شجاعت مادر شهید
مادر شهید عماد مغنیه از فرماندهان شجاع و مقتدر مقاومت اسلامی لبنان با حسرت از اینکه دیگر فرزندی ندارد تا در راه اسلام مبارزه با صهیونیستهای غاصب تقدیم کند؛ بر ادامه راه فرزندان شهیدش تاکید کرد.
مادر عماد مغنیه که با شهادت وی، سه فرزند تقدیم اسلام کرده، با روحیه مثالزدنی و بینظیر که برای اولین بار با رسانهها گفتوگو میکند؛ درباره علت این که چرا تا پیش از شهادت عماد از گفتوگو با رسانهها خودداری میکرد، گفت: حرفی نمیزدم تا او محافظت شود.
مادر عماد مغنیه میگوید: آخرین باری که عماد را دیدم، دو روز پیش از شهادتش بود که کسالت داشت.
آرامش و صلابت در چهره مادر عماد موج میزند؛ حتی عکاسانی که منتظر بودند تا از او عکس بگیرند؛ وقتی او را دیدند، نمیدانستند کسی که به دنبالش هستند همان بانویی است که هنوز گریه نکرده و از دست دادن سومین پسر هم هیچ تاثیری بر اراده با صلابت او نگذاشته است، وی همچنین گفت: ای کاش من جوانان بیشتری برای ادامه راه مقاومت داشتم.
این مادر هم که از فرزندش فقط پایبندی به مقاومت را میخواست، هنگامی که تصاویر بزرگ او را توزیع کردند همانند دیگر لبنانیها غافلگیر شد و گفت: من هم مانند شما که اولین بار تصویر او را دیدید، او را دیدم، هیچ عکسی جز عکس خردسالیاش ندارم و چیز زیادی هم از او نمیدانم.
او خبر شهادت فرزندش را با شجاعت و صبر دریافت کرد، پیش از این هم دو فرزند دیگرش را از دست داده بود، جهاد در هجده سالگی شهید شد و فواد هم با جا گذاشتن سه فرزند به شهادت رسید.
مادر فرمانده بزرگ مقاومت میگوید: عماد هم سه فرزند داشت؛ دو پسر و یک دختر، از او پرسیدند: همسرش کجاست؟ پاسخ داد: میخواهید بدانید کجا است؟ او سر مزارش است و مشغول تمیز کردن آن است.
او با لحنی جدی و با صلابت بر ادامه خط سرخ شهادت و مقاومت برای دفع ظلم و ستم تاکید میکند و میگوید: این ظلم است که شجاعت را به دنیا میآورد؛ سالها است که ما اراده خود را قوی میکنیم و این اراده به ما کمک میکند که همچنان مستحکم و پایبند باشیم و راه را ادامه دهیم.
شروع فعالیت
با شروع مبارزات مذهبی و اجتماعی امام موسی صدر و همراهانش، او اگرچه نوجوان بود، اما با آنان همکاری داشت. در جریان جنگ مشترک گروههای وابسته لبنانی و رژیم صهیونیستی علیه جنبش فتح به رهبری یاسر عرفات در اواسط دهه 1350 به حمایت از فتح برخاست. با اشغال نظامی لبنان از سوی رژیم صهیونیستی در سال 1361 در کنار رهبران مقاومت ـ سیدعباس موسوی، سیدحسن نصرالله، شیخ صبحی طفیلی، شیخ نعیم قاسم و... قرار گرفت و با شکلگیری حزبالله لبنان در سلک نیروهای این جریان مذهبی ـ سیاسی در آمد. حضور او در میان نیروهای مقاومت به مرور او را آبدیده کرد و از او عنصری هوشمند، طراح، آیندهنگر و مدیر ساخت.
مغنیه در اوایل دهه هشتاد میلادی به «نیروی 17» شاخه نظامی جنبش آزادیبخش فلسطین پیوست که نیرویی ویژه بود و برای حفاظت از مبارزانی مانند بوعمار، ابوجهاد و ابوایاد تشکیل شده بود. از همان زمان، در عملیات انتقال سلاح از جنبش آزادیبخش فلسطین برای مقاومت اسلامی لبنان که در حزبالله و جنبش امل نمود دارد نقش اساسی داشت، اما در پی اشغال لبنان در سال 1982 میلادی از سوی رژیم صهیونیستی، مبارزان جنبش آزادیبخش فلسطین مجبور به ترک لبنان شدند.
