تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۴۸۱۹۳
فعالیت احزاب در روسیه
کتایون منافی اشاره: تصور غالب آن است که دموکراسی روسی با مدل غربی آن فاصله بسیاری دارد. اینک روس‌ها بعد از سالها نمایش اجباری ابراز وفاداری به حزب کمونیست تلاش می‌کنند تا وجود احزاب و مبارزات انتخاباتی را در تصمیم‌گیری‌های کشورشان درک کنند اما بسیاری از صاحبنظران سیاسی هنوز بر اجرای واقعی دموکراسی و نظام حزبی در این کشور تردید دارند. این گروه بر این باورند که شاید سال‌های بسیاری طول بکشد تا روس‌ها اعم از رأی دهندگان، سیاستمداران، احزاب با فرایند دموکراسی خو بگیرند و بیاموزند که با آن با احترام بیشتری مواجه شوند.

از جمله مهمترین محل حضور و فعالیت احزاب روسی تعیین نمایندگان آنان برای عضویت در دومای روسیه است. پارلمان روسیه موسوم به مجلس فدرال شامل دو مجلس شورای فدراسیون و دومای دولتی می‌باشد. قوه مجریه در اختیار دولت است و رئیس دولت نیز از طرف رئیس‌جمهور و یا موافقت دومای دولتی منصوب می‌گردد.
مجلس روسیه، «دوما»، 450 کرسی دارد. نصف این کرسی‌ها توسط 23 حزبی که در انتخابات شرکت کرده‌اند پر می‌شود اما در واقع رقابت بین 5 تا 7 حزب اصلی است که شانس کسب کرسی در مجلس را دارند. احزاب مهم روسیه عبارتند از:
1- روسیه واحد 2- حزب کمونیست فدراسیون روسیه 3- حزب لیبرال دموکرات روسیه 4- حزب وطن (رودینا)
حزب روسیه متحد در دسامبر سال 1999 شکل گرفت. این حزب متحد اصلی کرملین و در واقع حزب حاکم روسیه است. به اعتقاد منتقدان این حزب طرح و برنامه مشخصی غیر از «ما رئیس جمهور را دوست داریم.» ندارد. رؤسای جمهور روسیه به صورت سنتی عضو هیچ حزب سیاسی نیستند، اما ولادیمیر پوتین به طور آشکار در اظهاراتش از حزب روسیه متحد حمایت می‌کند. رهبر این حزب، «بوریس گریزلوف» وزیر کشور است. این حزب حامیان سیاسی و اقتصادی بسیار پرنفوذی مانند «یوری لوژکف» شهردار مسکو دارد.
در حال حاضر اکثریت کرسی‌ها را دومای روسیه نیز همین جناح راست اصولگرای «روسیه واحد» به خود اختصاص داد که نمایندگان دیگر این جناح در راس کمیته‌های مجلس دوما قرار گرفتند به شکلی که این حزب به «حزب قدرت» شهرت یافته است.
حزب لیبرال دموکرات به رهبری «ولادیمیر ژیرینفسکی» ناسیونالیست نیز برای جذب رأی دهندگان به رفتار عجیب و غریب ژیرینفسکی امید دارد. آخرین شیرین کاری او کتک کاری مفصل پس از یک بحث تلویزیونی بود. او استاد جلب توجه رسانه‌هاست. او در بیان و نظر، مخالف همه چیز است، اما در نهایت از کرملین حمایت می‌کند. وی شخصیت شناخته شده روس می‌باشد و حزبش از احزابی است که به تازگی توانسته است طرفداران قابل ملاحظه‌ای را کسب کند. به عقیده برخی از تحلیلگران دانش ایده‌های خاص در قبال نیروهای خارجی و ناسیونالیسم افراطی از موارد مورد طرح این حزب است که وجود آنها را زنگ خطری برای روسیه بشمار می‌رود. با این حال نفوذ گروههای مخالف در مجلس روسیه بسیار ناچیز و کم اهمیت است. اما احزاب سیاسی دیگر مانند لیبرال – دموکرات روسیه به رهبری ولادیمیر ژیرینووسکی و جناح چپ وطن دوست «وطن» به رهبری دیمتری روگوزین نیز در دوما مشهود است.
جناح اصلی مخالف روسیه - «حزب کمونیستی فدراسیون روسیه» به رهبری «گنادی زوگانوف» با 47 نماینده در مجلس دوما است که اصلی ترین رقیب حزب روسیه متحد بشمار می‌رود چرا که در روسیه هنوز هم حزب کمونیست بزرگترین و تنها حزب سیاسی است که مردم سراسر کشور در آن عضو هستند. اما بسیاری عقیده دارند که این حزب اصالت و خط مشی پیشین خود را از دست داده و اکنون رنگ و بوی غربی به خود گرفته است. دولت پوتین نیز طی چند سال اخیر از یک سو به تضعیف حزب کمونیست کمک کرده و در همین حال برای ایجاد حزب میهن که از نقطه صفر آغاز شده بود، مساعدت‌های لازم را به عمل آورد.
