حسن بنانج
دیدار اخیر «ولادیمیر پوتین»، رئیسجمهوری روسیه از ژاپن، اگرچه بار دیگر بر دشواری دستیابی دو طرف به یک راهحل نهایی پیرامون اختلافات ارضی صحه گذاشت، اما به دلیل مصادف شدن با موقعیت ویژهای که مسکو و توکیو با آن مواجه هستند، برای پوتین و «جونیچیرو کوایزومی» نخستوزیر ژاپن نتایج پربار و قابل قبولی به همراه داشت.
این ملاقات در حالی صورت گرفت که ژاپن با شرایط جدیدی از تیرگی روابط خود با چین، کره جنوبی و کره شمالی به سر میبرد. اما به نظر میرسد که روسیه علیرغم این کشورهای آسیای شرقی نسبت به دیدارهای جنجالی کوایزومی از معبد «یاسوکونی» برای ادای احترام به کشتهشدگان جنگ، حساسیتی ندارد. در چنین اوضاعی، روسیه تنها همسایه ژاپن است که نشان میدهد به حفظ روابط خود با این کشور علاقمند است. چنین رویکردی شاید به این دلیل عمده باشد که مسکو نیز خود را در شرایط جدید مطنقهای حس کرده و با وجود نزاع ارضی میان دو طرف به ارتقای مناسبات اقتصادی و بازرگانی چشم دوخته است.
روسیه مانند چین مانع از تبدیل شدن ژاپن به یکی از اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد نشد. حتی گفته میشود که توافق و معاملاتی پشت صحنه میان دو طرف در این زمینه صورت گرفته است. بر اساس این توافق ژاپن از عضویت روسیه در سازمان تجارت جهانی (WTO) حمایت میکند و در عوض روسها نیز تلاش ژاپنیها را برای دستیابی به یکی از کرسیهای شورای امنیت مورد پشتیبانی قرار میدهند.
براساس برخی گزارشها از منابعی در دولت ژاپن، نمایندگان روس و ژاپنی پیرامون حمایت ژاپن از درخواست روسیه برای ورود به سازمان تجارت جهانی به توافق رسیدهاند. براساس این توافق همچنین میزان تعرفههای حدود 9 هزار نوع از محصولات روسیه از جمله خودرو، قطعات خودرو و محصولات کشاورزی کاهش پیدا میکند. «جرمن گرف» وزیر تجارت و توسعه اقتصادی روسیه تأیید کرده بود که میان کشورش و ژاپن توافقنامهای در مورد ورود روسیه به سازمان تجارت جهانی در جریان دیدار پوتین از توکیو به امضا خواهد رسید.
روسیه اکنون ژاپن را به عنوان یکی از شرکای تجاری بزرگ خود میشناسد. در سال گذشته میلادی، تبادلات بازرگانی میان دو طرف 50 درصد رشد داشت و به رقم 9 میلیارد دلار رسید. اما این رشد صعودی در سال جاری نیز رکودهای خوبی بر جای گذاشته است.
انتظار میرود حجم معاملات بازرگانی میان روسیه و ژاپن که در ماههای اخیر 20 درصد رشد را به ثبت رسانده است، تا پایان سال 2005 به 10 میلیارد دلار ارتقا پیدا کند. پیش از سفر پوتین به توکیو نیز فحوای گفتوگوهای مقامات روسی و ژاپنی چشمانداز دیداری پربار میان مقامات ارشد دو طرف را ترسیم میکرد. هنگامی که «سرگی لاوارف»، وزیر امور خارجه روسیه و «ایسی نومورا» سفیر ژاپن در مسکو در مورد مقدمات این سفر به بحث و گفتوگو با یکدیگر نشستند، توافق کردند که نشست سران باید به گونهای باشد که نیروی تازهای را در توسعه روابط دو طرف در تمام زمینهها بدمد و به نقطه عطفی در ارتقای مناسبات در راستای یک مشارکت واقعی تبدیل شود.
