منتشره از سوی مقامات رسمی کشورهای آسیای مرکزی و دیگر کشورهای ساحلی دریای خزر، این منطقه دارای منابع عظیم نفتی با ذخایر مکشوفی نفت خام و گاز طبیعی میباشد. طبق محاسبات و برآوردهای انجام شده، ذخایر نفت خام ثابت شده در این منطقه تا خلیجفارس امتداد مییابد. کشف این ذخایر در میان کشورهای جهان سوم و انتظار رشد اقتصادی این کشورها در سالهای آینده و پیشبینی مصرف قابل ملاحظهای نفت در سالهای بعد از 2000 میلادی از اهمیت بسیاری برخوردار است. برای مقایسه میتوان گفت میادین نفت کشورهای ساحلی دریای خزر پیش از سه تا چهار برابر ذخایر نفت کشورهای اروپایی دارای ذخایر ثابت شده نفت خام یا حدود پنجاه میلیارد بشکه است و آینده روشنتری برای کشورهای این منطقه از جهان پیشبینی میشود. وضعیت ذخایر نفت و گاز کشف شده و مشخص کشورهای ساحلی دریای خزر به صورت تفکیک شده به قرار ذیل میباشد.
قزاقزستان
در اتحاد جماهیر شوروی سابق، قزاقستان دومین کشور بزرگ از نظر وسعت جغرافیایی و نیز دومین تولیدکننده بزرگ نفتی بعد از روسیه است.
تولید نفت این کشور از 480 هزار بشکه در روز در سال 1975 به 373 هزار بشکه در روز در سال 1980 کاهش یافت و بعد از آن تولید آن رو به افزایش گذارد و به 570 هزار بشکه در روز در سال 1991 رسید و سپس بار دیگر به تدریج تولید آن تا 440 هزار بشکه در روز در سال 1995 کاهش یافت. نفت تولید شده این کشور در سال 1995، 1/6 درصد کل تولید نفت اتحاد جماهیر شوروی سابق در این سال بود. مصرف نفت این کشور بهطور اساسی در دهه گذشته کاهش یافتهاست. بهطوری که میزان مصرف از 410 هزار بشکه در روز در سال 1985 به 240 هزار بشکه در روز در سال 1995 کاهش یافتهاست. بر طبق آخرین آمار و ارقام و اطلاعات منتشره، ذخایر نفت خام در کشور قزاقستان بالغ بر 95 میلیارد بشکه است. این مقدار نفت خام مربوط به 22 حوزه نفتی در شمالشرقی است که بیشترین منابع نفت خام را داراست و از مهمترین میدانهای نفتی مربوط به تنگیز که یکی از عظیمترین میادین نفتی جهان بهشمار میرود میباشد. بر طبق گزارشهایی میزان استحصال از این میدان نفتی حدود 17 میلیارد بشکه میباشد. بیشترین تولید روزانه از این میدان حدود 700 هزار بشکه برنامهریزی شدهاست. در حالی که میزان تولید گذشتهی این میدان فقط محدود به 150 هزار بشکه در روز بودهاست. در حالحاضر شرکتهای شورون و موبیل با همکاریهایی که با کشور قزاقستان دارند، سطح تولید را در آینده افزایش خواهند داد. برطبق برنامههای اجرایی پیشبینی شده تولید نفت از میادین نفتی قزاقستان 400 هزار بشکه در روز در سال 1995، افزایشی در حدود 2/1 تا 7/1 میلیون بشکه در روز به ترتیب در سالهای 2005 و 2010 خواهد داشت. همچنین میزان ذخایر گاز طبیعی کشف شده و قطعی این کشور بر اساس آمار اداره اطلاعات آمریکا (EIA) در ژوئن سال 2000، 83 ـ 53 تریلیون فوت مکعب میباشد.
ترکمنستان
در سالهای اخیر، تولید نفت در کشور ترکمنستان به شدت کاهش یافته و از 313 هزار بشکه در روز در سال 1975 به 78 هزار بشکه در روز در سال 1994 رسیدهاست، که این میزان 1/1 درصد کل تولید نفت اتحاد جماهیر شوروی سابق در آن سال بودهاست. ذخایر ثابت شده نفت ترکمنستان در حدود 4/1 میلیارد بشکه (1/2 درصد کل ذخایر نفت اتحاد شوروی سابق) میباشد و ذخایر نفت قابل استحصال واقعی آن حداقل 2/4 میلیارد بشکه پیشبینی میشود که میتواند روزانه 93 هزار بشکه در روز تولید کند.
