تاریخ انتشار : ۰۶ مهر ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۴۸۲۸۶

دکتر عباس خالصی

گروه اجتماعی: در جامعه ما رسم بر این بود که هر‌گونه اتفاق ریز‌ و‌ درشت، کوچک‌ و ‌بزرگ در کشور و جامعه رخ می‌داد، آن را بی‌هیچ تردید و مطالعه‌ای به دیگران نسبت می‌دادند و دست بیگانگان و ترفندهای آنها را در آن رویداد دخیل می‌شمردند، مثلا اگر کوچکترین اتفاقی حتی به دست عوامل خودی در کشور می‌افتاد، می‌گفتند کار، کار انگلیسی‌هاست.

گو این برداشت البته نه تا آن حد اغراق‌گونه در پاره‌ای موارد صحت داشت، اما این نوع برخورد انفعالی و از موضع ضعف و اقرار به ناتوانی بود. به فرض صحت تنها با تشخیص عامل یا عوامل خارجی صرف‌نظر از واقعیت آن کافی بود تا از سر عکس‌العمل و مقابله و تجهیز خودمان در برخورد با آن بگذاریم! با پنداشتن و انداختن گناه به گردن دیگران و با رخنه و رسوخ این پندار غلط در مردم به سهولت از آن می‌گذشتیم و به جای آن که به فکر چاره و پیشگیری از آن‌گونه رویدادها برآییم و دستخوش آن‌گونه ترفندها و بازی خوردن‌ها نباشیم، با قرار دادن خود در موضع ضعف و ناتوانی و انفعال و به درست یا نادرست در تشخیص، مقهور و مهجور، دست روی دست می‌گذاشتیم!! این‌نحوه نگرش، خوشبختانه امروز بسیار کم و محدود شده‌است، هوشیاری، مقاومت و چاره‌اندیشی به‌موقع و به‌جا تا حد شایان توجهی در مواجهه با انواع شگردهای سیاسی ـ فرهنگی چه از سوی مردم و چه دولتمردان، جایگزین آن پندارها گشته‌است. اما گسترش علل و عوامل و اسباب و ابزار پیچیده و پیشرفته و اشکال نوین سیطره و زورمداری و ظهور پدیده‌ی استعمار نوین و کوچک شدن جهان در سایه‌ی سرعت و سهولت سرسام‌آور ارتباطات و پیدایش افکار و اندیشه و فلسفه و روش‌های نوین و برخوردهای سیاسی، عقیدتی، اقتصادی، فرهنگی، تکنولوژیک و الکترونیک با دستمایه‌های رسانه‌ای از سوی قدرت‌های برتر و قوی‌تر، هر لحظه و هر آن با شیوه‌های پیچیده پیدا و پنهان همچون امواج خروشان مهار‌ناپذیر از مبدا فرستنده‌های قدرتمند غربی سراسر جهان فرا‌می‌رسد و مغزها و قلب‌ها و فرهنگ‌ها در می‌نوردد و خواهی‌نخواهی تاثیرات مثبت یا منفی و مخرب خود را به‌جا می‌گذارد. آری در این عرصه‌ی تهاجم و شبیخون فرهنگی و نسخ و مسخ ارزش‌ها‌ی سنتی، ملی، معنوی و اخلاقی صرف‌نظر از سایر تاثیرات سیاسی، اقتصادی و نظامی و غیره، امری است که بی‌شک به‌عنوان معضل و مشکل بزرگی فراروی جوامعی همچون ماست. به‌همین دلیل آمادگی و رویارویی و تجهیز و تمهیدات متناسب و متقابل هم عرض را می‌طلبد که ما باید به آنها مجهز شویم و تا حد مقدور پیشگیری و درمان سازیم و از تاثیرات منفی و مخرب آن جامعه را در امان بداریم.