به حاشیه راندن اختلافات ارضی
به نظر میرسد که مقامات ژاپنی نیز در تلاش هستند که تصویری امیدبخش از مناسبات روسیه و ژاپن ارائه دهد. نومورا، سفیر ژاپن در مسکو طی یک مصاحبه با یکی از روزنامههای روسی اعلام کرد که کشورش امیدوار است که مناسبات دو کشور وارد فصل جدیدی شود و نزاع جزایر مورد اختلاف از طریق توسعه روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی حل و فصل شود. این در حالی است که به نظر میرسد که روسها هنوز برای پذیرش رویکرد فصل جدید مناسبات آمادگی ندارند. در واقع، موضوع اختلاف ارضی میان روسیه و ژاپن از جمله نقاطی است که بعید به نظر میرسد پیش از بروز تمایل به اعطای امتیاز در این زمینه از سوی هر یک از دو کشور به طرف مقابل، به نتیجهای مطلوب نزدیک شود.
در حال حاضر، اظهارات مقامات ارشد دو کشور حکایت از این دارد که ژاپنیها اگر نه کاملاً آماده اعطای امتیازی در این زمینه هستند، اما دست کم بهبود روابط توکیو ـ مسکو به یکی از دغدغههای اصلی آنها تبدیل شده است. این تمایل، زمانی شکل جدیتری به خود میگیرد که بدانیم توکیو اخیراً در راستای فراهم کردن زمینه ارتقای بیش از پیش روابط دوجانبه، تلاش برای به حاشیه راندن اختلافات ارضی میان روسیه و ژاپن به امید شروع فصل جدیدی در مناسبات دو جانبه را در دستور کار قرار داده است.
«سرگی پریخود کو» مشاور سیاست خارجی رئیسجمهوری روسیه پیش از سفر پوتین به ژاپن گفت که دو کشور در حال «تکمیل کردن شکاف» میان خود بر سر جزایر «کوریل» هستند. اما یک روز پس از این اظهارنظر، «چیزوآبه» دبیر کابینه ژاپن اعلام کرد که توکیو تلاش بسیاری را برای آماده کردن زمینه سفر پوتین صرف کرده است و این جای تأسف دارد که نزدیکان رئیسجمهوری روسیه چنین نظراتی را اعلام میدارند. از سوی دیگر نخستوزیر ژاپن اخیراً در اقدامی که به عقیده برخی از تحلیلگران، تلاشی آشکار برای بهبود روابط دو جانبه ارزیابی شد، به مردم روسیه به طور مستقیم اعلام کرد که خواستار چنین تغییری است.
وی 13 نوامبر در شبکه «آر.تی.آر» روسیه ظاهر شد و گفت که روسیه و ژاپن هنوز تا بهرهمندی کامل از ظرفیتهای روابط دو جانبه خود فاصله زیادی دارند. کوایزومی تأکید کرد: معتقد است باید یک پیمان صلح بر مبنای حل اختلافات ارضی میان دو طرف به امضا برسد. با این حال، نخستوزیر ژاپن بر این نکته نیز صحه گذاشت که میتوان بدون حل مشکلات ارضی به ارتقای روابط دو جانبه امیدوار بود. وی در عین حال پذیرفت که میان دو کشور بر سر این موضوع شکافی اساسی وجود دارد.
این بدان معنا است که نخستوزیر ژاپن میزان توجه افکار عمومی روسیه در مورد جزایر مورد اختلاف را دریافته و امیدوار است که بتواند آنان را برای پذیرش توجیحات توکیو در کاستن از اهمیت این موضوع ترغیب کند. در حال حاضر، نظرسنجیها در روسیه نشان میدهد که ژاپنیها در این زمینه چندان هم نمیتوانند بیگدار به آب بزنند.
بر اساس یکی از این نظرسنجیها که توسط مرکز مطالعه افکار عمومی روسیه (VTsIOM) با پرسش از حدود 1500 نفر در این کشور در مورد روابط توکیو ـ مسکو انجام گرفت، بیش از 64 درصد از پرسش شوندگان تأکید داشتند که جزایر کوریل باید جزو خاک روسیه باقی بمانند. این در حالی است که در یک نظرسنجی مشابه در سال 1991 موافقت با این نظر یک نسبت 32 درصدی را تشکیل میدادند.