همچنین میدانهای عمده گاز ترکمنستان بیشتر در شرق این کشور قرار دارند که با دارا بودن 10 تریلیون متر مکعب گاز طبیعی، مقام دومین کشور از اتحاد جماهیر شوروی سابق و چهارمین کشور در بین کشورهای جهان را دارا است که این مقدار، 2/5 درصد کل ذخایر گاز اتحاد شوروی سابق میباشد. این کشور در سال 1995، به میزان 1/30 میلیارد متر مکعب گاز طبیعی تولید کردهاست.
ترکمنستان دارای دو پالایشگاه میباشد که در chardzouو krashovodsk قرار دارند و کل ظرفیت آنها حدود 236 هزار بشکه در روز است. نرخ بهرهگیری و استفاده از این پالایشگاه حدود 49 درصد و برای آن که آنها قادر به تولید فرآوردههایی با کیفیت بهتر باشند، لازم است که کاملا مدرنیزه شوند. صنعت نفت ترکمنستان از مهمترین صنایع کشور و ترکمنستان امیدوار است با کمک سرمایههای خارجی، نفت خود را استخراج نماید. از چند شرکت خارجی که در زمینه اکتشاف و استخراج نفت در ترکمنستان فعالیت دارند، شرکت بریتانیایی به نام "مانیومنت اویل" است که رهبری کنسرسیوم احداث خط لولهای که نفت ترکمنستان را به ایران و پس از آن به بازارهای جهانی انتقال میدهد برعهده دارد. گروه انگلیسی هلندی "شل" نیز احداث یک خط لوله جدید 940 مایلی که گاز ترکمنستان را به ترکیه و از طریق ایران حمل میکند، برعهده دارند. علاوهبر این کمپانی "صنایع ایران مارین سرویس" در سالهای 1996 – 1990 با همکاری کمپانی "وتیول" روزانه 60 هزار بشکه نفت را از ترکمنستان به بندرعباس، نزدیک جزیره هرمز در خلیجفارس حمل نمود. در سالهای 1993 - 1992 شرکتهای "نوبل" از ایالاتمتحده، "استیک اینترنشنال" از امارات متحده عربی و "لامارگ" از هلند قراردادهایی در زمینهی اکتشاف نفت با کشور ترکمنستان امضا کردند. شرکت نفتی "الف" و شرکت ایتالیایی "T.P.I" و شرکای محلی مشترکا ذخایر سورتآباد را توسعه خواهند داد. ذخایر این میدان به 37/1 میلیارد متر مکعب بالغ میگردد.
جمهوری آذربایجان
تولید نفت در باکو در قرن نوزدهم آغاز شد و در ابتدای قرن بیستم نیمی از تولید نفت جهان از آذربایجان تامین میشد. در سال 1941 این کشور 70 درصد کل تولید نفت خام اتحاد جماهیر شوروی سابق (F.S.U) را تولید میکرد. اما این میزان در سال 1995 به 6/2 درصد کاهش یافت. تولید این کشور که در بالاترین سطح حدود 500 هزار بشکه در روز بود، پس از جنگجهانی دوم کاهش یافت و اتحاد شوروی سابق به سمت منابعی دیگر گرایش یافت. در طی دو دهه گذشته، تولید نفت آذربایجان بهطور منظم از 344 هزار بشکه در روز در سال 1975 به 264 هزار بشکه در روز در سال 1985 کاهش یافته و میزان تولید آذربایجان در سال 19۹5 با کاهش بیشتر به 185 هزار بشکه در روز رسید (متوسط سالیانه کاهش تولید نفت آذربایجان از سال 1975 تا بهحال 1/3 درصد بودهاست).
بههر صورت مصرف نفت این کشور 170 هزار بشکه در روز در سال 1995 بوده و عملا میزان مصرف آن در طی چند سال، تغییری نیافتهاست و همین امر موجب شده که آذربایجان به صادرات مقداری نفت خام خود ادامه دهد.