محاصره بیروت، سه ماه به طول انجامید و با خروج مبارزان فلسطینی و سازمان آزادیبخش از لبنان، عماد مغنیه نیز به صفوف رزمندگان افواج مقاومت اسلامی (جنبش امل) پیوست که از سوی امام موسی صدر و شهید مصطفی چمران تاسیس شده بود، اما شهید مغنیه در ادامه و همزمان با انتقال سیدحسن نصرالله از امل، به حزب تازه تاسیس حزبالله پیوست. شهید مغنیه پس از اجرای موفقیتآمیز چند عملیات به عنوان فرمانده گارد حفاظت مقامات بلندپایه حزبالله منصوب شد و پس از آن به عنوان مسئول عملیات ویژه حزبالله انتخاب شد.
اظهارات ساندی تلگراف درباره او
روزنامه انگلیسی ساندی تلگراف درباره شهید مغنیه نوشت: او یک انقلابی مجاهد است که با امام خمینی(ره) بیعت کرده بود که در راه انقلاب اسلامی از جان خویشتن نیز بگذرد.
مرد سایه
تصاویری که تاکنون از شهید عماد مغنیه منتشر شده است بسیار اندک است.
شهید عماد مغنیه که به دوری از رسانهها شهرت داشت به مرد سایه در مقاومت اسلامی شهرت داشت و بسیاری او را مغز متفکر حزبالله قلمداد میکنند.
ناکامی رژیم صهیونیستی و بیداری حزبالله
رژیم صهیونیستی 8 ماه پس از شکست از حزبالله لبنان در جنگ 33 روزه که سیدحسن نصرالله از آن به «نبرد تموز» یاد کرده و غربیها آن را «نبرد ژوئیه» نامیدهاند، عملیات امنیتی ـ نظامی را در فرا مرزها آغاز کرد تا مخاطبان داخلی و منطقهای باور کنند که اسراییل از مشکلات داخلی ناشی از شکست در جنگ دوم لبنان بیرون آمده است. این رژیم غاصب در اردیبهشت ماه سال جاری با حمله هوایی به تلابیض، نقطهای در شمال سوریه و در مجاورت مرکز ترکیه و بمباران تاسیسات کوچک نفتی سوریه در این نقطه و سپس نفوذ هوایی به نقاط میانی کشور سوریه (استان ویران) اولین عملیات برون مرزی خود را بدون آنکه با مواجهه جدی سوریه روبهرو گردد، انجام داد. تحلیلگران منطقهای اقدام نظامی رژیم صهیونیستی در تلابیض را فاقد قصد جدی برای درگیر شدن با دولت دمشق و صرفا دارای ماهیتی هشدارگونه ارزیابی کردند. سوریه اگرچه اعلام کرد که حق خود را برای اقدام مشابه محفوظ میداند ولی تنها به آرایش نظامی در دامنه شرقی منطقه استراتژیک و اشغالی جولان بسنده کرد و البته باز پسگیری جولان را در عرصه رسانهای و دیپلماتیک فعال نمود و در پیگیری همین سیاست به کنفرانس آمریکایی «آناپولیس» رفت.
رژیم صهیونیستی حدود 9 ماه بعد با نفوذ به منطقه امنیتی «کفرسوسه» در میان شهر دمشق، عماد مغنیه را از طریق تله انفجاری و اقدام از راه دور به شهادت رساند تا از این طریق از یک سو التیامی بر جراحت اعتماد سوز شهروندان نسبت به دولت، نظامیان و نیروهای امنیتی تلآویز بگذارد و از سوی دیگر سوریه را از همکاری با حزبالله و حماس باز دارد.
از منظر رژیم صهیونیستی، سوریه مهمترین عامل بقا و فعالیت معارضین در لبنان و فلسطین میباشد و راه توقف فعالیت این نیروها آن است که هزینههای سنگینی به دمشق تحمیل گردد.