2 جناح لیبرال «یابلوکو» و «اتحاد نیروهای راست» از جمله احزابی هستند که نتوانستند به دوما راه یابند. هر چند که تعدادی از نمایندگان لیبرال در مجلس از میان نامزدهای مستقل انتخاب شدند ولی آنها نیز با تعداد اندکشان عملاً نفوذ چندانی بر تصویب قوانین ندارند و فعالیتهای آنها تنها به سخنرانی در جلسات عمومی و مطبوعات محدود شده است. و تاثیر آنها در زندگی سیاسی و اجتماعی مردم بسیار ناچیز است اگرچه این دو حزب از نیروهای مورد اتکای غرب در روسیه بشمار می‌رفتند اما حتی نتوانستند از مانع 5 درصد) دوما عبور نمایند بر اساس قوانین روسیه احزاب برای دستیابی به کرسی‌های این پارلمان باید حداقل پنج (که اینکه 7 درصدی شده) درصد آرا را کسب کنند، حزب «یابلکو» در واقع همان گریگوری یاولینسکی اقتصاددان لیبرال است. اتحادیه نیروهای راست عمدتا متکی به بوریس نمتسف فرماندار سابق ایالت نیژنی نووگورود است.
آیا مجلس در معادلات قدرت به حساب می‌آید؟
مقایسه سیستم سیاسی روسیه با دموکراسی غربی کاملاً اشتباه است. واقعیت این است که دوما تصمیم‌گیری درباره موضوعات اجتماعی و نهایتاً بودجه را به عهده دارد. تصمیمات مهم سیاسی در کرملین و توسط رئیس جمهور و هیأت دولت گرفته می‌شود. این روند ممکن است به نظر غربی‌ها خیلی دموکراتیک نباشد ولی از هر نظر کاملاً روسی است.
هزینه‌های انتخاباتی
از اواسط سال‌های دهه 90 هزینه نماینده در مجلس قانونگذاری دولتی روسیه بصورت تصاعدی افزایش پیدا نمود و اینک با اطلاعات غیر رسمی‌ به یک میلیون دلار نیز افزایش پیدا کرده است. براساس محاسبات مجلس قانونگذاری دولتی روسیه، حزب «روسیه واحد» 115 میلیون روبل، «حزب کمونیست فدراسیون روسیه» 38 میلیون روبل، «حزب لیبرال – دموکرات روسیه» 35 میلیون روبل، حزب «وطن – رودینا» 27 میلیون روبل در سال برای فعالیت خود دریافت می‌کنند اما احزاب این مبلغ را بسیار اندک می‌دانند.
براساس دفتر ثبت فدرال وزارت دادگستری فدراسیون روسیه در سال 2004 حزب «روسیه واحد» برای نیازهای خود 915 میلیون روبل، حزب کمونیست روسیه 7/37 میلیون روبل، حزب لیبرال دموکرات 91 میلیون روبل خرج نمودند.
افزایش نقش احزاب
یکی از وظایف اصلی دوره اول ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین تقویت دولت روسیه بود وی تغییراتی را در سیاست داخلی روسیه پیشنهاد کرد و بر اساس آن قانون تشدید نظارت دولت فدرال بر دولتهای محلی به تصویب رسید. این قانون ترتیبی جدید را برای عزل و نصب رؤسای بخش‌های فدرال در دست نهاد که به واسطه آن مقام رسمی ‌هر فدراسیون بر اساس مجلس قانون‌گذاری هر منطقه به معرفی رئیس‌جمهور وقت روسیه تعیین می‌شود.
همچنین ولادیمیر پوتین در پیام خود به انجمن فدرال در سال 2005 پیشنهاد کرد که کاندیدای ریاست بخش فدرال می‌تواند به رئیس حزبی داده شود که بیشترین آرا را در منطقه کسب کرده است. در سیاست کلی وی این راهی جهت تقویت نفوذ احزاب و جناحهای سیاسی در نظام مدیریت دولتی محسوب می‌شد. ولادیمیر پوتین پیشنهاد کرد از نظام نسبی – اکثریتی ترکیبی در دوما و انتخاب نمایندگان آن فقط بر اساس فهرست احزاب بپرهیزند. به طوری که در انتخابات مجلس در سال 2007 میلادی فقط احزاب سیاسی شرکت خواهند کرد که بیش از معیار تعیین شده 7 درصد کسب آرا برای ورود به انتخابات 2007 مجلس را داشته باشند.
تاکنون شرکت کنندگان اصلی رقابت‌های پیش از انتخاباتی مجلس در سال 2007 شناخته شده‌اند. اینان همان جناح راست محافظه‌کار «روسیه واحد»، حزب کمونیست، جناح چپ میهن‌دوست «وطن» و حزب ملی لیبرال – دموکرات روسیه می‌باشند. بنظر می‌رسد شانس حزب لیبرال «یابلوکو» و «اتحادیه نیروی راست» در غلبه بر این مانع 7 درصد بحث‌برانگیز باشد، چرا که موفقیت آنها به مذاکراتشان درباره اتحادیه و تشکیل فهرست واحد نامزدها بستگی دارد.