تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۴۸۹۵۱

سال 84 برای سوری ها سالی پرالتهاب و فوق العاده اضطراب آور بود , اگرچه اکنون بنظر می رسد که سیاستمداران ارشد سوریه بواسطه پذیرش قطعنامه 1559 و همراه شدن با برخی از خواسته آمریکائیها تا اندازه ای از ماراتن نفس گیر ماههای میانی سال کاسته اند اما شواهد حاکیست که همچنان فشارهای آمریکا و اروپا را بر شانه های خود احساس می کنند.
برای سوری ها نقطه آغاز این رویدادهای نگران کننده یک هفته پس از تصویب قطعنامه 1559 شورای امنیت در اواسط شهریور سال 1383 بود که با خروج نخستین کاروان سربازان سوری از خاک لبنان به درازا کشید. این قطعنامه بر خروج نیروهای خارجی (سوریه ) و خلع سلاح شبه نظامیان لبنان (حزب الله و فلسطینی ها) نظارت دارد.
با ترور « رفیق حریری » نخست وزیر لبنان در 25 بهمن ماه 84 (14 فوریه 2005 ) فشارهای تبلیغاتی و سیاسی بین المللی شدیدتر و سنگین تر شد . غربی ها دمشق را مسئول این ترور که منطقه را دچار بهت و شگفتی عظیمی کرد , معرفی نمود و انگشت اتهام را به سوی مقامات ارشد از جمله « بشاراسد » رئیس جمهوری سوریه , نشانه رفتند.
استدلال آنها بر این پایه استوار بود که اولا سوریه پیش از این , حضور نظامی و اطلاعاتی گسترده ای در لبنان داشته و این نفوذ پس از خروج نیروهایش از لبنان همچنان محفوظ مانده بود و ثانیا شکاف میان حریری و اسد بر سر اصلاحیه قانون اساسی مورد حمایت سوریه که اجازه می داد دوره ریاست جمهوری « امیل لحود » رئیس جمهور لبنان و از حامیان اصلی سوریه , افزایش یابد , گسترده شده بود. به زعم غربی ها « رفیق حریری » در مقابل سیاست های دمشق در لبنان مانعی به حساب می آمد که لازم بود کنار گذاشته شود.
هرچند این عده می کوشند با بزرگ نمایی اختلافات حریری با دولت لبنان و سوریه , دولت لبنان و در نهایت سوریه را در ترور وی متهم سازند اما حقیقت آن است که حریری علی رغم اختلافاتی که با دولت لبنان داشت , با حضور و همکاری نیروهای سوریه در لبنان که آرامش را به آنجا بازگردانده بودند , وی توانست در پیشبرد اهداف خود موفق باشد.
به نظر می رسد در پشت پرده ی ترور رفیق حریری , غرب و صهیونیست ها حضوری قوی و پررنگ داشتند. موضعگیری شتاب آلود مجموعه ی غرب اعم از سازمان ملل متحد و دولتمردان کشورهای غربی شکی در آن باقی نمی نهد. این ترور بی شک اقدامی جنایتکارانه و محکوم است اما این اقدام شتاب زده در متهم ساختن سوریه نشانگر آن بود که هدف اولیه و اصلی از ترور حریری , بی ثباتی در جامعه ی لبنان بوده تا با دامن زدن به آتش اختلافات داخلی زمینه ی خروج نیروهای سوریه از لبنان فراهم گردد.
از زمان قتل حریری تاکنون 13 نفر بر اثر 14 انفجاری که در مناطق مسیحی نشین و ضدسوری لبنان رخ داده است , کشته شده اند. از مهمترین ترورهایی که در لبنان به وقوع پیوسته , ترور جبران توینی , مدیر روزنامه ی النهار بنان و نماینده ی مجلس این کشور در منطقه مسیحی نشین مکالیس در حومه بیروت بود. قتل توینی در شرایطی روی داد که « دتلف مهلیس » سرپرست گروه تحقیق بین المللی درباره ی ترور رفیق حریری , ساعاتی بعد گزارش دوم خود را درباره ی ترور حریری تقدیم کوفی عنان , دبیرکل سازمان ملل کرد. پیش از این , مهلیس در گزارشی مقدماتی به نقش مقام های امنیتی سوریه در ترور حریری اشاره کرده بود.
از همان زمانی که مهلیس تحقیق درباره ی ترور رفیق حریری را آغاز کرد , افزون بر انفجارهای متعدد , چندین عملیات تروریستی هم در لبنان رخ داد که هدف تمام آنها چهره های معروف مخالف سوریه در لبنان بود. از این رو , برخی از محافل لبنانی دولت سوریه را به دست داشتن در این قتل ها متهم می کردند , اتهامی که بلافاصله از سوی سوریه تکذیب شده اند.
مهلیس در 29 مهرماه 84 (21 اکتبر 2005 ) اولین گزارش خود را منتشر کرد. وی در گزارش خود نظام امنیتی سوریه و نظام امنیتی پیشین لبنان را به دخالت و مشارکت در ترور حریری متهم کرد.

