دکتر اسدالله بادامچیان
کنگره جمعه گذشته حزب مشارکت سراپا خشونت و عصبانیت و افراطیگری بود. سخنان دبیر کل، همه چیز را زیر سئوال برد. آن هم با لحنی تند و به شدت افراطی، که هیچ اثری از اعتدال!! در آن مشهود نبود.
تاجزاده دومین سخنران اصلی کنگره نیز نوعی ادعانامه را علیه نظام و دولت قرائت کرد.
بقیه نیز کم و بیش لحن افراطی داشتند. محمدرضا خاتمی نیز در مصاحبه خیلی خشن موضع گرفت. حتی آقای خاتمی نیز با خشونت به مقابله با دکتر احمدینژاد برخاست و در پرونده هستهای که مساله ملی است تحلیل کرد که کار آن تمام نشده است و هنوز در شورای امنیت است و به آژانس نرفته است، مگر اینکه آقای احمدینژاد خوابنما شده باشد!!
نامه تاجزاده به سه مقاله در نشریه شما نیز کاملا افراطی است و پاسخ نیست بلکه ادعانامهای علیه نظام و برخی مسئولان است.
لحن نشریات دوم خردادی اصلاحطلبان نیز در هفتههای جاری به شدت به خشونت و افراط گراییده است.
مقالات تند و خبرهای تندتر نیز حکایت از تغییر رویکرد در جناح دوم خرداد دارد.
چرا؟ علت چیست؟
اینان که چند ماه قبل شعار اعتدال میدادند و اعتدال را برنده انتخابات مجلس هشتم میدانستند چرا بدینگونه دوباره به افراطیگری و خشونت افتادهاند؟
علت اصلی را باید در شکستهای پیدرپی سیاستهای انتخاباتی اصلاحطلبان و درک نداشتن موقعیت مناسب در بین مردم جستجو کرد.
در فروردین ماه سالجاری اصلاحطلبان با شعار مثلث هاشمی، خاتمی، کروبی کار سنگین و انبوه تبلیغات انتخاباتی را شروع کردند و کوشیدند تا آراء مردم را بجای اینکه معطوف به اصلاحطلبان بکنند به این سه نفر برسانند و خود را زیرمجموعه مثلث فوق بدانند.
این طرح چنان شکست خورد که ضربات حاصله از این شکست، اصلاحطلبان را دچار چندگانگی کرد.
آقای محمد هاشمی، تکذیب کرد که آیتالله هاشمی جزو مثلث فوق باشد، خود ایشان بطور خصوصی به برخی چهرههای آنان تذکر جدی داد. آقای کروبی گفت او یکی از سه نفر یک مثلث نیست بلکه با حزبش بطور مستقل نامزد معرفی میکند.
و بالاخره افراد درون طیف اصلاحطلبان و مردم متوجه شدند که حضرات آنچنان خود را بیاعتبار مییابند که میخواهند از یک مجموعه چهرههای مشهور، اعتبار بیابند و این هم واقعیت ندارد.
سپس ائتلاف و یکپارچگی اصلاحطلبان و فهرست واحد را مطرح کردند. آن هم خیلی زود به باد رفت ولی آسیبهای آن باقی ماند.
پس از آن بحث اعتدال و طرد افراطیها را پیش کشیدند، آن هم بزودی دچار بنبست شد زیرا هنگامی که آنها میگفتند ما چهرههای معتدل خود را به صحنه میآوریم، اعتراف ضمنی میکردند که در بین آنها چهرههای افراطی و تندرو وجود داشته و دارند.
ولی آنها به این شعار اعتدال عمل نکردند و هیچ یک از عناصر خود را به عنوان افراطی کنار نگذاشتند و بالاخره چارهای نیافتند جز اینکه بگویند در بین اصلاحطلبان، اصولا چهره افراطی وجود ندارد و همه معتدلند!!
این خود نوعی افراطیگری در اعتدالنمایی بود.
البته اکنون آقای خاتمی مطرح کردهاند که اگر اهالی اصلاحات! از نوع دوم خرداد و جامعه مدنی چهرههای «معقول» خود را به صحنه بیاورند ترکیب مجلس هشتم با مجلس هفتم تفاوت خواهد داشت.!!
این موضعگیری کار را خیلی خرابتر خواهد کرد زیرا معلوم میشود اصلاحطلبان دوم خردادی، چهرههای غیرمعقول در بین خودشان دارند و برای این انتخابات چهرههای معقولشان!! را معرفی میکنند و لذا هرکس را که معرفی نکردند احتمالا غیرمعقول تلقی خواهد شد!! مساله سر لیست!! هم مشکل دیگری شد. زیرا معرفی سرلیست، اهانت به بقیه فهرست معرفی شده است که آنهایی که در انتهای فهرست قرار دارند (ته لیست)!! به حساب میآیند!!
این آشفتگی در مواضع و بیانات و سخنان طبیعی است که موجب نگرانی شدید، عصبانیت، بداخلاقی، خشونت و افتادن به ورطه وحشتناک مخالفخوانی علیه همه کس و همه چیز از جمله نظام خواهد شد و نشانههای آن آشکار شده است. باید گفته شود که در کنگره حزب مشارکت در حالی که سفرای کشورهای اسلامی، که با دولت ایران روابط حسنه و دوستانه دارند، حضور داشتند آن نوع سخنان میردامادی و تاجزاده موجب ناراحتی آنها شد و در مردم هم اثر منفی خود را داشته و بیشتر خواهد داشت.
آنچه برای ما وظیفه است چیست؟
اصولگرایان در پی تعیین تکلیف برای اصلاحطلبان و سایر گروههای سیاسی نیستند آنها در معرفی خود میکوشیدند. اما باید دقت شود که این نوع مواضع و سخنان افراطی دوم خردادیها موجب مواضع متقابل تند از طرف اصولگرایان نشود. ما باید با حوصله و متانت و حفظ اخلاق و ادب ایرانی و اسلامی کار کنیم مردم خود از همین مواضع و سخنان و افراطیگریها، شناخت لازم را برای اینکه به چه جناح و طیف و اشخاصی رای بدهند خواهند یافت.