تاریخ انتشار : ۰۷ مهر ۱۳۸۷ - ۰۷:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۴۸۲۵۸

احسان تقدسی

ترور عماد مغنیه خیلی زودتر از آنچه معمول اینگونه ترورهاست به جریان ضداشغالگری تبدیل شد. «ترور» امری معمول برای حذف چهره‌های مخالف در سرویس‌های اطلاعاتی غرب است و در رژیمی همچون اسرائیل که اصولاً با خشونت زاده شد و به دلیل ماهیت وجودی خود، جز با تداوم جنگ و ترور توان ادامه حیات ندارد این موضوع از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد بود. موساد و همه سازمان‌های اطلاعاتی ـ امنیتی که در ماجرای ترور شهید مغنیه مغز متفکر عملیاتی حزب‌الله نقش داشتند آنگاه که در تاریکخانه‌های خود سرگرم طراحی این عملیات بودند در خاطرشان هم نمی‌گنجید که عملیات ترور مغنیه فرق بسیاری با حذف فیزیکی سایر مخالفان این رژیم دارد و خیلی زود نه به جریان بلکه به نهضتی ضدصهیونیستی تبدیل خواهد شد. عماد مغنیه در همه سال‌هایی که همانند دستی پنهان در جنگ با رژیم صهیونیستی شرکت می‌کرد به کابوسی برای اسرائیل تبدیل شده بود. همان دستگاهی که با افسانه‌ای همچون هولوکاست حمایت همیشگی غرب را جلب کرد در ماجرای مغنیه نیز افسانه‌ای ساخت که بیش از 30 کشور و سازمان اطلاعاتی در جست‌وجوی او باشد. اما مغنیه به لطف ذکاوت بالای خود همچو سایه بود. گزارشی از حضورش در مکانی مخابره می‌شد به محض حضور جوخه‌های ترور کوچک‌ترین ردی از او نبود. اینک که او نیست زوایای زندگی‌اش روشن‌تر از گذشته می‌شود. دوستانش از ایمان، ذکاوت و تدبیر او در جنگ‌های با اسرائیل بخصوص ماجرای جنگ 33 روزه و شکست «افسانه شکست‌ناپذیری» اسرائیل سخن می‌گویند و دشمنانش از شادی در پوست خود نمی‌گنجند و شهادت او را شاهکاری امنیتی برای خود محسوب می‌کنند. مغنیه چریکی به معنای واقعی کلمه بود. همه جا بود و هیچ کجا نبود. در همه سال‌ها بویژه از 1983 تاکنون که جوخه‌های ترور اسرائیل هر کوی و برزنی را به دنبال یافتن ردی از او زیرپا می‌گذاشتند به باور محافل امنیتی غرب، کوچک‌ترین اشتباه امنیتی از مغنیه روی نداد و از قضا همین امر نیز ترور وی را به معما تبدیل کرده است. عماد مغنیه به باور بسیاری از تحلیلگران در همه سال‌هایی که پنهان بود به کادرسازی و تربیت نیروهای جوانی پرداخت که اینک پس از او به مغنیه‌ای دیگر تبدیل شده‌اند. تجربیات خود را که به سختی و در آزمون سخت مبارزه رودرو با رژیم صهیونیستی به دست آورده بود در اختیار شاگردان خود گذاشت و اینک حزب‌الله از حضور ده‌ها و صدها مغنیه دیگر در کادر خود خبر می‌دهد.