 


بنابرگزارش مهلیس چهار مقام امنیتی لبنان که اکنون در بازداشت به سر می برند , زمینه های این ترور را فراهم کرده بودند. این چهار نفر که در دهم شهریور 84 (اول سپتامبر 2005 ) دستگیر شدند عبارتند از : ژنرال جمیل السید , رئیس سابق سازمان امنیت ملی , ژنرال علی حاج , رئیس پلیس سابق , سرتیپ رایموند آزاد , رئیس سابق اطلاعات ارتش و مصطفی حمدان , فرمانده گارد ریاست جمهوری .
در این میان اظهارات باصطلاح افشاگرانه عبدالحلیم خدام , معاون پیشین رئیس جمهور سوریه که طی آن مقامات ارشد دولت سوریه به عنوان عاملان ترور حریری معرفی شده اند , نه تنها معادلات سوریه و لبنان بلکه معادلات اعراب و اسرائیل و حتی عراق را نیز متاثر کرده و به مثابه ضربه ای هولناک دستگاه دیپلماسی سوریه دچار زلزله ای سیاسی نمود.
عبدالحلیم خدام در ماه خرداد 1384 (ژوئن 2005 ) از عضویت در دولت سوریه استعفا داد و اکنون در پاریس زندگی می کند اما واقعیت ان بود که خدام پس از آن از سوریه رفت که تمام مناصب و اختیارات وی از او سلب شده بود. به اعتقاد مقامات سوری در واقع علت تصمیم خدام این بود که در آخرین جلسه حزب بعث (کنگره دهم ) تمام اختیارات وی از او گرفته شد و در عمل از قدرت کنار گذاشته شد لذا حرکت خدام نوعی انتقام از اسد به شمار می رود.
خدام که خود برای چند دهه قدرت اصلی حاکم بر امور لبنان بود پیش از مرگ حریری این پرونده از وی گرفته شد و سپس از معاونت رئیس جمهوری و معاونت حزب بعث نیز کنار گذاشته شد. پس از این برخوردها خدام نه تنها تصمیم گرفت که از حمایت از « بشاراسد دست بکشد بلکه با استقرار در پاریس پیام مخالفت با اسد و حکومت وی را اعلام کرد , زیرا پاریس و دولت فرانسه در خط اول همکاری با آمریکا برای بیرون راندن سوریه از لبنان قرار داشتند.
سخنان « عبدالحلیم خدام » درباره برخورد تهدیدآمیز « بشاراسد » با رفیق حریری افزون بر آنکه دولت اسد را در موقعیت شکننده تری قرار داده , از یک سو موقعیت منتقدان سوریه در لبنان نظیر جناح حریری را تقویت کرده و از سوی دیگر بر سرنوشت گروه های هم پیمان سوریه در لبنان به ویژه جنبش حزب الله تاثیر نهاد.
در مجموع اظهارات خدام از آنجا که به تضعیف دولت بشار اسد منجر می شود , گروه های فلسطینی و لبنانی نزدیک به سوریه نیز از این آسیب بی بهره نخواهد ماند , لذا آمریکا از این رویکرد حمایت می کند ضمن آنکه تصور آمریکا این است که با تضعیف یا حذف حکومت بشار اسد , عقبه ی مخالفان مسلح آمریکا در عراق به ویژه القاعده تضعیف خواهد شد.
در این باره الحیات به نقل از یکی از اعضای پارلمان لبنان نوشت : مصاحبه ای که شبکه ی العربیه با عبدالحلیم خدام , انجام داد , پیامدهای مستقیمی بر تحقیقات بین المللی ترور رفیق حریری داشت و این تحقیقات را وارد مرحله ای جدید کرده است .
این مقام لبنانی ادامه داد : اظهارات خدام کاملا با مضمون گفته های تعدادی از سیاستمداران لبنانی در جریان تحقیقاتی که دتلف مهلیس , رئیس سابق کمیته ی بین المللی تحقیق ازآنها انجام داده است , مطابقت دارد , به ویژه تهدیدهای مستقیم یا غیرمستقیمی که حریری از سوی بشاراسد , رئیس جمهور سوریه و یا دیگر مسئولان سوری دریافت کرده بود.
این عضو پارلمان در ادامه گفت: به همین علت «سرژ برامرتس » قاضی بلژیکی جانشین مهلیس به محض شروع به کارش , گفت وگو با خدام را در راس جدول کاریش قرار داد.
اکنون دمشق با پشت سر گذاشتن خطرات و آن ایام دشوار و با وساطت برخی دولت های عربی همچون مصر و عربستان که با واگذاری برخی امتیازات پنهان به آمریکاییها در حوزه عراق و لبنان به نتیجه رسید , ظاهرا دوران پس از آتش را تجربه می کند. اما آنطور که از قراین پیداست این وضعیت طولانی نخواهد بود و پس از فارغ شدن آمریکا و اروپا از بحران عراق و پرونده هسته ای ایران , مرحله جدید آن آغاز خواهد شد.