در نظرسنجی اخیر، 64 درصد از شرکتکنندگان، موضع پوتین را در صورت بازگرداندن این جزایر به ژاپنیها نامطلوب ارزیابی کردند. این بدان معنا است که در صورت تحقق چنین رویکردی، حمایت افکار عمومی روسیه از رئیس جمهورشان بشدت لطمه خواهد دید. بدین ترتیب، دولتمردان روسی اگر خواهان توسعه روابط با ژاپنیها هستند، باید از طرق دیگری که به احساسات ملیگرایانه روسها صدمه وارد نکند، عمل کنند.
موضوع فراموشی موقت نزاع ارضی، زمانی شکل جدیتری به خود گرفت که وزیران خارجه دو طرف در حاشیه برگزاری نشست اخیر همکاریهای اقتصادی آسیا ـ اقیانوسیه توافق کردند که در دیدار سران روسیه و ژاپن در توکیو هیچ بیانیه مشترکی منتشر نشود. به هر حال، به نظر میرسد که مسکو و توکیو در موقعیت کنونی تصمیم گرفتهاند که موضوع جزایر را ـ دست کم در جریان دیدار پوتین از ژاپن ـ فراموش کنند.
دو طرف متفقالقول هستند که گفتوگوهای دوجانبه در مورد انتشار یک بیانیه سیاسی مشترک همچنان تلاشی بیهوده است، بدینترتیب این مهم باید به مجالی دیگر پس از این دیدار سپرده شود. اما این رویکرد مشترک گویای آناست که صرف نظر از جاذبههای اقتصادی گسترش مناسبات مسکو ـ توکیو، وجود ملاحظات ضروری جدیدی نیز باعث شده است که این دو کشور فعلاً اختلافات خود را کنار بگذارند. یکی از این ملاحظات ایجاد فضایی تازه در معادلات جهانی و منطقهای است.
تغییر جغرافیای جهانی
در پایان جنگ سرد، در حالی که روسیه سراشیبی افول و زوال را میپیمود، ژاپنی ها خود را بر قله شوکت و افتخار میدیدند. اما با تغییر اوضاع منطقه و جهان، این روند نیز دستخوش تحول شد و طولی نکشید که جایگاه روسیه در معادلات جهانی نمایان و حتی برجسته شد. ژاپن باید با رقیبی سرسخت در حوزه اقتصاد، یعنی چین روبرو میشد. قطاری که چینیها را خیلی سریع در این حوزه پیشتاز کرد، باعث شد که ژاپنیها ناگهان خود را در موقعیت از دست دادن تفوق دیپلماتیک و دستیابی به منابع انرژی در منطقه بیابند. بدین ترتیب ژاپن ناگزیر بود در عین بهرهمندی از قابلیتهای همپیمانی با آمریکا در مقابل چین،روی قدرت بزرگ دیگری نیز که توانایی برقراری توازن در برابر رشد روزافزون چینیها را داشته باشد، حساب کند.
از سویی ژاپن در تدارک به تصویب رساندن ایجاد ارتشی مستقل برای خود است و این موقعیت میتواند توکیو را از وابستگی نظامی به آمریکا رهایی ببخشد. دولتهای ژاپن از دیرباز مجبور بودهاند که به دلیل نقطه ضعف عدم برخورداری از یک قوه قهریه قانونی، حضور نظامی آمریکا و در نتیجه تبعات آن نظیر تشدید احساسات ضد آمریکایی را به جا بخرند. این وابستگی تا حدی است که حتی پای نیروهای غیرنظامی ـ و در واقع نظامی ـ ژاپن را در کشورهایی مانند افغانستان و عراق باز کرده است.
