تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۴۸۷۸۸
کاوه افراسیابی ـ ترجمه: احمد هاشمی مقدمه: این مقاله به طرح آمریکایی که به عنوان « طرح خاورمیانه بزرگ » شناخته می شود و به ابعاد مختلف اقتصادی , تجاری و امنیتی می پردازد را مورد بررسی عمیق قرار می دهد. اکنون این طرح شامل کشورهای گروه هشت می شود و چالش سیاست خارجی جدیدی را برای ایران ارائه میکند که لازم است با حداکثر فاصله با آن درگیر شود. این مقاله همچنین پاسخ راهبردی مناسبی از طرف جمهوری اسلامی ایران به طرح خاورمیانه بزرگ را مطرح می کند.

انتخاب ها و اولویت های سیاست خارجی ایران به طور قابل توجهی در نتیجه تغییرات و دگرگونی ها در ژئوپلتیک متزلزل خاورمیانه پس از وقایع 20 شهریور 1380 بغرنج و پیچیده شده است . خاورمیانه , که به مدت طولانی صحنه قدرت های بزرگ همچنین رقابت دولتهای محلی بوده , در معرض نقشه جدید عمدتا « خاورمیانه بزرگ » به معنی شناخت علائم سیاسی جدید با معانی گوناگون قرار گرفته است .
« طرح خاورمیانه بزرگ » در آمریکا طراحی و به دنبال آن (خرداد ـ تیر) 1383 با عنوان « مشارکت برای پیشرفت » توسط هشت کشور صنعتی جهان در سی آیلند ایالت جورجیا مورد پذیرش واقع شد که هدف آن بررسی ریشه های عقب ماندگی اجتماعی ـ سیاسی و اقتصادی در منطقه است و این منطقه در بردارنده جهان عرب , ایران , ترکیه , اسرائیل و احتمالا پاکستان و افغانستان می باشد. این طرح که به روی موضوعاتی مانند اصلاحات اقتصادی , حاکمیت خوب و کارآمد , حقوق زنان و اقلیت ها , موسسات مربوط به جامعه مدنی و دموکراسی تمرکز دارد در بردارنده تمامی عناصر اساسی پارادایم موسوم به مدرن گرایی می باشد که در آن ابعاد سیاسی و اقتصادی روند مدرن گرایی در یک رویکرد فراگیر و جهان شمول , به یکدیگر متصل شده است . رویکردی که کاملا وفادار به خواسته این پارادایم برای جهانی سازی اصول و مبانی عمده خود در مورد دموکراسی جهانی , حاکمیت قانون و مدنیت و آزادسازی اقتصادی می باشد. این اهداف متعالی در گزارش اخیر مربوط که به توسعه انسانی عربی سازمان ملل AHDR که به شدت منتقد اوضاع (وضعیت ) اقتصادی , سیاسی , جمعیتی و اجتماعی در جهان عرب است انعکاس پیدا کرد. مدارک این گزارش 170 صفحه ای فهرست بلند بالایی از مشکلاتی را که از « کمی دانش » و « کمبود آزادی » تا « تبعیض » جنسی و « قلت رفاه انسانی » و غیره و همچنین طیف وسیعی از دستورالعمل ها برای تغییرات مانند « انتخابات منظم » , « گسترش فرصت های اقتصادی » , « بهبود آموزش » و « استفاده موثر و بهینه از منابع » از قبیل اینترنت , برای تشویق رشد اقتصادی به منظور مبارزه با بیکاری , فقر و « ایجاد جامعه اطلاعاتی » تهیه کرده است . با علم به نیاز به توسعه سیاسی به عنوان توسعه اقتصادی گزارش UNDP رویکردی کل گرایانه در پیش گرفته است . گزارش  خاطرنشان می کند که « فرد باید محور فرآیند آموزش باشد » و راهبردهای توسعه ای اقتدارگرایانه و یا دولت ـ محور نیاز مبرمی به تغییر شکل خود به راهبردهای نئولیبرال یعنی بازار ـ محور دارند.
آنچه که این گزارش را آزار دهنده و ناخوشایند می سازد , آرایه ای از ارزیابی های منفی آن به شرح زیر است :
مجموع تولید ناخالص ملی GDP بیست و دو کشور عضواتحادیه عرب کمتر از اسپانیا است .
