">

">

">

">

">

"> اجلاس شرم‌الشیخ و آینده عراق
تاریخ انتشار : ۰۷ مهر ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۴۸۳۴۲


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

با اینکه نزدیک دو هفته از برگزاری اجلاس شرم‌الشیخ در مورد عراق میگذرد، هنوز بسیاری از ابعاد این اجلاس ناشناخته مانده است.

تبلیغات گسترده و متمرکز درباره احتمال دیدار وزرای خارجه جمهوری اسلامی ایران و آمریکا در این اجلاس در روزهای قبل از برگزاری و حاشیه‌های رسانه‌ها به آنچه در همین زمینه رخ داد، تا چند روز بعد از اجلاس ذهن‌ها را به خود مشغول ساخت. درست در همین زمان، آمریکائی‌ها و دولت‌های وابسته عرب منطقه مشغول تنظیم سازوکارهای مورد نظرشان برای تغییر وضعیت در عراق بودند.

حضور ضعیف هیئت ایرانی در اجلاس شرم‌الشیخ، که تا حدود زیادی تحت تأثیر تبلیغات هدف‌دار مربوط به تمایل شدید! رایس وزیر خارجه آمریکا به دیدار با وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران قرار داشت، زمینه را برای تحقق اهداف برنامه‌ریزی شده آمریکا از اجلاس شرم‌الشیخ فراهم ساخت. اصرار آمریکا برای حضور هیئت ایرانی در این اجلاس، با این هدف بود که مصوبات آن به تأیید جمهوری اسلامی ایران نیز رسیده باشد.

حضور پیاپی اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل در اجلاس‌های بغداد (اسفند 85) و شرم‌الشیخ (اردیبهشت 86) یکی از نکات سئوال‌برانگیز در مورد اجلاس‌های مربوط به عراق است کما اینکه حضور مصر در اجلاس‌های کشورهای همسایه عراق نیز وجهی ندارد، زیرا مصر همسایه عراق نیست و به نظر می‌رسد صرفاً با خواست آمریکا و به دلیل نقشی که میتواند در پیگیری اهداف دولت‌های عرب وابسته به آمریکا در عراق ایفا کند در این قبیل اجلاس‌ها حضور می‌یابد.

در اجلاس شرم‌الشیخ، آمریکا دو هدف مشخص را دنبال می‌کرد. یکی تأیید مجدد حضور نظامیان اشغالگر خود در عراق و دیگری فراهم ساختن زمینه برای تغییر ساختار حکومتی عراق. هدف اول، برای دولت بوش، علاوه بر مصرف داخلی، کاربرد منطقه‌ای نیز دارد و هدف دوم، نیاز مشترک آمریکا و مهره‌های وابسته‌اش در جهان عرب و منطقه خاورمیانه است.

امضای «سند عهد بین‌المللی» و بیانیه پایانی که از یکطرف هیچ تعهدی برای آمریکا در زمینه خروج از عراق بوجود نیاورد و از طرف دیگر هرگونه کمک به دولت عراق در زمینه بخشودگی بدهی‌های بجای مانده از حکومت صدام و بازسازی این کشور را به ایجاد تغییراتی در قانون اساسی با هدف تغییر ساختار حکومتی گره زد، آشکارا پیگیری این دو هدف توسط آمریکا و مصر و سایر دولت‌های عرب وابسته را نشان داد. مشروط دانسته شدن بررسی خروج نظامیان اشغالگر آمریکائی از عراق به خواست دولت این کشور، که ترجیع‌بند همه بیانیه‌ها و اظهارات دولتمردان آمریکائی و اجلاس‌های مربوط به عراق است، طنز معناداری است که دلایل غیرعملی بودن خود را در خود دارد، بویژه آنکه اکنون خیز برداشتن آمریکا برای تغییر قانون اساسی عراق با هدف خارج ساختن حاکمیت از دست دولتمردان کنونی و تأمین خواست دولت‌های عرب وابسته منطقه که میخواهند حکومت بغداد نیز از جنس خودشان باشد، چماقی است که حاکمان بغداد را حتی از هوس درخواست خروج اشغالگران از کشورشان نیز باز میدارد.