راهی که با شهادت دنبال میشود
شهادت حاج رضوان، عماد مغنیه در خاک سوریه درست در سالگرد شهادت دبیر کل سابق حزبالله حجتالاسلام سیدعباس موسوی ـ صورت گرفت. واقعیت این است که اسراییلیها و آمریکاییها 25 سال است که دستگیری با ترور سیدرضوان را در دستور کار قرار دادهاند و مسلما در هر زمانی که امکان عملی شدن ترور او فراهم میشد بدون درنگ به آن اقدام میکردند، اما همزمانی ترور حاج رضوان با سالگرد ترور سیدعباس موسوی موفقیت رژیم صهیونیستی در رسیدن به هدف را زیر سوال میبرد چرا که شهادت سیدعباس موسوی به هیچوجه به تضعیف حزبالله لبنان و کاهش عملیات ضد اسراییلی آن منجر نگردید.
صهیونیست در کمین عماد
رژیم صهیونیستی یک بار در سال 1373 اتومبیل او را در ضاحیه ـ بخش جنوبی بیروت شناسایی کرد و به آن حمله و رشد ولی او در اتومبیل نبود و برادرش به شهادت رسید. این پس از آن بود که رژیم صهیونیستی 5 میلیون دلار جایزه را برای کسی که خبری از او بدهد، تعیین کرده بود و هر سال پس از اعتراف به ناکامی، مبلغ هدیه را 5 میلیون دلار افزایش داده بود. عماد مغنیه در جریان جنگ 33 روزه یکی از چندین فرمانده آن بود و نقش بسیار ارزندهای در جنگ 33 روزه ـ تموز ـ ایفا نمود.
شهادت عماد مغنیه و بیم رژیم صهیونیستی
شهادت عماد مغنیه موقعیت امنیتی رژیم صهیونیستی را تضعیف میکند چرا که از لحظه ترور فرزند صور به دست نیروهای اسراییلی هرگونه اقدام نظامی حزبالله علیه رژیم صهیونیستی را چه در محدوده لبنان و منطقه شبعا که هنوز در اشغال اسراییل است و چه در محدوده فلسطین و نیز در فرامرزها کاملا موجه کرده و افکار عمومی را با آن هماهنگ مینماید. بر همین اساس رژیم صهیونیستی باید از این پس هر روز در انتظار یک حادثه امنیتی علیه خود بنشیند.
شهادت عماد مغنیه موقعیت امنیتی و اجتماعی حزبالله در لبنان را ارتقا میدهد. بسیاری از تحلیلگران منطقهای ترور عماد مغنیه را محصول همکاری اطلاعاتی یک جریان لبنانی و یک نهاد اطلاعاتی عربی با سازمان اطلاعاتی اسراییل دانسته و بدون اینکه همکاری وقوع این حادثه را عملی نمیدانند. در واقع اینک حزبالله لبنان میتواند روند همکاری اطلاعاتی میان مثلث لبنانی، عربی و اسراییل را افشا کند و فشار خود را برای از هم پاشیدن این ائتلاف شدت ببخشده.
امروز لبنانیها در برابر فشاری که غرب برای تضعیف مقاومت انگشت اشاره را به سمت سویه در جریان پرونده ترور رفیق حریری ـ نخستوزیر فقید لبنان ـ میبرد سوال میکنند اگر کاسهای زیر نیم کاسه نیست چرا غرب در برابر ترور حاج رضوان واکنش نشان نمیدهد و حتی وقیحانه با دستهای خونین اسراییل همراهی میکند.
بیداری حزبالله
نکته مهم دیگری که در ماجرای ترور چهره دلاور حزبالله وجود دارد، امتناع مقاومت از کشیده شدن به درگیریهای داخلی است. حزبالله لبنان در طول 18 ماه پس از پیروزی بزرگ خود علیه رژیم صهیونیستی میتوانست علیه دستهایی که در جنگ با اسراییلیها هماهنگ بودند اقامه دعوا کند و حتی با توجه به اقتدار نظامی به تعقیب آنان بپردازند ولی این کار را نکرد و به جای آن از استقرار «دولت وحدت ملی» سخن گفت و برای رسیدن به دولت فراگیر صرفا به روشهای مدنی روی آورد و حتی در این راه شهدایی تقدیم کرد.
