علی سلحشور ـ مجید رادمنش/اعضای شورای مرکزی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران
در صفحه سیاست روزنامه شرق در روز پنجشنبه 10 آذرماه جوابیهای بر جوابیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران از سوی دو تن از اعضای این تشکل به چاپ رسید. که اینک برخی مطالب در خصوص آن یادداشت را مطرح میکنیم. اما پیش از آن بنا داریم تا در سطوری کوتاه به بیان نکاتی چند در خصوص مطالب منتشر شده در آن روزنامه بپردازیم. نمیدانیم نگاشتن این چند خط تاثیری خواهد داشت یا خیر و آیا وجدان برخی را به چالش خواهد کشید یا اینکه نتیجهای در بر نخواهد داشت.
در حالی این مطلب را مینگاریم که در روزنامه شرق و در روزهای منتهی به روز شانزدهم آذر «روز دانشجو» به برگزاری شکوهمند مراسم انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده پزشکی که با حضور بیش از یک هزار تن از دانشجویان و با سخنرانی دکتر سعید حجاریان، مهندس محسن آرمین و حجتالاسلام و المسلمین ابطحی در روز دوشنبه 14 آذرماه در تالار ابنسینا صورت گرفته، کوچکترین اشارهای نشده است. این جفا فقط در حق ما نبود و از برنامه پرمحتوای انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران که با سخنرانی آقایان تاجزاده، رهامی و غلامعباس توسلی صورت گرفت نیز اشارهای نشده است.
این امر در حالی است که برنامهای که توسط فراکسیون اقلیت و تندرو این تشکل برگزار شد، مورد پوشش خبری و عنایت کامل روزنامه قرار گرفته است. اگر مشی روزنامه شرق بر بیطرفی و انعکاس نظرات مختلف دانشجویان است، این بیعدالتی را چگونه تفسیر کنیم و یا بهتر بگوییم، دم خروس را باور کنیم با قسم حضرت عباس را؟ آیا این کار تحریف آشکار تاریخ نیست؟ امیدواریم آن روزنامه محترم به جمع زورمداران و یا زرمداران محترمی نپیوندد که از آغاز تاریخ به نگارش وقایع تاریخی مشغول بودهاند.
از آنجایی که میدانیم جناب آقای رحمانیان مدیر مسئول روزنامه شرق در روزگاری نه چندان دور در این تشکل عضویت داشتهاند، انتظار داریم تا با وسواس و نظارت بیشتری بر درج اخبار مجموعه ما بپردازند و از بایکوت خبری این تشکل دیرپا بپرهیزند. اما حال به عنوان دو عضو از این مجموعه به بیان نظرات خود در خصوص مقاله موردنظر میپردازیم. مطلب بیان شده در این مقاله بزرگترین خطری است که میتوان یک مجموعه را (از جمله تشکل وسیع انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران که متشکل از 26 دانشکده و مجتمع است) تهدید نماید و آن تفکر انشقاق است.
کسانی که تحولات جنبش دانشجویی را دنبال میکنند، میدانند که در روزگاری نه چندان دور، دانشگاههای شهید بهشتی و شیراز انجمن واحدی داشتند که متشکل از دانشجویان رشتههای فنی و پزشکی و... بود و اتفاقاً عملکرد بسیار مثبت و قابل قبولی را به دنبال داشتند. اما متاسفانه کسانی که همواره در امور دانشجویی دخالت کرده و تفرقه ایجاد میکردند و از وحدت دانشجویی میهراسیدند، اقدام به تجزیه این انجمنها کرده و دانشجویان علوم پزشکی را از سایر رشتهها جدا کردند. با این کار هم قدرت واحد را تجزیه کردند و هم با سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن درصدد تضعیف بیش از پیش این مجموعهها برآمدند.
امروزه نیز همان سناریو متاسفانه از زبان دوستانمان ـ میدانیم از فرجام شوم کار نامطلعند ـ بیان میشود. چیزی که ما همیشه در این چند ساله در مجموعه تهران و علوم پزشکی تهران شاهد بودهایم حق طلبی و آزادیخواهی خاص بلکه مشی تمام مجموعه بوده است. ماهیگاه اعتراضات مستدل، منطقی و محکم مجموعه را به دنبال محکومیت حکم اعدام دکتر سیدهاشم آقاجری فراموش نکردهایم. موجی که از دانشگاه تهران آغاز شد و به سرتاسر کشور سرایت یافت. یا جریان اعتراض به پولی شدن دانشگاهها که حرکت اولیه آن در دانشگاه تهران شکل گرفت. حال جای تعجب است که حرکات معقولانه به دانشجویان پزشکی و حرکات رادیکال به دانشجویان غیر پزشکی نسبت داده شود.
