تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۴۸۱۵۹
مزارع شبعا و بیت‌المقدس، عوامل شکست آمریکا

قاسم بابایی
سیاست خاورمیانه ای آمریکا در بعد لبنانی و فلسطینی، با چنان بن بستی مواجه شد که سایر مسایل منطقه را معطوف به خود نموده است.
پس از دیدار غیرمترقبه هفته گذشته رایس از لبنان و سپس فلسطین اشغالی وی اعلام کرد اکنون زمان حل مسأله مزارع شبعا و اجرای قطعنامه 1701 شورای امنیت سازمان ملل فرارسیده است و از طرفی دیگر وی در سفر به فلسطین اشغالی، طرح صهیونیستی برای اسکان یهودیان در بخشی از بیت المقدس که مورد ادعای فلسطینی ها برای پایتخت کشور آینده شان است را مهمترین مانع از سوی این رژیم بر سر راه صلح خواند.
قطعنامه 1701 شورای امنیت که به جنگ 33 روزه میان اسراییل و حزب‌الله در تابستان سال 2006 پایان داد، از دبیر کل سازمان ملل می خواهد که مسأله مزارع شبعا را که در اشغال رژیم صهیونیستی است، حل کند.
اشغالگران قدس شریف، در جنگ شش روزه سال 1967 مزارع شبعا را به عنوان اینکه بخشی از خاک سوریه است به اشغال خود درآوردند و به همین علت، عقب نشینی یکجانبه ارتش اسراییل از منطقه اشغالی جنوب لبنان در سال 2000 شامل این مزارع نشد، اما لبنانی ها مزارع شبعا را بخشی از خاک خود می دانستند و خواهان حاکمیت دولت لبنان بر این منطقه هستند.
در واقع حزب‌الله لبنان به عنوان تنها گروه مقاومت و جنبش مردمی نه تنها خواستار تخلیه شبعا از لوث وجود اشغالگران شده بلکه، هرگز این عقب نشینی را به منزله خلع سلاح خود نمی پذیرد هر چند در قطعنامه 1701، باز پس گیری مزارع شبعا را مشروط به خلع سلاح حزب‌الله کرده است. در عین حال شکست صهیونیستها در جنگ 33 روزه از حزب‌الله این جنبش را بیش از پیش در میان مردم لبنان به عنوان جنبشی مردمی تقویت نمود.
از سوی دیگر، صهیونیستها اعلام کرده اند که حاضر به پس دادن مزارع شبعایند به شرطی که سوریه تعلق این مزارع را بر اساس یک نقشه رسمی از مرزها بپذیرد. این ترفند رژیم صهیونیستی برای خالی کردن شانه از باز پس دادن بلندیهای جولان و نیز وادار کردن سوریه به وارد آوردن فشار به دولت لبنان و حزب ا... برای خلع سلاح این جنبش می باشد. اما سوریه با تأکید بر تعلق مزارع شبعا به لبنان حاضر به پذیرش و ترسیم مرزهای رسمی خود با لبنان در منطقه شبعا نیست. زیرا سوریها بیشتر به مسلح ماندن قانونی نیروهای حزب‌الله در جنوب لبنان و نیز تعلق مزارع شبعا به لبنان اصرار دارند تا حضور مسلحانه مقاومت، هم در لبنان و هم در مرزها با رژیم صهیونیستی را مشروعیت مضاعف و بیشتری ببخشند.
این در حالی است که میشل سلیمان، رئیس جمهور جدید لبنان، پس از ورودش به کاخ بعبدا، اقدامها و تحرکهایی را برای بازگرداندن مزارع شبعا به خاک لبنان آغاز کرده است تا بدین وسیله مفاد قطعنامه 1701 را به اجرا گذارد.
وی در دیدار اخیر خود با دیوید میلیبند، وزیر خارجه بریتانیا در بیروت اسنادی را به وی ارائه کرده که مالکیت لبنان بر مزارع شبعا را اثبات می کند و میلیبند به میشل سلیمان وعده داده است که این اسناد فوق را به نهادهای سازمان ملل منتقل و در جهت حل مسأله مزارع شبعا تلاش کند.
این در حالی است که آمریکا و متحدانش در واقع سوریه را تحت فشار گذاشته اند تا به طور رسمی مرزهای خود را با لبنان ترسیم کند تا بدین وسیله تکلیف مزارع شبعا نیز تعیین شود زیرا چنانچه سوریها تعلق مزارع شبعا به لبنان را بر اساس اسناد رسمی بین المللی بپذیرند، رژیم صهیونیستی امکانی برای طفره رفتن از تخلیه مزارع شبعا نخواهد داشت و بنابر این مزارع شبعا به لبنان تعلق خواهد گرفت.
اما نکته مهم این است که سوریه تمایلی ندارد تا با این اقدام موجبات خلع سلاح حزب‌الله بر اساس قطعنامه 1701 شورای امنیت را فراهم سازد. سوریها می خواهند، در صورتی به چنین مسأله ای یعنی ترسیم مرز خود با لبنان تن بدهند که حزب‌الله خلع سلاح نشود، زیرا هدف اصلی از به جریان انداختن مسأله مزارع شبعا متقاعد کردن و یا وادار ساختن حزب‌الله به خلع سلاح است و ظاهراً میشل سلیمان این مسأله را از طریق رفع عینی توجیهات حز‌ب‌الله برای مسلح بودن نیروهایش دنبال می کند.
لذا، با توجه به مسائل مطروحه، این احتمال که سوریه در آینده نزدیک حاضر به ترسیم رسمی مرزهای خود با لبنان نشود، یا در صورت انجام این کار تعلق مزارع شبعا به لبنان را به رسمیت نشناسد، وجود دارد.
