تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۳۸۸ - ۰۷:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۴۷۸۳۷

محمدعلی سبحانی / سفیر سابق ایران در بیروت
دخالت‌های آمریکا در لبنان به حدی رسیده است که لبنان را در معرض یک انفجار قرار داده و گروه‌های مستقل و ملی لبنانی را به عکس‌العمل‌های شدید در مقابل دولتی کشانده است که به درخواست‌های آمریکایی در مورد مسائل داخلی لبنان پاسخ مناسب نمی‌دهد.
نیروهای ملی دولت کنونی لبنان را به همکاری با مطالبات آمریکایی متهم می‌نمایند. صف‌بندی گروهی تحت عنوان چهاردهم مارس که به دنبال قتل رفیق حریری و زیر سایه احساسات لبنانی و بین‌المللی نسبت به آقای رفیق حریری شکل گرفت در مقابل نیروهایی که به یاران مقاومت معروف شدند در برابر جریان چهاردهم مارس شکل گرفت و لبنان را به دو بخش تقسیم نمود. این اختلافات منجر به تغییرات مهمی در سطح پارلمان و دولت لبنانی گردید. درباره این تغییرات در همین ستون نوشتم که همین اختلافات و جدایی‌ها در سطح لبنان رژیم صهیونیستی را به خطای محاسباتی خطرناکی کشاند که منجر به جنگ 33 روزه در لبنان شد، جنگی که در نوع خود بی‌نظیر بود و تاثیرات مهمی را بر همه اطراف درگیر و نیز بر منطقه گذاشته است.
از جمله تاثیرات جنگ 33 روزه این بود که لبنان یک بار دیگر خطر رژیم اشغالگر را که هر لحظه به بهانه‌های مختلف امکان حمله به لبنان را برای خود به عنوان حقی همیشگی تلقی می‌کند تجربه نموده و با این سوال مواجه شد که لبنان در مقابل قدرت تهاجمی اسرائیل از چه امکاناتی برخوردار است؟ همان سوالی که مردم مظلوم لبنان در سال 1982 میلادی به دنبال اشغال ناجوانمردانه لبنان در کمترین زمان و با کمترین مقاومت با آن مواجه شدند!
در سال 1982 رژیم صهیونیستی به بهانه حضور فلسطینی‌ها در لبنان حمله خود را آغاز کرد و بدون هیچ‌‌گونه مقاومت بیروت پایتخت لبنان را به اشغال درآورد.
با یادآوری عملکرد اسرائیل در لبنان و حمایت‌های همیشگی آمریکا از آن و همکاری برخی از دولت‌های گذشته با اسرائیل به ویژه دولتی که در سال 1982 در لبنان برای حضور نظامیان اسرائیلی و غربی فرش قرمز پهن نموده و کاخ‌های حکومتی را در اختیار اشغالگران قرار دادند و بررسی عملکردهای کنونی در لبنان و منطقه، ناظران با این سوال مواجه شده‌اند که آیا بنا بر این است که لبنان دوباره به گذشته بازگردد و دولت‌هایی ظهور کنند که همکاری با هموطنان خود و زندگی شرافتمندانه لبنانی را کنار گذاشته و با قدرت‌های بزرگ و استعماری هماهنگ شوند و سرانجام به همکاری با اسرائیل کشیده شوند؟
تهاجم 33 روزه و مقاومت بی‌نظیر حزب‌الله لبنان نشان می‌دهد که برای تحقق این خواسته‌ها شرایط چندان هم مساعد نیست. رژیم اشغالگر در تهاجم به لبنان به اهداف خود نرسید و برنامه آمریکایی در خاورمیانه و در لبنان به چالش کشیده شد و این در شرایطی است که آمریکا به پیشرفت این برنامه اصرار دارد و ارزیابی اشتباه بعضی از جریانات داخلی لبنان آنها را خواسته یا ناخواسته به همراهی با این برنامه کشانده است اما در مقابل وجود نیرویی که توانست در مقابل این تهاجم ایستادگی نموده و این جنگ بسیار پیچیده را اداره نموده و سپس اشغالگران را به عقب نشینی وادار نماید، مانع اصلی شکل‌گیری و تحقق هدف‌های ‌آمریکایی خواهد بود. علت اصلی دخالت‌های آمریکا و تلاش برای ایجاد اختلاف و افتراق در لبنان با همه وسایل ممکن همین امر است. در هفته‌های اخیردخالت‌های روزانه سفیر آمریکا در لبنان و ذهنیت حاکم آمریکا باعث گلایه‌مندی بسیاری از مقامات سیاسی و دولتی شده و افکار عمومی لبنان را عصبانی نموده است.
