بسماللهالرحمنالرحیم
اجلاس کمیته مقدماتی معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای در وین گشایش یافت. این اجلاس قرار است به مدت دو هفته مهمترین مسائل و دیدگاههای بینالمللی در خصوص بازنگری در مفاد ان.پی.تی را مورد ارزیابی قرار دهد.
«بانکیمون» دبیرکل سازمان ملل در پیامی به این اجلاس اعتراف کرد که پیمان ان.پی.تی با «بحران بیاعتمادی» مواجهست. وی با اشاره به آزمایشات اتمی هند، پاکستان و کره شمالی روند مذاکرات در نشست قبلی کمیته را دلسردکننده و فاقد هرگونه پیشرفتی معرفی کرد و خواستار موفقیت اجلاس شد.
صرفنظر از تعارفات دیپلماتیک، لازم است ارزیابی منصفانهای در خصوص موانع کار بعمل آید و عوامل بازدارنده و علل ناکامی انپیتی و ریشههای کشورها به انپیتی شناخته و معرفی گردند.
1- مهمترین مسئله اینست که متأسفانه در مورد موفقیت یا عدم موفقیت، اختلافنظر جدی وجود دارد و دیدگاه یکسان و مشترکی درباره تعاریف مختلف وجود ندارد. آمریکا و برخی دیگر از قدرتهای اتمی در عین آنکه زرادخانه اتمی در اختیار دارند و فعالیتها برای ارتقاء کیفیت و کارآئی جنگافزارهای اتمی خود را متوقف نکردهاند، بطور همزمان از دیگران میخواهند که حتی فعالیتهای صلحآمیز هستهای خود را کنار بگذارند و خود را داوطلبانه از حقوق مصرحه در پیمان «ان.پی.تی» محروم سازند. آمریکا و سایر کشورهای دنبالهرو واشنگتن، موفقیت را اینگونه تعریف میکنند که اگر بتوانند خواستههای خود را بر دیگر اعضای انپیتی تحمیل کنند، گویا جامعه جهانی به موفقیت بزرگی دست یافته است ولی اگر اعضای «ان.پی.تی» بویژه کشورهای در حال توسعه سعی کنند از حقوق و منافع مورد تصریح در پیمان «ان.پی.تی» بهرهمند شوند و خواستار «رفع تبعیض» در زمینه بهرهمندی از مفاد «ان.پی.تی» گردند، این یک پدیده دلسردکننده و مغایر صلح و امنیت بینالمللی معرفی میشود.
آمریکا و سایر کشورهای دنبالهرو آمریکا در طول سالهای اخیر با تلاش برای تبدیل مجامع بینالمللی به ابزارهای سیاسی ـ تبلیغاتی خود، سعی کردهاند مانع دستیابی ایران به حقوق مصرحه در «ان.پی.تی» شوند و حتی با غنیسازی اورانیوم در ایران که مطابق بند چهارم این پیمان جزو حقوق تعطیلناپذیر ایران است، مخالفت ورزیدهاند. گروه کشورهای عضو عدم تعهد (نم) با اعلام حمایت از مواضع متین و منطقی جمهوری اسلامی ایران خاطرنشان میسازند که اگر امروز حقوق ایران در استفاده صلحآمیز از انرژی اتمی که مورد تصریح پیمان «ان.پی.تی» است، از آن سلب شود، این «سلب حقوق قانونی» به یک روش و الگو مبدل خواهد شد و فردا در مورد سایر کشورهای در حال توسعه نیز اعمال خواهد گردید.
مسئله اینست که چرا ایران علیرغم پذیرش مفاد «ان.پی.تی» تحت فشار قرار میگیرد که از حقوق و منافع «ان.پی.تی» محروم شود ولی رژیم صهیونیستی علیرغم نپذیرفتن «ان.پی.تی» با کمترین اعتراض و مخالفتی مواجه نمیشود و حتی آمریکا و انگلیس به توجیه ضرورت دستیابی اسرائیل به سلاح هستهای میپردازند؟ این وقیحانهترین نوع تبعیض است که وجود «استاندارد دوگانه» در برخورد با مخاطبین مختلف را ثابت میکند و این غیرقابل تحمل است.
از عجایب روزگار آنکه محرک اصلی در اعمال فشار علیه ایران، رژیم صهیونیستی است که مرتباً دیگران را برای اقدام و تصمیم علیه ایران، وادار به واکنش میکند و اصرار دارد که دنیا بایستی با ایران برخورد کند چون ممکن است در فکر سوء استفاده باشد! این در حالیست که بیشتری بازرسی در طول تاریخ آژانس بینالمللی انرژی اتمی از ایران صورت گرفته و کمترین انحرافی از فعالیتهای صلحآمیز هستهای، مشاهده نشده است. دقیقاً درباره اسرائیل، سران این رژیم در ماههای اخیر مراتب بهرهمندی از بمب اتمی را اعلام داشتند ولی کمترین واکنشی از جانب آژانس بینالمللی انرژی اتمی، شورای امنیت مشاهده نشد و بعضی کشورهائی که امروزه به دروغ، ایران را «خطر» معرفی میکنند، بر حق اسرائیل برای دستیابی به سلاح اتمی تأکید ورزیدند.
بدین ترتیب نه تنها اعلام خاورمیانه بعنوان یک منطقه عاری از سلاح هستهای برای همیشه منتفی شده است بلکه همه چیز در این منطقه بر این اساس پایهریزی شده و میشود که فقط اسرائیل بمب هستهای داشته باشد و بقیه کشورها حتی از فعالیتهای صلحآمیز هستهای محروم باشند که البته غیرقابل تحمل است.
