چنگیز محمود‌زاده

 مقدمه:

 افسران پلیس افغان که در یکى از پست‌هاى بازرسى بزرگراه‌هاى این کشور نگهبانى مى‌دادند در یکى از روزها متوجه چیز عجیبى شدند. در یکى از وانت‌هاى عبورى، زنى مى‌گذشت که کمى عجیب به‌نظر مى‌رسید. او بیش از حد قد بلند به‌نظر مى‌رسید و به سوال‌هاى افسران پلیس هیچ جوابى نمى‌داد. وقتى بالاخره حجاب زن را کنار زدند، پشت برقعه او نه یک زن بلکه آندره ولادمیروویچ باتالف را پیدا کردند: مردى 27 ساله از سیبرى با ریش بلند قرمز، پوستى سفید و چشم‌هایى به رنگ آبى درخشان. داخل وانت نیز حدود 500 کیلوگرم ماده منفجره پیدا شد.

">

چنگیز محمود‌زاده

 مقدمه:

 افسران پلیس افغان که در یکى از پست‌هاى بازرسى بزرگراه‌هاى این کشور نگهبانى مى‌دادند در یکى از روزها متوجه چیز عجیبى شدند. در یکى از وانت‌هاى عبورى، زنى مى‌گذشت که کمى عجیب به‌نظر مى‌رسید. او بیش از حد قد بلند به‌نظر مى‌رسید و به سوال‌هاى افسران پلیس هیچ جوابى نمى‌داد. وقتى بالاخره حجاب زن را کنار زدند، پشت برقعه او نه یک زن بلکه آندره ولادمیروویچ باتالف را پیدا کردند: مردى 27 ساله از سیبرى با ریش بلند قرمز، پوستى سفید و چشم‌هایى به رنگ آبى درخشان. داخل وانت نیز حدود 500 کیلوگرم ماده منفجره پیدا شد.

">

چنگیز محمود‌زاده

 مقدمه:

 افسران پلیس افغان که در یکى از پست‌هاى بازرسى بزرگراه‌هاى این کشور نگهبانى مى‌دادند در یکى از روزها متوجه چیز عجیبى شدند. در یکى از وانت‌هاى عبورى، زنى مى‌گذشت که کمى عجیب به‌نظر مى‌رسید. او بیش از حد قد بلند به‌نظر مى‌رسید و به سوال‌هاى افسران پلیس هیچ جوابى نمى‌داد. وقتى بالاخره حجاب زن را کنار زدند، پشت برقعه او نه یک زن بلکه آندره ولادمیروویچ باتالف را پیدا کردند: مردى 27 ساله از سیبرى با ریش بلند قرمز، پوستى سفید و چشم‌هایى به رنگ آبى درخشان. داخل وانت نیز حدود 500 کیلوگرم ماده منفجره پیدا شد.

">

چنگیز محمود‌زاده

 مقدمه:

 افسران پلیس افغان که در یکى از پست‌هاى بازرسى بزرگراه‌هاى این کشور نگهبانى مى‌دادند در یکى از روزها متوجه چیز عجیبى شدند. در یکى از وانت‌هاى عبورى، زنى مى‌گذشت که کمى عجیب به‌نظر مى‌رسید. او بیش از حد قد بلند به‌نظر مى‌رسید و به سوال‌هاى افسران پلیس هیچ جوابى نمى‌داد. وقتى بالاخره حجاب زن را کنار زدند، پشت برقعه او نه یک زن بلکه آندره ولادمیروویچ باتالف را پیدا کردند: مردى 27 ساله از سیبرى با ریش بلند قرمز، پوستى سفید و چشم‌هایى به رنگ آبى درخشان. داخل وانت نیز حدود 500 کیلوگرم ماده منفجره پیدا شد.

">

چنگیز محمود‌زاده

 مقدمه:

 افسران پلیس افغان که در یکى از پست‌هاى بازرسى بزرگراه‌هاى این کشور نگهبانى مى‌دادند در یکى از روزها متوجه چیز عجیبى شدند. در یکى از وانت‌هاى عبورى، زنى مى‌گذشت که کمى عجیب به‌نظر مى‌رسید. او بیش از حد قد بلند به‌نظر مى‌رسید و به سوال‌هاى افسران پلیس هیچ جوابى نمى‌داد. وقتى بالاخره حجاب زن را کنار زدند، پشت برقعه او نه یک زن بلکه آندره ولادمیروویچ باتالف را پیدا کردند: مردى 27 ساله از سیبرى با ریش بلند قرمز، پوستى سفید و چشم‌هایى به رنگ آبى درخشان. داخل وانت نیز حدود 500 کیلوگرم ماده منفجره پیدا شد.