توجه به شرط محکمی که اجلاس شرم‌الشیخ برای اجرای مفاد سند عهد بین‌المللی و دریافت کمک‌های اقتصادی 5 ساله عراق برای دولت این کشور گذاشته نشان میدهد آمریکا و دولت‌های عربی وابسته به آمریکا با چه جدیت و قاطعیتی در صدد تغییر ساختار حکومتی عراق و خارج ساختن آن از دست اکثریت هستند. شرط اینست: «ایجاد یک دولت کارآمد که اصلاحات قانونی و حذف قانون پاکسازی بعثی‌ها را به اجرا در آورد و حکومت وحدت ملی و آشتی ملی با مشارکت کلیه طرف‌های عراقی را پایه‌گذاری کرده و درآمدهای ملی را به طور مساوی بین طوایف تقسیم کند و ملتزم به همکاری و هماهنگی بین کشورهای همسایه باشد و اصلاحات اجتماعی، اقتصادی و امنیتی را به اجرا گذاشته و در روند سیاسی و تقویت بنیه دفاعی ـ امنیتی برای کشورهای عربی جایگاه ویژه‌ای منظور نماید».

حذف قانون پاکسازی بعثی‌ها، آشکارا به مفهوم سپردن حاکمیت عراق به دست همان اقلیتی است که از 87 سال قبل یعنی بعد از پایان اشغال عراق توسط انگلیسی‌ها تا پایان حکومت صدام بر عراق حکومت کردند و اکثریت را از همه حقوق سیاسی و اجتماعی محروم ساختند. در نظر گرفتن جایگاه ویژه برای کشورهای عربی در روند سیاسی و تقویت بنیه دفاعی ـ امنیتی نیز پشت‌بند همین هدف است که اجرای آن مستلزم دستکاری قانون اساسی و نادیده گرفتن اصل «هر عراقی یک رأی» است، اصلی که وجود آن راه را بر تضییع حقوق اکثریت توسط اقلیت سد می‌کند.

آمریکائی‌ها برای آنکه اهرم فشاری نیز در داخل برای اعمال نقطه‌نظرات خود داشته باشند، گروهک‌های تروریستی را برای ناامن ساختن عراق فعال‌تر کرده‌اند و حتی «جبهه جهاد و اصلاح» را که شاخه نظامی القاعده عراق است و زیرمجموعه‌هائی با نام‌های «جنبش مجاهدین»، «نهضت اسلامی» و «جماعت انصارالسنه» را تحت فرمان خود دارد با شعار مقابله با اشغالگران فعال کرده‌اند تا از یکطرف جریان مقتدی صدر را که پرچمدار ضد اشغالگری است کمرنگ جلوه دهند و از طرف دیگر، این اهرم فشاری باشد برای وادار ساختن دولتمردان عراقی و رهبران سیاسی و مذهبی به تسلیم شدن در برابر خواست مشترک آمریکا و دولت‌های عرب وابسته که در صدد ایجاد تغییر در ساختار حکومتی عراق از طریق دستکاری قانون اساسی این کشور هستند.

با اینهمه، باید اجلاس شرم‌الشیخ را یک اجلاس عقیم دانست. زیرا شرایط سیاسی عراق و منطقه و مشکلاتی که آمریکا در عراق با آن مواجه است اجزا تحقق اهداف آمریکا و اقمار منطقه‌ایش را نمیدهد. موضعگیری بموقع آیت‌الله سیستانی که با تغییر قانون اساسی عراق مخالفت کرد، امتناع سیدمقتدی صدر از پذیرش خلع سلاح جیش‌المهدی و خروج صدری‌ها از کابینه نوری مالکی در اعتراض به ادامه حضور اشغالگران در عراق و مولفه‌های دیگری که عراق امروز را نسبت به عراق دوران‌های گذشته متمایز نموده‌اند، عواملی هستند که اجلاس شرم‌الشیخ را عقیم خواهند ساخت و آینده عراق را بگونه‌ای غیر از آنچه بیگانگان میخواهند رقم خواهد زد.

روشن است که آمریکائی‌ها از مذاکره با ایران در بغداد، علاوه بر اهداف فراتر، حل مشکلات خود در عراق و تأمین همان اهدافی که در شرم‌الشیخ تعقیب می‌کردند را دنبال می‌کنند. به همین دلیل، جمهوری اسلامی ایران باید با برخوردی هوشمندانه ضمن پیگیری راه‌های پایان یافتن اشغال عراق توسط بیگانگان، با قدرت و قوت مانع خدشه‌دار شدن اصولی از قبیل تمامیت ارزی عراق و دستکاری قانون اساسی این کشور شود و همه تلاش خود را برای حفظ ساختار حکومت بر اساس «هر عراقی یک رأی» و ممانعت از بازگشت بعثی‌ها به حاکمیت و حتی سایر مسئولیت‌ها، بعمل آورد.