امروز یکی از راه‌ها  و ابزارهای عمده نفوذ و گسترش سلطه و تهاجم فرهنگی، فن‌آوری و یا به اصطلاح تکنولوژی‌های مدرن و پیشرفته ‌است و بیشتر در انحصار کشورهای توسعه‌یافته می‌باشد که از آن در تمام ابعاد و اشکال و مقاصد استفاده یا سوءاستفاده می‌نمایند. آن‌قدر این غول مهاجم و تیزپا و فریبا به سهولت و سرعت و شتاب‌زدگی دست تجاوز و تطاول به سراسر گیتی دراز کرده و بجایی رسیده که حتی خود انسان بت‌ساز، مقهور و میخکوب این غول مهاجم شده‌است و انسانیت او نیز به زیر پای او لگد کوب! بله لگد‌مال پیشرفت‌های فنی، اقتصادی (تکنواکونومیک) مهار‌ناشدنی آن غول خانمان برانداز!

بشر امروز در این راه و سراشیبی سقوط اخلاقی انسانی، از تعدی و تجاوز و تخریب محیط زیست زمین و ماورای جّو گذشته از مغزها و جان‌های خود و دیگران، جان مایه می‌گیرد و تغذیه می‌کند و بر ضعف و فرسایش و ارزش‌های انسانی و فربهی تکنو‌کراسی می‌افزاید!

خلاصه این که تهاجم فرهنگی با علل و عوامل و انگیزه‌ها‌ی گوناگون، سیطره خود را به گونه‌ای فزاینده و فراگیر و مهار‌نشدنی به پیش می‌برد و جهان را در می‌نوردد که پس چاره چیست و چه باید کرد؟ و چه‌ها نباید کرد؟

تاسف‌بار‌تر این‌که تهاجم و تعرض کما و کیفا بیشتر بر جان و دل جوان‌های ما اثر نامطلوب می‌گذارد و زمینه‌های ذهنی صاف و بی‌غش آینده‌سازان ما را تباه و مکدر می‌سازد!

از طرف لباس پوشیدن، آرایش، گویش و برخوردهای خانوادگی و اجتماعی گرفته تا برسد به مسایل عقیدتی و باورهای مذهبی، ملی، سنتی، فرهنگ، اخلاق و غیره که هم با اهداف اقتصادی و هم با مقاصد تهاجمی و فرهنگی اعمال می‌شود و عمدتا از طریق رسانه‌ها ی دیداری و شنیداری گسترده جهانی و امواج الکترونیک هر لحظه به آنان می‌رسد و تاثیر می‌گذارد!

لزوم مقاومت به شیوه‌های مناسب و موثر تا حد ممکن از این هجمه‌ها  از سوی ما و پیشگیری و مقابله با پاره‌ای اثرات سوء آنها از یک طرف و به جای خود، اما از سویی دیگر آنچه که لب کلام و هدف از این مقال است، نریختن آب به آسیاب گردانندگان این ماجراها و عدم تقلید و تکرار و پیروی آگاهانه یا ناآگاهانه از راه‌و‌روش آنهاست که متاسفانه آن‌گونه که باید‌و‌شاید رعایت نشده، بلکه به این تهاجم دامن زده می‌شود!

فرار از بعضی واقعیات جاری در زمینه نفوذ فرهنگی از طریق دستگاه‌های جادویی رایانه‌ای، اینترنت‌ها و سایت‌های خبری و هنری! ماهواره‌ای و حتی به وسیله دستگاه‌های تلفن‌همراه، رونق بسیار اصطلاحات و تعابیر ناخواسته فرهنگی و مانند آنها تا حد بسیاری غیرقابل اجتناب و کنترل است! اما تکرار و اظهار همین‌گونه کلمات و واژه‌های بیگانه غیر‌بومی و غیر‌فارسی و غیر لازم، به کرات و دفعات از سوی مجریان محترم صداوسیما و مهمانان آنها و بخصوص نمایش ده‌ها  فیلم و سریال‌های خارجی (و متاسفانه داخلی هم) به میزان گسترده‌ای در اشاعه و گسترش تسهیل و ترویج این‌گونه تهاجم‌های فرهنگی و بدآموزی‌ها بسیار موثر بوده و هست!

سخن از فیلم‌ها و سریال‌های خارجی شد. آن دسته که بیشتر جنبه پلیسی و جنایی دارد و به تقلید از آن فیلم‌های ایرانی بخصوص تلویزیونی که در این راستا تهیه و بسیار عرضه می‌شود، یکی از جمله موارد تسهیل و ترویج تهاجم فرهنگی و اشاعه روند رشد خشونت و ناهنجاری‌های اجتماعی است که غالبا در بدآموزی و دامن زدن به نابسامانی‌ها در جامعه ما نقش گسترده‌ای را دارند! و می‌رود که هویت ما را خدشه‌دار سازد!

