محمدحسین روانبخش
دموکراتها و جمهوریخواهان، اعضای دو حزب اصلی و دو جناح رقیب در سیاست آمریکا، اگرچه دیدگاههای غیرهمسانی درباره سیاست خارجی این کشور دارند، اما تفاوت دیدگاه آنها به اندازهای نیست که کسی تصور کند با تغییر حاکمیت در آمریکا، سیاستهای استعماری این کشور در قبال کشورهای دیگر ـ و به ویژه کشورهایی که در اردوگاه دشمن قرار دارند ـ یکباره تغییرات به اصطلاح 180 درجهای کند. در واقع اختلافنظر کارشناسان دو حزب مزبور بیشتر در روشها و نحوه اعمال قدرت است، نه در اصل نگاه از بالا، استعماری و مبتنی بر منافع. براساس این واقعیت است که کمتر صاحبنظر و سیاستمداری در ایران به تغییرات در دولتهای آمریکایی با خوشبینی و امیدواری نگاه میکند. تجربه هم نشان داده که میان کارتر و کلینتون دموکرات با ریگان و جورج بوش جمهوریخواه، تفاوتی که منجر به نغییر نگاه ایران به آمریکا شود، وجود ندارد. در طول تاریخ انقلاب اسلامی هم میان این دولتمردان آمریکایی و همراهانشان، در ایران تقسیمبندی صورت نگرفته و تقریبا همه یکسان گرفته شدهاند.
امروز بسیاری بر این باورند که اگر دموکراتها طرفدار خروج سربازان آمریکایی از عراق هستند، نه به خاطر مخالفت با اشغال یک کشور دیگر، که به دلیل استفاده تبلیغاتی، به چنین نظریههایی رو آوردهاند و بر این اساس میتوان گفت که اشغالگری و تجاوز و زورگویی اختصاص به یک نفر یا یک گروه و حزب ندارد. سیاست دولتهای آمریکا براساس منفتطلبی و برتریجویی شکل گرفته و این خصوصیت مشترک همه افراد حاضر در صحنه سیاست این کشور است اما آیا میتوان به صداقت گفتار و رفتار این افراد صحه گذاشت و هر ادعایی از طرف آنها ـ که مسلما بر مبنای سیاستورزیشان است ـ بدون چون و چرا پذیرفت؟
ظاهرا سوال فوقالذکر، جوابی بدیهی دارد اما این گونه نیست. در واقع عکسالعمل بعضی از اهالی سیاست به ادعاها و گفتههای مقامات آمریکایی به گونهای است که از آن میتوان نتیجه گرفت سیاستمداران آمریکایی، افراد حامی تجاوز و سلطه اما راستگو و دارای گفتار صادقانه و بدون شک و شبهه هستند! شاهد این مدعا، رفتاری است که در هفته اخیر، بعضی سیاسیون داخلی در برابر ادعای جان کری نامزد حزب دموکرات آمریکا مبنی بر مذاکرات چهار ساعته با نمایندگان اصلاحطلبی در پیش گرفتهاند.
داستان از آنجا آغاز شد که جان کری در گفتوگو با نشریه سوئدی گرینگو ادعا کرد که در حاشیه مجمع جهانی اقتصاد در داووس گفتوگوی چهار ساعتهای را با نمایندگان اصلاحطلب ایرانی که به عنوان پژوهشگر در آن اجلاس شرکت داشتند انجام داده است که این افراد در مذاکرات تاکید کردند دولت آمریکا آنطور که باید قدر اصلاحطلبان را ندانسته و در برابر تضعیف آنها در داخل ایران، موضع محکمی اتخاذ نکرده است.
انتشار این سخنان کری، فرصت دوبارهای به دست بعضی رسانهها و سایتهای خبری جریان مخالف اصلاحات داد تا بار دیگر «اصلاحطلبان. آمریکایی» را رسوا کنند! حرفهای کری بازتاب وسیعی در ایران داشت و با عکسهایی از کنار هم نشستن سیدمحمد خاتمی و جان کری در اجلاس مزبور ضمیمه شد تا نتیجه دلخواه از آن گرفته شود؛ در حالی که زمان برگزاری اجلاس، این عزیزان نتوانسته بودند از این موضوع بهرهبرداری مناسب را انجام دهند. شروع نام خانوادگی خاتمی و کری با حرف K و چینش صندلیها براساس الفبا، مهمترین عامل این موضوع بود و البته هوشیاری و تجربه خاتمی هم مانع بهرهبرداریها شد. اما حالا، اگرچه واضح بود که بر فرض صحت ادعای کری، خاتمی به هیچوجه جزو مذاکرهکنندگان نبوده ولی انتشار دوباره عکسها لازم دیده شد.
