محمدحسن ملایانی
گروه تاریخ: همانگونه که پیش از این بیان گردید، تحولات و دگرگونیهای همه جانبهای که در کشورهای اروپایی پدید آمده بود، دیگر مناطق جهان و از جمله کشور ما ایران را در زمینههای اجتماعی و اقتصادی تحت تاثیر قرار داده بود که در نتیجه، ورود اعتراضآمیز مردم را در رویارویی با بیدادگریها و بی عدالتیهای همه جانبه باعث میشد.
نخستین حرکت جمعی که از جانب مردم ایران به صورت بیسابقهای در اعتراض به شرایط نابسامان کشور و ناهنجاریهای اجتماعی به وقوع پیوست ماجرای تنباکو (1269 – 1271ش) بود که به عنوان نقطه عطفی، میتوان از آن نام برد.
ماجرای تنباکو نخستین جنبش گسترده تودهای بود که سلطه خارجی و دولت ـ هر دو را ـ مستقیماً نشانه میگرفت، هرچند اگر جنبش ادامه مییافت [که میتوانست ادامه یابد]، میتوانست به اعتراض علیه هر نوع امتیاز تبدیل گردد، اما سرانجام به لغو امتیاز منفور واگذاری انحصار تنباکو به شرکت انگلیسی محدود ماند. جنبش در این حد موفقیتآمیز بود. نیروهای اجتماعی دستاندرکار جنبش به راستی طیف گسترده و مردمی را تشکیل میدادند. آنچه که کدی «ائتلافی عجیب و ناپایدار» مینامد، روحانیت، بازرگانان، صنعتگران، دکانداران، روشنفکران و تهیدستان شهری را در بر میگرفت. رهبری با روحانیت و عناصری از بازرگانان و روشنفکران بود و همین عناصر مانع از آن شدهاند که بر تقاضاها و مطالبات جنبش افزوده گردد و نشاندهنده هدفهای گاه متعارض و دمساز مردمگرایانه طبقات متعدد جامعه ایران بود، پدیدهای که با شفافیت بیشتری در انقلاب مشروطیت نمایان شد.
جنبش تنباکو ـ روز هشتم مارس 1890(17 اسفند 1268) به دنبال رشوههایی که به مقامهای دولتی ایران داده شد و ظاهرا بدون اطلاع دولت بریتانیا، امتیاز انحصاری تنباکو به سرگرد جی.اف تالبوت داده شد. مقرر گردید شرکت تالبوت سالانه 15 هزار پوند استرلینگ بعلاوه یک چهلم سود خالص را به شاه بپردازد. به تالبوت اجازه داده شد همه توتون و تنباکوی تولید شده در ایران را برای صدور یا فروش در بازار داخلی، خریداری کند. توتونکاران موظف شدند محصولات خود را به شرکت تالبوت بفروشند و فروشندگان داخلی میبایست برای فروش توتون و تنباکو از شرکت اجازه بگیرند. مدت اعتبار امتیاز 50 سال بود. این امتیاز بیش از هر امتیاز قبلی که به خارجیان داده میشد منافع بخشی از بازرگانان، مغازهداران، اصناف و توتونکاران را مستقیماً در معرض تهدید قرار میداد. صدها هزار مصرف کننده توتون و تنباکو نیز از این امتیاز متاثر میشدند. (بنا به یک برآورد در سال 1269 شمسی حدود چهار میلیون کیلوگرم توتون و تنباکو مصرف میشد و 000/400/5 کیلوگرم صادر میگردید. محصول سال 1270شمسی را 900/335 پوند استرلینگ برآورد کردهاند). دولت ایران کوشید قرارداد را مخفی نگه دارد، اما تالبوت امتیاز خود را به شرکت تازه تاسیس دخانیات امپراتوری در ایران (با شرکت رژی) فروخت و پیشبینی میشد سود خالص سالانه رژی از این رهگذر به 500 هزار پوند انگلیس بالغ گردد. عثمانی در ازای این امتیاز 630 هزار پوند استرلینگ از رژی ترکیه دریافت کرد و ایران تنها 15 هزار پوند. در ایران، مخالفتهای جدی با امتیاز تنباکو به عمل آمد. در فروردین ـ اردیبهشت 1270 مردم شیراز شدیداً به امتیاز اعتراض کرند و نیروهای عشایری حاکم فارس با گشودن آتش به روی مردم چندین نفر از جمله یک زن و یک دختر بچه را کشتند و جمعی را زخمی کردند. در اصفهان، تبریز و تهران نیز اعتراضهایی صورت گرفت که در نتیجه امتیاز لغو شد در الغاء این امتیاز ظاهراً روسها نیز دست و مداخله داشتهاند. مقرر شد بابت لغو این امتیاز مبلغ 500 هزار لیره یا فرع صدی پنج بابت غرامت به کمپانی پرداخت شود که این امر اساس قروض ایران و موجب خسارت و گرفتاری عظیم دولت و ملت ایران گردید.
