تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۴۸۱۸۲
عبدالنبی نمازی در گفت‌وگو با سیاست روز:
محمدعلی صدر شیرازی اشاره: آیت‌الله عبدالنبی نمازی که زمانی دادستان کل کشور بود؛ در عین مطالعات خود در حوزه مباحث دینی تجربیات خوبی هم در مدیریت در بخشهای مختلف دارد. به بهانه انتخابات مجلس خبرگان رهبری دیدگاه‌های وی را درباره جایگاه این مجلس جویا شده‌ایم.

* ضمن عرض تشکر از بابت اینکه دعوت ما را برای این گفت‌وگو پذیرفتید. لطفا برای آغاز سخن در خصوص جایگاه نهاد خبرگان رهبری در نظام جمهوری اسلامی توضیح بفرمایید.
** با توجه به اینکه خبرگان رسالت انتخاب رهبر را دارد و رهبر در حقیقت ستون خیمه حکومت است و شاکله حکومت اسلامی و پایه‌های حکومت اسلامی بر عهده و بر دوش رهبری است و رهبری سکاندار سفینه حکومت اسلامی است. بنابراین در ساختار و شاکله حکومت اسلامی، نقش اول را رهبری برعهده دارد و همه چیز در نظام اسلامی به سکاندار سفینه انقلاب اسلامی بازگشت می‌کند. و رهبری هم طبیعتاً حاصل تدبیر و کارشناسی و درایت حکیمانه مجلس خبرگان است. خبرگان به موضوع کار آن گروه خورده است. رهبری هم راس حکومت اسلامی است.
* در خصوص مبنای عقلی ضرورت وجود مجلس خبرگان در نظام مردمی‌ و دینی جمهوری اسلامی توضیح بفرمایید.
** ببینید در عرف جامعه در همه مسائل، مردم فطرتا و طبیعتا وقتی که نسبت به یک چیز سوال و ابهام داشته باشند به کسی مراجعه می‌کنند که نسبت به آن موضوع آگاهی دارد. یعنی رجوع جاهل از مساله‌ای به عالم از آن مساله امری غریزی و قهری و فطری است کسی که نمی‌داند به کسی که می‌داند مراجعه می‌کند. که الان هم در همه علوم و حرف و دانشها و تخصصها اینگونه است. در پزشکی، ساختمان، مهندسی، کشاورزی و همه مسائل در امور زندگی و معاش انسانها چیزی را که نمی‌دانند برای علم به آن یا تهیه آن به صاحب آن فن مراجعه می‌کنند. در امر دین هم وضع بر همین منوال است. همانند مسائل دنیوی در مسائل معنوی و در دین و مکتب، انسانها که دارای گرایشها و اعتقادات مکتبی و آسمانی هستند حال چه در دین یهود و چه مسیحیت و چه دین مبین اسلام باید نسبت به مسائل دینی خود به کارشناس و عالم دینی مراجعه کنند. اگر پیامبر باشند به آنها مراجعه می‌کنند و اگر نباشند به اوصیاء عام مراجعه می‌کنند که علما هستند. پس مراجعه جامعه به کارشناس دین امری عقلی است، امری فطری است و امری ارتکازی است. مسائل دین هم متفاوت است گاهی مسائل فرعی است مثل نماز و روزه و حج و... و گاهی مسائل حکومتی است مانند تشخیص ولی فقیه در اینجا طبیعی است که به طریق اولی نسبت به مسائل فرعی به کارشناس مراجعه نمود، خود مردم نمی‌توانند تشخیص دهند که کدام عالم دینی برای راهبری حکومت اسلامی اولویت دارد و باید به خبرگان این امر رجوع نمایند. اینست که مردم به اهل خبره مراجعه می‌نمایند و در قانون اساسی نیز در چند اصل به آن اشاره شده است فلذا مبنای مراجعه مردم و انتخاب مردم کارشناسان دین و کار شناسائی که در امر رهبری می‌توانند نظر دهند و نظرشان اعتبار عقلانی و اعتبار اجتماعی دارد این یک امر فطری است و امری ارتکازی است که ساری و جاری است درهمه جوامع و ادیان از جمله اسلام.
