اشرف بروجردی، معاون سابق امور اجتماعی و شوراهای وزارت کشور
انتخابات سومین دوره شورای شهر و روستا در حالی برگزار میشود که شاهد حذف مجموعه اصلاحطلبان از مراکز تصمیمگیری با وجود برخورداری از گذشته درخشان در شکلگیری نظام جمهوری اسلامی ایران و ارائه خدماتی شایسته و ارزشمند در طول سه دهه پس از انقلاب اسلامی هستیم و این در حالی است که شوراها که محصول اندیشه و تفکر اصلاحطلبی و مولود عزم و اراده آنان در پا به عرصه وجود گذاشتن میباشند و دوران رشد و بلوغ خود را طی میکنند همچنان در انتظار بهرهگیری از اندیشه، عزم، اراده و نوآوری آنان برای رسیدن به بلوغ کامل هستند.
اضافه میکنم که اصلاحطلبان با وجود عدم برخورداری از امکان رسانهای به ویژه در عرصه ملی برای ارائه نقطه نظرات و برنامههای خود و حتی تخریب، تخطئه و تضعیف توسط رقیب که برخوردار از رسانه ملی نیز هست با وجود عدم امکان نظارت در برگزاری سالم انتخابات، با وجود ضعف بنیه مالی در تبلیغات که امکان رقابت را با جناح رقیب که برخوردار از عده فراوان دولتی و غیردولتی جهت تبلیغات و معرفی خود میباشد از بین میبرد، با وجود حذف بسیاری از چهرههای شاخص و صاحب رای آنان توسط هیاتهای اجرایی و نظارت در سراسر کشور، همچنان پرشور، مقاوم، مصمم و استوار برای ایفای نقشی برتر و بهتر از گذشته، برای به سامان رساندن نابسامانیها، برای توسعه اندیشه شورایی و به بلوغ رساندن این نهاد مردمی، برای جلوگیری از اتلاف بیتالمال و پیشبرد پروژههای مناسب شهری، برای باور کردن و باوراندن نقش زنان و جوانان در حوزههای مدیریت به مردم و ساماندهی امور شهر، برای به بارنشاندن پروژههای معطل مانده جهت ساماندهی شهرها و روستاها، برای تثبیت جایگاه شوراها به ویژه شوراهای فرادست و هزاران برای دیگر که با حضور اطلاحطلبان در شوراها معنی پیدا میکند میآیند.
چرا که شورزاده نگرش آنان و حاصل عزم و تصمیم قاطعشان در برپایی شوراها میباشد، طبعا دلسوزتر از هر کس برای شورا و پایدار شدن این نهاد ارزشمند آنها هستند، درست مثل همان مادری که برای زنده ماندن فرزندش حاضر است از حق تملک خویش بر فرزند بگذرد. اما حضور آنان در شوراها با حضور مردم در پای صندوق رای محقق میشود. آنها امیدوارند که مردم به پای صندوقهای رای بیایند تا امکان تحقق اهداف فوق فراهم شود. چرا که انتخابات دومین دوره شوراها که تنها در بردارندة 36 درصد واجدین شرایط رای بود و بالاترین رای منتخب شورای تهران تنها 12 درصد واجدین شرایط رایدهندگان را به خود اختصاص داد، نشان میدهد که هرگاه از علاقهمندی مردم برای حضور به پای صندوقهای رای کاسته شود انتخاب اصلاحطلبان هم با مشکل مواجه میشود. و هر گاه باور عمومی بر این باشد که فایدهای بر حضور آنان در پای صندوقهای رای مترتب نیست، که البته این نگرش بسیار آسیبرسان است، بهترینها انتخاب نمیشوند هرگاه اعتماد مردم به مسوولان به آن حدی برسد که به باور آنان نقشی در شکلگیری پایگاههای قدرت ندارند، بهترین سرمایه اجتماعی که همان اعتماد عمومی است سوخته است.
همانطور که اعتقاد به سهم تاثیر رای آنان در شکلگیری پایههای قدرت میتواند بیان نظام را مستحکم نماید. شاید تجربه دوران ریاست جمهوری جناب آقای خاتمی این مساله را به اثبات رسانده باشد که علیرغم ارادهای پنهان که همواره تلاش میکرد تا از این انسان فرهیخته، دانشمند و فهیم چهرهای مخدوش ترسیم نماید و هر 9 روز یک بحران برای او آفریدند اما 22 میلیون رای مردم ضامن دوام، بقا، محبوبیت و ماندگاری او در دلهای مردم شد. معروف است که معمولاً مردم ایران در آخرین لحظات تصمیم خود را میگیرند.
و ما امیدواریم که این تصمیم با آگاهی و شناخت کامل و به دور از انفعال و دلسردی باشد. به هر حال اصلاحطلبان میآیند تا نقش خود را در پیشرفت جامعه اسلامی و تحقق اهداف چشمانداز برنامه توسعه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در جمهوری اسلامی ایران ایفا نمایند. میآیند تا بار دیگر عهد خود با مردم در جهت خدمترسانی به آنان را اثبات نمایند، میآیند تا شور و شوق حضورشان آرامش و امنیت را برای جامعه رقم بزند و بالاخره میآیند تا معنی واقعی زندگی و رشد و بالندگی را به جامعه ارزانی بدارند. با آرزوی اینکه شوراهای آینده جایگاه تجلی اندیشه آنان و بستر رشد و توسعه کشور باشد.