*در شرایط حاضر بحث تحریم و مذاکره با ایران در مرود پرونده هستهای در دو کفه ترازو قرار گرفته است. به نظر شما در سطح نظام بینالمللی چه کشورهایی از تحریم ایران سود میبرند و منافع آنها تامین میشود؟
**به نظر من در مورد مسئله تحریم یاران و مباحث هستهای می توان کشورها را به چهار گروه تقسیم کرد، 1ـ کشورهایی که با نظام جمهوری اسلامی ایران سر ستیز و دشمنی دارند، مثل آمریکا و اسرائیل. به طور یقین این کشورها از تحریم ایران به هر شکل و در هر گسترهای حمایت کرده و سود میبرند. بنابراین طبیعی است که موضع آنها در قبال پرونده هستهای ایران، عدم حل این مسئله باشد.
2ـکشورهای رقیب ایران که بیشتر در خود منطقه قرار دارند و کشورهای عربی نیز جزو آنها هستند. به نظر من این کشورها نیز از تحیرم ایران رضایتمندی دارند و احساس میکنند که تحریم ایران به شرط آنکه منجر به یک بحران بینالمللی نشود و به جنگی در منطقه تبدیل نشود، به نفع آنها خواهد بود. زیرا در صورت تحریم ایران، شانس آنها برای جذب سرمایههای زیرساختی و کلان بیشتر میشود. منتهی با این تفاوت که رضایت آنها محدود خواهد بود.
*درحالی که آمریکا اعلام کرده خواهان اعمال تحریمهای جزیی علیه ایران است آیا در بلندمدت منافع این کشورها تامین میشود یا مورد تهدید واقع میشود؟
**در مورد کشورهای گروه دوم، من فکر میکنم که تحریمهای جزیی و محدود ایران، آنها را راضیتر میکند.
*بنابراین آنها ساستهای دوگانهای را در پیش گرفتهاند. یعنی از یک سو از حق مسلم ایران برای انجام فعالیت های تکنولوژیک هستهای، تحقیقات و مطالعات هستهای دفاع میکنند، اما از سوی دیگر آمریکا و برخی کشورهای دیگ را تحریک میکنند که به ایران اجازه ندهد در این مسئله زیادی پیش برود.
ولی همانطور که عرض کردم، هر کشوری براساس برداشتی که از منافع ملی خودش دارد، محدودهای را برای این نوع تحریمها در منطقه قائل است که اگر مجموعه تحریمهای بینالمللی از آن محدوده خارج شود، خود این کشورها نیز دچار نگرانی خواهند شد.
*و گروه سوم و چهارم شامل چه کشورهایی هستند.
**گروه سوم شامل کشورهای آمریکای لاتین و بسیاری از کشورهای آفریقایی هستند که نسبت به ایران نه موضع رقابت دارند، نه موضع دشمنی و نه موضع دوستی. تنها نگرانی آنها فقط این است در صورت تحریم ایران که مبنی بر بروز برخی از مشکلات در مسائل اقتصاد بینالملل مثل مسائل انرژی و.... میشود، آثار و ترکشهای این مشکلات به آنها نیز برخورد کند.
در واقع در عین اینکه موضوع تحریم ای عدم تحریم ایران برای آنها چندان مطرح نیست اما اگر ایران هم تحریم شود خیلی احساس ناراحتی و عدم رضایت نخواهند داشت. گروه چهارم استراتژیک هستند و من فکر می کنم که آنها به هیچوجه علاقهای به تحریم ایران ندارند. همینطور در گروه چهارم آن دسته از کشورهایی که به نوعی پرونده هستهای آنها از نظر نوع فعالیتهای هستهای، مشابه پرونده ایران است و احساس خطر کرده و فکر میکنند اگر این تحریم یا تنبیه بینالمللی به طور جدی علیه ایران اعمال شود، بعد از پرونده هستهای ایران، پرونده آنها مطرح خواهدشد.
*این گروه شامل چه کشورهایی است؟
**مثل کره شمالی و برزیل البته در میان این کشورها میتوان به مالزی نیز اشاره کرد که از نظر گرایش مذهبی مردم آنها مسلمان بوده و خواهان کمک به ایران هستند.
در گروه اول تقسیمبندی کشورهایی که شما مطرح کردید آمریکا قرار دارد که به تازگی وزارت خزانهداری آن در آخرین دور از سیاستهای خصمانه دولت این کشور به بانکهای خارجی که با ایران همکاری میکنند، هشدار داده که هر نوع ارتباط مال خود با تهران را قطع کنند.
*نظر شما در این مورد چیست؟
**در درجه نخست شما باید توجه کنید که ایران همواره از دوران پیروزی انقلاب به این طرف، به نوعی تحت فشار و تحریم بوده است. برخی اوقات در طول این 28 سال به فشار تحریمها افزوده شده و در برخی مواقع نیز از این فشار کاسته شده است.
