تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱۳۹۱ - ۰۹:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۴۸۶۱۸
فریال آمار اشاره: عالم فرود از سخن خویش است و حکیم با سخن خویش برابر است و عارف و محقق برتر از سخن خویش است (خواجه عبدالله انصاری) از آنجا که دستیابی به توسعه همه جانبه و پایدار به طور عام، و توسعه فرهنگی به طور خاص، مستلزم پژوهش و تحقیق در جامعه است و تازمانی که پژوهش و استفاده از یافته های آن در کشور نهادینه نشده، و جامعه به اهمیت بنیادی پژوهش درتوسعه پی نبرده باشد، توسعه فرهنگی به طور کامل تحقق نخواهد یافت؛ لذا در جهت توسعه فرهنگ پژوهش و نهادینه کردن آن، پیشنهاداتی به شرح زیر ارائه می گردد:

1- پژوهش محور ساختن نظام آموزشی: پژوهش امری خلاق و هدفمند است که از یک سو انگیزه و از سوی دیگر امکاناتی مناسب و درخور را می طلبد. آموزش و پژوهش دو جزء لاینفک و لازم و ملزوم یکدیگرند. به عبارت روشن تر پژوهش زاییده آموزش است، چرا که بدون آموزش علوم و روش های تحقیق موجود در آن ها، هرگز پژوهش قابل اعتمادی شکل نخواهد گرفت، اما این مولود در مراحل بعدی و طی یک فرآیند تعاملی ضمن داشتن نیاز مبرم به آموزش برای دوام و غنی سازی خویش، بر بهبود شیوه های آموزشی و راهکارهای تعمیق و توسعه آن نیز موثر خواهد بود. بنابر این توصیف، هم پژوهش نیازمند آموزش است و هم آموزش نیازمند پژوهش. مسائل یاد شده در شکل جدید نظام های آموزشی رسمی که به عنوان زیربنای توسعه جوامع امروزی مطرح می شود، بسیار قابل تامل و اندیشه است، چرا که با پیچیده شدن جوامع و شکل گیری خواست ها و نیازهای جدید، داشتن افراد متخصص که بتوانند در سطوح مختلف نیاز جامعه را برآورده سازند، بسیار ضروری است. این ضرورت و ضرورت های بسیار دیگر، داشتن نظام آموزشی کارا و موثر را می طلبد که بتواند از یک سو متخصصین مجرب را به جامعه تحویل داده و زمینه ای را برای بروز خلاقیت ها، ابداعات و اختراعات فراهم نماید و از سوی دیگر شرایطی را به وجود آورد تا فرهنگ، ارزش ها و هنجارهای جامعه را در نسل جدید درونی کند تا بقای جامعه تضمین شده و از ظهور گسست بین نسلی جلوگیری شود. البته رسالت نظام آموزشی به این جا ختم نمی شود، بلکه در کنار انتقال هنجارها و ارزش ها به نسل جدید که همیشه یادآور حفظ نظم و وفاق اجتماعی است، نظام آموزشی باید بتواند با ایجاد زمینه پذیرش تنوع ها، نظامی را از شخصیت در افراد تعبیه کند که بتوانند به موقع در مقابل مسائل اجتماعی واکنش نشان داده و روحیه ای انتقادگر و انتقادپذیر داشته باشند. نظام آموزشی کشور ما در حال حاضر چه در مقطع قبل از دانشگاه و چه بعد از آن تا حد زیادی سنتی و مبتنی بر انتقال دانش است. در این نظام دانش آموز و دانشجو صرفاً مخاطب است و در جریان دانش جز این نقشی ندارد، معلم و استاد نیز صرفاً متکلم است و با این وصف تقابل آراء و اندیشه ها که کارمایه اصلی پژوهش است، به وجود نمی آید. بنابر این برای ایجاد تحول جدی در امر پژوهش ابتدا باید بسترسازی کنیم و برای رسیدن به نیازها و اصلاح ساختاری فضای فرهنگی - اجتماعی جامعه، باید از فعالیت در جهت تولید کمی فارغ التحصیلان، به سوی تولید کیفی، افزایش نوآوران، پژوهشگران و تولید دانش برویم.
2- افزایش اعتبارات مالی بخش های فرهنگی: شاخص سرمایه گذاری در امر پژوهش در کشور ما، در مقایسه با کشورهای توسعه یافته و حتی در حال توسعه ناچیز است. برخی معتقدند که همین میزان سرمایه گذاری نیز بیشتر جنبه تشریفاتی داشته و اثرات کاربری آن چندان مورد توجه نیست. دلیل عمده این امر را در ضعف نظام برنامه ریزی، مدیریت پژوهش و مدیریت هزینه کرد اعتبارات تحقیقاتی می توان جستجو نمود.