مردم کشور ما حتی تا به حال، الفت و آشنایی و علاقه‌ای به داشتن اسلحه‌ای گرم و کاربرد آنها نداشته و ندارند و این جای کمال خوشبختی است. حال پرسش در این است که تهیه و نمایش این همه فیلم‌ها و سریال‌های پر از خشونت، آدمکشی، جنایت، دزدی، جعل اسناد، فرار و حامل فریب و دروغ و خدعه چه معنا و مفهومی دارد؟ آیا نشان دادن سریال‌های چند قسمتی از این دست و همراه با بدآموزی به پیران و جوانان و نوجوانان و دختران و پسران جز این می‌تواند باشد که با حضور و دخالت نهایی پلیس و بالاخره نتیجه بگیرند که آری، پایان کارهای خلاف و جنایت‌کارانه بالاخره به دام افتادن و گرفتاری به دست پلیس است و زندان و محاکمه و مجازات! آیا واقعا ساعت‌ها آموزش‌های علمی خلاف‌کاری‌ها و جنایات و خطاها پیش‌روی جوانان و نوجوانان به آن نتیجه‌گیری می‌ارزد؟ بسیار فیلم و سریال را بخصوص در شبکه‌های تلوزیونی شاهدیم که سوژه فیلمنامه‌ی آن حاوی این‌گونه تباهی‌ها و حامل این گونه خشونت‌کاری‌ها و هیجانات کاذب می‌باشد! مردم ما آن قدر که به آرامش و سکون و فیلم و سریال‌های آموزنده، اخلاقی، هنری و شاد و خالی از خشونت و تباهی نیاز دارند، حداقل تا این حد علاقه‌مند و نیازمند به تشنج و هیجان و وحشت نیستند. و به‌علاوه به این ترتیب این دانشگاه سراسری و بسیار موثر، آن قدر ترفند‌ها و شگردهای نامساعد و ناهنجار و انحرافی را نباید نکته‌ به ‌نکته و موبه‌مو به این مردم بیاموزد که نتیجه‌گیری نهایی آن ولو مثبت، ابدا با جریانات و تاثیرات طولانی و مخرب متن هم‌آوایی نداشته و توان خنثی‌سازی آن تاثیرات را در ذهن و افکار مردم بخصوص جوانان نخواهد داشت و مسلما تاثیرات سوء و نابهنجار آن به مراتب بیشتر و موثرتر است. بنابراین این گام نخست در مقابله با تهاجم فرهنگی تجدید‌نظر اساسی در تهیه و ارایه و اجرای این‌گونه برنامه‌ها و نمایش‌ها نیست؟!

این‌که دیگر از پنجره و روزنه نفوذ مستقیم شرق و غرب به چشم و گوش فرزندان ما نمی‌رسد، این کارها دسترنج مستقیم خودمان است، لذا اگر خوب است ادامه دهید! و اگر نه، واقعا این‌گونه فیلم و سریال‌های بدآموز را تعطیل کنید! به‌علاوه آن که از ورود و نمایش فیلم‌ها و سریال‌هایی از این دست یعنی پلیسی، جنایی و رزمی حداقل تا این حد تجدید‌نظر کنید و به جای آنها تلاش و همت خود را در جهت مثبت‌گرایی، آموزندگی، اخلاق و تربیت و عشق و ایمان و مهربانی و انسانیت‌گرایی معطوف فرمایید.

خوشبختانه بدون اغراق، وارث تمدن و فرهنگی قوی چه در بعد ملی و چه مذهبی هستیم و در عرصه این فرهنگ کهن و پربار جای بسیار برای مانورهای فرهنگی و آموزشی و اخلاقی و سرگرمی و هنری با بار بسیار مثبت و مفید برای عرضه به تمام اقشار و طبقات و سنین اجتماعی ماست، نه تنها در حد درون مرزی که بسیار در میزان برون مرزی هم ما دیگر از این بابت نه وامدار غرب و تسلط فرهنگی و تکنولوژیک آنها می‌توانیم باشیم و نه شایسته‌ی تقلید و دنبال‌روی و الگوگیری از آنها!!

