تاریخ انتشار : ۰۷ آذر ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۴۸۵۰۰
حنیف غفاری اشاره: از ابتداى حضور دیمیترى مدودف در کاخ کرملین، همه در صددند تا نقاط اشتراک و افتراق وى با ولادیمیر پوتین را در یابند.البته طرفداران حزب روسیه واحد اصرار دارند تا این دو رئیس جمهور و نخست وزیر را یک روح در دو کالبد تشبیه نمایند.اما واقعیت امر این است که دو پادشاه هیچ گاه در یک اقلیم نمى گنجند.....

آیا اساسا میان پوتین و مدودف اختلاف نظر وجود دارد؟باید پاسخ داد:بلی!این اختلاف صرفا از جنس پارادوکسهاى سلیقه اى نبوده و بعضا خود را در نوع نگاه به منافع بلندمدت و میان مدت روسها نشان مى‌دهد.ولادیمیر پوتین سعى دارد بر منافع کلان روسیه تمرکز کند،حال آنکه مدودف هادى منافع میان مدت و کوتاه مدت مسکو در نظام بین الملل است.مدودف سعى دارد پازلهاى درهم ریخته مسکو و اتحادیه اروپا را بار دیگر بازچینش نماید،زیرا اگر چنین مسئله اى صورت نگیرد،وى بر هژمونى دوباره پوتین بر کاخ کرملین مهر تایید نواخته است.حضور هزمان دیمیترى مدودف و ولادیمیر پوتین در راس معادلات سیاسى کاخ کرملین سوالات و دغدغه هاى زیادى را در ذهن ایجاد مى کند.هرچند پوتین و مدودف را نمى توان به عنوان نماد دو نوع تفکر متفاوت دانست،اما مسلما خط مشى سیاسى مدودیف و پوتین در برخى موارد با یکدیگر یکسان نیست.از سوى دیگر،روسها نشان داده اند معمولا واژه همگرایى را جز در آرا و افکار کمونیستى و لنینیستى جستجو نمى کنند،هم اکنون نیز عصر کمونیسم و تاواریش محورى به پایان رسیده است و کسب منافع حرف اول و آخر را در مسکو مى زند.
هم اکنون روسیه در شراط خاصى به سر مى برد.در حالى که میخاییل گورباچف، آخرین رئیس جمهور شوروى سابق سال گذشته نسبت به بازگشت مرام استالینیستى در روسیه هشدار داده بود،دو شعبه شدن قدرت در کاخ کرملین زمینه را جهت بازگشت این مرام خطرناک فراهم ساخته است.
هرچند پوتین به عنوان نخست وزیر و مدویدف به عنوان رئیس جمهور روسیه به ایفاى نقش بین المللى خود مى پردازند،اما کماکان در خصوص این نقش آفرینى شک و شبهه هاى زیادى وجود دارد.آنچه مسلم است اینکه على‌رغم حضور مدودف در کاخ کرملین،روسیه هنوز دوران گذار از پوتین را تجربه ننموده است و رئیس جمهور سابق روسیه کماکان اصلى ترین شخصیت سیاسى این کشور محسوب مى شود.بر این اساس پوتین خود به تدوین سیاست داخلى و خارجى مسکو مى پردازد و مدودف را به عنوان متغیرى وابسته به خود تعریف مى کند.این در حالى است که مدودیف به هیچ عنوان نمى خواهد حکم متغیر وابسته به رفتارهاى پوتین را داشته باشد.البته مدودیف گوشه چشمى نیز به میزان محبوبیت اجتماعى خود در بین روسها دارد،زیرا در آستانه برگزارى انتخابات سراسرى روسیه،محبوبیت مدودیف از محبوبیت پوتین بالاتر رفت تا پوتین از همان ابتدا مناسبات قدرت در کرملین را به گونه اى مخصوص تعریف نماید!
از سوى دیگر،مدودف ترجیح مى دهد اختلافات سلیقه اى خود و پوتین را به رسانه هاى روسى و حتى جلسات داخلى حزب روسیه واحد نکشاند،ولى در آینده اى نه چندان دور این مسئله محتمل خواهد بود.واقعیت امر این است که هیچ سیاستمدارى نمى تواند دخالت فرد حقیقى و حقوقى پایین تر از خود در امور کشور را تحمل کند،این قاعده در خصوص کاخ کرملین نیز صدق مى کند.بسیارى از طرفداران حزب روسیه واحد تصور مى کنند که رابطه پوتین و مدودیف از نوع رابطه پوتین با لاوروف یا سرگئى ایوانف است،یعنى رابطه اى مشخص و یکطرفه که در آن پوتین حرف اول و آخر را خواهد زد!این در حالى‌است که مدودیف علاقه اى ندارد که با لاوروف یا دیگران مقایسه شود.
پوتین و مدودف در بسیارى از زمینه ها ،خصوصا نحوه برخورد با بحران گرجستان،ناتویى شدن اوکراین،مسائل مربوط به شرکت گاز پروم،نحوه بازى با برگ برنده انرژى و... نقاط اشتراک زیادى با یکدیگر دارند،اما در برخى مواقع نیز دو طرف به صورت بالقوه اختلافاتى با هم دارند که به سادگى نمى توان از کنار آنها گذشت.یکى از این اختلافات به آینده سیاسى ایالات متحده آمریکا و روسیه مربوط مى شود.به نظر مى رسد در صورت حضور باراک اوباما یا جان مک‌کین در کاخ سفید و آغاز دور جدید هجمه هاى تبلیغاتى کاخ سفید علیه کاخ کرملین(که فعلا به دلیل افول قدرت نومحافظه کاران واشنگتن متوقف شده است)شاهد پررنگ شدن اختلافات میان پوتین و مدودف خواهیم بود.