* در خصوص مجلس خبرگان شبهات مختلفی از جمله دور بودن این سیستم و یا دموکراتیک نبودن مسیر انتخاب ولی فقیه مطرح می‌شود. نظر شما در خصوص مطرح شدن چنین شبهاتی در جامعه و رسانه‌ها چه می‌باشد و آیا اصولا نشات گرفته از مبنای متفاوت از مبانی مورد قبول ماست یا خیر؟
** در خصوص قسمت آخر سئوالتان و در مورد اصل مطرح کردن شبهات ابتدا باید عرض کنم که طرح شبهه و سئوالی که در ذهن انسان است از جانب دین مبین اسلام ستایش و ستوده شده است و دستور داده شده است که انسان آنچه را نمی‌داند بپرسد و اگر بر اساس جهل خود عمل کند متضرر خواهد شد.
این سئوال کردن عیبی ندارد. خود قرآن می‌فرماید فاسئلوا، سئوال کنید. منتهی مهم این است که سئوال برای دانستن باشد و در اسلام هم تشویق شده که به سئوال کننده و کسی که شبهه‌ای را مطرح می‌کند پاسخ داده شود و برای کسی که گره‌گشایی می‌کند و پاسخ سئوالات را می‌دهد اجرای عظیمی ‌قرار داده شده است. شبهه ظلمات و تاریکی است و مطرح کردن و پاسخ دادن به آن موجب هدایت افکار عمومی ‌می‌شود. منتهی یک وقتی اصلا بحث سئوال نیست بحث جوسازی است و می‌خواهند افکار عمومی ‌را مخدوش کنند و دچار تزلزل کنند و در جامعه تزلزل ایجاد کنند بنابراین وظیفه صاحبان فکر و اندیشه و رهبران جامعه اینست که به شبهات پاسخ دهند حال کسانی که واقعا برای دانستن می‌پرسند قانع می‌شوند کسانی هم که برای جوسازی مطرح می‌کنند پاسخ خود را دریافت می‌کنند می‌خواهند قانع بشوند و یا خیر آن مساله دیگری است. فلذا اصولا نباید شبهه را بدون پاسخ رها نمود و در خصوص شبهاتی که فرمودید لطفا به صورت مصداقی مطرح کنید.
* بلی. خوب، طبیعتا مطرح‌ترین شبهه‌ای که وجود دارد شبهه نبودن انتخاب رهبر است.
** این اتهام صحت ندارد. چون گاهی انتخاب مستقیم است و گاهی با واسطه است و این مساله در همه مسائل اجتماعی دیگر وجود دارد. مثلا افراد گاهی خودشان اقدام به خرید می‌کنند و یا نه گاهی به کسی نمایندگی می‌دهند که به جای آنها در فلان معامله شرکت کنند و این امری است که در همه عرفها و جوامع بشری رایج است. پس در مسائل فردی و اجتماعی و سیاسی انجام کار گاهی مستقیم است و گاهی با نیابت و وکالت به کس دیگری انجام می‌گیرد. این هم در اسلام است و هم در غیر اسلام در اینجا هم همین طور است در نظامهای مختلف سیاسی گاهی مردم خودشان انتخاب می‌کنند و گاهی کسانی را انتخاب می‌کنند که آنها رئیس جمهور یا رهبر و پادشاه را انتخاب می‌کنند. اختصاص به ما ندارد. الان در آمریکا انتخاب رئیس جمهور توسط مردم و به طور مستقیم نیست مردم کسانی را انتخاب می‌کنند و آنها رئیس جمهور را انتخاب می‌کنند. انتخاب رهبر دو صورت دارد یک وقت است که می‌گوییم خود مردم رهبر را انتخاب می‌کنند و این مقدور نیست چون شرایط رهبری را باید بتوانند خودشان تشخیص دهند و یکی از شرایط رهبری فقاهت است. رهبر باید فقیه، مجتهد، دارای بینش سیاسی و اجتماعی، آگاه، مدیر و مدبر باشد. اینها شرایطی است که اگر آحاد مردم و تک تک افراد بخواهند مطالعه و بررسی کنند و به فرضی که چهل میلیون واجد شرایط وجود داشته باشد، چهل میلیون نفر را درگیر این مساله می‌نماییم. امکان این وجود ندارد و هم نمی‌توانند راجع به فقها تحقیق و بررسی کنند. بهترین راه این است که مردم فقهایی را که توسط شورای نگهبان تایید و معرفی می‌شوند و خودشان داوطلب این وکالت هستند را انتخاب کنند. اینها رهبرشناس هستند. اینها می‌نشینند رهبر را انتخاب می‌کنند.