تقریبا 40 درصد عربهای بزرگسال , 65 میلیون نفر ـ بی سواد هستند. که دو سوم آنان را زنان تشکیل می دهند.
تا سال 1389 بیش از 50 میلیون و تا سال 1399 حدود 100 میلیون نفر جوان به بازار کار وارد خواهند شدـ سالانه نیاز به ایجاد حداقل 6 میلیون شغل جدید برای جذب این تازه واردان می باشد.
اگر نرخ بیکاری کنونی تداوم داشته باشد بیکاری منطقه ای تا سال 1389 به 25 میلیون نفر خواهد رسید .
یک سوم مردم منطقه با درآمد کمتر از دو دلار در روز امرار معاش می کنند. برای بهبود استانداردهای زندگی , رشد اقتصادی در منطقه که در حال حاضر زیر 3 درصد می باشد باید بیش از دو برابر یعنی حداقل 6 درصد بشود .
تنها 1,6 درصد از جمعیت منطقه به اینترنت دسترسی دارند , رقمی که پایین تر از هر منطقه ای از جهان از جمله آفریقای زیر صحرا می باشد.
در مقایسه با مثلا رقم 8,4 درصد در آفریقای زیر صحرا , زنان تنها 3,5 درصد از کرسی های پارلمان را در کشورهای عربی اشغال کرده اند.
بنا به گزارش سال 1381 پنجاه و یک درصد جوانان عرب تمایل خود را برای مهاجرت به دیگر کشورها ابراز کرده اند , که کشورهای اروپایی مقصد مورد علاقه شان میباشد.
از زمان انتشار گزارش توسعه انسانی عربی AHDR در سال های 1381 و 1382 توسط نویسندگان عرب , این گزارش , به ویژه در بین روشنفکران عرب و مسلمان مورد موشکافی دقیق و منتقدانه قرار گرفته است و به خاطر متدولوژی پژوهشی محدود و تنگ نظرانه اش در اولویت دادن به ریشه های داخلی عدم توسعه (توسعه نیافتگی ) و به دلیل آمارهای گزینشی اش در پر رنگ کردن نمودارهای منفی به منظور به تصویر کشیدن نمایی تاریک از توسعه در منطقه عربی مورد انتقاد و سرزنش واقع شده است .
از سوی دیگر , این گزارش سازمان ملل بدون ذکر دیگر گزارشهای مشابه مانند گزارشهای بانک جهانی به سیاست گذاری آمریکا پس از 20 شهریور در قبال خاورمیانه بسیار به هنگام کمک کرده است و همواره در استدلال های رسمی برای طرح خاورمیانه بزرگ که برای اولین بار توسط دیک چنی معاون رئیس جمهور آمریکا و در نشست اقتصادی جهان در سال 1383 در داووس سوئیس اشاره شد , بدان استناد شده است . چنی به عنوان معمار اصلی دکترین « جنگ پیشگیرانه » ایالات متحده اعلام کرد : « استراتژی پیشرونده ما برای آزادی , ما را به حمایت از آنهایی که برای انجام اصلاحات در سراسر خاورمیانه بزرگ فداکاری می کنند متعهد می سازد » . با توجه به اصرار ستون نویس نیویورک تایمز قبل از حمله آمریکا به عراق مبنی بر این که آمریکا باید « مشخص سازد که نه فقط برای خلع سلاح کردن به عراق می رود بلکه به عراق می رود تا مردم این کشور را برای اجرای گزارش توسعه انسانی عربی قدرتمند سازد » , این گزارش حتی برای اطمینان بخشی به حمایت از حمله 1382 آمریکا به عراق مورد استفاده واقع شد.
این گزارش به فاصله اندکی پس از توصیه های سیاسی ارائه شده توسط تعدادی از کارشناسان خاورمیانه مانند برناردلوئیس آماده شد. او به طور صریح « تروریسم اسلامی » را به شکست در اصلاحات سیاسی و اقتصادی در خاورمیانه مرتبط کرد. استدلالات موثری و قوی لوئیس در مورد ضرورت اعمال تغییراتی « از بیرون » و به حکم « قدرت ـ سخت » آمریکا در صورت نیاز توسط جرج دبلیو بوش و دستگاه او که همواره به نیاز به « دموکراتیزه کردن خاورمیانه » به عنوان بخشی از سیاست « مبارزه جهانی با تروریسم » تاکید داشت , کاملا مورد پذیرش قرار گرفت .