وجود نگرانیهای درازمدت واشنگتن در آسیا نظیر افزایش قدرت چین، مساله تایوان و موضوع هستهای کره شمالی باعث شده است که آمریکا به تقویت مناسبات خود با کشورهای آسیایی از جمله هند، پاکستان، ویتنام و اخیراً مغولستان و اندونزی توجه ویژهای معطوف کند. اما در این میان ژاپن همچنان اولین و راهبردیترین پایگاه آمریکا در منطقه به حساب میآید. تاکید جورج بوش در سفر اخیرش به آسیا بر این موضوع که مناسبات واشنگتن ـ توکیو بسیار حیاتی است، یکی از دلایل صحت این تحلیل است. اکنون تمام این فاکتورها دست به دست هم دادهاند تا عزم ژاپنیها برای در دستور کار قرار دادن تاکتیک به حاشیه راندن موضوع جزایر کوریل در مناسبات با روسیه جزم شود.
اما روسها نیز دغدغههای جدیدی را در خود حس کردهاند که در ماهیت با نگرانی های ژاپن از یک جنس هستند. مسکو علاوه بر این که با نزدیکی به توکیو قادر است زمینه حمایت ژاپنیها را در تلاشش برای پیوستن به سازمان تجارت جهانی فراهم آورد، میتواند برای خلاصی از کابوس وابستگی به بازارهای چین و قربانی شدن در طرحهای راهبردی این کشور، روی کمک ژاپن حساب کند.
روسیه خود را در خاور دور بسیار ضعیف و ناتوان احساس میکند این کشور تقریباً به هیچ نوع قابلیت نظامی در این منطقه مجهز نیست. چنین موقعیتی باعث شده است که بسیاری از تحلیلگران روسی این گونه پیشبینی کنند که روزگاری، منطقه سیبری با جمعیت کم و منابع انرژی سرشار برای چینیها وسوسهانگیز جلوه کند و حس سلطه آنان را بر این منطقه تحریک نماید.
با وجودی که ژاپنیها اصرار داشتهاند ثابت کنند سیاست خود در قبال روسیه را بر مبنای تفکیک سیاست از اقتصاد پیگیری میکنند، اما عملاً مشاهده میشود که عکس این سیاست در حال پیاده شدن است و توکیو امیدوار است که بتواند با کمک اهرم اقتصادی بر مشکل حل مناقشه ارضی خود با روسیه فایق آید. اما هماکنون اوضاع در آسیا و به خصوص شرق این قاره به گونهای است که بدون در نظر گرفتن تاثیرات حضور روسیه عملا اجرای هر نوع طرح و ابتکار بلند مدتی در این منطقه غیر ممکن است.
به نظر میرسد که دسترسی ژاپنیها به اهدافشان از طریق بهبود روابط با روسیه به عنوان یکی زا بازیگران انکارناپذیر در آسیا آسانتر خواهد بود. از همینرو، توکیو درصدد است رویکرد جدیدی را در سیاست خارجی خود در نظر بگیرند. یکی از اصول این رویکرد جدید، کنار گذاشتن اختلافها به صورت موقت و احتمالاً حل نهایی آنها است.
چین و روسیه دارای روابطی بسیار خوب با یکدیگر هستند، بنابراین چینیها در رقابت برای دستیابی به منابع انرژی روسیه دست برتر را دارند. بسیاری از تحلیلگران سیاسی در منطقه معتقدند که ژاپنیها تنها زمانی می توانند به سهم بزرگی از این منابع برای خود امیدوار باشند که مناسبات خود با چین و کره جنوبی را احیا کنند. از طرفی، اگر توکیو بتواند فارغ از مشکلاتی که بر سر راه ارتقا روابط ژاپن و روسیه وجود ارد و با ایجاد پلهایی نامرئی به این مهم دست یابد، گام بلندی را در جهت دستیابی به موضعی قابل قبول در مذاکره با سئول و پکن برداشته است. تنها در این صورت است که روسها نیز به روند نزدیکی بیش از پیش به ژاپن که براساس اصولی غیر از ملاحظات اقتصادی شکل خواهد گرفت، حریص خواهند شد.