یکی از خبرگزاریهای منتسب به محافظهکاران که پوشش خبری مناسبی به این گفتههای جان کری داد، البته گفتوگویی هم با صادق خرازی انجام داد که وی در آن، ادعای کری را کذب محض دانسته و گفت: خبر برگزاری این اجلاس و حواشی آن در دنیا پیچیده و هیچ مذاکرهای در کار نبوده است. تنها یک پنل بود که در آن خاتمی، عبدالله گل، عمروموسی، جان کری و احمد نظیف شرکت داشتند و جلوی بیش از دو هزار نفر هم برگزار شد.
این خبرگزاری در ادامه این خبر برای تاثیرگذاری عمیقتر آورد: «سفیر سابق ایران در فرانسه در ادامه هدف کری از این سخنان را بهرهبرداری داخلی عنوان کرد و در پاسخ به این سوال که به نظر شما سخنان کری چه مصرفی در جامعه آمریکا میتواند داشته باشد، گفت: من نمیدانم و اکنون هم آمادگی مصاحبه ندارم.»
این خبرگزاری همچنین خبر داد که با دفتر جان کری تماس گرفته ولی یک سخنگو به آنها گفته که «سناتور کری بسیار مشغول است و ما با رسانههای خارجی مصاحبه نمیکنیم، این سیاست ما است». خبرگزاری مزبور در ادامه توضیح داده که «این در حالی است که کری بارها با رسانههای غیرآمریکایی مصاحبه کرده است».
شاید برای پایان شبهات همین موضوع کافی بود، چرا که اصلا مصاحبه کری که ادعای مورد بحث در آن صورت گرفته، با یک نشریه سوئدی بود و همین، میزان صداقت او را میرساند، اما چنین نشد! جمعه گذشته، این ادعای کری در یکی از مهمترین تریبونهای نظام جدی گرفته شد و سخنران محترم با ابراز تاسف از اینکه جان کری نماینده دموکرات و رقیب بوش در انتخابات عنوان کرده با برخی افراد از جریانات سیاسی ایران حدود چهار ساعت صحبت کرده و به او گفتهاند آمریکا اشتباه کرد که از ما حمایت نکرد، نفس این دیدار را ذلتآفرین خواند و دلدادگی به بیگانه را زشت دانست و گفت: این از ناحیه هر کسی که باشد، قرآن آن را نفاق مینامد.
وی با اشاره به آیات 138 و 129 سوره نساء، خطاب به آنها که با بیگانگان طرح دوستی میریزند، افزود: دنبال چه هستید. بیایید به سیل خروشان این ملت خدایی بپیوندید. با یک بیگانه مینشینید، درد دل میکنید و حرف میزنید. این کار و نفس این ارتباط و دلدادگی به بیگانگان، خروج از دایره خودی و ورود به دایره بیگانگان است. همه باید این اقدام را محکوم کنند حتی جریانهایی که منسوب به آنها هستند اگر عزت و سربلندی خودشان را میخواهند باید اینگونه بیگانهپرستیها و بیگانهدوستیها را محکوم کنند زیرا ناسپاسی از نعمت خداست.
با این تفاصیل به نظر میرسد در حال حاضر از دیدگاه بعضی افراد، جان کری از اصلاحطلبانی مثل صادق خرازی هم به مراتب صادقتر است و اگرچه گفتوگو با او مصداق نفاق و دیدار با او ذلتآفرین است، اما باید به ادعایش بدون هیچ شکی، صحه گذاشت و خبر واحدش را براساس شرایطی که دارد باید پذیرفت! این موضوع البته بیش از آنکه اعتقادی باشد، نشات گرفته از شرایط تبلیغاتی است. همانطور که حرف کری مصرف داخلی برای آمریکاییها دارد، اینجا هم استفاده از حرف کری، مصرف داخلی دارد و بر این اساس، جان کری نمیتواند خیلی روی نظراتی مبنی بر راستگو بودنش تکیه کند زیرا اولا این یک حرف او چون درباره «اصلاحطلبان» است، بدون چون و چرا پذیرفته میشود ثانیا چون موعد انتخابات است به حرف او توجه میشود والا اصلا نیازی به نقل قول از او برای مقابله با اصلاحطلبی نبود!
در پایان این مطلب شاید بد نباشد به معمایی اشاره کنم که بر سر این موضوع در ذهن نگارنده شکل گرفته و هر چه بیشتر آن را میکاود، متعجبتر میشود: اینکه مگر "تفاوت میان نامه نوشتن به رئیسجمهور آمریکا با مذاکره با نامزد سابق ریاست جمهوری این کشور چه میزان میتواند باشد که اولی را کسی از تریبون مقدسی «الهام» عنوان میکند و دومی را دیگری از همان تریبون، «نفاق و ذلتآفرین»؟! جواب این معما را البته فقط و فقط باید در سیاست پیدا کرد، در سیاست ما.