اخیرا ذخایر نفت و گاز ثابت شده آذربایجان به ترتیب در حدود 2/1 میلیارد بشکه نفت (1/2 درصد کل ذخایر نفت اتحاد شوروی سابق) و 1/0 تریلیون متر مکعب گاز (2/0 کل ذخایر گاز اتحاد شوروی سابق) قرار گرفتهاست. پتانسیل ذخایر نفت خام آذربایجان تا 15 میلیارد بشکه برآورد شدهاست. دو پالایشگاه آذربایجان جمعا 441 هزار و 808 بشکه در روز ظرفیت پالایش دارند. نرخ بهرهگیری از این پالایشگاهها 65 درصد میباشد. پالایشگاه باکو ترکیب سادهای از فرآوردههای نفتی را داراست، حال آنکه پالایشگاه نوو ـ باکو دارای ترکیب پیچیدهتری میباشد و فرآوردههای سبک عمدهتری را عرضه میکند.
جمهوری آذربایجان اولین کشور در دریای خزر بود که سرمایهگذاری و دانش تخصصی غرب بهمنظور استخراج منابع نفتی در منطقه بیشترین موفقیت و بهره را برد. شاهد این امر حجم عظیم نفتی است که اکنون توسط این کشور تولید میشود.
سالیانی طولانی نیست که از شروع بارش دلارهای نفتی بر جمهوری آذربایجان میگذرد. در سال 1994، متعاقب کودتاها و ناآرامیها (در شوروی سابق) که توام با ظهور جمهوری آذربایجان بهعنوان یک کشور مستقل بود، شرکت بهرهبرداری بینالمللی آذربایجان - AIOC)) یک کنسرسیوم مشتمل بر 11 کمپانی نفتی بینالمللی ـ امتیاز استخراج در سه میدان نفتی ساحلی کشور را بهدست آورد. این معامله موثری بود که تعهد 11 میلیارد دلاری برای 30 سال جهت اکتشاف و استخراج نفت از میادین آذری، چراغ و گونشلی را در برداشت. جمهوری آذربایجان بهسرعت دریافت که سرمایهگذاری و استفاده از فنون غرب مستلزم منابع جدیدالاکتشاف خواهد بود. تا این تاریخ جمهوری آذربایجان در مجموع 21 طرح بخش تولید را به شرکتهای بینالمللی، ترجیحا شرکتهای غربی واگذار کردهاست. در نتیجه، هماکنون برنامهریزی شده تا سرمایه گذاری 60 میلیارد دلاری تا سال 2024 در این کشور جریان پیدا کند که 4 میلیارد دلار از آن تحقق پیدا کردهاست.
بررسیهای بهعمل آمده نشان میدهد که ذخایر 28 میلیارد بشکه نفت در بخش ساحلی متعلق به جمهوری آذربایجان وجود دارد. درحالحاضر، نفت، از مجموع 53 میدان نفتی استخراج میشود که 17 مورد آن در ساحل دریای خزر است. کشف بیش از 28 میدان ذخیره نفت و گاز طبیعی و بیش از 145 ساختار جغرافیایی که بیانکننده بشارت و نوید بزرگی است در سالهای اخیر به تحقق پیوسته است.
فدارسیون روسیه
فدراسیون روسیه بهعنوان بزرگترین ذخایر گاز طبیعی و دومین ذخایر زغالسنگ و اولین صادر کننده گاز در جهان و دومین صادر کننده زغالسنگ در دنیاست. میزان ذخایر مشکوفه و قابل استخراج نفت روسیه در سال 2000، 55- 49 میلیارد بشکه و تولید نفت خام این کشور در سال 2000، 6/6 میلیون بشکه در روز بودهاست.