">

چنگیز محمود‌زاده

 مقدمه:

 افسران پلیس افغان که در یکى از پست‌هاى بازرسى بزرگراه‌هاى این کشور نگهبانى مى‌دادند در یکى از روزها متوجه چیز عجیبى شدند. در یکى از وانت‌هاى عبورى، زنى مى‌گذشت که کمى عجیب به‌نظر مى‌رسید. او بیش از حد قد بلند به‌نظر مى‌رسید و به سوال‌هاى افسران پلیس هیچ جوابى نمى‌داد. وقتى بالاخره حجاب زن را کنار زدند، پشت برقعه او نه یک زن بلکه آندره ولادمیروویچ باتالف را پیدا کردند: مردى 27 ساله از سیبرى با ریش بلند قرمز، پوستى سفید و چشم‌هایى به رنگ آبى درخشان. داخل وانت نیز حدود 500 کیلوگرم ماده منفجره پیدا شد.

"> حضور موبورها امنیت را دشوار می‌کند
تاریخ انتشار : ۰۶ مهر ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۴۸۲۸۹
جنگجویان خارجی در صفوف طالبان

چنگیز محمود‌زاده

 مقدمه:

 افسران پلیس افغان که در یکى از پست‌هاى بازرسى بزرگراه‌هاى این کشور نگهبانى مى‌دادند در یکى از روزها متوجه چیز عجیبى شدند. در یکى از وانت‌هاى عبورى، زنى مى‌گذشت که کمى عجیب به‌نظر مى‌رسید. او بیش از حد قد بلند به‌نظر مى‌رسید و به سوال‌هاى افسران پلیس هیچ جوابى نمى‌داد. وقتى بالاخره حجاب زن را کنار زدند، پشت برقعه او نه یک زن بلکه آندره ولادمیروویچ باتالف را پیدا کردند: مردى 27 ساله از سیبرى با ریش بلند قرمز، پوستى سفید و چشم‌هایى به رنگ آبى درخشان. داخل وانت نیز حدود 500 کیلوگرم ماده منفجره پیدا شد.


به گزارش نیویورک تایمز، مقام‌هاى آمریکایى و افغانى اعلام کردند این مرد سیبریایى یکى از داوطلبان حمله‌هاى انتحارى است؛ یکى از چند صد نفر ملیشیاى خارجى که امسال به افغانستان کشیده شدند تا در کنار نیروهاى طالبان بجنگند و بیشترین تعداد علاقه‌مندان خارجى براى نبرد در افغانستان را از سال 2001 تا امروز رقم بزنند.

خطر این جنگجویان فقط از این نظر نیست که امنیت افغانستان را کاهش مى‌دهند؛ بلکه آنها بسیار خطرناک‌تر، غیر‌قابل کنترل‌تر و تندروتر از نیروهاى محلى هستند و مقام‌هاى رسمى در دو سوى مرز افغانستان و پاکستان نسبت به این موضوع هشدار داده‌اند.

تغییر چهره طالبان

این سربازان تازه نفس به تغییر چهره طالبان نیز کمک کرده‌اند. حالا دیگر طالبان از گروهى طلبه مذهبى تندرو تشکیل نمى‌شود بلکه این نیروهاى خارجى نیز به‌همراه افغان‌هاى بدخلق و قاچاقچیان مواد مخدر در آن حضور دارند. براساس اعلام منابع رسمى افغانستان و ایالات‌ متحده، جنگجویان خارجى از کشورهایى مانند پاکستان، ازبکستان، چچن، کشورهاى عربى، ترکیه و نقاط شرقى چین به داخل افغانستان مى‌آیند تا علیه نیروهاى آمریکایى و متحدان آنها بجنگند.

به گفته دیپلمات‌هاى غربى یکى از دلایل اصلى افزایش این افراد، بى‌قانونى در مناطق قبیله‌اى‌نشین پاکستان است. در این منطقه پایگاه‌هاى آموزش نیروهاى داوطلب براى همکارى با نیروهاى القاعده و طالبان برپا شده‌است و حملات مختلف علیه مراکز داخل خاک افغانستان و کشورهاى اروپایى از آنجا هدایت مى‌شود.

افراد مختلف در جنوب و شرق افغانستان، مقام‌هاى رسمى و کشاورزان محلى همگى از افزایش بى‌سابقه نیروهاى خارجى طالبان از زمان حمله آمریکا در سال 2001 تا امروز خبر مى‌دهند. به گفته منابع کشورهاى غربى نیروهاى خارجى در داخل افغانستان به‌عنوان فرماندهان رده‌هاى میانى و آموزش دهندگان به نیروهاى محلى به کار گرفته مى‌ِشوند. اما همین افراد در مناطق قبیله‌اى‌نشین پاکستان وظیفه دیگرى بر‌عهده دارند و به‌عنوان داوطلبان عملیات انتحارى، تولید کنندگان بمب‌هاى دست‌ساز و سازندگان فیلم‌هاى ویدیویى اینترنتى مشغول انجام وظیفه هستند.