به نظر ما در حق سایر دانشکدههای دانشگاه تهران جفایی آشکار صورت گرفته است. در این سالها روند رادیکال غیرعقلانی تنها از سوی قدرت طلبانی انجام شده است که سودای اشتهار و قدرت را در سر میپروراندند و امروزه در مناصب دفتر تحکیم مشغول قدرتنمایی هستند. دانشجویی که حتی یک روز سابقه عضویت در شورای مرکزی دانشگاه را ندارد و برخلاف اساسنامه تحکیم و با ایجاد رابطه رفاقت به شورای مرکزی تحکیم راه یافته است. آیا این است قانونمداری؟ در جایجای مقاله مذکور اشاره به عقلانیت بد است؟
اگر خوب است چرا شما را اینگونه مشوش کرده است و اگر عقلاندیشی بد است که دیگر حرفی با هم نداریم. بارها در این متن اشاره شد که دانشجویان پزشکی محافظهکار هستند. دانشجویان پزشکی محافظهکارند یا شما؟ شمایی که برای ادامه تحصیل حاضر به دادن انواع تعهدها شدید تا خدشهای به پیکره علمیتان وارد نشود یا آن دانشجوی شجاع دانشکده پزشکی که از سخن گفتن در مقابل مقامات بلند پایه نیز نهراسید و تاوان آن را هم پرداخت یا آن دیگر دانشجوی عزیز پزشکی محافظهکار است که بعد از جریانات 18 تیر مورد شدیدترین اهانتها در بازداشت قرار میگیرد؟
آیا این دانشجویان معتقد و محکم و راسخ محافظهکارند یا آن تازه تحکیمی که در جریانات خرداد سال 82 از درب پشتی دانشکده علوم اجتماعی فرار را برقرار ترجیح داد؟ پیکره دانشگاه تهران از قبیلهگرایی و گروهگرایی مبرا است .و اتفاقاً بیشترین کسانی که گروهگرایی کرده و میکنند شما بودهاید. در این سالها دانشجویان رشتههای علوم انسانی همانند دانشجویان پزشکی و فنی در کنار هم در این مجموعه کار کردهاند، به مدارج بالای تشکیلات رسیدهاند، اما کسانی که فقط خود را دیدهاند و آرمانهای انجمن اسلامی را به مسائل شخصی و قدرتطلبی تقلیل دادهاند، هیچگاه مورد قبول قاطبه دانشجویان قرار نگرفتهاند.
ما را محکوم میکنند که فارغالتحصیلان پزشکی وارد احزاب میشوند. چند عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده پزشکی را میتوانید مثال بزنید که در سالهای اخیر اینگونه بودهاند؟ آیا غیر از این بوده که در این سالها به تناسب فامیلی بعضی از افراد فعال در انجمن سعی شده بود خطمشی حزب و جریانی خاص در مجموعه انجمن تهران رسوخ نماید؟ اگر کسانی که میخواهند بر گرده انجمن اسلامی سوار شوند و به منافع شخصی خود دست یابند و هنوز این خواب خوش را میبینند که انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران میتواند تریبون آنها باشد اشتباه کردهاند.
مجموعه انجمن تهران همواره موضع آزاد اندیشانه خود را بیان کرده و از بیان آنها ابایی نداشته است و اگر در روزگاری مواضعی مشترک با برخی گروهها داشته، به علت نزدیکی آن گروهها با مشی این تشکل بوده است. در پایان اعلام میکنیم هویت ما هویت انجمن اسلامی دانشجویان است. نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر. کسانی که ادعای اسلامیت دارند، بدانند تا هنگامی که سپر دفاعی طیف لائیک و سکولار هستند و میخواهند آنها را از راه جوسازی و مخفیانه وارد این مجموعه کنند، جایی در میان ما ندارند.
ما در این برهه حساس تاریخی برای حفظ جنبش دانشجویی دست تمام دانشجویان با تمام تفکرات را میفشاریم. اما معتقدیم انجمن اسلامی دانشجویان متعلق به تمام دانشجویانی است که مبنای اسلامی آن را پذیرفتهاند و دموکراسی و آزادی را مغایر دین نمیدانند.