در طی دو دههی گذشته، تولید نفت در این کشور از حدود 3/8 میلیون بشکه در روز در سال 1975، به حداکثر خود در پایان دهه 1980، یعنی حدود 4/11 میلیون بشکه در روز افزایش یافت. به هر جهت بهعلت عدم سرمایهگذاری و فقدان تکنولوژی لازم، تولید نفت از سال 1989 رو به نزول نهاده و به 2/6 میلیون بشکه در روز در سال 1995 رسیدهاست. سهم این کشور از کل تولید نفت اتحاد شوروی سابق از 91 درصد در سال 1989 به 86 درصد در سال 1995 کاهش یافتهاست. مصرف نفت نیز در فدراسیون روسیه از 1/5 میلیون بشکه در روز در سال 1989 به 9/2 میلیون بشکه در روز در سال 1995 کاهش یافتهاست.
ذخایر ثابت شده نفت و گاز این کشور در پایان سال 1995 به ترتیب 49 میلیارد بشکه نفت (86 درصد از کل ذخایر نفتی اتحاد شوروی سابق) و 1/48 تریلیون متر مکعب گاز (86 درصد از کل ذخایر گاز اتحاد جماهیر شوروی سابق) بودهاست.
بخش پالایش در روسیه عمدتا فرسوده و از کار افتادهاست و نیاز به تکنولوژی خارجی و سرمایه انبوه برای مدرنیزه شدن دارد. حدود 29 پالایشگاه بزرگ و تعدادی پالایشگاه کوچکتر جمعا با ظرفیت 7/6 میلیون بشکه در روز در این کشور وجود دارد. از سال 1995 روسیه تقریبا حدود 7/2 میلیون بشکه در روز مازاد ظرفیت تقطیر داشتهاست و هیچ منطقه یا کشور دیگری چنین مازاد عظیم ظرفیت پالایش را ندارد.
جمهوری اسلامی ایران
میزان ذخایر مکشوفه و قابل استخراج نفت ایران بر اساس آمار سال 2001، 7/89 میلیارد دلار و تولید نفت خام مطابق سهمیه اوپک در آوریل 2001، 552/3 میلیون بشکه در روز بودهاست. بر این اساس میزان کل تولید این کشور 8/3 میلیون بشکه در سال 2001 و مصرف داخلی آن در سال 2000 میلادی، 2/1 میلیون بشکه میباشد.
براساس برآوردهای انجام شده، میزان نفت خام کشف و ثابت شده، با 9 درصد از کل جهان نزدیک به 90 میلیارد بشکه میباشد. بیشترین تولیدات فعلی از میادین اهواز ـ تنگستان به میزان 250 هزار بشکه و امکان افزایش تولید تا 600 هزار بشکه ظرف 8 سال آینده با سرمایهگذاری حدود 5/2 میلیارد دلار میباشد. پس از استخراج نفت خام از میادین نفتی مارون، گچساران است. براساس برآوردهای انجام شده، ظرفیت کل تولید نفت خام ایران در سال 2001 نزدیک به 4 میلیون بشکه که حدود 8/3 میلیون بشکه تولید میگردد. در صورتی که سرمایهگذاری به اندازه کافی در صنعت نفت ایران انجام گیرد، میزان تولید در سال 2005 به 8/4 میلیون بشکه در روز و در سال 2010 به 6/5 میلیون بشکه و در سال 2020 به 8 میلیون بشکه افزایش خواهد یافت. ایران در اکتبر 1999 موفق به کشف بزرگترین میادین نفتی در کشور به نام آزادگان گردید.
براساس برآوردها، میزان صادرات نفت خام در سال 2002 بالغ بر 24 میلیارد دلار خواهد شد که کل این میزان حدود 50 درصد کل درآمد دولت را تشکیل میدهد و انتظار میرود بر اثر این میزان صادرات نفت خام، رشد تولید ناخالص ملی در سال 2002 نزدیک به 5 درصد برسد.
همچنین ایران با حدود 812 تریلیون فوت مکعب گاز دومین دارنده گاز در جهان پس از روسیه است. بهعلت مصارف زیاد گاز در کشور، رشد تولید در صنعت گاز حدود 12 تا 15 درصد سالانه پیشبینی میگردد.
در رابطه با سرمایهگذاری خارجی در صنعت نفت ایران، قابل ذکر است که این اقدام از نظر قانون اساسی با مشکلاتی روبهروست. بدین منظور ایران برای جلب سرمایهگذاری خارجی در بخشهای مختلف صنایع نفت خود، از قراردادهای بایبک (بیع متقابل) استفاده میکند که با این اقدام تاکنون 21 میلیارد دلار تعهد سرمایهگذاری برای بسیاری از میادین مشترک و بعضی از میادین در خشکی ایجاد شدهاست.
