اشاره:
خروج نیروهای انگلیسی از شهر بصره نخستین اقدام عملی حزب کارگر در جهت فاصلهگیری از سیاستهای شکستخورده کاخ سفید محسوب میشود. البته گوردون براون و دیگر مقامات انگلیسی سعی دارند سطح مناسبات و همکاریهای دوجانبه واشنگتن ـ لندن را مطلوب و طبیعی جلوه دهند، اما شواهد موجود نشان از حقیقتی دیگر دارد...
">اشاره:
خروج نیروهای انگلیسی از شهر بصره نخستین اقدام عملی حزب کارگر در جهت فاصلهگیری از سیاستهای شکستخورده کاخ سفید محسوب میشود. البته گوردون براون و دیگر مقامات انگلیسی سعی دارند سطح مناسبات و همکاریهای دوجانبه واشنگتن ـ لندن را مطلوب و طبیعی جلوه دهند، اما شواهد موجود نشان از حقیقتی دیگر دارد...
">اشاره:
خروج نیروهای انگلیسی از شهر بصره نخستین اقدام عملی حزب کارگر در جهت فاصلهگیری از سیاستهای شکستخورده کاخ سفید محسوب میشود. البته گوردون براون و دیگر مقامات انگلیسی سعی دارند سطح مناسبات و همکاریهای دوجانبه واشنگتن ـ لندن را مطلوب و طبیعی جلوه دهند، اما شواهد موجود نشان از حقیقتی دیگر دارد...
">اشاره:
خروج نیروهای انگلیسی از شهر بصره نخستین اقدام عملی حزب کارگر در جهت فاصلهگیری از سیاستهای شکستخورده کاخ سفید محسوب میشود. البته گوردون براون و دیگر مقامات انگلیسی سعی دارند سطح مناسبات و همکاریهای دوجانبه واشنگتن ـ لندن را مطلوب و طبیعی جلوه دهند، اما شواهد موجود نشان از حقیقتی دیگر دارد...
">اشاره:
خروج نیروهای انگلیسی از شهر بصره نخستین اقدام عملی حزب کارگر در جهت فاصلهگیری از سیاستهای شکستخورده کاخ سفید محسوب میشود. البته گوردون براون و دیگر مقامات انگلیسی سعی دارند سطح مناسبات و همکاریهای دوجانبه واشنگتن ـ لندن را مطلوب و طبیعی جلوه دهند، اما شواهد موجود نشان از حقیقتی دیگر دارد...
">اشاره:
خروج نیروهای انگلیسی از شهر بصره نخستین اقدام عملی حزب کارگر در جهت فاصلهگیری از سیاستهای شکستخورده کاخ سفید محسوب میشود. البته گوردون براون و دیگر مقامات انگلیسی سعی دارند سطح مناسبات و همکاریهای دوجانبه واشنگتن ـ لندن را مطلوب و طبیعی جلوه دهند، اما شواهد موجود نشان از حقیقتی دیگر دارد...
">اشاره:
خروج نیروهای انگلیسی از شهر بصره نخستین اقدام عملی حزب کارگر در جهت فاصلهگیری از سیاستهای شکستخورده کاخ سفید محسوب میشود. البته گوردون براون و دیگر مقامات انگلیسی سعی دارند سطح مناسبات و همکاریهای دوجانبه واشنگتن ـ لندن را مطلوب و طبیعی جلوه دهند، اما شواهد موجود نشان از حقیقتی دیگر دارد...
سحاب فاطمی
چندی پیش، جوزف ویلسون دیپلمات برجسته آمریکایی صراحتا اعلام کرد که کاخ سفید در آستانه جنگ عراق با ارائه تصویری کاذب از اوضاع بغداد، تونی بلر را فریب داده است. نخستوزیر سابق انگلستان اصلیترین متحد واشنگتن در اشغال عراق محسوب میشد. تونی بلر و جک استراو به عنوان سکانداران کشتی جنگی لندن در نظام بینالملل از هیچگونه اقدامی در جهت احقاق سیاستهای یونیور سالیستی نومحافظهکاران آمریکا فروگذار نکردند. حتی تونی بلر از افرادی مانند خوزه ماریانا اسنار و سیلویو بر لوسکونی خواست تا با ورود خود به معادلات اشغال عراق، روند دخالت آمریکا و اروپا در خاورمیانه را تسریع کنند.
پس از پایان اشغال عراق یکهتازی نیروهای اشغالگر علیه مردم این کشور ادامه یافت. نیروهای انگلیسی با استقرار در شهر مهم و استراتژیک بصره، این منطقه را به عنوان کانون و هسته فعالیت خود در عراق برگزیدند.
