میراحمدرضا مشرف
گروه سیاسی: سران سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در شهر بندری ریگا در شرایطی کار خود را آغاز کردهاند که فضای عمومی این اجلاس به شدت از تحولات افغانستان و حضور نیروهای ناتو در این کشور متاثر است.
ناتوانی و ناکامیهای اخیر ناتو در برقراری امنیت در مناطق جنگزده افغانستان، این سازمان را با انتقادات زیادی مواجه نموده و در عین حال به اختلافات درونی آن نیز دامن زده است. در این راستا روزنامه گاردین در روزهای اخیر با انتشار مقالهای با اشاره به شکست نظامی ناتو در افغانستان، آن را بحرانی جدی برای اعتبار این سازمان تلقی کرده و در مجموع سازمان ناتو را سازمانی رو به احتضار توصیف کرده؛ زیرا فلسفه وجودی آن، که رویارویی با بلوک شرق و ایدئولوژی آنها بود، از میان رفته است. در تحلیلی دیگر اکونومیست نیز افغانستان را آزمونی برای ارزیابی تواناییهای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی دانسته و مساله وحدت عمل برای غلبه بر ضعف کنونی ناتو در ماموریت افغانستان را مهمترین موضوع اجلاس آینده ناتو بیان کرده است. روزنامه فایننشنال تایمز هم با اشاره به تداوم خشونتهای افغانستان، آن را عامل اساسی ناامیدی نسبت به نتیجه بخش بودن اجلاس اخیر ناتو ارزیابی کرده است.
بدین ترتیب به نظر میرسد که مساله ناکامی ناتو در افغانستان، نشست ریگا را تا حدود زیادی تحت تاثیر خود قرار دهد و این سازمان را به چارهاندیشی در این زمینه وادار نماید. اما نکته اساسی در اینجاست که ضعف و ناتوانی ناتو در افغانستان بیش از آنکه معلول قدرت نظامی طالبان و یا کمبود نیروی نظامی و تسلیحاتی سازمان آتلانتیک شمالی (ناتو) باشد، نتیجه اختلافنظرکلی میان دیدگاههای اعضای آن است.
اکنون دو جناح مشخص و در دورن ناتو وجود دارد؛ یک طیف آمریکایی که شامل، آمریکا، انگلستان و متحدان آنها میباشد و جناح دیگر که میتوان آنرا طیف اروپایی نامید، و کشورهایی چون فرانسه، آلمان و بلژیک.
این دو جناح همواره بر سر موضوعات مختلف اختلافنظرداشتهاند چنانکه به عنوان نمونه جنگ عراق این دو طیف را رویاروی یکدیگر قرار داد و ناتو را تا آستانه بحران کامل پیش برد. در مورد افغانستان نیز از زمان درگیر شدن ناتو در این قضیه اختلافنظرهایی پدیدار گردید که اکنون با ناکامیهای به وجود آمده به نظر میرسد که این اختلافات به نقطه اوج خود رسیده باشد.
اکنون واشنگتن و متحدان آن خواهان افزایش حضور انسانی و تجهیزاتی ناتو در افغانستان هستند و طیف اروپایی ناتو را به کارشکنی و بیتوجهی به این مساله متهم مینمایند. در این رابطه اکونومیست با حمله شدیدی به سیاستمداران اروپایی آنان را کوتهبینانی خوانده که اتحاد کشورهای عضو ناتو را به مخاطره انداختهاند. از دیدگاه اکونومیست ارتش کشورهای ناتو هماکنون دارای دو میلیون 400 هزار سرباز است، اما حاضر به تامین 2 هزار و 200 نیروی اضافی مورد نیاز ناتو و تجهیزات آن نیستند.
در موردی دیگر ژنرال جوزف رالستون، فرمانده ارشد سابق ناتو و مشاور نظامی مرکز مطالعات بینالمللی و استراتژیک واشنگتن معتقد است که شکست نظامی در افغانستان برای ناتو فاجعه است و به نظر میرسد متحدان اروپایی ناتو کمتر به اهمیت این موضع واقف هستند.
«تونی بلر» نخستوزیر انگلیس هم در سفر به کابل با اشاره به بیتوجهی ناتو به درگیری در بالکان، عدم حضور نیروهای این سازمان را باعث کشتارها در این منطقه عنوان کرد. وی تاکید نمود که ناتو باید به توسعه افغانستان به عنوان کانون فعال مبارزه با تروریسم متعهد باشد.
اما در مقابل، طیف اروپایی ناتو و به ویژه آلمان و فرانسه چندان موافق گسترش نیروهای ناتو در افغانستان نیستند. این کشورها نیروهایی در افغانستان دارند، اما عمدتاً آنها را در مکانهایی نگاه داشتهاند که خارج از کانون جنگ و بحران قرا ردارند. این طیف برخلاف واشنگتن و متحدانش استراتژی متفاوتی را برای این کشور در نظر دارند. آنها به جای افزایش نیروی نظامی بر افزایش کمکها و بازسازی زیرساختهای کشور به ویژه تجهیز ارتش اصرار دارند، نکتهای که دبیرکل ناتو هم بر آن مهر تایید گذارده و بر ضرورت افزایش فعالیت برای آموزش ارتش افغانستان تاکید کرده است.
علاوه بر این اروپاییان نسبت به اهداف آمریکا نیز بدبینیهایی دارند که چندان هم بیدلیل نیست. آمریکا تاکنون در زمینه تجهیز ارتش افغانستان تعلل کرده و با درخواستهای کرزای مبنی بر افزایش شمار نیروهای نظامی کشور به حدود 200 هزار تن مخالفت کرده است. «آندره سیرنکو» یکی از تحلیلگران روسیه بدین موضوع پرداخته و گفته است که واشنگتن به جای افزایش نیروهای مسلح افغانستان ترجیح میدهد نیروهای ناتو را افزایش دهد و این کشور را در کنترل ناتو نگه دارد تا بدین طریق از چالشهای آیندهای که ممکن است چنین ارتش قدرتمندی در منطقه به وجود آورد (به ویژه در قبال پاکستان) جلوگیری کند. علاوه بر اینها فراموش نکنیم که یکی از کارشناسان سیاسی پس از حمله آمریکا به افغانستان و عراق گفته بود که اروپاییان دوست ندارند بانوی نظافتچی واشنگتن باشند.
ایالات متحده اکنون تلاش دارد تا اعضای ناتو را گسترش دهد و آن را در جایگاه پلیس جهانی واشنگتن قرار دهد، نکتهای که «هوپ شفر» دبیرکل ناتو به صراحت آن را رد نموده و ناتوی فراگیر را فاقد موجودیت دانسته است.
به هر حال بحران افغانستان اعضای ناتو را رویاروی یکدیگر قرار داده و شکافها و اختلافنظرهای آنان را آشکارتر کرده است. در اجلاس ریگا نیز واشنگتن فشار مضاعفی بر اروپاییان به ویژه آلمان وارد میکند تا تعداد و حیطه عملکرد نیروهای خود را در افغانستان گسترش دهد. در چنین موقعیتی تداوم بحران و استمرار ناکارآمدی ناتو در افغانستان میتواند نماد اختلافنظرهای عمیق اروپا و آمریکا بر سر مسایل امنیتی و نظامی باشد و چه بسا دوام آن وحدت شکننده این دو را که تا کنون در قالب ناتو حفظ شده است، از میان بردارد.