انقلاب مشروطیت ـ در متن یک اعلامیه انقلابی نقل شده در: 1، برون انقلاب ایران، ترجمه احمد پروژه (تهران، معرفت 1338) ص 171 چنین آمده است: «اخطار! گویا اعلیحضرت شاهنشاهی فراموش کرده است که برای رسیدن به تاج و تختش جز دو تلگرام از دو خط و احضارش به پایتخت پایهای دیگر نداشته و او از مادر با دیهیم شاهی و خاتم ملک زاییده نشده و قباله سلطنت از آسمان و خدای جهان در دست نداشته و یقیناً اگر لحظهای به اندیشه فرو میشد این پادشاهی تنها بستگی به پذیرش یا رویگردانی ملت دارد و کسانی که او را بدین جایگاه بلند گزیدن و به شاهی شناختهاند به برداشتن او و گزیدن دیگری به جایش نیز توانا هستند، هرگز از راه راست و عدالت و رعایت مفتضیات سلطنت مشروطه انحراف نمیورزید».
در نیمه دوم سده نوزدهم، نفوذ و تاثیر غرب، به دو شیوه متفاوت، روابط سست و شکننده دولت قاجار با جامعه ایران را تضعیف کرد.
یکم، نفوذ غرب بویژه نفوذ اقتصادی، بیشتر بازارهای شهری را تهدید کرد، و به تدریج تجار و بازرگانان پراکنده محلی را در قالب طبقه متوسط فرا محلی یکپارچه ساخت؛ طبقهای که اعضای آن برای نخستین بار از دردها و مشکلات مشترک خود آگاه شده بودند. این طبقه متمول، به لحاظ پیوندهایش با اقتصاد سنتی و ایدئولوژی سنتی، در سالهای بعد به طبقه متوسط سنتی معروف شد.
دوم، برخورد و ارتباط با غرب به ویژه تماس فکری و ایدئولوژیکی از طریق نهادهای نوین آموزشی، زمینه رواج مفاهیم و اندیشههای جدید، گرایشهای نو و مشاغل جدید را فراهم ساخت و طبقه متوسط حرفهای جدیدی بنام طبقه روشنفکران بوجود آورد. جهانبینی این روشنفکران قدیم درباری تفاوتهای بنیادی داشت. آنان نه به حق الهی پادشاهان بلکه به حقوق واگذار شدنی فرد معتقد بودند؛ نه مزایای استبداد سلطنتی و محافظکاری سیاسی بلکه اصول لیبرالیسم، ناسیونالیسم، و حتی سوسیالیسم را تبلیغ میکردند. آنان به تکریم ظلاللههای دروغین روی زمین نمیپرداختند بلکه اصول برابری و برادری را میستودند. افزون بر این آنان نه تنها واژههای غربی بسیاری مانند دیسپوت، فئودال، پارلمان، سوسیال، و دموکرات و اریستوکرات را به فرهنگ سیاسی جامعه وارد کردند بلکه به بیشتر عبارات قدیمی نیز معنای تازهای بخشیدند به عنوان نمونه، معنای استبداد از «پادشاهی» به «پادشاهی مستبد»؛ مفهوم ملت «جامعه دینی» به مفهوم غیردینی «ملیت»؛ و مفهوم مردم از «مردم» بدون معنای سیاسی به «مردم» دارای معنای ضمنی دموکراتیک و میهنپرستانه تغییر بافت. همین مفاهیم رادیکال طبقه تحصیلکرده جدید و عقاید ضد دولتی طبقه متوسط بود که سرانجام پیروزی انقلاب مشروطه 1284 – 1288 شمسی را ممکن ساخت.
جنبش ملی کردن نفت (1330 – 1332 شمسی)
بین سالهای 1330 و 1332 شمسی دومین جنبش اجتماعی تودهای قرن بیستم سراسر ایران را فرا گرفت. مبارزه ملی کردن نفت به رهبری دکتر محمد مصدق هم نظیر انقلاب مشروطیت، ملت را رویاروی شاه و قدرتهای خارجی قرار داد، به ائتلاف مردمی گسترده، چند طبقه و شهری انجامید و به دنبال پیروزیهای درخشان اولیه با تفرقه داخلی و مداخله خارجی روبهرو شد و به شکست انجامید. در مورد این جنبش پر دامنه نظرات مختلفی ابراز شده است. عدهای آن را «جنبش لیبرالی» نامیدهاند. جان فوران بر این باور است که: «یک جنبش انقلابی درصدد بود ایران را از مدار وابستگی به غرب و قدرتهای خارجی برهاند و به ویژه بندهای وابستگی با بریتانیا را از هم بگسلد، در داخل، به اصلاحات پر دامنهای همت گمارد و سلطنت مشروطه ایران را بر مدار دموکراسی واقعی قرار دهد. کلید راهگشای ما به این تفسیر در خود ماهیت مساله ملی کردن و مبارزه به منظور ائتلافی محکم و مردمی بود که بتواند در برابر انگلستان و شاه بایستد.»
هر چند بعد از رویدادهای [آذر 1325] دولت به سرکوب روی آورد اما ایران از نظر اقتصادی و سیاسی آرام نشد و نظم مورد نظر دولتیان برقرار نگردید. در اواخر دهه 1320 شمسی تورم دوباره شدت یافت.