2- موضوع مهم دیگر، بزرگنمائی باصطلاح نگرانیهای پرابهام حامیان رژیم صهیونیستی درباره فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران با انگیزه تحتالشعاع قرار دادن سایر مفاد ان.پی.تی بویژه بند 2 پیمان است. مسئله اینست که حتی چین و روسیه هم با این روند تأسفبار همراهی میکنند چرا که آنرا به نفع خود میبینند که موضوع الزام به از میان بردن سلاحهای هستهای و نابود کردن زرادخانههای اتمی خود را به فراموشی سپردهاند و با انحراف افکار عمومی جهان از «خطر قطعی» بسوی «خطر واهی» سعی دارند دنیای معاصر را فریب دهند که میبینیم دادهاند! در واقع صاحبان حق وتو با بزرگنمائی مسائل فرعی و نادیده گرفتن مسائل اصلی، خود را در «حاشیه امن» قرار دادهاند و با تهاجم سیاسی ـ تبلیغاتی و فشار بر اعضای انپیتی به چیزی کمتر از سلب مطلق حقوق مصرحه در پیمان انپیتی قانع نیستند.
کمترین خاصیت و تأثیر ارجاع موضوع فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران از آژانس بینالمللی انرژی اتمی به شورای امنیت در صدور قطعنامههای تبعیضآمیز متعدد علیه ایران اینست که تخلفات مستمر و مداوم صاحبان حق وتو در خصوص بقای زرادخانههای اتمی آنها به فراموشی مطلق سپرده شده و حتی از مقولات مجذوب بینالمللی تلقی میگردد و حال آنکه خطر سلاحهای هستهای موجود، یقیناً غیرقابل انکار است.
باز هم از لطایف روزگار معاصر آنکه آمریکا بعنوان تنها کشوری که عملاً از سلاح اتمی علیه بشریت در بمباران هیروشیما و ناکازاکی استفاده کرده است، تنها مقصر و مجرم پرونده استفاده از سلاحهای کشتار جمعی در این مقیاس عظیم است ولی نه تنها هرگز از این بابت عذرخواهی نکرده بلکه بارها در توجیه ضرورت آن اقدام جنونآمیز و ضدبشری خود، موضع گرفته است. اما بطور همزمان سعی دارد انگشت اتهام خود را بسوی دیگران نشانهگیری کند و کشورهائی را که درصدد بهرهگیری از حقوق و منافع پذیرش انپیتی هستند، مقصر و بلکه مجرم معرفی کند!
اصرار تعجبآور آمریکا برای مانعتراشی در برابر کشورهائی که ممکن است درصدد خروج از انپیتی باشند، با همین هدف صورت میگیرد که هزینه کشورها برای استفاده از حقوقشان را به جائی برسانند که دیگر به صرفه نباشد که کشورها درصدد بهرهگیری از حقوقشان باشند و احیاناً بخواهند از «ان.پی.تی» خارج شوند.
«کریستوفر فورد» نماینده آمریکا در اجلاس کمیته خلع سلاح سازمان ملل در این مورد معتقد است «باید اقدامات شدیدی علیه کشورهائی که از «ان.پی.تی» خارج میشوند، برقرار شود. این برای ما مهم است که خروج از «ان.پی.تی» را باندازه کافی دشوار کنیم تا دیگر شاهد گام نهادن دیگران در این راه نباشیم!»
البته شاید واشنگتن با بده ـ بستانهای متداول که نمونههایش در سالها و ماههای اخیر به کرات دیده شده، بتواند این خواستهاش را هم تحمیل کند ولی جامعه جهانی در جای دیگر و در موقعیت دیگر مجبور است تاوان آنرا بپردازد چرا که بیاعتمادی بیپایان کشورها نسبت به ان.پی.تی و ساختارهای بینالمللی مشابه، هرگز قابل جبران نیست.
در واقع واشنگتن با فشار صهیونیستها، جامعه جهانی را در مسیری به پیش میبرد که تعهدات بینالمللی و ساختارهای بینالمللی را به ابزارهائی بیارزش، ناکارآمد و غیرقابل دفاع تبدیل میکند. اگر ورود به پیمان «ان.پی.تی» برای کشورها تا این اندازه پرهزینه باشد و حتی راه خروج آنها نیز مسدود شود، و اگر عدم پذیرش ان.پی.تی، دست کشورها برای دستیابی به سلاح اتمی را باز بگذارد ولی آنها الزامی به پاسخگویی نداشته باشند و حتی بتوانند برای اعضای انپیتی هم خط و نشان بکشند، پس فلسفه وجودی «انپیتی» چیست؟ و چه خاصیت و اعتباری دارد؟ ایکاش «بانکیمون» دبیر کل سازمان ملل آنقدر شهامت داشت که این سئوالهای را مطرح کند و دستکم به آنها پاسخ دهد! در واقع «بانکیمون»، چه بخواهد و چه نخواهد، رمز و راز بیاعتمادی روزافزون کشورها به پیمان ان.پی.تی و سایر ساختارهای بینالمللی را بایستی در همین مقوله جستجو کرد که خطاکاران و مجرمین اصلی پروندههای کشتار جمعی، امروزه بقدری وقیح شدهاند که نقش پلیس جهانی، قاضی و رهبر دنیا را برعهده گرفتهاند ولی در این مقام نیز «برخوردی دوگانه» دارند که دیگر قابل تحمل نیست.