* قانونگذاری هم همین طور است؟
** بلی دقیقا مانند قانونگذاری است. نمی‌توانیم بگوییم ما احتیاج به مجلس شورای اسلامی نداریم و خود مردم بنشینند و قانون وضع کنند. این امکان ندارد. مردم یک کسانی که در قانون اساسی و یا قانون عادی شرایطشان ذکر شده را انتخاب می‌کنند و آنها می‌نشینند در قوه مقننه و برای چگونه اداره کردن کشور در مسائل مختلف قانونگذاری می‌کنند.
* لطفا مبنایی فقهی برای اثبات ضرورت مجلس خبرگان ذکر کنید؟
** ببینید مبنایی که برای این مساله وجود دارد مبنای عقلی است. یعنی فطرتا کسی که می‌خواهد به مقصدی برسد و آدرس ندارد از کسی که می‌داند می‌پرسد و هیچ گاه هم کسی این را به وی آموزش نداده است این امری نهادینه است. و در امر رهبری هم همین طور است اما جدای از این مبنای عقلانی و ارتکازی در اسلام نیز بر این مساله تاکید شده: فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون. خداوند می‌فرماید به اهل ذکر یعنی کسانی که می‌دانند رجوع کنید.
* اگر بخواهیم یک آسیب‌شناسی در خصوص فضاهای انتخاباتی در کشور داشته باشیم، یکی از چالشهایی که از سوی برخی مطرح می‌شود بحث شورای نگهبان است و همیشه پس از اظهار نظر شورای نگهبان و یا حتی در انتخابات خبرگان فعلی قبل از آن از سوی برخی افراد واحزاب شاهد هجمات زیادی به این نهاد می‌باشیم. ریشه این اعتراضات که بخش عمده آن در انتخابات آتی بحث امتحان علمی‌است در کجا می‌باشد؟
** شورای نگهبان و یا هر مجموعه‌ای چه در قوه مقننه چه در قوه مجریه و چه در قوه قضائیه در هر سازمان و سیستم تشکیلاتی وقتی ماموریتی برعهده آن گذاشته می‌شود برای انجام آن به هر حال باید یک آیین‌نامه و یک چارچوب داشته باشد. فرض کنید نیروی انتظامی ‌که مسئول تامین امنیت اجتماعی است، برای اجرای این ماموریت مجلس شورای اسلامی باید برایش قانون بنویسد. شورای نگهبان هم برای انجام ماموریت خود یک چارچوب و قانونی دارد که چه کسانی می‌توانند داوطلب باشند حال اگر بخواهیم با تاکید بر انتخابات پیش‌رو صحبت کنیم، چه کسانی می‌توانند عضو مجلس خبرگان باشند چه شرایطی را باید دارا باشند. اولین شرطش هماین است که باید فقیه باشند. از کجا بدانیم این فقیه است؟ برای فهمیدن و کشف این مساله یا باید داوطلب در جامعه آنقدر مشهور باشد که همه می‌دانند که ایشان مجتهد است یعنی اشتهار یا اینکه فرض بفرمایید که از سوی امام یا مقام معظم رهبری حکمی ‌دارد که آن کلمه حکایت از آن دارد که این آقا مجتهد است. راه سوم این است که در حوزه علمیه قم یا حوزه‌های بزرگ دیگر کرسی تدریس درس خارج دارد. اگر اینها نباشد راه چهارم اینست که این آقا تالیفاتی داشته باشد و این تالیفات کاملا گویای این است که این فرد ملکه اجتهاد دارد. اگر هیچ یک از اینها نباشد، اشتهار ندارد کرسی تدریس ندارد تالیف و... هم ندارد راهی وجود ندارد جز اینکه در امتحان شرکت کند و آقایان از این راه تشخیص دهند که این آقا مجتهد است یا خیر. حال افرادی هستند که آمادگی شرکت در امتحان ندارند. آن شرایط قبلی را هم ندارند. خب دیگر برای شورای نگهبان چه راهی باقی می‌ماند؟ آنگاه اینها اعتراض می‌کنند که چرا ما را محروم کرده‌اید. بالاخره شورای نگهبان راه دیگری ندارد. دست شماست و می‌توانید داوطلب بشوید یا خیر. این امری قانونی و طبیعی است و چون از این محروم می‌شوند گلایه می‌کنند. اما این گلایه وارد نیست و شورای نگهبان برای اجرای ماموریت خود راه دیگری ندارد. تشخیص اینکه این فرد قدرت استنباط احکام دارد یا نه راهش آزمون است.