بررسی دقیق و منتقدانه طرح خاورمیانه بزرگ نیازمند در هم آمیختن ابعاد مختلف اقتصادی , سیاسی , اجتماعی و امنیتی این طرح از دیدگاه علمی و تاریخی و از منظر اقتصاد سیاسی , دیپلماسی جهانی , سیاست ابرقدرت ها و سیاست منطقه ای می باشد.
یکی از چالش های عمده استراتژیک جمهوری اسلامی ایران در محیط جدید بین المللی و منطقه ای تعامل و روبرو شدن با چالش های استراتژیک عمده نظم پس از 20 شهریور می باشد و ارائه پاسخی پویا و مناسب به طرح خاورمیانه بزرگ در صدر فهرست این چالش ها قرار دارد.
به جای آزمون سریع و قضاوت عجولانه در مورد این طرح که اکنون روی اروپا به عنوان یکی از شرکت کنندگان آن حساب می شود , آنچه که مورد نیاز است , تجزیه و تحلیلی دقیق و مفصل به عنوان پیش درآمدی بر ارزیابی آن در سطح سیاسی است . واکنش ایران به طرح خاورمیانه بزرگ به طور مشخص خود را در یک خلاصه بندی و متن کوتاه نشان نمی دهد بلکه بیشتر در هنجارها , ارزش ها و اولویت های موجود ایران از قبیل بازی های استراتژیک آمریکا ـ ایران در خاورمیانه , آسیای مرکزی , قفقاز و هر جای دیگر در جهان عیان می شود. نقش و تاثیر جهانی شدن به همان اندازه نیاز به نگاه مقطعی به طرح خاورمیانه بزرگ در شبکه جاری و التهابات پی درپی جهانی شدن واقعیت های منطقه ای در خاورمیانه اهمیت دارد. البته این سوال مقتضی این است که آیا این طرح از منشور جهانی شدن بهتر قابل فهم خواهد بود یا صرفا به عنوان بخشی از سیاست خارجی آمریکا است
هدف مقاله حاضر فراهم کردن پاسخی سیستماتیک به این سوال و دیگر سوالات مربوطه در ارتباط با نیازها و اولویت های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در سیاست جهانی پیچیده و تا حدودی غیرقابل پیش بینی امروز می باشد که ایران را با « انتخاب های استراتژیک » جایگزین آماده می کند.
بدون شک , اهمیت ژئوپلتیک ایران در دوره های تاریخی پس از جنگ سرد و پس از 20 شهریور بیشتر شده است , همچنان که دغدغه ها و نگرانی های امنیتی ایران هم در اثر پراکندگی گسترده نیروهای غربی در منطقه , جنگ ها و بی ثباتی در کشورهای همسایه و در راس آنها افغانستان و عراق و بلاتکلیفی و سردرگمی که آینده روابط ایران ـ آمریکا را احاطه کرده است , تشدید شده است . به طور مشخص , واکنش و پاسخ ایران به طرح خاورمیانه بزرگ نمی تواند از روابط ایران آمریکا به طور کامل جدا باشد و در عوض , پیش از هر چیز نیازمند قاعده مند کردن آن برای حمایت و تقویت سیاست ایران در قبال آمریکا است , به ویژه این که برخی پیامدهای خواسته یا ناخواسته در نتیجه هر پاسخ رسمی حال مثبت یا منفی به این طرح آمریکایی وجود دارد. طرحی که هویت آن به علت مشارکت ژاپنی ها و اروپایی ها مورد غفلت واقع شده است . در نتیجه , واکنش ایران به طرح خاورمیانه بزرگ به انعکاس ها و واکنش های سیاست اروپایی ایران مربوط شده است , سیاستی که به طور بالقوه پس از توافقنامه پاریس در (آبان , آذر) 1383 که دو طرف را به همکاری و مذاکرات گسترده بین ایران و اروپا فرامی خواند , وارد مرحله جدیدی شده است .
