تاریخ انتشار : ۰۷ مهر ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۴۸۳۴۰


سعدالله زارعی

پاره‌ای از مطبوعات کشور در مواجهه با پیروزی جریان اسلام‌گرایی در انتخابات هفته پیش ترکیه به گونه‌ای عمل کرده‌اند که گویی خود یک طرف ماجرا در ترکیه به حساب می‌آیند.

آنان با آسمان و ریسمان کردن ـ و به قول خودشان تحلیل ـ در صدد برآمده‌اند تا وانمود شود پیروزی اسلام‌گراها هیچ ربطی به اسلام ندارد و آنچه در پای صندوق‌های رأی اتفاق افتاده هیچ ارتباطی با تحولات اسلام‌گرایان در منطقه و این کشور نداشته است!

عملکرد این مطبوعات ـ که شامل همه مطبوعات دوم خردادی اعم از روزنامه‌های ملی مذهبی، مشارکتی کارگزارانی و سایر احزاب جدید‌الولاده نظیر اعتماد ملی می‌شود ـ از زوایای مختلف قابل بررسی است که در یک مقال نمی‌گنجد. آنچه در تحلیل‌ چرایی این رویکرد بیش از هر چیز به ذهن می‌رسد این است که آنان خود را یک «اردوگاه جهانی» تعریف کرده‌اند و کاری به حقایق اطراف و نیز الزامات دینی و ملی مبتنی بر واقع‌بینی ندارند ـ کما این که در سایر مقولات هم مشابه همین رفتار را دارند ـ این رسانه‌ها جریان پیروز انتخابات ترکیه را سکولار می‌خوانند و با تردستی مخصوص به خود اردوغان را همان آتاتورک می‌دانند ـ به مقاله قوچانی در هفته‌نامه شهروند نگاه کنید ـ چرا! برای اینکه آمریکایی‌ها، اروپایی‌ها و به طور کلی اردوگاه غرب این طور می‌خواهد. کما اینکه این‌ها هر تهدید کوچک غرب علیه ایران را برجسته می‌کنند چون «اردوگاه جهانی» این طور می‌خواهد. محمود عباس را پیروز صحنه فلسطین و اسماعیل هنیه را شکست خورده معرفی می‌کنند چرا چون «اردوگاه جهانی» این طور می‌پسندد. ایران را غرق در مشکلات با دولت و ملتی ناکارآمد و ضعیف معرفی می‌کنند چرا چون «اردوگاه جهانی» این طور می‌گوید. حالا حقیقت چیست؟ مردم در منطقه چه برداشتی و اساساً تحولات چه ماهیتی دارند، اهمیتی ندارد!

اگر بخواهیم پرونده انتخابات اسلام‌گرایانه ترکیه را از منظر «اردوگاه جهانی» ببینیم در هر حالت سکولارها پیروز انتخاباتی‌اند حتی اگر بطور فضاحت‌آمیزی شکست خورده باشند! بگذریم! اسلام‌گرایی ترکیه چه حکایتی دارد، یک حادثه است یا یک روند؟

کمال آتاتورک در سال 1302 هـ.ش با شعار مبارزه با استیلای غرب به حکومت رسید ولی وقتی اولین دولت ترکیه ـ پس از سقوط امپراتوری 600 ساله عثمانی ـ را تشکیل داد به غرب پناه برد و راه‌ستیز با اسلام را در پیش گرفت. او ترکیه را با نفی زبان و خط عربی، بستن مساجد، ممنوع کردن علما و مدارس دینی از تبلیغ اسلام به سوی لائیسم سوق داد و در این راه از غرب هم پیشی گرفت و عدم دخالت دین در زندگی اجتماعی ـ که در غرب دنبال می‌شود ـ را به دین‌ستیزی و نفی دین تبدیل کرد. او هر چیزی که بوی اسلام می‌داد را از سیستم ترکیه حذف کرد تا جایی که سوگند به «شرف» را جایگزین سوگند به الله کرد. آتاتورک دین‌ستیزی را با غرب‌گرایی در هم آمیخت و این رسم و آئین را در تار و پود ترکیه رسوخ داد او و اخلافش این دو را با نیروی سرکوبگر ـ پلیس و ارتش ـ به اجرا گذاشتند. این ماجرا با خشونت هر چه تمامتر تا پیروزی انقلاب اسلامی استمرار پیدا کرد.

