تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۴۸۰۵۹

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
لحظه‌های پرشکوه دهه فجر انقلاب اسلامی، هر ساله یادآور احیای سنت‌های الهی و تجلی اراده خداوند در راه کمک به جبهه حق و به انفعال کشاندن جبهه باطل است.
اگر چه این پدیده اکنون برای 28 سال است که هر سال تکرار شده، لکن این بار، حال و هوای دیگری دارد و از هر جهت دارای اهمیت و حساسیتی مضاعف است.
آن روزها در اوج مقابله مردم با رژیم ستم‌شاهی، دشمنان اسلام امیدوار بودند که مردم هر لحظه دلسرد و نومید شوند و رژیم ستم‌شاهی بتواند با کشتار و جنایت به حیات پرننگ و نفرت خود ادامه دهد. خدا نخواست که جبهه حق در عین مظلومیتش ناکام شود و همه دیدند که با ورود امام خمینی (ره) به ایران، فقط 10 روز دیگر مورد نیاز بود تا انقلاب اسلامی به پیروزی برسد و طومار سلطنت 2500 ساله شاهان خونریز و جنایتکار برای همیشه بسته شود.
در طول دوران پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی شاهد توطئه‌های فراوان دشمنان اسلام بودیم که روزی از طریق گروهک‌های محارب و روزی با کودتا و حمله نظامی به طبس و روز دیگر از طریق صدام و حامیانش، درصدد نابودی انقلاب اسلامی برآمدند. هر یک از این توطئه‌ها برای به زانو در آوردن یک ملت و سرنگونی یک نظام کافی بود ولی خدا نخواست که چنان تلاش‌هائی به نتیجه برسد و جبهه حق را یاری کرد و به پیروزی رساند. اکنون پس از آن سال‌های پر حادثه، وقتی به ارزیابی گذشته می‌پردازیم، چه می‌بینیم؟
انقلاب اسلامی امروزه نیرومندتر و پابرجاتر از گذشته، به سایر ملت‌های مسلمان، امید و انگیزه و تحرک می‌بخشد و دشمنان انقلاب، یا به گورستان رفته‌اند و یا در باتلاقی که خود به وجود آورده‌اند دست و پا می‌زنند.
ملت ایران فراموش نکرده است که در لحظات شروع جنگ تحمیلی، صدام و شاه حسین اردنی به جبهه رفتند و به سوی خاک ایران با گلوله‌های توپ حمله کردند تا آغاز یک جنگ رسمی علیه ایران را اعلام کنند. شاه اردن هلاک شد و صدام نیز ماه گذشته معدوم گردید. حتی در جبهه حامیان صدام هم هیچکس و هیچ کشوری از سرمایه‌گذاری علیه ایران سودی نبرد.
اتحاد جماهیر شوروی از هم پاشید و به 16 کشور تقسیم شد. بلوک شرق از هم پاشید و امروزه هر کشور عضو آن بلوک دچار مشکلات اقتصادی – سیاسی فراوانی است. از جمله یوگسلاوی که در طول جنگ تحمیلی، مسئول تعمیر و نگهداری تجهیزات سنگین ارتش صدام بود به 7 کشور تقسیم شد و سران آن یا زیر خاک رفتند و یا در دادگاه‌های جنایات جنگی بایستی حساب خود را پس بدهند. حتی آمریکا و اروپا هم از همدستی با صدام سودی نبردند و امروزه هر یک به نحوی در باتلاق عراق، دست و پا می‌زنند. اروپا نگران افشای اسناد همدستی با جنایات جنگی صدام است و آمریکا د‌ر حوادث روزمره در عراق، مرتباً قربانی می‌دهد و هیچگونه چشم‌انداز روشنی برای آینده نزدیک نمی‌تواند پیش‌بینی کند.
این عبرت بزرگی برای دنیای معاصر است که آمریکا روزی به امید دستیابی به منابع نفت عراق و غارت آن وارد این کشور شد و با مقاومت قابل ذکری مواجه نگردید ولی امروزه با تحمل هزاران کشته و ده‌ها هزار زخمی و صدها میلیارد دلار هزینه، هم نمی‌تواند بقای خود را در این سرزمین تضمین کند. تصادفی نیست که خانم کلینتون به عنوان نامزد ریاست جمهوری آینده به مردم آمریکا وعده می‌دهد که اگر به پیروزی رسید، به حضور نظامی آمریکا در عراق خاتمه می‌دهد. این بدان معنی است که خروج آمریکا از عراق برای مردم آمریکا هم یک آرزو است و رقبای انتخاباتی وعده می‌دهند که قادرند چنین آرزوئی را بر آورده کنند.
این پدیده‌های حیرت انگیز، برای ملت ما و تمامی ملت‌های جهان درس‌های بیاد‌ماندنی و پر نکته‌ای را در بردارد و به همگان می‌آموزد که رمز اقتدار و پیروزی در تجهیزات و امکانات نیست که اگر چنین می‌بود، هرگز نبایستی شاهد شکست و نابودی رژیم ستم‌شاهی و رژیم صدام می‌بودیم. ابرقدرت‌های شرق و غرب هرگز نبایستی دچار انحطاط و ناکامی و اضمحلال می‌شدند.