*ولی الان تحریمها دارد به سمت «تحریمهای جهانی» حرکت میکند؟
**نکته همین است یعنی تحریمهای اعمال شده از سوی آمریکا در این 28 سال علیه ایران، تحریمهای کشورهای اروپایی در ارتباط با تکنولوژیهای دوگانه که سالهاست علیه ما اعمال میشود و همچنین محدودیتهای تبادلات مالی در سطح بانکهای بینالمللی که از قبل نیز وجود داشته است، تمامی این موارد به صورت تحریمهای یکجانبه علیه ایران صورت گرفته است. البته این نوع تحریمها به علت قدرت، قوت اقتصادی و توانایی ما در مباحث مختلف علمی و تکنولوژی چندان کارساز نبوده است. هر چند که به ما لطمه زده است و ما مجبور بودهایم در دوران جنگ تحمیلی برخی از این اقلام را گرانتر و به طور غیرمستقیم خریده و وارد کنیم اما در نهایت لطمه آن چندان زیاد نبود که منجر به تسلیم ما شود و رخنهای جدی را در قدرت ملی ما ایجاد کند.
*تحریمهای بینالمللی که احتمال اعمال آنها از سوی سازمان ملل وجود دارد، در شرایط حاضر چه صدمهای را میتواند به ایران بزند؟
**آنچه که امروز دنبال میشود و در قطعنامه شورای امنیت آن را مطرح کرده است،اعمال تحریمهای بینالمللی نسبت به ایران است که به طور قطع آثار آن زیانآورتر خواهد بود.
اگر امریکا در همان مرحله اولیه تحریمها از طریق تحریم تبادلات مالی در سطح بینالمللی، ایران را دچار محدودیت کند و اگر این محدودیت به طور جدی اعمال شود، معین آن این است مه ما در یکم بخش بزرگی از خریدها و فروشهای خود مجبور هستیم که به طور نقدی عمل کنیم. این نقدی عمل کردن، مشکلات و خطرات خاص خودش را در پی دارد که به نظر من میتواند فشاری بسیار جدی را نسبتا به ایران وارد کند.
در واقع با خرید هر کالای نقدی، هزینههای سرباری، اضافه میشود که این هزینههای اضافی به ما تحمیل می شود.
ضمن اینکه انتقال پول به صورت مستقیم و نقدی از یک کشور به کشور دیگری میتواند خطرات و مشکلاتی را در بر داشته باشد که باید آنها را به عنوان نتایج منفی این تحریمها در نظر گرفت.
*به غیر از این دو عامل آیا نگرانیهای دیگری را نیز برای ما در بر دارد؟
**اگر ایران از نظر فعالیتهای بانکی و مالی بینالمللی با تحریم جدی مواجه شود، به معنای این است که اعتبار کشور برای خریدهای خارجی بسیار پایین میآید. اگر نگویم که اعتبار ما صفر میشود ولی به طور قطع از نظر اقتصادی این به صلاح ما نیست. البته اگر قرار باشد که چنین تحریمهایی اعمال شود، اقتصاددانان و افراد متخصص باید مسئله تحریمهای جهانی را مورد بررسی قرار دهند و بگویند که در هر سال هزینهای که برای این تحریمها پرداخت خواهیم کرد، به چه میزان است، اما به طور کلی آنچه که من میتوانم بگویم این است که به هرحال با اعمال تحریم، کشور از نظر اقتصادی با فشارهای جدیدی مواجه میشود.
*و شما فکر میکنید که کفه ترازو به سمت تحریم سنگینتر است یا مذاکره؟
**ببینید، به دلیل اینکه من اطلاع دقیقی از پاسخ طولانی ایران به بسته پیشنهادی گروه (1+5) ندارم، نمی توانم در این مورد به طور دقیق صحبت کنم. به نظر من اگر پاسخ ایران از نظر حقوقی و فنی به صورت یاست که قابل دفاع باشد، یعنی مجموعه کشورهای (1+5) و کشورهای غربی منهای آمریکا را قانع کند که ایران دارد در جهت همکاری گام بر میدارد،
*بنابراین کفه ترازو به سمت مذاکره سنگینتر خواهد بود.
**اما در مورد تحریمها به صورت شرطی میتوانم بگویم که چون از مفاد پاسخ ایران اطلاعی ندارم، اگر پاسخ قابل دفاعی نباشد و گروه (1+5) را قانع نکند که ایران واقعا در جهت همکاری و حل مشکل از طریق گفتوگو عمل میکند، من فکر میکنم که کفه ترازو به سمت تحیرم یا به عبارت دیگر به سمت موفقیت آمریکا خواهد بود. البته امیدواری همه ما این است که گزینه اول اتفاق بیفتد و کشورهای غربی بپذیرند که ایران با روشی منطقی حاضر به گفتوگو حل مشکلات است. یعنی از این مرحله به بعد از طریق کانال گفتوگو و بحثهای حقوقی ـ فنی دقیقی مسئله حل شود.