تاریخ انتشار : ۰۳ مهر ۱۳۸۷ - ۱۳:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۴۷۶۷۵
بازخوانی بحران لبنان
مقدمه: با خروج 6تن از وزرای کابینه دولت فواد سینیوره و به میدان آمدن طرفداران جنبش حزب‌الله از یک سو و مقاومت دولت لبنان در برابر خواسته‌های شیعیان و بخش‌های دیگری از مردم مبنی بر تشکیل یک دولت وحدت ‌ملی از سوی دیگر، تحولات سیاسی در این کشور به یک بن‌بست رسید. طی دو ماه اخیر رایزنی طرف‌های درگیر در داخل و خارج و نیز تلاش میانجیگرانه برخی طرف‌های دیگر نظیر اتحادیه عرب و دولت ترکیه هنوز نتوانسته است راهی به این بن‌بست گشوده یا توافقی را بین طرف‌های مخالف پدید آورد.

در یک خبر جدید نیروهای مخالف دولت ضمن پافشاری برخواسته‌های پیشین خود اعلام کردند که در صورت عدم پاسخگویی دولت فواد سینیوره دست به تظاهرات مسالمت‌آمیز در خیابان‌ها خواهند زد. از طرف دیگر رجب‌طیب اردوغان نخست‌وزیر دولت ترکیه نیز در پایان تلاش‌های میانجیگرانه خود اعلام کرد تا طرف‌های درگیر خواستار ادامه میانجیگری و مصالحه نباشند نمی‌توان کاری صورت داد و ادامه این بحران می‌تواند لبنان و در سطح وسیع‌تر کل منطقه را متشنج کند. به گزارش روزنامه الحیات چاپ‌ لندن، ‌اردوغان در توضیح تلاش‌های خود یادآور شد که توانسته است فن مذاکره با طرف‌های داخلی و خارجی قضیه لبنان، به این نقطه برسد که طرفین بر سر تشکیل دادگاه ‌بین‌المللی مربوط به ترور رفیق حریری و تشکیل دولت وحدت ملی با هم توافق کنند اما به گفته وی حزب‌الله و جنبش امل بر تشکیل دولت وحدت ملی پیش از توافق بر سر دادگاه بین‌المللی تاکید دارند حال آنکه دولت سینیوره برعکس این نظر به توافق بر سر دادگاه پیش از تشکیل دولت پافشاری می‌کند. روشن است که هر کدام از طرفین همچنان بر مواضع پیشین خود تاکید می‌ورزند و بنابراین چشم‌انداز روشنی برای حل‌وفصل اختلاف‌ها مشاهده نمی‌شود. در این میان اگر این اختلاف ادامه یابد و طرفین ناچار شوند برای دست یافتن به خواسته‌های خود غیر از مذاکره به راه‌های دیگری متوسل شوند می‌تواند این کشور را دچار تنش‌ها و خشنونت‌های تازه‌ای کند. به تعبیر ساده‌تر قفل تحولات لبنان اگر از طریق مذاکره بر سر تشکیل یک دولت وحدت ملی شکسته نشود ناچار است از طریق توسل جستن به راه‌حل‌های سخت‌تر و خشنونت‌بارتری گشوده شود که به رغم انکار هر دو طرف ممکن است ناچار از آزمودن آن باشند. تهدید به انجام تظاهرات در صورت عملی شدن می‌تواند سرکوب مقابل از سوی دولت فواد سینیوره را در پی داشته باشد و فلج‌شدن اوضاع اقتصادی نیز زمینه کافی را برای گسترش خشونت‌های فرقه‌ای و دینی و سیاسی فراهم خواهد ساخت. چندان بعید نیست که لبنان را دوباره به دوران جنگ‌های داخلی بازگرداند. موضوعی که با آگاهی از عواقب وخیم آن تاکنون هر دو طرف از آن پرهیز کرده‌اند، اما همچنان که گفته شد ممکن است آستانه این خویشتنداری شکسته شده و تحولات از مهار و کنترل خارج شود. جنگ 34روزه اسرائیل با حزب‌الله تحول مهمی در تاریخ معاصر لبنان تلقی می‌شود.

گرچه طرفین این درگیری خونبار در پایان هر دو ادعا می‌کردند که از معرکه پیروز بیرون آمده‌اند اما برای نخستین باز در تاریخ معاصر لبنان نشان داد که جنبش مقاومت لبنان به رهبری سیدحسن نصرالله از توان دفاعی بسیار بالایی برخوردار بوده و به‌رغم ضعف و ناتوانی دولت و فلج‌بودن نهادهای سیاسی و نظامی این کشور می‌تواند یک تنه در برابر ارتش قدرتمند اسرائیل ایستادگی کرده و آن را در مرزهای لبنان زمینگیر کند.

ناتوانی اسرائیل

ناتوانی اسرائیل درشکست این مقاومت زمینه را برای حضور و دخالت نهادهای بین‌المللی و در راس آن شورای امنیت فراهم کرد تا با تصویب قطعنامه‌ای خواستار آتش‌بس و توقف جنگ شوند. با تصویب این قطعنامه و شرایط مندرج در آنکه حزب‌الله به‌رغم ملاحظاتی که داشت آن را پذیرفت. به نظر می‌رسد اسرائیل توانسته است شکست نظامی خود در صحنه نبرد را با یک امتیاز سیاسی مهم در سطح بین‌المللی جبران کرده ‌باشد.