به طور مشابهی و در پرتو اراده تقریبا تمامی کشورهای عرب و همچنین ترکیه برای شرکت جستن در طرح خاورمیانه بزرگ , ایران احتمالا نمی تواند نسبت به تحول و ظرایف همکاری عرب ها ـ آمریکا مانند توافقنامه آزاد تجاری بین آمریکا و مراکش و همچنین بحرین , توافقنامه اخیر سه جانبه بین آمریکا , اسرائیل و مصر و یا توافقنامه های امنیتی دوجانبه بین آمریکا و همسایگان عرب ایران و یا طرح ناتو در « گسترش به سوی شرق » بی تفاوت باقی بماند. از این پس , یک اولویت سیاست خارجی ایران تمرکز کردن و تعیین عناصر سیاست آینده محور است زیرا ایران که از تغییرات و ابتکارات مهم تاثیرگذار به منطقه آگاه است به جای واکنشی و منفعل بودن صرف به دنبال تحقق منافع (امنیت ) ملی خود از طریق اتخاذ یک مجموعه اقدامات سازنده و مثبت خواهد بود. این سیاست در واقع یک آزمون مهم برای سیاست خارجی ایران در محیط جاری آمریکایی شدن هر چه بیشتر سیاست خاورمیانه می باشد و مطالعه مقاله حاضر به عنوان گامی کوچک در تکیه بر زمینه کاری شناخت « نقشه راه » که نوعا یک پیش فرض برای سیاست گذاری خارجی موفق است , می باشد. 
1 ـ طرح خاورمیانه بزرگ(GMEI) یک نگاه  کلی
طرح خاورمیانه بزرگ در اواخر سال 1382 و به دنبال اتهامات ایراد شده توسط جرج دبلیو بوش مبنی بر این که « 60 سال عذر آوردن کشورهای غربی و تحمل کمبود آزادی در خاورمیانه » نتوانست جلوی تهدیدات امنیتی را که از منطقه نشات می گرفت سد کند و آمریکا مجبور است که یک « استراتژی جدید پیشرونده آزادی در خاورمیانه » اتخاذ کند.
در ابتدا طرح اولیه ای به دولت های 8 ـ G فرستاده شد با این چشم داشت که بتواند پایه یک ابتکار مشترک را شکل دهد که در نشست سران درسی آیلند و در (خرداد ـ تیر) 1383 علنی شد.
سندکاری طرح خاورمیانه بزرگ بر این پیش فرض گذاشته شد که روند رو به گسترش « محروم سازی اقتصادی و سیاسی را از طریق بالا رفتن G افراد » در منطقه , منافع ملی اعضای 8 ـ جهانی « تروریسم , جرایم بین المللی و مهاجرت غیرقانونی » آمارهای مربوط به سال 1381 AHDR که در بالا ذکر شد و برای تاکید به جدی بودن این مشکل ارائه شد , تهدید می کند.
را G پیش نویس اولیه طرح خاورمیانه بزرگ اعضای 8 ـG  قویا ملزم و ترغیب به « آغاز به ابتکار یک پاسخ هماهنگ برای تقویت اصلاحات اجتماعی , اقتصادی و سیاسی در منطقه » و « ایجاد یک همکاری طولانی مدت با رهبران اصلاح طلب خاورمیانه بزرگ » نمود.
چهار جنبه بارز این سندکاری به شرح زیر بودند:
نخست، طرح خاورمیانه بزرگ پیشنهاد می کند که دولت های 8 ـG برای قدرتمندسازی شهروندان عرب به طور مستقیم وارد عمل شوند و یا افزایش « سرمایه گذاری مستقیم  برای دموکراسی , حقوق بشر , رسانه ها NGOها و زنان و غیره  , در منطقه » این کار را انجام دهند. به رغم این که دولت های غربی اغلب ادعا می کنند که چنین کمک هایی را فراهم می کنند , سطح کنونی « کمک های مربوط به جامعه مدنی » که آنها در اختیار قرار می دهند بسیار پایین است و قسمت عمده آن خرج مراکزی می شود که در بهترین حالت می توان آنها را NGO های نیمه دولتی نامید ـ سازمان هایی که به طور ویژه ای توسط دولت ها ایجاد شده اند تا کمک های خارجی را جذب نمایند و آن را در مسیری هدایت کنند که شهروندان را قدرتمند نکند.