آری با پشتوانه این فرهنگ دیرینه و اصیل می‌توانیم نسبت به آن بخش از تهاجم فرهنگی  ناهنجار و نامطلوب غرب و شرق مقابله کنیم و نسبت به ارزش‌های معنوی و سنتی و قومی خود تا حد زیادی با جهان پیشرفته و فن‌آوری‌های نوین جهانی و آثار آن سازگاری و هماهنگی برقرار سازیم و کمتر دستخوش عوارض و اثرات تهاجم فرهنگی باشیم.

باری از این‌که به اقتضای عنوان سخن، قلم بی‌اختیار شد و به سوی انتقاد از بخشی از برنامه‌های صداوسیما در محدوده‌ی فیلم‌ها و سریال‌ها نشانه رفت، پوزش می‌طلبم و مسلما نباید و نمی‌توان به مجموعه‌های مفید و آموزنده و برنامه‌های سازنده‌ی فرهنگی این رسانه ملی، آن را تسری و تعمیم بخشید که آنها هر کدام به جای خود غالبا مفید و سازنده و آموزنده‌اند و شایسته‌ی تقدیر.

در پایان سخن به این حقیقت ممتاز فرهنگی اشاره کنم که استفاده از منابع غنی و بسیار گسترده فرهنگ کشورمان چه در عرصه ملی و چه مذهبی برای ساخت‌ساز فیلمنامه‌ها و گفتارها و برنامه‌های خبری و آموزنده فرهنگی و اخلاقی، بازهم بیشتر از پیش جای کار و تلاش و سازندگی دارد تا ما را از واردات فیلم‌های مبتذل و ناخوشایند شرقی و غربی بی‌نیاز سازد و فراتر از آن، از تقلید و مشابه‌سازی و دنباله‌روی از آنها بر‌حذر دارد. مانند استفاده از زندگی و آثار شاعرانی چون فردوسی، سعدی، نظامی، عطار، مولوی، محتشم، پروین، شهریار و ... عارفانی چون شیخ ابوسعید، شیخ ابولحسن خرقانی، بایزید بسطامی، شبستری، باباطاهر، شیخ بهایی و... دانشمندان و فیلسوفانی چون بوعلی سینا، رازی، غزالی، طوسی، سهرودی، دهخدا و... هنرمندانی بنام چون کمال‌الملک، بهزاد، و ...، سلاطین و حاکمان (خوش‌نام یا بدنام) که طی قرن‌ها تاریخ ما را رقم زدند و صاحب منصبان و وزرای آنها، سیاستمداران و دولتمردان و رزمندگان جدید و قدیم در این سرزمین و چه بسیار در عرصه‌های معنوی، دینی و مذهبی هم از قصص قرآن کریم، قصص انبیا، زندگی و راه رسم و آثار ائمه اطهار، برزگان دین و دانشمندان و علمای بنام، اساتید و فرهیختگان دیروز و امروز کشورمان و نیز تهیه و وارد کردن فیلم‌ها و نمونه‌هایی از زندگی بزرگان جهان از کشورهای مختلف دیگر و هزاران موضوع و مطلب مفید و موثر و آموزنده، پرداختن به این موارد به نحو بارز و موثری پیشگیری و درمان درد تهاجم و شبیخون فرهنگی است.

امید است این اظهارات مشفقانه از این قلم نارسا تا حد کافی بتواند مورد توجه مسئولین و دست‌اندرکاران عرصه‌ی فرهنگی کشور و رسانه‌ها و فیلمنامه‌نویسان و کارگردانان و هنرمندان عزیز قرار گیرد و بخصوص زحمت‌کشان صدیق و شایسته صدا و سیما که بی‌نیاز از تذکر هستند.

همه بکوشیم چون سدی استوار در برابر تهاجم فرهنگی شرقی و غربی بایستیم و برای ایران بزرگ و عزیز و مردم شریف و نجیب این آب و خاک بیش از پیش خدمتگزار باشیم.