مقاومت حزب‌الله همان‌طور که توان این جنبش را در داخل لبنان و در سطح منطقه نشان داد، طرف‌های غربی و به ویژه آمریکا را نیز متوجه خطر بزرگی کرد که در صورت دیر جنبیدن می‌تواند منافع استراتژیک آنان در منطقه و طرح‌های دراز مدتشان برای حمایت از اسرائیل را به طور کلی نابود کند. با توقف جنگ هزاران نیروی خارجی حافظ صلح در مرزهای جنوبی لبنان استقرار یافتند دولت فواد سینیوره با پشتیبانی سیاسی، اقتصادی و نظامی طرف‌های غربی و عربی دست به کار استحکام دولت لبنان شد.

سینیوره در یکی از سخنرانی‌های مهم خود پس از آتش‌بس اعلام کرد که دیگر نمی‌تواند حضور دولت اسرائیل را تحمل کند. مسئله‌ای که نشان داد اجرای قطعنامه 1701و استحکام دولت لبنان به معنای پاک‌سازی نیروهای حزب‌الله و به ویژه خلع‌سلاح این جنبش خواهد بود. این جنبش نیز با درک چنین سناریویی دست به کار شد تا پیروزی نظامی خود در لبنان را به یک پیروزی سیاسی مبدل کرده و با حضور پررنگ‌تر در عرصه‌های سیاسی بتواند از موجودیت خود دفاع کند. در ادامه این روند بود که حزب‌الله با اعلام اینکه دولت سینیوره مشروعیت ندارد و از طرف‌های خارجی (آمریکا، انگلیس و اسرائیل) دستور می‌گیرد و مستقیماً تحت‌نظر سفارت آمریکا در لبنان اداره می‌شود نیروهای خود را به خیابان کشانده و خواستار استعفای دولت سینیوره شد. در مقابل دولت سینیوره نیز به همراه نیروهای 14مارس و بخش عمده‌ای از اهل‌ سنت و مسیحیان و در لبنان، در کنار حمایت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی که از آن برخوردار است مدعی شد که «حزب‌الله درصدد کودتا علیه دولت منتخب مردم بوده» و بنابراین خود را مشروع و قانونی می‌داند و حاضر نیست به خواسته‌های مخالفان پاسخ دهد.

عدم پذیرش متقابل

توجه به مواضع تند طرفین طی دو ماه اخیر نشان می‌دهد که نه حزب‌الله و نیروهای همراهش (از جمله جنبش امل و بخشی از نیروهای مسیحی به رهبری میشل عدن و بخشی از اهل ‌سنت و اکثریت شیعیان این کشور) حاضر به پذیرش دولت سینیوره هستند و نه سینیوره و همراهان داخلی و خارجی‌اش می‌توانند حضور این جنبش و به خصوص نقش منطقه‌ای آن در مقاومت بر ضداشغالگران اسرائیل را پذیرا باشند.

به این ترتیب هر یک از طرفین راهی را ترجیح می‌دهد که به حذف طرف مقابل منتهی شود و این نکته‌ای است که میانجیگری‌های منطقه‌ای را ناتوان از انجام هرگونه توافقی می‌کند.

البته تا اینجا هر یک از طریفین نشان داده‌اند که به اندازه کافی انگیزه و توان برای ادامه این صف‌آرایی را دارند اما از آنجا که ادامه این صف‌آرایی فلج‌ شدن بیشتر اوضاع اقتصادی و اجتماعی کشور لبنان را در پی دارد برای مردم این کشور پذیرفتنی نیست و گسترش نارضایتی‌های عمومی جامعه را در پی خواهد داشت.

دولت سینیوره می‌کوشد تا با استفاده از همین نارضایتی و به ویژه با تاکید بر نیاز کشور لبنان به کمک‌های اقتصادی خارجی به اینگونه وانمود کند که اقدامات حزب‌الله کشور را به عرصه ورشکستگی می‌کشاند و اگر وی موفق شود این سناریو را تفهیم کند و در همان حال به مردم لبنان نشان دهد که تنها راه رستگاری آنان در همراهی با غرب و به ویژه از کانال دولت از نیروهای 14مارس خواهد بود، در نهایت به سادگی خواهد توانست تحت فشار افکار عمومی جامعه حزب‌الله را وادارد تا با خالی کردن خیابان‌ها به این «آشوب» و «فتنه‌انگیزی» (به تعبیر دولت سینیوره) پایان دهد.

نکته‌ای که اگر در مقابل آن حزب‌الله نتواند چاره‌اندیشی کرده و راه‌حلی منطقی و عاجل برای آن پیدا کند ناچار خواهد بود به مصالحه و آشتی تن دهد و شرایط تازه‌ای را که ادامه مندرجات قطعنامه 1701 پذیرا شود. از این رو حزب‌الله نیز می‌کوشد تا دیر نشده و خاطره حماسه‌های مقاومت این جنبش از ذهن‌ها پاک نشده یا پشتیبانی حامیان داخلی و خارجی خود دولت سینیوره را به تسلیم وادارد و مجبور به استعفا کند یا حداقل با پذیرش چارچوبی به نام دولت وحدت ‌ملی،‌ آرایش جدیدی را به دولت لبنان دهد که در نهایت به حفظ دستاوردهای این جنبش منتهی شود.

ناکام ماندن تلاش‌های میانجیگرانه زنگ خطری است که نشان می‌دهد طرفین می‌روند تا برای شکستن قفل تحولات لبنان راه حل دیگری به غیر از گفت‌وگوها را آزمایش کنند.