تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۴۸۱۰۰

بهروز صمدبیگی
فاصله آن چه که امروز به عنوان جنبش دانشجویی می‌شناسیم با حرکت‌های دانشجویی چندساله اخیر آن قدر هست که فارغ از ارزش‌گذاری خوب یا بد و یا داوری افراط و تفریط، مدعی رکود فعالیت‌های دانشجویی، خصوصا در چند ماهه اخیر شویم.
تحلیل همه جانبه و دقیق چرایی و چگونگی افت فعالیت و رکود جنبش دانشجویی ایران در گستره فرصت و فهم این قلم نمی‌گنجد اما آنچه که مراد این نوشتار است اشارتی است به راهکاری که این روزها از سوی افراد مختلف با دیدگاه‌های متفاوت سیاسی در جهت برون‌رفت جنبش دانشجویی از رکود و انفعال توصیه می‌شود و در واقع از نقد فعالیت عموما سیاسی و نگاه معطوف به سیاست جنبش دانشجویی در سال‌های اخیر سرچشمه می‌گیرد (از جمله تحلیلی که در شماره 26 همین روزنامه به تاریخ 3 اسفند به چاپ رسیده است) این دیدگاه بر آن است که فعالیت سیاسی صرف جنبش دانشجویی و دفتر تحکیم وحدت به عنوان معتبرترین و شناخته‌شده‌ترین نماینده این جریان، مقبولیت و محبوبیت آن را کاهش داده و جنبش دانشجویی را وجه المصالحه بازی‌های سیاسی قرار داده است.
در این دیدگاه کم و بیش توصیه می‌شود که جنبش دانشجویی و دفتر تحکیم وحدت دغدغه‌های صنفی را در اولویت برنامه‌ها قرار دهد تا با جایگیری عمیق‌تر در بدنه جامعه دانشجویی ضمن تحصیل حقوق صنفی خود به تمرینی جهت ورود به فعالیت‌های سیاسی بپردازد و این سوال مطرح می‌شود که دانشجویی که نمی‌تواند از حق صنفی خود در محیط دانشگاه دفاع کند و آن را به چنگ آورد چگونه می‌خواهد حقوق سیاسی و اجتماعی جامعه را مطالبه نماید؟
در سوی دیگر و در جهت موازی با این دیدگاه، دیدگاه دیگری است که طرفداران فراوانی در مدیریت جدید دانشگاهی دارد و معتقد است که باید از هزینه انرژی جامعه دانشجویی در فعالیت‌های سیاسی پرهیز نمود و آن را به سمت «وظیفه اصلی دانشجو» که کسب علم و تحصیل مدارج علمی و دانشگاهی است، سوق داد.
در بررسی صحت و سقم این دو دیدگاه که با همه اختلاف سطح و ماهیت اهدافشان در این نکته متفق‌القولند که پرداختن به سیاست و ورود به عرصه رسمی سیاست از آفات جنبش دانشجویی و زمینه‌ساز کاهش دامنه طرفداران و رکود و انفعال آن شده است و خواستار بر زمین نهادن بار فعالیت‌ها و مبارزات سیاسی از دوش جنبش دانشجویند.
نکته‌ای که در این میان باید به آن توجه داشت این است که اساساً نمی‌توان جنبش دانشجویی را در ساختی غیر از ساخت فعالیت سیاسی متصور شد. پرداختن به کسب علم و افزایش آگاهی، خود به خود منجر به پیدایش روحیه انتقادی نسبت به واقعیت موجود در جامعه می‌گردد. دانشجو که خود را قشر آگاه و واجد صلاحیت داوری و قضاوت در مورد آنچه که باید و آنچه که هست می‌داند، به پرسشگری می‌پردازد و آن گاه که آرمان‌خواهی او در مورد کسب عدالت و آزادی با موانعی سترگ روبرو می‌شود به پرخاشگری روی می‌آورد.
این نه تنها از معایب جنبش دانشجویی نیست که جزو تعاریف آن ـ علی‌الخصوص در جوامع جهان سوم ـ قرار گرفته است. دانشجو به تبع موقعیت جدید خود نسبت به تضییع حقوقش در دانشگاه ـ اگرچه شرایطی به مراتب آزار‌دهنده‌تر را در دوران دانش‌آموزی پشت سر گذاشته است ـ واکنش نشان می‌دهد و به دلیل شرایط خاص سیاسی و اجتماعی آن را دستاویز و پلی در جهت تبدیل به اعتراضات سیاسی قرار می‌دهد. در چنین شرایطی است که سیاسی بودن به ویژگی طبیعی جنبش دانشجویی بدل می‌شود و دانشگاه کانون اعتراضات سیاسی جامعه ـ غالبا در شکل رادیکال آن ـ می‌شود.
اگرچه این پروسه هزینه‌های فراوانی را به جامعه دانشجویی تحمیل می‌نمایند اما در فقدان احزاب سالم و قوی و احساس نیاز به دموکراسی و آزادی در جامعه ناگزیر می‌نمایند. این که گفته می‌شود سیاست محوری در جنبش دانشجویی و تاکید بیش از اندازه بر دموکراسی‌خواهی جنبش را به انفعال کشانده است و انتخابات ریاست جمهوری اخیر را نیز شاهد مثال می‌آورند، محل اشکال است. چه آن که جنبش دانشجویی به تبع «پیرو» بودن ذاتی خود، در روزهای انتهایی انتخابات آن آگاه که چهره‌های مقبول و تاثیرگذار به میدان آمدند، پا به عرصه گذاشت و نقش قابل توجهی نیز ایفا کرد.
حال در شرایط فعلی نیز باید امکان حیات و فعالیت سیاسی در دانشگاه‌ها را هرچه بیشتر مهیا و فراهم ساخت تا با نقش‌آفرینی جنبش دانشجویی و رسانه‌ها ارتباط میان روشنفکران و توده جامعه برقرار گردد. امروز باید فرصت‌هایی همچون سمینار ایران به عدالت و آزادی را که چند روز گذشته توسط انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران و با تحمل سختی‌های فراوان ممکن شد، پاس داشت و با پوشش رسانه‌ای پایگاه‌های مدعی اصلاح دموکراسی و آزادی‌خواهی، نسل جدید بدنه دانشجویی را که دوران جدید پا به عرصه دانشگاه می‌گذارند، در جریان مباحث نظری و سیاسی قرار داد.
متاسفانه تاکنون کمتر به ضرورت تقویت روحیه نقادی و احقاق حقوق در دوران دانش‌آموزی که می‌تواند پشتوانه بسیار مناسبی برای جنبش دانشجویی باشد و نقش تمرین مدنظر آنانی که خواهان رجعت جنبش دانشجویی به فعالیت‌های منفیذ را نیز ایفا نماید، پرداخته شده است.