پوتین در زمان حضور خود در کاخ کرملین به عنوان رئیس جمهور،مناسبات سیاست خارجى روسیه را درهاله اى از ابهام تعریف نمود.مسکواز یک سو نسبت به تحرکات گرجستان واکنش نشان مى داد و از سویى دیگر به راحتى در برابر زیاده خوهیهاى واشنگتن درشوراى امنیت سازمان ملل متحد سرتعظیم فرود مى آورد.ولادیمیر پوتین علاقه زیادى نسبت به بازى با برگ برنده انرژى در اتحادیه اروپا دارد.پوتین تصور مى کند که برگ برنده انرژى مى تواند چینش پازلهاى اروپا را به سود مسکو تغییر دهد،در صورتى که تجربه این خوش باورى کاذب پوتین را رد مى کند.کلیت نگاه ملتهاى اروپایى نسبت به ولادیمیر پوتین تهدید محور است .از سوى دیگر،ناسیونالیسم اروپایى به صورت بالقوه درمیان سران اتحادیه اروپا پررنگ شده است.تداوم این روند به معناى انزواى بیشتر روسیه در اروپا خواهد بود.هرچند،پوتین علاقه چندانى نسبت به باور این حقیقت ندارد.
پوتین نسبت به مسائل بین المللى نگرشى کلان دارد،این نگرش کلان محور سبب شده ست که در بسیارى از ظرافتها پوتین مانند سیاستمدارى مبتدى رفتار کند.پوتین همواره دغدغه قطبیت کاخ کرملین را در سر مى پروراند،اما راهکایهایى که جهت دستیابى به این هدف در سر مى پروراند از کارآمدى چندانى برخوردار نیست.روسیه بارها در شوراى امنیت سازمان ملل متحدیا کمیته چهارجانبه صلح خاورمیانه (کوارتت)در مقابل زیاده خواهیهاى ایالات متحده آمریکا تسلیم گردیده و در قالب سکوت استراتژیک بار جدیدى از تهدیدات را به سوى خود سرازیر نموده است.در خصوص بروز انقلابهاى رنگین در حیاط خلوت روسیه نیز این کشور در حد یک قدرت ظاهر نشد و به ساکاشویلى و یوشچنکو مجوز داد تا به عواملى مزاحم براى حرکت روبه رشد مسکو تبدیل شوند.
اخیرا شاهد بروز رگه‌هایى از تناقض رفتارى میان پوتین و مدودف بودیم.رییس‌جمهور روسیه اختلافات با سلف خود را کم اهمیت خواند؛ اما تفاوت در استیل و لحن این دو مرد به چشم مى‌آمد. مدودف رییس‌جمهور روسیه که به مدت زیادى هم پیمان ولادیمیر پوتین نخست وزیر کنونى روسیه و رییس‌جمهور سابق این کشور بوده و در جریان فعالیت انتخاباتى‌اش خود را ادامه دهنده‌ى پوتین جلوه داد،، در این مصاحبه نیز با گفتن این که هسته‌ى اصلى سیاست‌هاى پوتین تغییر نخواهد کرد، این شعار را دوباره تکرار کرد.
البته در ادامه مدودیف به نکته اى اشاره کرد که پیام آن براى همگان روشن است:
“ سیاستمداران نیز آدم هستند و آنها نیز باید لحن و استیل خودشان را داشته باشند، اما این اصول اساسى سیاست را تغییر نمى‌دهد. “
اما رییس‌جمهور جدید روسیه با واژه‌هاى بسیار متفاوتى نسبت به سلف خود این حرف را زد. در جریان این گفت‌وگوى یک ساعت و نیمه، هیچ یک از حملات سختى که پوتین در سالهاى آخر ریاست جمهورى‌اش به غرب انجام مى‌داد، وجود نداشت. در عوض، مرد جدید کرملین با انتخاب بادقت واژه‌هایش بر آزادی، حاکمیت قانون و مالکیت خصوصى تاکید کرد. تحلیل‌گران و دیپلمات‌ها در مسکو نسبت به مدودف که وکیل آموزش دیده است اختلاف نظر دارند.
مسئله بعدى در خصوص آینده مناسبات ایالات متحده آمریکا و روسیه است.بر همگان مسجل است که مک کین و اوباما،هردو نسبت به روسیه دیدگاهى تهدید محور دارند.این نگاه تهدید محور سالهاست که به اروپا نیز سرایت کرده است و در آینده اى نزدیک نیز از بین نخواهد رفت.در چنین شرایطى کاخ کرملین چه رویکردى در پیش خواهد گرفت؟آیا دو چهره کاخ کرملین،یعنى پوتین و مدودف مى توانند مدیریت راهبردهاى آتى روسیه در قبال آمریکا و اتحادیه اروپا را به خوبى انجام دهند یا در این خصوص با دوگانگى و ابهام مواجه خواهند شد؟البته پاسخ این سوال را باید در مناسبات آتى مسکو با واشنگتن و اروپا جستجو نمود،اما حضور دو سیاستمدار مدعى در کاخ کرملین معضلات زیادى براى مسکو ایجاد خواهد نمود.