گروه بینالملل، رامین رهبر یعقوبی: در روزهای اخیر کشور عراق مبدل به معجونی از آشفتگی و ابهام شده است و به نظر میآید که وضع آن در آینده نزدیک چندان تغییری نکند. این همان چیزی است که سه سال پیش سیاستمداران آمریکایی اصلاً فکرش را نکرده بودند. انتخابات هفته گذشته نیز نمیتواند مشکلات این کشور را یکشبه حل کنند. ولی شاید این انتخابات بتواند عراقیها را به فکر وادارد تا جلوی خشونت و کشتار را بگیرند.
آمریکا و همپیمانانی که روزبهروز شمار آنان کاهش مییابد قصد دارند امنیت را در عراق حفظ کنند، این درحالی است که برای ایجاد ثبات امنیتی در عراق به نیرویی بیش از حضور کمرنگ نظامی آمریکا نیاز است.
اکنون همهچیز بستگی به وحدت سیاسی اقشار مختلف عراق و تمایل آنان برای دستیابی به نوعی اتفاقنظر همگانی دارد.
یکسری اتفاقات امیدوارکننده در سال گذشته صورت گرفته که مهمترین آن شرکت گسترده عراقیها در انتخابات ژانویه سال جاری بوده است. در ماه اکتبر آنان بهپای صندوق رأی رفتند و قانون اساسی جدید خود را تصویب کردند.
حضور گسترده عراقیها در پای صندوقها برای انتخاب نامزدهای پارلمان این کشور بسیاری از سیاستمداران دیگر کشورها را به حیرت فرو برد. عراق دارای 20 درصد سنی، حدود 60 درصد شیعه و 20 درصد کرد است. سنیهای این کشور انتخابات ماه ژانویه را تحریم کرده بودند ولی در روز پنجشنبه هفته گذشته همین سنیها ثابت کردند که حتی بیش از شیعیان و کردها انگیزه کافی برای حضور در امور سیاسی دارند. ادامه ناآرامی در عراق از پیشرفت دموکراتیک آن جلوگیری کرده است.
آشوبگران عراق اگرچه تا حد زیادی ضعیف شدهاند ولی همچنان به حملههای خود علیه مردم این کشور ادامه میدهند. مهمترین هدف آنان مردم شیعه عراق هستند بهنظر میآید که این موضوع به نفع آشوبگران تمام میشود. حتی اگر عراق دارای بهترین قانون اساسی باشد و مجلس جدید آن نیز از اعضای برجستهیی پر شده باشد، درصورتی که آشوبهای این کشور ادامه یابد بعید بهنظر میرسد که در سال آینده مردم آن روزهای خوش زیادی داشته باشند.
البته، گزارشاتی نیز وجود دارد مبنی بر اینکه بعضی از اعضای پنتاگون بطور مخفی به تقویت بعضی از گروههای آشوبگر پرداختهاند تا حضور نظامی خود را در عراق طولانی تر کنند.
اگر حدس و گمان را کنار بگذاریم باید بگوییم که با قدرتمندترین نیروی نظامی هم نمیتوان با آشوبگران داخلی یک کشور دورافتاده مبارزه کرد. تا زمانیکه عراقیها و یا آمریکاییها نتوانند سنیهای این کشور را تشویق به مشارکت در امور مملکت خود کنند، عراق نمیتواند به ثبات و امنیت دست یابد.
بهترین روش برای معامله کردن با سنیهای عراق چه میتواند باشد؟ اگر نیروهای آمریکای بتدریج از عراق خارج شوند و جای خود را به سربازان آموزش دیده عراقی بدهند این احتمال وجود دارد که سربازان نوپای عراقی بتوانند عملیات آشوبگران را به نقاط خاصی محدود کنند. ولی تنها درصورتی میتوان آشوبگران را بهکلی شکست داد و به انزوا کشاند که بتوان آنان را به میدان مبارزات سیاسی کشانید. صاحبمنصبان آمریکایی که در واشنگتن نشستهاند بهجای پیدا کردن راهحلی سیاسی تنها به این بسنده میکنند که بگویند آشوبگران عراق یک عده اسلامگرای افراطیاند که با القاعده و یا هواداران صدام در ارتباط هستند. البته برای دولت بوش و دولت موقت عراق این قبیل تصورات بسیار آسانتر از اقدام برای انجام کارهای پرمخاطره است. پس از فروپاشی حکومت بعث عراق و فروپاشی ارتش صدام، سنیهای این کشور اعتبار گذشته خود را دستخوش تزلزل میبینند و بسیاری از سنیهای عراقی میپندارند که دیکتاتوری صدام حسین با دیکتاتوری شیعیان جای خود را عوض کرده است. شیعیان و کردهای عراقی که در زمینهای نفتخیز این کشور ساکن هستند، خیالشان از هر بابت آسوده است، زیرا با جدا شدن از کشور عراق میتوانند براحتی به حیات سیاسی خود ادامه دهند. اگر بنا باشد که غنایم جنگی مبارزه با صدام به دست برنده این جنگ بیفتد بهنظر میآید که سنیها ترجیح میدهند که این مبارزه اصلاً برندهیی نداشته باشد.