پیروزی اسلام در ایران تاثیر فوق‌العاده‌ای در منطقه بر جای گذاشت و طبعاً ترکیه با آن سرگذشت به دلیل حقد و حسرت مسلمانان آن زمینه فراوانی برای پذیرش اسلام آزادیخواه و استقلال‌طلب داشت و از این رو لائیک‌ها ـ احزاب، نظامیان و دیوان‌سالاری ترکیه ـ راه احتیاط را در پیش گرفتند و لذا کودتاها و روی کار آمدن رؤسای جمهور نظامی که در فاصله سالهای 1302 تا 1357 به یک روال تبدیل شده در آمده بود جای خود را به دولت‌های غیرنظامی داد. لائیک‌ها آخرین تلاش کودتای نظامی خود را در سال 1360 ـ توسط کنعان اورن ـ به ثمر نشاندند ولی دو سال پس از آن اولین جوانه‌های اسلام‌گرایی در دولت خلف آن ـ تورگوت اوزال - مشاهده شد. اوزال با شعار منع تبلیغات مشروبات الکلی، مقابله با اهانت به دین و گسترش رابطه با کشورهای اسلامی در انتخابات سال 62 به پیروزی رسید. او تلاش فراوانی کرد تا روابط ترکیه با کشورهای اسلامی ـ بخصوص ایران ـ تقویت شود و نسبت به فلسطین و قدس مسئولانه‌تر عمل نمود.

موج دوم اسلام‌گرایی در ترکیه در زمان رأی آوردن حزب حرکت ملی نمودار شد کاندیداهای این حزب با شعار رفع موانع حجاب رأی آوردند ولی پس از آن به وعده خود وفادار نماندند. از این رو دو سال بعد (1379) حزب نجم‌الدین اربکان ـ فضیلت ـ و کاندیداهای آن به پیروزی مهمی رسیدند. اربکان به دلیل آنکه اکثریت قاطع آراء را نداشت ناچار شد با حزب راه راست دولت ائتلافی تشکیل دهد اما سکولارها تحمل نکردند و پس از یک سال دولت ائتلافی او را برکنار و بولنت اجویت را به قدرت رساندند. ولی موج اسلام‌گرایی به زودی اجویت را از اریکه قدرت به زیر کشید.

حزب عدالت و توسعه به رغم آنکه بیش از یک سال از تاسیس آن نگذشته بود در سال 82 اکثریت قاطع آراء را به دست آورد و دولت خود را تشکیل داد. سکولارها فشارهای خود را برای به بن‌بست رساندن این دولت متمرکز کردند ولی دولت «رجب طیب اردوغان» موفق شد علیرغم مخالفت‌ها روند عمومی اسلام‌گرایی را تقویت کند و همزمان با آن به اقتصاد بحران‌زد‌ه ترکیه سر و سامان دهد.

خیز بعدی اسلام‌گراها ریاست جمهوری بود تا به وسیله آن موانع را از سر راه خود بردارند و از طریق قدرت فائقه رئیس‌جمهور - به عنوان فرمانده کل قوا - ارتش را اصلاح نمایند. سکولارها - رئیس‌جمهور، ارتش، احزاب لائیک و حامیان اروپایی آنان - که متوجه خطر شدند راههای قانونی را مسدود کردند و با خوشبینی ـ نسبت به وفاداری اکثریت مردم به نظام سکولار کمالیسم ـ فرمان انتخابات زودهنگام را صادر کردند ولی نتیجه آن پیروزی چندباره اسلام‌گراها شد این بار حزب اردوغان به تنهایی، 62 درصد از 550 کرسی پارلمان ترکیه را در اختیار خود دارد و این در حالی است که برخلاف سال 82، اردوغان، عبدالله گل و سایر چهره‌های حزبی اصرار زیادی داشتند تا از طریق «نمایش روسری‌ها» عزم خود را بر اصلاح قوانین ترکیه براساس اسلام به سکولارها نشان دهند و هواداران آن دقیقاً با «مانور روسری‌ها» آمادگی خود را برای فداکاری در این راه اعلام کردند.

سکولارهای داخلی ایران براساس تبعیت تامشان از «اردوگاه جهانی» تبلیغات وسیعی را در مطبوعات ایران به راه انداخته‌اند تا وجه اسلام‌گرایانه مردم و حاکمیت در ترکیه دیده نشود. این رفتار البته از آنان پذیرفتنی است. برای آنان غیرقابل قبول است که یک ملت راه جداگانه‌ای را بپیماید و کاری به امواج ضد اسلامی رسانه‌ها و محافل استکباری نداشته باشد. کما اینکه در منظر آنان اسلام اساساً در نظامات اقتصادی، سیاسی، قضایی و... حرفی برای گفتن ندارد چه رسد به اینکه شکل‌دهنده یک جریان جهانی مستقل از «اردوگاه جهانی» باشد.