تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۴۸۸۱۳

حسن سلامی
در راه بیروت به مناطق جنگ‌زده جنوب لبنان در بندرهای صیدا، صور، ناقوره و روستاهای مرزی و ساحلی، خبرنگاران و بازدیدکنندگان به سیر و تماشای مناظر و پدیده‌های اطراف خود مشغول بودند.
قایق‌ها، کشتی‌ها و ناوهای جنگی که در دریای مدیترانه در حال حرکت بودند، کشتی‌های تجاری که بارهای سنگین و کمک‌های بشردوستانه را به ساحل منتقل می‌کردند، چشم‌انداز مه‌آلود دریای مدیترانه، آمد و شد خودروهای سازمان ملل در جاده ساحلی، آغاز فعالیت‌ مردم برای بازسازی خانه‌های ویران شده، تقلای جنگ‌زدگان و بی‌خانمان‌ها برای ساختن سرپناه، همه و همه برای خبرنگاران، بدیع، و تماشایی، عبرت‌آموز و جالب توجه بود.
همچنین عکس‌های رهبران ملی و مذهبی لبنان مانند امام موسی صدر سیدالمقاومه، سیدعباس موسوی، سیدحسن نصرالله، نبیه بری، امام خمینی (ره)، خالد فی قلب‌‌الزمن و نیز عکس سمیر القنطار عمید الاسری فی سجون الاحتلال که حزب‌‌الله در بیستم تیر ماه گذشته دو اسراییلی را به خاطر آزادی او اسیر کرد از پدیده‌ها و مناظری است که در جنوب جلب توجه می‌کند.
از مشاهده درختان سوخته زیتون و نخل، باغهای موز و سباره، لاشه ماشین‌های سوخته و خانه‌های ویران شده، انسان به یاد مالکان و صاحبان آنها می‌افتد که آفتاب عمرشان غروب کرده و جسد برخی‌شان هنوز زیر آوار مانده است، به یاد آنانی که هر روز زمانی که آفتاب غروب می‌کرد چراغ‌های منازلشان را یک به یک روشن می‌کردند اما اکنون خود زیر خاکند و بازماندگان بی‌خانمانشان به سختی نفس می‌کشند، سرشان روی شانه تسلیت‌گویندگان می‌گذارند، بغضشان می‌ترکد و اشک‌هایشان برگونه‌هایشان می‌غلتد.
لبنان به ویژه ساکنان جنوب آن اعم از شهروند و اتباع دیگر کشورها، روزها و شب‌های سختی را گذراندند، تقریبا تمام 33 شب جنگ تحمیلی اسراییل، بیدار بودند، نگران همدیگر و از یکدیگر مراقبت یا احوالپرسی می‌کردند.
هر روز و شب پس از طلوع و غروب آفتاب، بمباران بی‌رحمانه و گزنده اسراییل که از سر گرفته می‌شد تن‌ها و ساختمان‌ها به لرزه می‌افتاد اما روح آدم‌های قوی و هدفدار را قوی‌تر می‌ساخت.
مردم لبنان در گذشته چندین بار گرفتار توفان جنگ شده بودند اما هیچ جنگی مانند جنگ 33 روزه نبود زیرا پیامدهای فراوان سیاسی و اجتماعی داشت و تنها یکی از آنها بی‌خانمانی بود، خیلی‌ها یک و تنها در بیابان وحشت آنگیز بی‌خانمانی و آوارگی به پرندگانی می‌ماندند که توفان غافلگیرشان کرده باشد.
در مسیر و جاده‌های بسته‌ای که اکنون کم و بیش باز شده‌اند و نیز در روستاهای جنگ‌زده، پارچه نوشته‌هایی دیده می‌شوند که بر روی آن عبارت " انا لا اقبل ان اعیش عزیزا و وطنی ذلیلا " به چشم می‌خورد.
از درون خودروها و خانه‌های مردم جنوب لبنان هنوز سخنان سیدحسن نصرالله دبیر کل حزب الله و رهبر جهان عرب به گوش می‌رسد، مردم به ویژه جوانان به سخنانش گوش می‌دهند و توجه می‌کنند، آنان شیدای مرام و بیان او هستند، لحن محکم صدای نصرالله و جملاتی که با قدرت ادا می‌کند عواطف همه را سخت تحت تاثیر قرار می دهد: "ان الله یدافع عن الذین آمنو و من ارادنی بکید فارده".
عکاس و خبرنگار ایرنا همراه گروه اعزامی روایت فتح به سرپرستی محمودیان که پیش از این فیلم زندگی و مبارزه امام موسی صدر رهبر ربوده شده لبنان را ساخته است و پس از گذر از شهر صور و کنار خانه شهید سیدمصطفی چمران، به روستای شیعه‌نشین غندوریه می‌رسند و در مجلس فاتحه شهیدان آن شرکت می‌کنند.
