دکتر الیاس نادران
وقتی 29 خرداد ماه گذشته کارگزاران نظام و مسئولان حوزههای مختلف و مسئولین سابق برای ملاقات با مقام معظم رهبری دعوت شدند، انتظار میرفت که اتفاق مهمی افتاده باشد و باید موضوعی فوقالعاده حساس پیشآمده باشد تا رهبری اینچنین نسبت به آن حساس شده باشند و ضرورت بدانند در چنین جمعی مطرح کنند. اولاً کمتر از سه هفته پیش از آن به مناسبت سالگرد افتتاح مجلس، نمایندگان مردم با ایشان جلسه داشتند. ثانیاً در فاصله کمتر از چهار ماه همین ترکیب به مناسبت ماه مبارک رمضان خدمت ایشان میرسیدند. در هفته دولت، هیات وزیران با ایشان ملاقات داشتند... اما این موضوع مهم چه میتوانست باشد؟ به طور طبیعی با توجه به مسائل بینالمللی و اینکه مذاکرات هستهای وارد فاز حساسی شده بود، ذهنها متوجه مسائلی از این دست شد. حداقل توقع بر این بود که یکی از محورهای اساسی بحث معظم له _ و اگر نه اساسیترین محور – موضع نظام در قضیه هستهای باشد. اما چون همیشه کلام ایشان شگفتی آفرید و طبق معمول به دو موضوع اشاره کردند: در قسمت اول صحبت از «شکر» و این که مصداق شکرگزاری – به خصوص برای مسئولان چیست – و در قسمت دوم به بحث اصولگرایی و شاخصهای اصولگرایی اشاره شد. مطالب ارزندهای در تبیین مشخصههای اصولگرایی، توسعه مفهومی آن و پرهیز از تنگنظری؛ «تعدادی از شاخصترین اصولی را که به آنها پایبندیم عرض میکنم. اصولگرایی به حرف نیست، اصولگرایی در مقابل نحلهای سیاسی رایج کشور هم نیست. این غلط است که ما کشور یا فعالان سیاسی را به اصولگرا و اصلاحطلب تقسیم کنیم: اصولگرا و فلان؛ نه، اصولگرایی متعلق به همه کسانی است که به مبانی انقلاب معتقد و پایبندند و آنها را دوست میدارند؛ حالا اسمشان هر چه باشد.»
متاسفانه رسانهها، فعالان سیاسی و نهادهای مدنی بهای لازم را به این رویکرد ندادند و این استراتژی طراحی شده را به یک موج اجتماعی تبدیل نکردند. مدتی بعد به وضوح مشخص شد که رهبری به درستی نیاز کنونی اجتماعی و سیاسی را تشخیص داده بودند و امروز– در آستانه برگزاری انتخابات خبرگان و شوراهای اسلامی شهر و روستا – بیش از هر زمان در رفتار و اخلاق سیاسی به اصولگرایی نیاز داریم. مروری بر این شاخصها در این شرایط خالی از لطف نیست؛ «ایمان و هویت اسلامی و انقلابی و پایبندی به آن»، «عدالت»، «حفظ استقلال سیاسی»، «تقویت خودباوری و اعتماد به نفس ملی»، «جهاد علمی»، «تثبیت و تأمین آزادی و آزاداندیشی»، «اصلاح و تصحیح روشها» و «شکوفایی اقتصادی».
رهبری با طرح این اصول هشتگانه از طرفی به توسعه حیطه اصولگرایی پرداختند و خیمه آن را بر سر تمامی آنها که تعلقی به کشور دارند و برای اعتلای آن تاش میکنند، کشیدند و به این ترتیب تبیین نوتری نسبت به مفاهیم خودی و غیر خودی ارائه کردند. از طرف دیگر با تبیین هر یک زا مفاهیم اصول هشت گانه تلاش کردند از سوءبرداشتها و تفسیر به رأی آنها جلوگیری کنند و مسیر روشن اصولگرایی را فراروی فضای سیاسی کشور قرار دهند. متأسفانه به دلیل سیاستزدگی محیط فرهنگی، حتی مفاهیم روشن فلسفی – و فلسفه اجتماعی – دچار تحریف در برداشت شده است. برای این که با افراطیگرایی خدای ناکرده اصولگرایی – و مفاهیم مرتبط با آن و شاخصهای آن – سرنوشت اصلاحات را پیدا نکند، جا داشت این مفاهیم تبیین و اصولگرایی به عنوان گفتمان غالب انقلاب اسلامی حلقه وصل همه آنها باشد که در صدد تعالی کشور هستند و خدمتگزاری صادقانه در بسترسازی احیاء و اجرای احکام الهی را وجهه همت خود قرار دادهاند. رقابتهای سیاسی در فضای سالم ایجاب میکند که همه به قانون تمکین نمایند و مشفقانه و برادرانه به طرح نقاط مثبت خود و نامزدهای خود بپردازند و بعد از انتخابات رقابتها به رفاقتها تبدیل شود.