* نظارت خبرگان که اصولا از لحاظ سیاسی و فقهی و... از ولی فقیه پایین‌تر هستند چگونه می‌توانند نظارت صحیح و کاملی بر عملکرد ولی فقیه داشته باشند؟
** نظارت خبرگان بر شرایط رهبری و استمرار آن و عملکرد رهبری به صورت فردی نیست. یعنی در اینجا شرایط یک فرد خبره مطرح نمی‌باشد. باید مجموعه خبرگان را ملاحظه کرد. خبرگان مجموعه‌ای است که بیش از هشتاد نفر کسانی که واجد شرایط هستند یعنی خودشان فقیه هستند و کارشناس مسائل دین هستند و هر کدام از آنها علاوه بر اینکه کارشناس دین هستند هر کدام از آن از بخشی مسائل اجتماعی صاحب نظر هستند. دارای تجربه هستند برخی از آنان در مسائل سیاسی تجربه دارند. مدیران سیاسی بوده‌اند و در وزارت‌خانه‌ها و... صاحب منصب بوده‌اند یا اینکه برخی از آنان روسای قوا و رئیس‌جمهور بوده‌اند. این ترکیب به نظر من ترکیب استثنائی و مقتدری است که بسیاری از ظرفیتها را در درون خود دارد. پس اگر ملاحظه خرد بکنیم و تک تک بسنجیم. خب این سئوال پیش می‌آید، اما باید به مجموعه خبرگان نگریست که برای انجام ماموریت چیزی کم ندارد.
* از مواردی که مقام معظم رهبری در خصوص انتخابات خبرگان رهبری تاکید دارند نیفتادن در بازی‌های سیاسی است. انتخابات خبرگان با سایر انتخابات را در این زمینه مقایسه فرمایید.
** جایگاه خبرگان با توجه به شرایط افرادی که در این عرصه وارد می‌شوند دارند و در قانون اساسی ذکر شده که باید فقیه و مجتهد باشند و اشتهار به دیانت داشته باشند و... اینها انسانهای برجسته و متعهد به مسائل اخلاقی و ارزش هستند بنابراین عملکرد اینها و اطرافیان آنها قاعدتا به گونه‌ای است که در چارچوب مسائل و ضوابط شرعی و قانونی خواهد بود. هم در بحث تبلیغات هم در سخنرانیها و وعده‌هایی که به مردم می‌دهند اینها به نظر من هم در گذشته این طور بوده و هم در آینده این طور خواهد بود.
* حال با توجه به این مقدمه فضای انتخاباتی حاکم بر دوره فعلی را در مقایسه با دوره‌های قبل چگونه ارزیابی می‌فرمایید.
** عملکرد گروهها در دوره دوم و سوم و به ویژه در دوره سوم مناسب نبود. اما در این دوره شرایط و اوضاع و احوالی که گهگاه در روزنامه‌ها می‌بینیم یک مسیر معتدلی را طی می‌کند. معمولا مطالبی که ارائه می‌شود معتدل است و چیزی نیست که از آن نگرانی وجود داشته باشد. ضمن اینکه خب به هر حال تمام گروههایی که در چارچوب قانون اساسی و محور ولایت فقیه حرکت می‌کنند اینها گروههای خودی هستند و طبق تحلیلی که مقام معظم رهبری می‌کردند یعنی آنانی که اصولگرا هستند اصلاح‌طلب هم هستند و آنانی که اصلاح‌طلب هستند اصول‌گرا هم هستند. با این نگاه و تحلیل و تفسیر به نظر می‌رسد تمام گروههای سیاسی در جهت تحقق اهداف و مصالح امت اسلامی حرکت می‌کنند خواهان یک نظام قدرتمند اسلامی هستند به خصوص در اوضاع و شرایطی که در دنیا و خاورمیانه و تهدیدی که از جانب استکبار علیه ما وجود دارد. برداشت من اینست و ظاهرا قرائن نیز این را تایید می‌کند که جریانات خودی اعم از اصلاح‌طلب و اصولگرا در این دوره منطبق با موازین اسلامی و منویات مقام معظم رهبری حرکت می‌کنند.