دوم , طرح خاورمیانه بزرگ برداشته شدن محدودیت های دولتی در آزادی های عمومی را به عنوان یک هدف صریح و آشکار دیپلماسی 8 ـ G به حساب می آورد . کشورهای عضو   8 ـ Gباید « دولت های منطقه را برای اجازه دادن به موسسات  8 ـ Gها برای NGO جامعه مدنی شامل حقوق بشر و رسانه ها , فعالیت آزاد بدون آزار و اذیت و محدودیت تشویق کنند » . این باید موارد زیر را با عنایت به سند کاری ابراز می دارد که « جامعه مدنی» در خاورمیانه انجام دهند :
تشویق دولت های منطقه برای اجازه دادن به های مربوط به حقوق سازمان های جامعه مدنی از قبیل بشر و رسانه ها برای فعالیت آزاد بدون محدودیت و آزار و اذیت .
های مربوط NGO افزایش سرمایه گذاری مستقیم بر روی ها در NGO به دموکراسی , حقوق بشر , رسانه ها , زنان و دیگر منطقه .
ها در منطقه با افزایش NGO افزایش ظرفیت فنی سرمایه گذاری در موسسات داخلی (مانند بنیاد وست مینیستر در بریتانیا و یا وقف ملی برای دموکراسی در امریکا) برای ها در مورد چگونگی تعریف NGO فراهم کردن آموزش برای سکو , دولت لابی و گسترش استراتژی های رسانه ای و افکار عمومی برای بالا بردن حمایت , این برنامه ها همچنین می تواند شامل مبادلات و ایجاد شبکه های منطقه ای باشد.
هایی که کارشناسان رسانه ای و NGO حمایت مالی از حقوقی را از منطقه گرد هم آورد تا برآورد سالیانه ای از تلاش ها برای اصلاح قضایی و یا آزادی مطبوعات در منطقه را را دنبال AHDR طرح ریزی کند . (این مورد می تواند الگوی کند).
سوم اینکه , طرح خاورمیانه بزرگ ساز و کاری برای روند نظارت پیشنهاد می کند. به ویژه , این طرح پیشنهاد می کند که یی سرمایه گذاری کنند که کارشناسان NGO « بر روی  8 ـG حقوقی و مطبوعاتی را از منطقه گرد هم آورد تا طرح اولیه برآوردهای سالانه برای تلاش های اصلاحات قانونی یا آزادی مطبوعات در منطقه را به دست دهد. »
چهارم اینکه , گفته می شود طرح خاورمیانه بزرگ توسط پیمان هلسینکی 1354 که توسط ایالات متحده , شوروی سابق و اغلب کشورهای اروپایی امضا شد تجدید حیات یافته است . الگوی هلسینکی به منظور ایجاد ساز و کاری برای حل و فصل اختلافات و حمایت از حقوق انسانی و سیاسی مورد استفاده قرار می گیرد , به ویژه که این الگو به گروه های مخالف وابسته است .
اغلب توصیه های طرح خاورمیانه بزرگ مانند سرمایه گذاری برای برنامه های باسوادسازی , آموزش نمایندگی های قانونی و کمک فنی در اتخاذ سرمایه گذاری بیشتر و سیاست های تجاری جدایی عمده ای از برنامه های اصلاحی اروپایی و آمریکایی از پیش موجود ایجاد نمی کند. طرح خاورمیانه بزرگ تاکنون به دور از یک برنامه کاملا عملی بدون ابهام و یا تعداد زیادی از ایده های بدیع است . تاکنون ایالات متحده هیچ کمک عمده مالی به طرح خاورمیانه بزرگ ننموده است و حال آنکه حیطه تعهد مالی آمریکا به خودی خود معیار مهمی برای اندازه گیری درجه اهمیت آن به ویژه با عنایت به سیاست خاورمیانه ای آمریکا تحت حاکمیت دولت دوم بوش می باشد. سند کاری طرح خاورمیانه بزرگ به عنوان مثال توصیه نمی کند به دولت هایی که در اصلاحات سیاسی پیشرفتی از خود نشان می دهند با کمک اقتصادی بیشتر پاداش داده شود , اگرچه برخی مقامات آمریکایی با نتیجه گیری در مورد دولت های « یاغی » مخالفت دارند در حالی که این طرح می گوید دولت ها باید برای برداشتن محدودیت ها از NGOها مورد « تشویق » واقع شوند ولی نمی گوید آن کشورها باید برای برگزاری انتخابات آزاد یا آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی تشویق شوند.