«یوسی‌ ملمن» ‌تحلیلگر صهیونیست روزنامه هاآرتص جمعه هفته‌ای که گذشت در تحلیلی در این روزنامه نوشت: «تجربه سالیان دراز جنگ با حزب‌الله نشان داده است که ترور ابزاری ناکارآمد در مواجهه با این گروه شیعی است چه آن که آنان به تک‌ فرماندهان وابسته نیستند و همزمان آلترناتیوهای فراوانی برای یک پست در اختیار دارند که هر کدام از آنها به تنهایی توانایی‌های فراوانی دارند.» این تحلیلگر مشهور امنیتی اسرائیل سپس دو فرضیه برای دوران پس از ترور مغنیه مطرح کرده و می‌نویسد که پس از این ترور یا حزب‌الله ضعیف شده و به دلیل بی‌اعتمادی به سازمان امنیتی خود تضعیف می‌شود و یا آن که با اصلاح ساختار خود و جایگزین کردن فرد دیگری به جای عماد مغنیه، قوی‌تر از گذشته عمل خواهد کرد. نویسنده سپس با بیان یقین خود از عملیات انتقامی حزب‌الله تأکید می‌کند که اسرائیل خیلی زود از ترور عماد مغنیه پشیمان خواهد شد چه آن که تجربه سالیان نبرد با حزب‌الله نشان داد که افراد جایگزین فرماندهان شهید به مراتب سازماندهی شده‌تر از افراد پیشین عمل کرده و عرصه‌های جدیدی را در رویارویی با رژیم صهیونیستی می‌گشایند. نویسنده سپس با مثالی به مقاله خود پایان داده و اینگونه می‌نویسد که ترور سیدعباس موسوی دبیرکل پیشین حزب‌الله اگرچه دستاوردی بزرگ برای موساد بود اما جانشین او یعنی سیدحسن نصرالله نه تنها خلأ رهبری عباس موسوی را بلافاصله پر کرد بلکه حزب‌الله اینک در سایه تدبیر و رهبری او با سازماندهی بیشتر و قدرت اطلاعاتی ـ رزمی فراوان در لبنان حضور دارد؛ ترور عماد مغنیه نیز نتیجه‌ای جز جانشینی فردی جوان و حاصل تجربه‌های فراوان مغنیه برای جنگ با اسرائیل نخواهد داشت. در روزهای پس از ترور مغنیه تحلیل‌های فراوانی در محافل کارشناسی در مورد دلایل یا چگونگی و عواقب آن گفته شد و این امر حکایت از آن دارد که منطقه آبستن تحولاتی تازه است. رژیم صهیونیستی پس از شکست مفتضحانه در جنگ 33 روزه بارها و به طور رسمی اعلام کرده است که رهبران حزب‌الله را در هر جایی که بیابد، ترور خواهد کرد. بر این اساس مغنیه نیز از طیف رهبران بلندپایه حزب‌الله بود و تلاش اسرائیل برای ترور او امری طبیعی محسوب می‌شود. با این حال به نظر می‌رسد هدف از میان برداشتن یکی از رهبران بلندپایه حزب‌الله هدف اصلی طرح شهادت مغنیه نبوده و طراحان کوشیده‌اند تا از این اقدام، نتایجی دیگر بگیرند و یا به قولی با یک تیر چند نشان بزنند. با نگاهی به تحلیل‌های امنیتی رسانه‌های غربی بخصوص طیف نومحافظه‌کاران ساکن کاخ سفید و مطبوعات رژیم صهیونیستی درباره ترور عماد مغنیه برخی از ابعاد و سناریوهای پشت‌پرده این ترور می‌توان گمانه‌زنی کرد که مهمترین آنها عبارتند از:

1ـ فشار به سوریه: محل ترور به گونه‌ای انتخاب شد که برای همه آنانی که حداقل آشنایی با فضای سوریه داشتند این سؤال در ذهن متبادر شد که تیم ترور مغنیه چگونه توانست در فضای دمشق نفوذ کرده، هدف را شناسایی و سپس فرصت و مجال اجرای این عملیات را بیابد. در پاسخ باید گفت که با توجه به فضای منطقه و بخصوص اوضاع لبنان و فلسطین یکی از مهمترین اهدافی که در ماجرای ترور عماد مغنیه مدنظر بوده است تحت فشار قرار دادن سوریه و افزایش حجم حملات بر حکومت بشار اسد رئیس‌جمهوری این کشور به دلیل پافشاری بر مواضع ضدصهیونیستی می‌باشد. مغنیه در فضایی ترور شد که آمریکا هفته جاری دور تازه‌ای از گسترش تحریم‌های اقتصادی و سیاسی را علیه دمشق اعمال کرده است. سوریه به واسطه نزدیکی خود به کانون‌های بحرانی چون لبنان و فلسطین، خط مقدم جنگ دیپلماتیک دنیای اسلام با رژیم صهیونیستی است. رهبران حماس، جهاد اسلامی و همه گروه‌های مبارز با اسرائیل اکثراً در دمشق متمرکز شده‌اند. آنان جنگ نظامی علیه اسرائیل را در خیابان‌های غزه و فلسطین انجام می‌دهد و نبرد دیپلماتیک را نیز در دمشق. در روزهای فشار فراوان اقتصادی، سیاسی و نظامی رژیم صهیونیستی بر مردم غزه، دمشق شاهد برگزاری چندین کنفرانس بین‌المللی مبارزه با اشغالگری و دفاع از مردم فلسطین بود. اتحاد و دوستی رهبران حزب‌الله و رهبران دستگاه حاکمه سوریه نیز از گذشته‌های دور و زمان ریاست ‌جمهوری مرحوم حافظ اسد و دبیرکلی سیدعباس موسوی در حزب‌الله سابقه داشته است. با این تحلیل تلاش برای تفرقه میان گروه‌های جهادی و دولت دمشق را می‌توان از مهمترین اهداف ترور شهید مغنیه دانست.