در این روستای ویران شده، به گفته برخی ساکنان آن 10 مبارز لبنانی روزهای متوالی در برابر 400 سرباز اسراییلی مقاوت می‌کنند، 9 تن آنان شهید و یکی‌شان مجروح می‌شود.
در اطراف روستاهای غندوریه، صریفا، صدیقین، مارون‌الراس، بارون، بیت یاحون، تبنین، بنت حبیل، عبین ابل، قوزح، کونی، عینائا، رمیش و عیتاالشعب آن چه دیده می‌شود تانک‌های منهدم شده اسراییلی آمبولانس‌های سوخته، خانه‌ها، پل‌ها، مسجدها و کلیساهای ویران شده، زنان و مردان سیاه‌پوش، ماشین‌های کمک‌رسان سازمان ملل، نیروهای استقرار یافته ارتش لبنان، پرچم این کشور، پارچه نوشته‌های زردرنگ تعزیه شهیدان و کوشش مردم برای بازسازی مناطق تخریب شده توسط اسراییل است.
در این ستم‌آباد که نامش دنیا است مدار حیات و بقا و معیشت برخی رژیم‌های منطقه خاورمیانه مانند رژیم اشغالگر قدس فقط به اشغال و ظلم و ستم می‌چرخد و این رژیم در جنوب لبنان چنان خرابی به بار آورده که گویی زمین لرزه 7 تا 8 ریشتری رخ داده است.
از ایهوداولمرت نخست‌وزیر و عمیرپرتز وزیرجنگ اسراییل که هر وقت سخن می‌گویند در هر دو کلمه‌شان دو "من" وجود دارد انتظاری جز خرابی به بار آوردن، نمی‌رود در روستای مرزی عیتاالشعب در کنار کوچه‌ای باریک و نزدیک بنای بزرگی که اسراییلی‌ها آن را ویران کرده‌اند پسر بچه 12 یا 13 ساله‌ای نشسته بود و خبرنگاران و بازدیدکنندگان از روستا را می‌پایید. در قیافه او یک نوع نگرانی ناشی از مشاهده ویرانه‌ها دیده می‌شد، موهایی به رنگ مشکی و چشمانی روشن داشت، پیشانی پهن، دهان کوچک و ابروهای کشیده بر بالای صورتش به وی قیافه‌ای مصمم و باوقار می‌داد.
پسرک جنوبی پیراهنی چهارخانه و کهنه به تن داشت که رنگ اصلی آن چندان قابل تشخیص نبود و شلواری هم که پوشیده بود به اندازه آن پیراهن، رنگ و رو رفته و مستعمل بود اما هیچ یک از این‌ها ذره‌ای از حالت غرور و چهره مصمم‌اش نمی‌کاست.
در مقابل، ‌در این جنگ 33 روزه از طریق رسانه‌های تصویری قابل مشاهده بود قیافه پسربچه‌های رفاه‌زده اسراییلی که موهایشان از ترس و تعجب سیخ شده بود، مثل اسکلت‌های درون قبر می‌لرزیدند و رنگ‌شان مثل مرده‌ها، پریده بود.
سربازان اسراییلی، مردانشان مثل زن‌ها و زنانشان مثل مردها بودند، صورت چاق و بدون موی مردانشان شبیه صورت زن‌ها بود و زنانشان که لباس نظامی به تن داشتند و پیپ و سیگار می‌کشیدند به خود قیافه مردانه داده بودند، هر دو دسته‌شان خشن و بدجنس به نظر می‌رسیدند و همین موضوع این نگرانی را برای همسایگان اسراییل از جمله لبنان به وجود آورده که آنها آینده امنی نداشته باشند.
در وسط روستای ویران‌شده عیتاالشعب که فاصله اندکی با پایگاه نظامی اسراییل دارد، بر روی پارچه‌ای به رنگ زرد و به زبان عربی نوشته بود که "ستبقی عیتا الشعب حارسا للوطن"، عیتاالشعب همواره نگهبان وطن خواهد ماند.
در این روستای مخروبه مرزی، خبرنگاری به یک پیرمرد بی‌خانمان لبنانی می‌گفت که سعی کن امیدت را از دست ندهی، ممکن است آینده هم گرفتار جنگ و آوارگی بشوی اما هیچ‌گاه ناامید مشو و ایمان و اعتقادت را به خداوند از دست نده.
بی‌خانمان که همسر عزیزش همسر خاک شده بود ساکت بود و گوش می‌داد، سپس با بی‌رمقی چشم‌هایش را به اطراف انداخت و با صدایی که به سختی شنیده می‌شد،‌گفت: گروه‌ها، احزاب و دولتمردان لبنان باید کاری کنند که شهروندان‌شان به هیچ کس و هیچ دولتی احتیاج پیدا نکنند و کاری بکنند که این کشور برای همه و همیشه امن باشد و امنیت نعمت بزرگی است.