همچنین اگر سوریها مزارع شبعا را به عنوان بخشی از سرزمین خود معرفی کنند، منازعه کنونی بر سر این مزارع رنگ متفاوتی به خود خواهد گرفت و نقش هر یک از کشورهای درگیر در این ماجرا به گونه ای پیچیده و متفاوت خواهد شد.
به عبارتی روشنتر، در صورت تأکید سوریها بر مالکیت خود بر مزارع شبعا، این مزارع به صورت بخشی از منازعه کلانتر و مهمتر میان صهیونیستها و سوریه در خواهد آمد و از حوزه لبنانی - صهیونیستی فراتر و گسترده تر خواهد شد که شکست بخش مهمی از سیاستهای خاورمیانه ای آمریکا را در پی خواهد داشت.
پس از موضوع لبنان اکنون آمریکا در مناقشه ای پیچیده به نام صلح صهیونیستی - فلسطینی فرو رفته است، طوری که وی نیز اعلام کرد که با اسکان یهودیان در بخشی از بیت المقدس، اسرائیل اقدامها و تلاشهای صورت گرفته با حمایت آمریکا برای دستیابی به صلح را ناکام گذاشته است. رایس که تقریباً در سفرهای دوره ای و ماهانه خود که بیش از 20 سفر طی چند ماه گذشته تاکنون به خاورمیانه داشته و در تمامی آنها با چمدان خالی بازگشته است، اعلام کرد که طرح اسرائیل برای اسکان یهودیان و گسترش ساخت و سازها به مشکلی بزرگ تبدیل شده است.
وی به ویژه بر جدیدترین طرح اسراییل تأکید داشت که ساخت 1300 خانه جدید در شرق بیت المقدس است.
رایس پیش از ورود به سرزمینهای اشغالی با توجه به نزدیک شدن دور جدید مذاکرات سازش به خبرنگاران گفت: هم اکنون زمان اعتمادسازی در هر دو طرف فرا رسیده است. صهیونیستها ضمن پذیرش آتش بس با توقف برنامه های اسکان موافقت کرده اند، اما ادعا و اصرار دارند که حق ساختن خانه برای یهودیان در شرق بیت المقدس را دارا هستند زیرا متعلق به همان بخشی است که بعد از جنگ سال 1967 به دست آورده است. صهیونیستها اعلام کردند که با طرح جدید تعداد خانه های تصویب شده برای یهودیان را به 3000 عدد رسانده اند.
موضوع بیت المقدس محلی که برای پیروان ادیان الهی چون اسلام، مسیحیت و یهودیت، مقدس و تعیین کننده است محور خیانتهای رژیم صهیونیستی در حق کشی ملت مظلوم فلسطین واقع شده است.
حال فلسطینی ها امید دارند که تا شرق بیت المقدس را به پایتخت کشور آینده خود تبدیل نمایند و معتقدند که ادامه ساخت و سازها روند صلح را با بن بست مواجه کرده است، حتی محمود عباس در اعتراض به این موضوع و جنایتهای صهیونیستها در غزه تا قبل از آتش بس، از آمریکا خواست تا به فکر فرد دیگری برای جانشینی وی باشد.
آینده این شهر نیز به یکی از مباحثات انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا تبدیل شده بود که باراک اوباما هم برای جلب آرای یهودیان آمریکا اعلام کرد که بیت المقدس پایتخت اسراییل باقی خواهد ماند و تقسیم نخواهد شد. بوش نیز اعلام کرد که احتمال می رود تا پایان سال جاری توافق میان فلسطینی ها و اسرائیلیها حاصل شود، اما فلسطینی ها اعلام این طرح از جانب اسراییل را در آستانه دور جدید مذاکرات کاملاً مرتبط و هدفدار می دانند و معتقدند که در جهت راضی کردن آن عده از تندروهای صهیونیستی است که مخالفتهای آنان باعث بی نتیجه ماندن مذاکرات صلح شده است.
رایس در تأیید فلسطینیان گفت: اسرائیل هیچگونه اقدام عملی برای بهبود زندگی روزانه فلسطینیان که در غزه و نوار غربی رود اردن زندگی می کنند به کار نبسته است و اوضاع مردم روز به روز وخیمتر می شود.
اکنون ایالات متحده از یک سو در مزارع شبعا و از سوی دیگر در موضوع بیت المقدس و آتش بس ناپایدار میان صهیونیستها و فلسطینی ها آن چنان گرفتار شده که حتی توان برون رفت از سایر مسایل منطقه چون افغانستان، عراق و مسایل هسته ای ایران را به هیچ وجه ندارد. به ویژه که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، دو حزب جمهوریخواه و دموکرات در این میان هیچ برنامه ای برای آینده بحران خاورمیانه و موضوعهای مهم آن ندارند.
در این میان جمهوریخواهان که تمام تلاششان را بر سر پیروزی و ماندن در کاخ سفید متمرکز کرده اند، بیش از همه از این شکستها و ناکامی ها ضربه خواهند دید، مگر آن که واقع بینانه خود را از مسایل منطقه و دخالت در امور داخلی کشورهای منطقه کنار بکشند و بگذارند مردم منطقه خود به حل مسایلشان بپردازند، زیرا دخالت آمریکا در امور لبنان، تشکیل کابینه وحدت ملی این کشور را با تأخیر و درگیریهای مسلحانه پراکنده مواجه نموده و حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی، حل مسأله فلسطین را بیش از پیش با بن بست همراه ساخته است.