خطوط انتقال نفت و گاز دریای خزر
عدم دسترسی کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز به آبهای آزاد نه تنها این کشورها را در توسعه اقتصادی و ارتباط با جهان و بازارهای مصرف با دشواری مواجه میسازد، بلکه این امر موجب نوعی وابستگی به کشورهای مسیر انتقال با ترانزیت میگردد که تاثیر قابل ملاحظهای بر وضعیت ژئوپلتیک منطقه دارد. مثال بارز این وضعیت انتقال منابع انرژی است که از یک موضوع تجاری و اقتصادی به مسالهای سیاسی و ژئواستراتژیک تبدیل گردیدهاست.
در واقع از زمانی که کنسرسیوم نفتی موسوم به آیوک در سپتامبر 1994 تشکیل گردید، چگونگی انتقال منابع هیدروکربن دریای خزر با توجه به محصور بودن سه کشور قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان، در محافل سیاسی و نفتی جهان مطرح گردید و همواره از موضوعات مهم بینالمللی بودهاست.
در بحث انتقال نفت و گاز، عوامل اقتصادی نقش تعیینکنندهای دارد و شرکتهای بزرگ نفتی نیازمند اطمینان از میزان انرژی در منطقه و قیمت نفت در بازارهای جهانی هستند. لذا شرکتهای نفتی برای سالیان متمادی به مساله انتقال نفت از راههای مختلف نگریستهاند و برای آنان راه و مسیر انتقال، صرفا از نظر سوددهی و امنیت آن دارای اهمیت است.
درحالی که برای آمریکا و سیاست خارجی این کشور، هدف اصلی و استراتژیک، دور نگهداشتن روسیه و ایران از این مساله است. هدف دیگر آمریکا کشاندن جمهوریهای سابق شوروی به دامن بلوک غرب و تقویت ترکیه، متحد ناتو بهعنوان یک قدرت منطقهای میباشد. به عقیده کارشناسان، آمریکا و شرکای آن کشور در کنسرسیوم، با بزرگنمایی عمدی میزان ذخایر نفت در دریای خزر در پی دستیابی به اهدافی بلندمدت میباشند که از جمله آن میتوان به محدود کردن نقش روسیه و ایران در معادلات استراتژیک منطقهای و همچنین قلمداد کردن روسیه بهعنوان مخالف پیشرفت و ترقی دیگر جمهوریهای حاشیه دریای خزر، که بدینطریق با بیاعتمادی کشورهای ساحلی به روسیه و کمرنگ شدن نفوذ سنتی روسیه در بین کشورها، آمریکا و متحدین آن از خلاء قدرت روسیه استفاده کرده و زمینه را جهت پیشبرد مقاصد بلندمدت استراتژیک خود مهیا میسازند. درحال صرفنظر از ملاحظات سیاسی و ژئوپلتیکی، انتقال نفت و گاز در درازمدت مستلزم توجه به نکات ذیل است:
- امنیت مسیرهای انتقال نفت و گاز به بازارهای جهانی
- توجه بهعوامل قانونی، تجاری مالی و اتحاد مربوط به ترانزیت انرژی
- توجه به توسعه بخش حملونقل نفت و گاز علاوهبر این بایستی به خطرات غیرقابل اجتناب عبور لوله از مناطق فاقد ثبات سیاسی، مشکلات ناشی از ساختار مالیاتی کشورهای مسیر و جنبههای محیطی احداث خطوط لوله توجه کرد.
البته همانطور که اشاره شد، در توسعه اقتصادی منابع انرژی دریایخزر، قیمت نفت در بازارهای جهانی عامل بسیار مهمی محسوب میگردد. زیرا که پایین بودن قیمت نفت بههمراه هزینه انتقال که 2 تا 4 دلار به ازای هر بشکه محاسبه شدهاست، امکان توسعه سریع منابع انرژی دریای خزر را دشوار میسازد.