از سال 1328 شمسی به بعد موضوع نفت با آهنگی فزاینده در سیاست ملی ایران مطرح بود. در این نکته جای بحث نبود که در اجرای قرارداد نفت، نسبت به ایران اجحاف روا میشود چون حق امتیاز مبلغی ثابت است اما قیمتها و سود شرکت روز به روز بالا میرود. در فاصله سالهای 1312 – 1328 شمسی شرکت نفت انگلیس و ایران 895 میلیون پوند استرلینگ درآمد خالص داشته است از این مبلغ 500 میلیون پوند سود سرمایه بوده، 175 میلیون پوند به دولت انگلستان مالیات پرداخته و 115 میلیون پوند به دولت ایران پرداختند. یعنی ایران تنها 9/11 درصد درآمد خالص یا 6/14 در صد از سود خالص، عایدات داشته است.
حال اگر سود را از آغاز بهرهبرداری از نفت ایران حساب کنیم از 1287 تا 1329 شمسی شرکت نفت بین 3 تا 5 میلیارد سود خالص داشته که بین 10 تا 20 در صد آن به ایران پرداخت شد.
بعد از جنگ جهانی دوم اهمیت حیاتی نفت خاورمیانه آشکار شد. تولید نفت خاورمیانه تا آن زمان تنها 8/3 درصد کل تولید نفت جهانی را تشکیل میداد. در سال 1324 شمسی بنا به یک برابر، گفته شد 1/42 درصد ذخایر نفت جهان در خاورمیانه است، این رقم در سال 1333 شمسی به 64 درصد رسید. در سال 1324 ایران به تنهایی بیش از تمامی کشورهای عربی نفت تولید میکرد. این کشور در 1329 - 1330 شمسی در حدود 30 میلیون تن از جمع 637 میلیون تن نفت جهان را تولید میکرد اما در ازای هر بشکه نفت 42 گالنی تنها 8 سنت دریافت میکرد؛ در همان زمان بحرین به ازای بشکهای 35 سنت، عربستان سعودی بشکهای 56 سنت و عراق بشکهای 60 سنت حق امتیاز میگرفتند.
باری، در تظاهرات عظیم تودهای که در بهمن 1329 شمسی از سوی جبهه ملی به رهبری مصدق برپا شد مردم از دولت میخواستند سند نفت را ملی کند. روز 17 اسفند 1329 یعنی یک روز بعد از ترور رزمآرا کمیسیون نفت مجلس پیشنهاد ملی کردن نفت را به مجلس داد. مجلس شورای ملی روز 24 اسفند و مجلس سنا روز 29 اسفند پیشنهاد کمیسیون را به تصویب رساندند.
روز ملی شدن صنعت نفت یکی از پربارترین دستاوردهای مردم ایران است که پس از سالیان دراز آنان را از قید استعمار کهنهکار و حیلهگر انگلستان رهانید و به همین لحاظ (29 اسفند) چون خورشیدی در تاریخ پرنشیب و فراز ایران میدرخشد و برای این مردم روزی بس گرامی و میمون است.
گفتنی است که دهها کتاب و صدها و شاید هزاران مقاله در این زمینه نوشته شده است و بر نسل جوان ایران است که با سختکوشی و عشق رویدادهای سرنوشتساز را مشتاقانه مطالعه و بررسی نمایند.
آخرین رویداد بسیار مهم و اساسی در کشور ما، انقلاب شکوهمند بهمن 1357 بود. که نظام بزرگ مالکی و ]ارباب ـ رعیت]ی را از بین برد.
همان گونه که پیش از این گفته شد؛ قرنهای نوزدهم و بیستم از نظر تحولات و دگرگونیهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، دورانی شتابناک و همچون تونل گذری بود بین سنت و تجدد.
از آنجا که مشیت پروردگار همواره نوآوری است و هیچ نیرویی توانایی مقاومت در برابر قدرت خلاقه و سازنده خداوند را ندارد، بدون لحظهای درنگ این سیر جدلی (جنگ اضداد) ادامه دارد و بدین لحاظ نو به جای کهنه مینشیند و انسانها نیز از این قاعده کلی در جهان هستی مستثنی نیستند، که گفتهاند:
«ای انسان تو هر لحظه در حال شدنی! هر کرده سنگی از بنای شدنت!
پس نیک بیندیش! چه شنیدهای؟ چه گفتهای؟ چه کردهای؟ اگر دو روزت یکی بگذرد، ماندهای! رود مانده مرداب و مرداب مرگ آب!»
29 سال از انقلاب شکوهمند بهمن 1357 میگذرد، اما این انقلاب تمامعیار مردمی به تمام هدفها و آماجهایی که وعده داده شده بود نرسید و شاهد آن هستیم که پس از گذشت نزدیک به سه دهه هنوز فقر و بیکاری و اعتیاد و تبعیض در کشور وجود دارد که امیدواریم در آینده اهداف انقلاب اسلامی بیش از پیش محقق شود.