البته نیروهای بریتانیایی در دیگر نقاط عراق نیز حضوری پراکنده داشتند. با گذشت زمان و پررنگتر شدن نقاط ضعف اشغالگران آمریکا و انگستان به عنوان دو اشغالگر اصلی عراق در معرض آسیبهایی تازه قرار گرفتند. شکست اسنار و بر لوسکونی و خروج نیروهای اسپانیایی و ایتالیایی از عراق ضربه سختی را بر پیکره آمریکا و انگلستان وارد نمود. پیروزی شیعیان در انتخابات و افزایش مخالفتهای عمومی با اشغال عراق سبب شد تا قدرت مانور بوش و بلر محدودتر شود. با شکست حزب کارگر در انتخابات شوراهای محلی، سران این حزب دریافتد که استراتژیهای لندن در عراق باید تغییر یابد. با شکست دوباره حزب کارگر در انتخابات اسکاتلند این مسئله به رویکردی غالب تبدیل شد. اما بر همگان محرز بود که با وجود فردی مانند تونی بلر در راس معادلات سیاسی انگلستان این امر امکانپذیر نخواهد بود. از این رو سران حزب کارگر از بلر خواستند تا استعفای خود را اعلام نموده و خانه شماره 10 داونینگ استریت را به فردی دیگر بسپارد. این فرد کسی جز گوردون براون نبود. براون شخصیت متفاوتی نسبت به تونی بلر داشت، هر چند که در استراتژیهای کلان سیاست خارجی از همان سبک شناخته شده در میان سیاستمداران حزب کارگر پیروی میکرد. هر چند که تامین خواستههای مقامات آمریکایی و همراهی مطلق با سیاستهای کاخ سفید در دستور کار مستقیم سران حزب کارگر قرار دارد، ولی درصد وابستگی مهرههای اجرایی برخاسته از این مجموعه با یکدیگر متفاوت است. بر این اساس، درصد وابستگی عملی بلر و براون به آمریکا، کمی متفاوت است. این تفاوت اندک نمود خود را در خروج پر جنجال نیروهای بریتانیایی از بصره نشان داده است. اتفاقی که محال بود در دوران نخستوزیری تونی بلر رخ دهد.
استراتژیهای بر باد رفته
به نظر میرسد تاریخ مصرف استراتژیهای اشغالگران عراق به انتها رسیده است. در ماه مارس 2003 میلادی مقامات آمریکایی و انگلیسی از استراتژیهای خود در بغداد و دیگر شهرهای عراق سخن میگفتند. اما اکنون خروج از عراق به اصلیترین دغدغه سیاستمداران حزب کارگر تبدیل شده است. البته انگلیسیها سعی دارند به سبک همیشگی خود از عراق خارج شوند، یعنی شکست خود را در قالب یک استراتژی تفسیر نمایند. اما حقایق عراق امروز اجازه چنین شانتاژی را به بریتانیاییها نخواهد داد.
حزب کارگر به عنوان نزدیکترین متحد نومحافظهکاران آمریکا شکست سنگینی را در کارنامه سیاست خارجی خود ثبت نموده است. شکستی که آینده سیاسی این حزب را دچار خللهایی جدی و دامنهدار خواهد نمود.
توجیهات براون
نخستوزیر انگلیس خروج نظامیان کشورش را از شهر بصره عراق، نشانه شکست لندن ندانسته و آن را اقدامی از پیش برنامهریزی شده خوانده است. این در حالیست که اوضاع موجود در عراق اجازه برنامهریزی منظم و اعمال رفتارهای از پیش تعیینشده را به مقامات اشغالگر آمریکایی و انگلیسی نمیدهد. خروج نیروهای انگلیسی از بصره تنها در چارچوب فرار بریتانیا از بحرا عراق قابل تجزیه و تحلیل خواهد بود.
اظهارات براون در خصوص خروج نیروهای انگلیسی از بصره در نوع خود جالب توجه است: "این حرکتی از پیش برنامهریزی شده و سازمانیافته است. این حرکت یک جابجایی است که نقش رزمی که در چهار استان داشتیم و هماکنون به تدریج به طرف نقش نظارتی حرکت میکنیم. ما تمام مسئولیتهایمان را به مردم عراق واگذار کردیم اما در شرایط خاص میتوانیم دوباره دخالت کنیم!"
حرکت از نقش رزمی به نقش نظارتی معلول فعلیت یافتن 4 عامل مهم است که هیچ یک از آنها در خصوص دولت نوپای براون صادق نیست:
1ـ وجود آرامش نسبی در منطقه تحت اشغال: در حال حاضر آرامش نسبی در مناطق تحت نظارت و کنترل اشغالگران وجود ندارد. ادامه حضور اشغالگران برای ملت عراق قابل تحمل نیست و میزان تلفات نیروهای آمریکایی و انگلیسی در مناطق مختلف این کشور افزایش یافته است. از این رو مهمترین پیششرط تغییر نقش انگلستان در عراق تحقق نیافته است.
2ـ وجود ثبات در دولت تصمیمگیرنده اشغالگر
هماکنون دولت گوردون براون با چالشهای زیادی در عراق روبهرو است. رضایت افکار عمومی انگلستان از این حزب کارگر کاهش یافته و این حزب در جریان دو انتخابات اخیر با شکست روبهرو شده است. کابینه براون کابینهای نامنظم است و با وجود افرادی شرور مانند جک استراو، بسیاری از اعضای کابینه با ادامه حضور نیروهای انگلیسی در عراق مخالفند. همچنین بحرانهای داخلی انگلستان که در ماههای آتی به نقطه اوج خود خواهند رسید گوردون براون و همراهانش را تهدید میکنند.
3ـ غلبه استراتژی بر رفتار
جهت تغییر نقش نیروی اشغالگر در کشور تحت اشغال، باید استراتژی بر رفتار غلبه پیدا کند و هرگونه اقدام اشغالگران براساس فرمولهایی نظامی و سیاسی قابل توجیه باشد.
اما انگلستان بر اساس فرمول یا ساختاری ثابت در عراق حرکت نمیکند. خروج نیروهای بریتانیایی از عراق را باید در قالب یک رفتار و واکنش ترسیم کرد، نه یک استراتژی از پیش تعیین شده.
4ـ وجود بستری مساعد جهت تغییر نقش اشغالگر
جهت تغییر نقش یک اشغالگر، باید بستر مساعدی در کشور تحت اشغال وجود داشته باشد تا بتوان با تکیه بر این زمینه و بستر، تغییر فوقالذکر را به فعلیت رساند.
اما چنین مسئلهای در عراق وجود ندارد و اتفاقا "فقدان بستری مناسب جهت تغییر نقش اشغالگران" آنها را به فکر خروج هر چه سریعتر از این کشور واداشته است.