نخستین اقدام مجلس جدید عراق باید آن باشد که دولتی ائتلافی تشکیل دهد. دولتی ائتلافی که سنیها در آن نقشی برابر با دیگر اقشار مملکت داشته باشند.
طی انتخابات هفته گذشته گمان میرود که احتمال پیروزی حزب عراق متحد زیاد باشد. حزب عراق متحد متعلق به شیعیان است و از حمایت آیتالله سیستانی روحانی محبوب شیعیان برخوردار است. حزب اتحاد کردستان که از پیوستن دو حزب اصلی کردی در شمال عراق تشکیل شده به احتمال زیاد آرای زیادی را به خود اختصاص میدهد.
همچون سال گذشته بهنظر میآید که منتخبان شیعه و کرد در انتخابات پیروز شوند و در آینده کشور عراق را رهبری کنند. اما هنوز برای آمریکاییها مشخص نیست که آیا سنیها هم میتوانند در امور سیاسی وارد شوند یا خیر.
پذیرش سنیها در جمع سیاستمداران این کشور موضوعی است که شیعیان و کردها به آسانی با آن کنار نمیآیند. بسیاری از شیعیان و کردهای عراقی معتقدند که پس از سالها رنج و مشقت ناشی از سرکوب سنیها، دیگر دینی به آنان ندارند.
درصورتیکه شیعیان و کردها بخواهند دندان پردرد و پوسیده «آشوبگری» را بیرون بکشند باید گام نخست را بردارند و سنیها را در میان خود پذیرا باشند. مساله تقسیم عایدات حاصل از نفت این شبهه را برای سنیها پدید آورده که شاید درآمدهای نفتی بطور عادلانه در میان این سه قشر اجتماعی تقسیم نشود. تحلیلگران آمریکایی معتقدند مهمترین اقدام مجلس عراق میتواند آن باشد که از تشکیل بزرگترین منطقه شیعهنشین جلوگیری کند. طبق قانون اساسی جدید، شیعیان اختیار آن را دارند که 8 یا 9 استان عراق را به عنوان استانهای شیعهنشین معرفی و مشخص کنند. در صورتی که شیعیان بخواهند تقسیمبندی استانهای عراق را بر مبنای مذهب انجام دهند، سنیهای این کشور خواهند پنداشت که معنی فدرالیسم این است که کشور را تکهپاره کنند. مجلس آینده عراق میبایستی راه را برای بازگشت بعضی از بعثیهای نظام سابق به سر کار و خدمت به نظام جدید هموار کند و آنانی را که دستشان به خون مردم آلوده است به سزای اعمالشان برساند.
فعلاً آمریکاییها باید خواب و خیال عراق دموکراتیک را کنار بگذارند زیرا تشکیل چنین حکومتی اگرچه در تئوری آسان است ولی در عالم واقع نیازمند ارتقای فرهنگ عمومی و افزایش درک مردم است. برای نیل به چنین هدفی، توسعه امکانات آموزشی و تحصیل در یک کشور کافی نیست بلکه مردم کشوری نظیر عراق باید یاد بگیرند که زیر بار ستم ظالمان داخلی و خارجی نروند. تاریخ استعماری انگلیس در عراق نشان میدهد که آنان از روی کار آمدن دولتی که تابع فرامین بریتانیا است حمایت میکنند و این درست همان چیزی است که آمریکاییها با آن مخالف هستند. از یک طرف بمبگذاران انتحاری سنی در مساجد و اتوبوسهای شیعیان خود را منفجر میکنند و در طرف دیگر مدعی میشوند که نیروی انتظامی شیعه عراق مشغول کشتن و شکنجه سنیها در زندانها هستند. تحلیلگران معتقدند در صورتی که شیعیان عراق نخواهند دولتی ائتلافی تشکیل دهند و ثبات را به عراق برگردانند به احتمال زیاد آمریکا وارد عمل خواهد شد و با استفاده از زور بخشی از قدرت را به سنیها انتقال خواهد داد. در غیر این صورت وحدت قشرهای مختلف عراق به مخاطره خواهد افتاد و خون عراقیهای بیگناه دیگری دوباره بر زمین خواهد ریخت.