مهدی قنواتی
پس از کش و قوسهای فراوان قانون ملی شدن صنعت نفت ایران در 29 اسفند 1329 به تصویب رسید. در مرحله تصویب قانون؛ عمده چانهزنیها، اختلاف سلایق و کشمکشها بین جناحهای سیاسی و نیروهای داخلی کشور بود. البته اعمال نفوذهای قدرتهای خارجی هم عیان بود ولی در مرحله تصویب قانون رویارویی مستقیم با انگلیسها ایجاد نشد.
دشواری اصلی پس از تصویب قانون ملی شدن نفت؛ وادار ساختن انگلیسیها به خروج از صنایع نفت بود. امری که انگلیسها به خواب هم نمیدیدند.
با نخستوزیر دکتر مصدق در اوایل 1330 رایزنیها برای خروج انگلیسها از پالایشگاه آبادان ـ اصلیترین مرکز استقرار انگلیسیها آغاز شد و در 19 خرداد 1330 پرچم ایران به عنوان صاحب و مالک نفت بر فراز پالایشگاه قرار گرفت.
انگلیسیها واکنشی دوگانه نسبت به تحولات سیاسی ایران نشان دادند. از یک سو مذاکرات سیاسی را آغاز کردند. از سوی دیگر بخشی از واحدهای نظامی خود را در خلیج فارس مستقر کرده و تهدید به دخالت نظامی در خوزستان نمودند. خیلی جای تعجب ندارد که انگلیس برای حفظ چپاولگری خود رد نفت ایران از قوای نظامی بهره برند. گوشهای از چپاولگری آنها بدین شرح است:
اینجانب در شهریور 1320 به سمت بارنویس در کشتیرانی کردی مکنزی مشغول کار بودهام در ساحل کارون و شطالعرب مشاهده نمودم دو تا علامت خطر نصب شده و در ساحل شطالعرب در نزدیکی جزیره جارته از آب بیرون میآید و داخل خاک عراق میشود. پس از خبر دزدیده شدن نفت در کرمانشاه بنده آگاه شدم که ممکن است این لولهها نیز از آن قبیل باشد اگر مایل باشید حاضرم شخصا راهنمایی کنم. چون در سال 1321 در اداره پست و تلگراف خرمشهر مشغول انجام وظیفه شدم. دیگر اطلاعی در دست ندارم. قبل از شهریور 1320 قشون انگلیس در خاک عراق و بصره متمرکز بود این چند رشته لوله را برای مصرف وسائل نقلیه قشون انگلیس بردهاند.
در این خصوص دستورات لازم به تیمسار دریادار شاهین داده شد و پس از تحقیقات لازم در تاریخ 30/3/1330 اعلام داشتند که دو لوله یکی نفت سفید یا بنزین و دیگری نفت سیاه در کنار جاده آبادان ـ خرمشهر عبور و در مجاورت مزرعه نمونه (دیری فارم) از ته شطالعرب به خاک عراق میرود. مراتب به جناب آقای نخستوزیر اطلاع داده شد و بعدا هیات مدیره موقت دستور جلوگیری از صدور نفت را داد.»
مذاکرات سیاسی مقامات نفتی انگلیس در تهران هم به نتیجهای نرسید زیرا خواستههای آنها عملا برخلاف قانون ملی شدن نفت بود. از این رو هیات مدیره موقت شرکت ملی نفت ایران در آبادان کار خود را از روز 30 خرداد 1330 در آبادان آغاز کرد. روزی که از آن به عنوان روز خلع ید از شرکت نفت انگلیس و ایران یاد میشود.
اما تهدید نظامی همچنان وجود داشت. به این دلیل قوای نظامی کشور ما هم به خوزستان وارد و به آبادان آمدند. پالایشگاه را مینگذاری نمودند. اعلام شد که در صورت پیاده شدن نیروهای انگلیس ماموران مراقب، شیرهای مخازن نفت را به درون اروند کنار باز خواهند کرد تا با آتش زدن مواد نفتی کشتیهای انگلیس را طعمه حریق نمایند.
انگلیسیها در مقابل مقاومت و اصرار ایرانیان برای خروجشان از صنعت نفت در بنبست گیر کرده بودند. مذاکرات سیاسی شکست خورده بود و از حمایت بینالمللی برای تهاجم به ایران برخوردار نبود زیرا بی گمان افکار عمومی این عمل را چیزی جز غارتگری تلقی نمیکرد.
سرانجام انگلیس سر تعظیم در برابر خواست مل فرو آورد. در تاریخ 8 مهر 1330 وزارت خارجه انگلیس اعلام کرد تمام کارشناسان خود را از ایران خارج میکند. سه روز بعد وعده انگلیسیها تحقق یافت و رسما صنعت نفت ایران در اختیار مدیران ایرانی قرار گرفت.
شمسالدین، امیر علایی: خلع ید از شرکت نفت انگلیس و ایران دهخدا، 1357، ص. 145