امروزه حتی مردم آمریکا هم از این جنایات جنگی و فجایعی که در عراق به نام آنها رخ می‌دهد، احساس نفرت می‌کنند. این دیگر یک شعار نیست بلکه حتی به محورهای تبلیغاتی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا تبدیل شده و جاذبه‌های خاص خود را دارد.
باید پرسید مسئولیت نیروهای انقلاب و عناصر وفادار به نظام و انقلاب در مقطع کنونی چیست؟ برای یافتن پاسخ این سئوال باید مشخص شود که دشمنان اسلام و انقلاب و کشور در شرایط امروزی به دنبال چه اهدافی هستند؟ خنثی کردن تلاش دشمن و ناکام ساختن دشمن در راه تحقق اهدافش بایستی راهکار ما و تمامی نیروهای انقلاب را روشن کند.
امروزه دشمن به امید ایجاد تفرقه در صفوف ملت‌های مسلمان و رخنه درون صفوف ملت ایران، به هر تمهیدی متوسل می‌شود. حفظ وحدت نیروهای انقلاب در صحنه داخلی و حفظ وحدت مسلمانان جهان در سطح بین‌الملل اسلامی، در مقطع کنونی بایستی در سرلوحه اهداف و برنامه‌های ما قرار گیرد. چگونه می‌توان چنان هدف والائی را محقق ساخت؟
1. شناسائی شرایط عینی کشور، منطقه و جهان و تبیین مسائل برای آحاد مردم، می‌تواند ابعاد آگاهی‌های مردم را بیشتر کند و آن را توسعه دهد.
ملت ایران در صحنه بین‌المللی، تنها نیست و راهکارهای مبارزه‌اش در دنیای امروز در گوشه و کنار جهان، همانند یک «الگوی نجات» مورد عمل قرار گرفته و می‌گیرد. درک این مسائل و آگاهی از روند تحولات منطقه‌ای و جهانی به ما کمک می‌کند که از یک طرف با دلگرمی بیشتری نسبت به اهمیت آنچه داریم، بیش از گذشته علاقمند شویم و از طرف دیگر برای حفظ دستاوردهای عظیمی که مورد غبطه دوستان و باعث خشم دشمنان ما شده، هیچ فرصتی را از دست ندهیم.
2. با مقایسه میان شرایط دیروز و امروز، بسیاری از مسائل برای ما روشن‌تر خواهد شد. اگر ایران دوران ستم‌شاهی، نوکر حلقه به گوش آمریکا بود و تعمداً عقب نگهداشته شده بود. ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، پرچمدار علوم و فن‌آوری‌های نوین در پرتو استقلال و عزت و سربلندی این ملت سلحشور است.
اگر ایران دیروز، یک کشور مصرف کننده بود ایران امروز در صحنه‌های مختلف علوم و فنون پیچیده نیز مطرح است و حتی دشمنان ما سعی دارند مانع پیشرفت و موفقیت بیشتر آن شوند.
تاریخ معاصر ایران به خاطر دارد که توصیه برای اتمی شدن ایران را «هنری کیسینجر» مطرح ساخت و مسئله این بود که اتمی شدن ایران با دنباله روی از آمریکا نه تنها مذموم نیست بلکه مورد توصیه و اصرار واشینگتن است. ولی اتمی شدن ایران در صورتیکه مستقل فکر کند و تصمیم بگیرد. نه تنها مورد رضایت و حمایت آمریکا نیست بلکه حتی تلاش می‌کند نگذارد ایران مستقل به علوم و فنون جدید، دسترسی داشته باشد.
البته ملت ما تصادفی به چنین دستاوردهائی نرسیده و هرگز رموز موفقیت و پیروزی خود را از دست نخواهد داد. اگر تا دیروز، ایران برای ساختن «سد» و تولید انرژی برق – آبی بایستی به دیگران متوسل می‌شد و مصرف کننده بود، امروز ایران یکی از بزرگترین سازندگان «سد» در داخل کشور و حتی در گوشه و کنار جهان است.
ما امروزه در ساختن «سیلوی گندم»، ساختن پل‌های عظیم، بیوتکنولوژی، تولید انواع محصولات پتروشیمی، صنایع زراعی، و اجرای طیف وسیعی از پدیده ناشی از «خودباوری» و «اعتماد به نفس» برخاسته از انقلاب اسلامی است. در واقع، پیروزی انقلاب اسلامی، صرفاً سقوط رژیم ستم‌شاهی و روی کار آمدن یک حکومت جدید نبود بلکه این تغییر و تحول، مبنای یک تغییر بنیادی در فرهنگ جامعه بود که زمینه‌ای شد برای موفقیت‌های روزافزون این ملت در صحنه‌های مختلف زندگی و جامعه رمز و راز تبدیل شدن ایران به الگوی سایر ملت‌ها را بایستی در همین نکته جستجو کرد.