بنا به اعلام کارشناسان غربى تخمین دقیق تعداد نیروهاى طالبان امکان پذیر نیست اما آنها توان سازماندهى 10 هزار نفر را براى عملیات خود دارند. با این حال حدود 2 تا 3 هزار نفر از آنها جزو نیروهاى تمام وقت و سربازان کاملا وفاداران طالبان به شمار مى‌روند. 

بقیه آنها نیروهاى پاره وقت هستند: افغان‌هاى جوانى که یا در اثر فساد دستگاه دولت از آن منزجر شده‌اند، یا از کشته شدن مردم عادى در اثر حمله‌هاى آمریکایى‌ها به تنگ آمده‌اند، یا اینکه فقط به دنبال کسب درآمدى هستند.

با این حال بین 5 تا 10 درصد از نیروهاى تمام وقت طالبان - 100 تا 300 نفر - از جنگجویان خارجى تشکیل شده‌اند؛ جنگجویانى که حتى با مردم افغانستان نیز با خشونت بیشترى برخورد مى‌کنند.

گروهى از نیروهاى افغانى طالبان اجازه مى‌دهند برخى طرح‌هاى توسعه‌اى در مناطق مختلف این کشور پى‌ گرفته‌شود اما نیروهاى خارجى با چنین طرح‌هایى کاملا مقابله مى‌کنند. به‌ویژه پاکستانى‌ها در این زمینه پیشتاز هستند و هر کس خلاف میل و دیدگاه آنها عمل کند را به قتل مى‌رسانند.

تعطیلی مدارس

به گفته حنیف اتمار وزیر آموزش افغانستان، برخوردهاى نیروهاى خارجى طالبان موجب تعطیلى 40 درصد از مدرسه‌هاى جنوب افغانستان شده‌است. برخى از نیروهاى محلى طالبان با وجود مدارس موافق هستند اما خارجى‌ها براى پیش برد اهداف خود از پول و زور استفاده مى‌کنند.

آندره باتالف که مدتى پیش با برقعه دستگیر شد در حرف‌هاى خود تکرار مى‌کند که یک دانش‌آموز علوم مذهبى است که سال گذشته براى فراگیرى نکات تازه دین اسلام به پاکستان سفر کرد. او در گفت‌و‌گویى در زندان کابل گفت به دین اسلام زمانى علاقه‌مند شد که سه سال پیش در سیبرى زندگى مى‌کرد.

با تالف به زبان روسى توضیح مى‌دهد: اول از تلویزیون، رادیو و اینترنت درباره اسلام شنیدم. من نکات خوب بسیارى در دین اسلام دیدم. به خصوص که اسلام به تمام پیامبران پیش از خود احترام مى‌گذارد. او حاضر نیست توضیحات بیشترى درباره سفر خود به پاکستان ارائه کند و وقتى از او سوال‌هاى درباره محکوم شدن به اتهام اقدام براى کشتن مردم بى‌دفاع مى‌پرسیم عصبانى مى‌شود و مى‌گوید: قتل و خودکشى در تمام ادیان محکوم است. چرا چنین سوال‌هایى از من مى‌پرسید. او مى‌گوید براى یادگرفتن آموزه‌هاى مذهبى تصمیم گرفت به کشورى اسلامى سفر کند. او سفر خود را از روسیه به سمت ایران آغاز کرد. در تهران با راهنمایى مواجه شد که به زبان روسى صحبت مى‌کرد و پس از 10 روز توانست به پاکستان وارد شود.

با تالف در پاکستان به استان وزیرستان رفت که پایگاه‌هاى آموزشى طالبان و القاعده در آنجا متمرکز است. در آنجا به مدت یک سال به زندگى و مطالعه در مسجد کوچکى در میر‌علی پرداخت. به گفته مقام‌هاى امنیتى پاکستان در نزدیکى میر‌على پایگاهى براى آموزش نیروهاى داوطلب وجود دارد.

او مى‌گوید در طول 10 ماه اقامت خود در پاکستان هیچ نیروى خارجى را ندیده‌است. اما مسئولان آمریکایى مى‌گویند او در بازجویى‌ها اعتراف کرده در یکى از پایگاه‌هاى آموزشى در وزیرستان شمالى حضور داشت. 

وقتى از او درباره افراد پاکستانى که به او آموزش مى‌دادند سوال مى‌شود، پاسخ مى‌دهد: من هیچ معلم مشخصى نداشتم. افرادى محلى وجود داشتند که قرآن را بلد بودند و من از آنها یاد مى‌گرفتم.