2ـ بازسازی روحیه ارتش اسرائیل: کمیته وینوگراد در گزارش 600 صفحه‌ای خود که دو هفته پیش به ایهود اولمرت نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی تحویل داد در تحلیل چرایی شکست از حزب‌الله در ماجرای جنگ 33 روزه به موضوعی اشاره کرد که در تحلیل این ترور نمی‌توان از آن غافل بود.

وینوگراد بارها در گزارش خود صراحتاً از تحقیر اسرائیل سخن به میان آورده و تأکید می‌کند که افسانه شکست‌ناپذیری اسرائیل در زیر چکمه چریک‌های حزب‌الله لبنان نابود شد و اینک باید برای بازسازی اعتماد از دست رفته چاره‌ای اندیشید. برپایه این گزارش علی‌رغم گذشت یک سال و نیم از پایان جنگ 33 روزه، رژیم صهیونیستی همچنان از عواقب پیدا و پنهان آن رنج می‌برد. رسانه‌های غربی در این میان با تأکید بر نقش ویژه عماد مغنیه در ربودن دو سرباز اسرائیل در سال گذشته و جنگ 33 روزه، مغنیه را طراح عملیاتی حزب‌الله در آن جنگ معرفی کرده و با بزرگنمایی این ترور می‌کوشند مرهمی برای شکست بزرگ اسرائیل در آن جنگ بیابند و بندی از گزارش وینوگراد را که خواهان بازسازی توان روحی سربازان رژیم صهیونیستی شده بود محقق کنند. جند ماه پس از پایان جنگ 33 روزه نهادهای اطلاعاتی غرب و رژیم صهیونیستی در گزارشی از توان نظامی حزب‌الله نوشتند که نه تنها توان موشکی حزب‌الله افزایش یافته بلکه این گروه از محبوبیت بیشتری نیز در میان لبنانی‌ها برخوردار گشته است. 48 ساعت پیش از ترور مغنیه نیز دستگاه اطلاعاتی اسرائیل صراحتاً از توانایی موشک‌های حزب‌الله برای رسیدن به تل‌آویو به عنوان مرکز سیاسی و اقتصادی رژیم صهیونیستی سخن گفتند. بدیهی است که رشد همه‌جانبه حزب‌الله در مجاورت اسرائیل و افزایش نقش تعیین‌کننده این جنبش در تحولات لبنان با منافع نامشروع اشغالگران قدس همخوانی ندارد و از این‌ روست که آنها از هر فرصتی برای تضعیف حزب‌الله استفاده می‌کنند. رهبران حزب‌الله و شخص سیدحسن نصرالله امروز در صف اول مبارزه با رژیم صهیونیستی ایستاده‌اند و طبیعی است که اسرائیل برای تأمین منافع خود و تضعیف حزب‌الله از هر فرصتی برای ضربه‌زدن به حزب‌الله استفاده می‌کند.

3ـ تلاش برای جنگ داخلی: دو روز پیش از ترور شهید مغنیه، ولید جنبلاط از رهبران ارشد جناح 14 مارس ضمن اعلام دشمنی صریح این جناح با حزب‌آلله، از آمادگی خود برای ورود به فاز جنگ داخلی در لبنان خبر داده. حریری در عین حال تأکید کرده بود که ما آماده سازش با اسرائیل هستیم. با توجه به آن که حزب‌الله رسماً اسرائیل را عامل ترور فرمانده ارشد خود اعلام کرده است می‌توان اینگونه تحلیل کرد که صهیونیست‌ها در این اندیشه بوده‌اند که با قتل عماد مغنیه از یک سو انگشت اتهام حزب‌الله را در این زمینه، سوی گروه 14 مارس و هواداران حریری نشانه روند (ترور مغنیه در سالگرد ترور حریری بود) و از سوی دیگر بحرانی تازه برای ادامه جو اختلاف میان دو طیف درگیر بحران سیاسی بیروت یعنی 8 مارس و 14 مارس ایجاد کنند. این گونه بود که سیدحسن نصرالله در مراسم تشییع عماد مغنیه، آمریکا و اسرائیل را به تلاش برای تداوم اختلاف و تفرقه‌افکنی میان گروه‌های سیاسی لبنان متهم کرد.