3- تکریم و بزرگداشت اندیشمندان و پژوهشگران: در جامعه ای که تفکر و اندیشه آزاد جایگاه شایسته خود را نداشته باشد، متفکران و اندیشمندان از متن به حاشیه رانده می شوند و راه انزوا یا خاموشی و مهاجرت یا گریز را در پیش می گیرند. اگرچه در جهت ارتقاء وضعیت پژوهش تلاش هایی از جمله بزرگداشت پژوهشگران برتر در جشنواره خوارزمی، پژوهش فرهنگی سال، کتاب سال و... صورت گرفته است؛ وی رشد روزافزون پدیده فرار فکرها حاکی از عدم کفایت اقدامات انجام شده می باشد.
4- مبنا قراردادن پژوهش در برنامه ریزی های کشور: هر نوع برنامه ریزی برای توسعه جوامع باید مبتنی بر پایه های تحقیقاتی باشد، اما متاسفانه عدم احساس نیاز جدی و اساسی مدیران و کارشناسان کشور به استفاده از یافته های پژوهشی، عدم وجود ارتباط متقابل بین مدیران و پژوهشگران و نبود باور لازم به نتایج تحقیقات موجب عدم رونق تحقیقات شده و به تبع آن استفاده بایسته و شایسته ای از تحقیقات به عمل نمی آید،در حالی که بهره نگرفتن از یافته های پژوهشی در راستای مسأله یابی و حل و فصل مسائل، به منزله تلف کردن سرمایه های انسانی و مادی است. بر همین اساس مهرورزی های علمی و ارزشمند مدیران پژوهش یکی از پشتوانه های اساسی در امر پژوهش است که به واسطه آن فرایند اشاعه و کاربست یافته های پژوهشی با سهولت بیشتری طی می شود.
5- ایجاد جاذبه های انتشاراتی و تحقیقاتی: پژوهشگران انتظار دارند که با انتشار آثارشان از ثمره تلاش خود بهره مند شوند.
6- ایجاد جاذبه های اطلاعاتی برای محققان: با ایجاد و گسترش فعالیت بانک های اطلاعاتی در موسسات تحقیقاتی امکان گردآوری و تهیه داده های مورد نیاز پژوهشگران فراهم گردد. همچنین ایجاد کتابخانه های تخصصی مناسب و نیز فراهم نمودن ارتباط گسترده با شبکه های اطلاعاتی، از موارد دیگری هستند که برای ایجاد جاذبه های اطلاعاتی محققان می توان به آن ها اشاره نمود.
7- ایجاد جاذبه های اقتصادی: اقدام در جهت رفع نیازهای معیشتی از مهمترین مؤلفه ها در گسترش فرهنگ پژوهش جامعه به شمار می آید.
8- ایجاد جاذبه های بین المللی: طرح نتایج تحقیقات در مجامع تحقیقاتی و فرهنگی بین المللی، برقراری ارتباط و همکاری با سازمان های علمی، آموزشی وفرهنگی، و... ضمن ایجاد زمینه جهت معرفی تحقیقات و نتایج آن ها به جهانیان، زمینه نقد و تبادل نظر نیز فراهم می گردد.
9- ایجاد جاذبه های فرهنگی: پژوهشگران بنا به حرفه خود ویژگی های خاصی را دارا می باشند، لذا شایسته است محیط فرهنگی مناسب با این ویژگی ها فراهم گردد تا با خاطری آسوده امکان عمل فراهم گردد. توسعه همکاری های علمی و فرهنگی مراکز پژوهشی فرهنگی کشور با موسسات و مراکز علمی آموزشی سایر کشورها را می توان یکی از راه های ایجاد جاذبه های فرهنگی به شمار آورد.
10- تأکید بر کیفیت فعالیت های تحقیقاتی: در حال حاضر تحقیقات ما به جای این که تحقیق باشد، گردآوری، اقتباس، تلخیص از ترجمه و تحقیقات انجام شده است که به صورت مونتاژ در کنار هم قرار گرفته است، در حالی که از درون این تحقیقات باید سیاست گذاری بیرون بیاید. امروزه ارزشیابی فعالیت های پژوهشی در بسیاری موارد بر مبنای معیار کمی صورت می گیرد. این امر ضمن کاهش انگیزه پژوهشگران، موجب صرف وقت و هزینه در موارد سطحی و غیرضروری می شود. بررسی وضعیت تحقیقات در ایران و جهان نشانگر آن است که کشورمان در بسیاری از زمینه ها از استانداردهای جهانی پژوهش عقب مانده است. تعداد بسیار اندک مقاله های علمی چاپ شده در مجلات علمی بین المللی مصداق بارزی برای اثبات این مدعاست.
امید است با همت اندیشمندان و دست اندرکاران در سرمایه گذاری پژوهش، استفاده از یافته های پژوهشی، شناسایی موانع پژوهش و مرتفع کردن آن ها به مرتبه ای دست یابیم که منزلت پژوهش و پژوهشگر در جایگاه واقعی خود قرار گیرد.