همه نگاهها به حزبالله
حزبالله لبنان با شهادت عماد مغنیه اگرچه یک نیروی موثر و کارکشته را از دست داده است ولی عواطف ملتهای منطقه را که تحت تبلیغات مداوم قرار گرفته و نسبت به اهداف حزبالله در اصرار خود به حفظ سلاح دچار اندکی تردید شده بودند، به سمت خود جلب کرد. در واقع این ترور اثبات کرد که اسلحه حزبالله نه تنها یک تهدید امنیتی علیه جبهه لبنانی ـ عربی نیست بلکه نیاز مبرم لبنان برای حفظ ثبات میباشد.
اهداف اصلی ترور
1- اعاده اعتبار دستگاه امنیتی رژیم صهیونیستی: در پی جنگ 33 روزه و حتی قبل از آن در حد فاصل اشغال لبنان در سال 1361 تا سال 1379 ـ زمان خروج رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان ـ ناکامی دستگاههای امنیتی رژیم صهیونیستی در مضمحل کردن مقاومت به دغدغه مهم دولتمردان، ارتش و شهروندان صهیونیست تبدیل شده بود. این وضعیت به خصوص در جریان جنگ 33 روزه تشدید شد. چرا که از یک سو دستگاه امنیتی رژیم صهیونیستی نتوانست هیچ کدام از رهبران مقاومت را از میان بردارد و یا بر جریان روزافزون شلیک موشکهای حزبالله اثر بگذارد و از سوی دیگر حزبالله لبنان توانسته بود در مراکز حساس رژیم صهیونیستی رخنه اطلاعاتی ایجاد کند.
2- تضعیف موقعیت حزبالله لبنان: رژیم صهیونیستی براساس طینت خود که فشار نظامی را موجب کوتاه آمدن میداند گمان میکند عملیات ترور در پایتخت سوریه از یک سو دولت دمشق را از همکاری با حزبالله و حماس باز میدارد و شهروندان سوریه را علیه دولت بشار اسد برای محدود کردن فعالیت نیروهای مقاومت در سوریه وارد عمل میکند و از سوی دیگر حزبالله لبنان را که به آرامی از محدودیتهای امنیتی پس از پایان جنگ 33 روزه خارج شده است را بار دیگر در لاک امنیتی فرو برده و نیروهای عمل کننده آن را زمینگیر میکند.
حضور مردم در صحنه
حضور میلیونی مردم در مراسم تشییع پیکر پاک عماد مغنیه و سخنان بسیار مهم سیدحسن نصرالله برای ارزیابی درستی یا نادرستی هدفگذاری اسراییلیها کفایت میکند. سیدحسن نصرالله با حضور در جمع تشییعکنندگان اثبات کرد که حزبالله در لاک امنیتی فرو نمیرود. سخنان سید نشان داد که حزبالله خود را برای ضربه زدن به رژیم صهیونیستی در فراسوی مرزها آماده میکند. شهروندان لبنانی در تشییع پیکر سیدرضوان نشان دادند که با این ترورها از اقتدار مادی و معنوی حزبالله کاسته نمیشود.
اما درباره مقطع زمانی ترور عماد مغنیه چند نکته قابل تامل است. نخست اینکه وی در سالگرد ترور سیدعباس موسوی، دبیرکل سابق حزبالله ترور شده است و این هم شاخص دیگری است که از نقش اسراییل در این ترور پرده برمیدارد و هم میتواند بیانگر این پیام باشد که همچنان که ترور رهبران و مسؤولان سابق حزبالله نتوانست از رشد و پویایی جنبش مقاومت اسلامی لبنان جلوگیری کند ترور عماد مغنیه نیز هرچند ضایعهای بزرگ برای این جنبش محسوب میشود، اما نخواهد توانست به جایگاه حزبالله خدشهای هر چند کوچک وارد سازد.
نکات برجسته
نکته قابل تامل دیگری که درباره مقطع زمانی ترور عماد مغنیه وجود دارد تقارن آن با دور جدید تحرکات مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی و جناح موسوم به 14 مارس برای دامن زدن به فتنه درگیری داخلی در آستانه سومین سالگرد ترور رفیق حریری، نخستوزیر سابق لبنان میباشد.
از این لحاظ به نظر میرسد ترور عماد مغنیه با این هدف هم صورت گرفته است که از فضای حاصل از آن برای دامن زدن به درگیری داخلی در لبنان استفاده کند.