با این مقدمه پاسخ این سوال داده می‌شود که چرا آمریکا حزب‌الله لبنان را متهم به تلاش برای سرنگونی دولت لبنان نموده است و این در حالی است که آمریکایی‌ها قصد دارند اهدافی را که در طول جنگ 33 روزه و با آن همه هزینه‌ای که توسط اشغالگران تحمیل شد به دست نیاوردند در یک پروسه دیپلماتیک با وعده و وعید و نیز با تهدید و فشار محقق نمایند و مهم‌ترین آن اهداف خلع سلاح حزب‌الله است.
اظهارات سیدحسن نصرالله مبنی بر ضرورت نتیجه‌بخشی گفت‌وگوهای ملی و تشکیل دولتی که برآیند دقیق واقعیت‌های سیاسی جدید در لبنان باشد، پایان خویشتنداری رهبری است که اراده آهنین خود را در جنگ نابرابر و ظالمانه در مقابل اشغالگران به نمایش گذاشت. اظهارات دردمندانه در عین حال شجاعانه، مصلحانه و راهبردی و همراه با جدیت و قاطعیت سیدحسن نصرالله نشانه‌ای از خطرناک بودن شرایط در لبنان نیز هست، شرایط خطرناکی که متهم اصلی آن آمریکایی‌ها هستند. کسانی که اخبار جنگ 33 روزه را روزانه پیگیری نموده‌اند دریافته‌اند که در دو هفته آخر جنگ دولت، افکار عمومی و ارتش اسرائیل علاقه زیادی به استمرار جنگ نداشتند و مهم‌ترین دلیل استمرار جنگ، خواست آمریکایی‌ها بود که با سفرهای مکرر خانم رایس پیگیری شد. اکنون شرایط در لبنان به مرحله‌ای رسیده است که دولت و نیروهای سیاسی لبنانی بر سر این دوراهی قرار گرفته‌اند که یا به ابتکار نجات‌بخش و ملی رهبر حزب‌ا... لبنان پاسخ مثبت داده و همگی در کنار یکدیگر با محوریت مصالح و منافع ملی لبنان، دولت وحدت ملی خود را تشکیل دهند و یا با ادامه اختلافات خود موجب تشویق و تقویت حضور بیگانگان شده و موجب انفجاری گردند که می‌تواند نتایج زیانباری را برای همه لبنان و لبنانی‌ها داشته باشد.
همچنین حوادث لبنان تجربه و درس مهمی برای همه دولت‌ها و ملت‌های منطقه ما دارد که در حال حاضر با تهاجم ناجوانمردانه و ظالمانه آمریکایی ها مواجه هستند، تجربه‌ای که در درجه اول به دولت‌ها و حکام می‌آموزد که تنها راه خروج از این گردباد سهمگین استکباری، محترم شمردن حقوق شهروندی و دموکراتیک و مشارکت همه‌جانبه و حداکثری نیروهای سیاسی است و در مرحله بعد برای نخبگان و ملت‌ها هوشیاری فراوان و فهم این مهم که اعتماد به نیروهای بیگانه برای هیچ ملتی امنیت، آسایش، دموکراسی و توسعه نیاورده و نخواهد آورد.