تاریخ انتشار : ۰۴ مهر ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۴۷۸۰۶
در حاشیه تغییرات در هیأت اجرایی حزب مؤتلفه


پرویز سلطانی

در حالی هیات اجرایی حزب موتلفه اسلامی به کلی تغییر کرد که مدت‌ها از بحث جوان‌گرایی و تحول در این حزب می‌گذشت و چشم‌های منتظری که تغییرات گسترده پس از تغییر دبیرکل را دنبال می‌کرد، خسته نگاه برگرفته بود.

این تغییرات از زمانی آغاز شد که در دی‌ماه سال 80 و در آستانه مجمع عمومی این حزب عسگر اولادی دبیرکل وقت در ایلام از تحول و جوان‌گرایی خبر داد، زمانی که هنوز آبادگران جوان با چراغ خاموش وارد عرصه سیاسی کشور نشده بود.

اما استعفای عسگر اولادی از دبیرکلی موتلفه از دی‌ماه 80 تا مردادماه 83 به طول انجامید و بالاخره محمدنبی حبیبی 60 ساله جایگزین حبیب‌الله عسگر اولادی 75 ساله شد. این تغییر اگر چه اندکی از وزن موتلفه کاست اما ارتباط راحت‌تر حبیبی با رسانه‌ها و وقت‌گذاری بیشتر او احتمال تحول جدی‌تر حرکت موتلفه از سنت به سوی مدرنیته را پدید آورد. با آمدن حبیبی دبیر اجرایی این حزب نیز همچون دبیرکل 15 سال کاهش سن داد و به 45 سال رسید. امانی اگرچه برخلاف حبیبی رسانه‌ای نبود اما نشاطی تازه در بدنه اجرایی این حزب 40 ساله دمید.

بیشترین کشمکش‌ها اما بر سر رئیس مرکز سیاسی و مدیر مسئولی هفته‌نامه شما رخ داد. در پی کناره‌گیری بادامچیان ـ مرد شماره دو موتلفه ـ مدتی ترقی در هر دو جایگزین او شد، اما در هیچ‌یک دوام نیافت. او در کمتر از دو سال بعد نشریه شما را به همدانی واگذار کرد و در کمتر از دو سال بعد نیز مرکز سیاسی را به انبارلویی سپرد که این تغییر مهم‌ترین تغییر هیات اجرایی موتلفه قلمداد شد.

انبارلویی، اسلامی و زمانیان که از جوانان موتلفه محسوب می‌شوند (زیر 50 سال) پیشتر کمتر از عنوان عضویت خود در شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی استفاده می‌کردند، دیگر اعضای هیات اجرایی نیز از خارج شورای مرکزی انتخاب شده بودند که یک تغییر کلی در هیات اجرایی این حزب به نمایش گذاشت.

اعضای موسس موتلفه زمانی که شکل گرفت همگی جوان بودند تا جایی که سیدحسن خمینی در یکی از سخنرانی‌های خود با اشاره به این موضوع گفته بود: «اما در دو محور از نهضت خویش با اعتماد به جوانان درستی جوانگری را با اثبات رساند؛ یکی با اعتماد به جوانان موتلفه در شروع نهضت و دیگری با اعتماد به فرماندهان جوان در جنگ.» (نقل به مضمون) اما در سال‌های اخیر اغلب به سنین پایانی عمر خویش نزدیک می‌شوند؛ اسدالله لاجوردی، سعید امانی، مهدی شفیق و حسین رحمانی از موسسین و محمدی‌دوست، سیدتقی خاموشی و... از اعضای موسس موتلفه بودند که در سال‌های اخیر هفته‌نامه شما (ارگان حزب موتلفه) برایشان ویژه‌نامه‌هایی به چاپ رساند؛ ویژه‌نامه‌هایی که گاهی آنقدر به سرعت توزیع گشت که گویی آن را از قبل پیش‌بینی کرده بودند. این ویژه‌نامه‌ها گویا همراهان قدیمی‌شان را در دغدغه آینده حزب فرو برده است.

اگرچه در انتخابات اخیر بسیاری از هیات موسس به شورای مرکزی راه نیافتند اما حضورشان به عنوان هیات نظارت (بخشی مشابه شورای نگهبان) تضمین‌کننده اعمال تغییرات مطابق ایده‌های آنان بود؛ امری که شایعه نفوذ آبادگران به موتلفه را بی‌اساس می‌نمود. مرگ و میرها از یک سو و عدم اقبال عمومی به موتلفه که پرچمدار محافظه‌کاران بود؛ در انتخابات‌های اخیر لزوم دگرگونی را واضح‌تر می‌کرد، تغییری که اگر خود به آن تن نمی‌دادند زمانه آن را تحمیل می‌کرد و این رمز اساسی تغییرات اخیر در موتلفه بود.

حال سئوال اینجاست که آیا این تغییرات برای یک تحول واقعی است؟ به نظر نگارنده جواب منفی است. انبارلویی (رئیس جدید مرکز سیاسی)، اسلامی (رئیس جدید مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی) و زمانیان (معاون آموزش) هر سه براساس زندگی‌نامه‌ای که در مجمع عمومی اخیر موتلفه از خود ارائه کرده بودند از سال‌های نخستین تاسیس مجدد موتلفه از خود ارائه کرده بودند از سال‌های نخستین تاسیس مجدد موتلفه پس از انحلال حزب جمهوری اسلامی عضو شورای مرکزی آن بوده‌اند. صالحی (معاون سازماندهی) از همرزمان شهید اندرزگو است. نام جواهریان (معاون اداری مالی) نیز در اسناد ساواک درباره موتلفه در اوایل دهه 40 موجود است. (از کاشانی‌نژاد (معاون طرفداران) و فارسی‌نژاد (معاون تبلیغات) اطلاع دقیقی منتشر نشده است.

با این سابقه به نظر می‌رسد هر صحبتی از طلوع نگاه‌های جدید در موتلفه نادرست است بلکه این تغییرات تنها برای ایمن‌سازی مجموعه از تغییرات ناخواسته است تا همچنان موتلفه همان باشد که بوده است. این را وقتی می‌توان صحیح‌تر شمرد که به مواضع ترقی و انواری (رئیسان برکنار شده مراکز سیاسی و مطالعات موتلفه) در سال‌های اخیر نگاهی بیندازیم که به نظر متفاوت‌تر از مواضع موسسین آن بود و شاید حتی بتوان این تغییرات را تثبیت بعد از دوران گذار دانست.