بهنظر آمریکا انتفال نفت از طریق روسیه، موجب برخورداری این کشور از توان قابل ملاحظهای برای اعمال فشار بر کشورهای قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان میگردد. کشورهای منطقه نیز با این امر موافقت دارند و خواهان صادرات انرژی از مسیری غیر از روسیه هستند، زیرا که اتکای به شبکه خطوط لوله روسیه تجربهی خوشایندی بهدنبال نداشتهاست. بهطور کلی مساله انتقال نفت و گاز از منطقه به بازارهای جهانی از حساسیت فوقالعادهای برخوردار است؛ زیرا که تمامی تلاشها و اقدامات کشورهای منطقه و سرمایهگذاریهای خارجی در گرو موفقیت در این زمینه میباشد. همچنین در این رابطه مسایلی چون هزینه انتقال نفت و قابلیت رقابت آن در بازارهای مصرف از نظر قیمت، نحوه تامین مالی پروژههای انتقال نفت و گاز و بخصوص انتخاب مسیر و کشورهای محل عبور این خطوط لوله، از اهمیت بسیاری برخوردار است.
طرح خط لوله انتقال نفت آسیای مرکزی که اخیرا توسط آمریکا با گذر از بستر دریای خزر پیشنهاد شده، مورد مخالفت شدید جمهوریاسلامی ایران و روسیه قرار گرفتهاست. اگرچه ترکمنستان ابتدا با این طرح موافقت کرده و پیشنویس آن را صفرمراد نیازوف در سفر خود به آمریکا امضا کرد، ولی بهعلت مخاطرات زیستمحیطی آن برای دریای خزر و نیز زلزلهخیز بودن بستر دریا، اکنون این کشور نیز تمایلی به اجرای آن ندارد و اجرای آن را منوط به مطالعه همهجانبه و تجزیه و تحلیل اقتصادی و زیستمحیطی کردهاست؛ زیرا جمهوری ترکمنستان که بیشترین قلمرو آن را صحاری تشکیل میدهد، فقط در سواحل دریای خزر امکانات اقلیمی مناسبی برای بهرهگیری از محیط طبیعی دارد و تقریبا مهمترین سواحل این دریا را در اختیار دارد و نمیخواهد آن را آلوده سازد. از طرفی دیگر، بدون اتصال منابع نفت آسیایمرکزی به خطوط انتقال نفت جمهوری آذربایجان ـ گرجستان ـ ترکیه (باکو ـ جیحان) از طریق دریای خزر، این خط انتقال، اقتصادی خواهد بود و ایالاتمتحده و شرکای آن در کنسرسیوم دریای خزر تمایلی به برقراری خط جمهوری آذربایجان ـ ترکیه به صورت مجاز ندارند. قزاقستان به توجه به دوری به این راه و عدم امنیت آن به دلیل گذر از چند کشور منطقه بحرانی قفقاز و آناتولی و امکان برخورداری از خط لوله شرق به طرف چین و ژاپن، تمایلی به پیوستن به آن ندارد. اگرچه آمریکا با این مساله مخالف است. زیرا سیطره این کشور بر منافع انرژی را کاهش میدهد و انتقال انرژی به شرق آسیا را از کنترل او خارج میسازد که مخالف استراتژی این کشور است.
تعیین مسیر انتقال نفت جمهوری آذربایجان و دریای خزر مساله پیچیدهای را بهوجود آورده که هنوز هم بهطور کامل حل نشدهاست.
مسکو در پی تحمیل اراده سیاسی خود بر قفقاز است. بحران قرهباغ و پیشروی ارامنه و جنبشهای مخالف دولت در باکو و گنجه بهعنوان نقاط فشار روسیه به جمهوری آذربایجان برای تحمیل اراده سیاسی مسکو عمل کرده که در ارتباط با استخراج و تولید نفت در جمهوری آذربایجان است.
با وجود که اغلب کارشناسان اقتصادی جهان، نزدیکترین و در عینحال ارزانترین و امنترین مسیر انتقال نفت آسیایمرکزی و قفقاز را مسیر ایران میدانند، با این وجود ایالاتمتحده در دور نگهداشتن ایران از این طرح اصرار میورزد. این امر نشاندهنده اتخاذ ملاحظات سیاسی به جای ملاحظات اقتصادی است.