پیرمرد تاکید کرد که هر شخص، جامعه و کشور اگر در زندگی این دنیایی، راهنمایی خردمند نداشته باشد هلاک خواهد شد و انسان عاقل بی‌جهت برای خود دشمن فراهم نمی‌کند یا دشمنانش را افزایش نمی‌دهد و پیش از هر اقدامی سود و زیان عملش را می‌سنجد.
لحظه به لحظه آسمان روشن‌تر می‌شد و انگار مناظر دور و نزدیک در چشم‌انداز خبرنگاران و بازدیدکنندگان، یک یک متولد می‌شدند، سکوت بر همه جا سایه انداخته بود، گاه گاهی آمد و شد خودروهای زایران و نیروهای سازمان ملل، سکوت را می‌شکست.
روستاهای مرزی و ساحلی جنوب لبنان خلوت شده بودند، روستاهایی که زمانی شاید ساکنان آن هر روز در آن آوازهای کودکی خود را سر می‌دادند، پاییز و تابستان در هوای پاک و آرام برای صید یا تفریح ساعت‌ها کنار ساحل یا تپه می‌نشستند و مدت حرکت امواج دریای مدیترانه یا غروب آفتاب را در افق تماشا می‌کردند.
جنوب لنبان جای خلوت و زیبایی بوده و هست و اکنون اتاق‌ها و منازل روستاها و شهرک‌های ویران شده‌اش هیچ شباهتی به گذشته ندارد اما کار سازندگی برای آبادشدن دوباره این منطقه آغاز شده است و با قدرت ادامه دارد.
شاهد مثال تابلوها و پارچه نوشته‌هایی است که بر روی آن عبارت "معا نبنی الجسور والبیوت بین الیوم و الغد" نوشته‌اند یعنی که به کمک هم، امروز و فردا پل‌ها و خانه‌های تخریب شده را خواهیم ساخت. خبرنگاران از کوچه‌های روستاهای مرزی لبنان می‌گذرند و به تپه‌های سوخته‌ای که مشرف بر تمام روستاها است می‌رسند، از آنجا می‌توان منظره دریای مدیترانه و نیز مرز اسراییل و لبنان و خط آبی سازمان ملل را یک جا دید منظره‌ای که در پیش چشمان ما گسترده است در حقیقت بخشی از سرزمین اروپایی لبنان به شمار می‌رود که رژیم صهیونیستی از زمان تاسیس غیرقانونی‌اش در فلسطین، به آن چشم طمع دوخته و برای تسلط بر لبنان تاکنون شش جنگ را به راه انداخته و این همه ویرانی، بی‌خانمانی و رنج و مشقت را بر مردم تحمیل کرده است.
خبرنگاران در راه بازگشت از مرز جنوب لبنان و شمال فلسطین، به روستای معروف "قانا" می‌آیند که اسراییل یک بار در جنگ سال 1996 میلادی با قتل عام دهها غیرنظامی لبنانی، فاجعه آفرید و بار دیگر در جنگ 33 روزه و مرداد 1385 (ژوئیه 2006) فاجعه را تکرار کرد.
در فاجعه و کشتار دوم قانا، 27 شهروند و غیرنظامی لبنان که بیشترشان زن و کودک از سه خانواده بودند قربانی جنایت صهیونیست‌ها شدند و هنوز آثار این کشتار و جنایت ظالمانه در محل حادثه قابل مشاهده است تحمل دیدن صحنه حادثه و قبرهای کوچک کودکان قانا بسیار سخت و تاثربرانگیز است، برخی خبرنگاران و راویان تاریخ جنگ، از محل فاجعه و مقبره قربانیان، بیرون رفتند،‌ در گوشه‌ای نشستند، سرشان را در میان دو دستشان گرفتند و سیلابی از اشک را بر روی گونه‌های گندمگونشان سرازیر کردند.
مظلومان در خاک شده‌اند تا دوباره چون بذر، بوته و نهال از زمین سربلند کنند.
تاریخ بشر به اعتبار روایت ظلم‌ها و مظلومیت‌ها، به اعتبار سلاح‌های ستمگران و خرابی‌ خانه‌ها و بی‌خانمان شدن ستم‌دیدگان، زنده مانده است، تاریخ به اعتبار ظلم معاویه و عمروعاص و حقانیت علی‌(ع) و مالک اشتر، ماجراهای هولاکوخان و حسنک وزیر، عملکرد هارون‌الرشید و امام موسی‌بن جعفر(ع)، اقدام‌‌های آریل شارون و یاسر عرفات، نقش منفی شاهان قاجار و نقش مثبت قایم‌مقام فراهانی و امیرکبیر و... زنده مانده است.
تاریخ با همه اوج و افتش خود را به انسان‌ها و جامعه‌ها تحمیل می‌کند اما هستند آدمیان و جوامع با عقل و هوش و ذکاوتی که خود را به تاریخ تحمیل می‌کنند، گفته‌اند که آدمی فربه شود از راه هوش و اول ما خلق‌الله هوالعقل و امت محمد(ص) امروز بیش از پیش به استفاده بیشتر از هوش و عقل نیازمند است.