اصغر بالسینی
گروه اقتصادی
افزایش ضریب بازیافت مخازن نفتی کشور از 27 درصد به 30 درصد و به تبع آن بالا رفتن میزان ذخایر نفتی کشور که اخیرا از طرف مسئولین شرکت ملی نفت کشور مطرح شده در صورت تحقق میتواند درآمدهای قابل ملاحظهای را نصیب کشور نماید اما با توجه به عملکرد سالهای گذشته در این بخش و کاستیهای موجود، دستیابی به این مساله با مشکلات فراوانی مواجه است به طوری که این میزان از افزایش عملا امکان تحقق چندانی ندارد. برای بررسی بهتر این مساله ضروری است توضیح کوتاهی در مورد نحوه برداشت از مخازن نفتی کشور را ارایه گردد.
اساسا آمارهایی که در مورد میزان ذخایر نفتی کشورها ارایه میگردد به چند دسته تقسیمبندی میگردد که آمار "نفت درجا" "نفت قابل استحصال" از آن جمله میباشند. "نفت درجا" (oil in place) نشاندهنده حجم نفت موجود در مخازن (Reservoirs) یک کشور میباشد که این میزان از نفت موجود در ذخایر عملا قابل برداشت نیست و فقط نشاندهنده حجم کلی منابع نفتی کشورها میباشد.
با توجه به اهمیت برداشت حداکثری از ذخایر ممکن موجود در یک کشور باید میزان بازیافت نهایی (ultimate Recovery) از این مخازن با استفاده از روشهای فنی موجود افزایش یابد که در این بین شاخص ضریب بازیافت (Recovery factor) به معنای نسبت بازیافت نهایی به کل نفت درجا یا به تعبیر دیگر درصدی از نفت درجای اولیه که با روشهای بازیافت (اولیه، ثانویه و ثالثیه) میتوان استخراج کرد دارای اهمیت شایان توجهی است.
براساس آخرین آمارهای رسمی در مورد ذخایر نفتی کشور که در ترازنامه انرژی سال 1383 منعکس شده، مجموع ذخایر قابل استحصال نفت خام میعانات گازی کشور 74/132 میلیارد بشکه میباشد که با عنایت به ضریب 27 درصدی بازیافت مخازن کشور و حجم کلی 500 میلیارد بشکهای نفت درجا این میزان منطقی به نظر میرسد (البته در مورد ضریب 27 درصدی مطرح شده نیز شبهات فراوانی وجود دارد). اگر بتوان با استفاده از روشهای فنی مناسب، که با توجه به ساختار ذخایر نفتی و چاههای کشور طراحی می شود میزان برداشت را افزایش داد منافع سرشاری نصیب کشور میگردد.
در این بین برای آنکه بتوان نفت در جای موجود در چاهها را به سطح زمین رسانده و پس از افت فشار در چاههای نفتی که به دنبال استفاده در طول زمان از این چاهها اتفاق میافتد نیز مجددا فشار لازم را جهت برداشت ایجاد نمود. سه راهکار تزریق آب، تزریق آب و گاز و تزریق گاز صورت میگیرد. ساختار ذخایر نفتی کشور و ویژگیهای زمینشناختی آنها نشان میدهند که بهترین روش برای افزایش بازیافت از مخازن نفت میباشد که البته این امر با مزیتهای طبیعی گسترده کشورمان در بخش گاز همخوانی ویژهای دارد.×
اما آیا این راهکار که میتواند به برداشت صیانتی از ذخایر نفتی کشور بینجامد به درستی مراعات شده است؟ بررسیها نشانگر این واقعیت است که به دلیل ساختار قراردادهای بیع متقابل کشور در سالهای گذشته که زمینه برداشت غیرصیانتی از این ذخایر را مهیا ساخته و همچنین بیتوجهیهای صورت گرفته عملا تزریق گاز به چاههای کشور به میزان مطلوبی صورت نگرفته که این امر علاوه بر پایین آوردن ضریب بازیافت ذخایر کشور به چاههای کشورمان نیز آسیب رسانده است.××
به عنوان مثال تزریق گاز به میدانهای نفتی کشور طی سالهای 1380، 1381 و 1382 به ترتیب 4/75، 35/72، 89/77 میلیون مترمکعب در روز بوده است××× و این در حالی است که حجم گاز تزریقی باید بسیار بیشتر از این میزان باشد به گونهای که برخی برآوردها میزان بهینه گاز تزریقی را حدود 270 میلیون مترمکعب در روز تخمین میزنند. اینکه چه مسایلی سبب شده تا میزان بهینه گاز به ذخایر نفتی کشور تزریق نگردد نیازمند بحثی فنی و طولانی است، اما شاید بتوان در بازدهی این روش، عدم تامین منابع مالی لازم خصوصا در قراردادهای خارجی بیع متقابل و همچنین اولویت قایل شدن به صادرات گاز به جای تزریق آن را از مهمترین عوامل غفلت از این سیاست مناسب دانست.
به نظر میرسد با توجه به مزایای بسیار فراوان تزریق گاز به ذخایر نفتی کشور ضروری است سیاستگذاری درستی در این زمینه صورت گیرد تا برداشت صیانتی از ذخایر نفتی به درستی محقق گردد. علت شرایطی که در حال حاضر وجود دارد فاصله قابل ملاحظهای با شرایط بهینه دارد و لازم است اقدامات مناسب در بخش تنظیم کارآمد قراردادهای نفتی و اجرای سیاست تزریق گاز صورت پذیرد. در این شرایط است که امکان ارتقای سطح ضریب بازیافت و افزایش درآمدهای نفتی در بلندمدت وجود خواهد داشت.