قاسم روانبخش
انتخابات نهم ریاست جمهوری با همه کش و قوسهای سیاسی و درگیریهای احزاب و گروهها به نفع آقای دکتر احمدینژاد رقم خورد و احزاب سرخورده دچار یک نوع وحشت و اضطراب گشته، از آینده خود ناامید شدند. انتخابات نهم زیباییها و زشتیهای فراوانی داشت که در نوع خود نمیتوان با هیچ یک از انتخابات دیگر مقایسه کرد. در میان زشتیهای آن میتوان به حجم سنگین تخریبها اشاره کرد که برای اولین بار رسماً در تلویزیون، آن هم در پربینندهترین برنامه آن مثل گفتگوی خبری، صورت گرفت.
مردم ایران هنوز اهانتها، تحقیرها و طعنههای برخی از چهره های شناخته شده سیاسی در برنامه ساعت 22:30 شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران در شبهای یکشنبه و دوشنبه 29 و 30 خرداد ماه 1384 را که به مناسبت مرحله دوم انتخابات پخش میشد، فراموش نکردهاند در آن برنامه یکی از نمایندگان سرشناس مجلس از اینکه احمدینژاد را رجایی مینامند به شدت انتقاد کرد. وی با خواندن بیانیه جعلی «میثاق حزبالله با احمدینژاد مکتبی» سعی میکرد تفکر احمدینژاد را اسلام سختگیرانه و طالبانی معرفی و چنین وانمود کند که ایشان دارای سوابق نظامیگری است.
از برنامه سیما که بگذریم، به ویژهنامه تاریخی روزنامه شرق میرسیم که به طور رایگان به صورت پوستر تمام رنگی یک کاندیدا در بین مردم توزیع میشد. براساس روایت آن «ویژهنامه» انتخاب احمدینژاد به تنهایی فاجعهای بود که همه ملت و تمام کشور قربانی آن میشود! خودکشی سیاسی، تهلکه، واپسگرایی، تحجر، تمامیتخواهی، اقتدارگرایی افراطی، رئیسجمهور تدارکاتچی، ورطه سقوط، انسداد سیاسی، حاکمیت تنگ نظری و ریاکاری، طالبانیسم ایرانی و صدها فحاشی روشنفکری در انبوه مطالب یکسویه و غیرحرفهای منتشر شده در روزنامه شرق بود! این همه تخریب جدای از هزاران شایعه بود که ستاد تخریب با سازماندهی خاص و حساب شده و با بودجههای صدها میلیاردی در سراسر کشور به صورت هماهنگ و یکسان پخش میکرد: احمدینژاد در زندان، تیر خلاص میزد! اگر رییسجمهور شود میان پیادهروها و کلاسها دیوار میکشد! همه روزنامهها را میبندد! او حتی قبرستانهای زنان و مردان را هم تفکیک خواهد کرد! و در یک کلمه حکومت طالبان افغانستان در ایران تجربه خواهد شد!
جالب این که ستاد تخریب درست در همان لحظه که بالاترین حجم تخریب را علیه دکتر احمدینژاد انجام میداد، فریاد مظلومیتش به آسمانها رسیده بود که طرفداران احمدینژاد ما را تخریب میکنند. آنها همواره از توزیع پنج میلیون سیدی تخریبی علیه نامزدشان سخن میگفتند؛ ولی ما هنوز کسی را پیدا نکردهایم که یکی از آنها را دیده باشد!
و اکنون انتخابات مجلس خبرگان رهبری و شوراها در آستانه کلید خوردن است. معالاسف میبینیم که شکستخوردگان یا به تعبیر دیگر تخریبگران انتخابات نهم، مجدداً گردهم آمده و ستاد خود را بازسازی کردهاند. یکی از روزنامهها که در انتخابات نهم در تخریب دکتر احمدینژاد نقش بیبدیلی ایفا کرد، زودتر از همه وارد عرصه شده و با درج مقاله هشت حدیقه، به تخریب آیتالله مصباح یزدی و شاگردانش پرداخت و یکی از اعضای یک گروه موثر در تهران با زیر سوال بردن «نخبگان حوزه و دانشگاه» گفت: آنها نخبه نیستند، زیرا نام آقایان هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی در لیست آنها نیست! نمیتوان نخبه بود و در عین حال این دو شخصیت را قبول نداشت!
آقای حسین مرعشی (سخنگوی حزب کارگزاران) نیز با زیر سوال بردن نخبگان حوزه و دانشگاه، آنها را گروهی دانست که آرم مشخصی ندارند، از ارزشها و باورهای مردم سوءاستفاده میکنند، سوابق انقلابی این گروه ضعیف است، با انقلاب نبودند، سوابق روشنی هم در بعد از انقلاب ندارند و برای آینده کشور هم برنامه مشخصی ندارند، آنها ریشه ندارند... آنها از اساس با انقلاب موافق نیستند.(1) براستی سخن گفتن با این ادبیات، و اتهام زدن به جمع کثیری از نخبگان حوزه و دانشگاه که براساس وظیفه و تکلیف شرعی پا به عرصه رقابت انتخاباتی گذاشتهاند، با چه منطقی سازگار است؟! شواهد فوق از این واقعیت پرده برمیدارد که ستاد تخریب مجدداً خود را بازسازی کرده و قرار است هنگام شروع تبلیغات انتخاباتی، به نحو گستردهتری عمل کند.
امیدواریم تخریبگران عرصه انتخابات، از انتخابات نهم ریاست جمهوری درس لازم را بگیرند و از تکرار سناریوی سوخته بپرهیزند، چر اکه برای ملت ما تماشای فیلم تکراری خوشایند نیست. شایسته است مسوولان امر قبل از شروع تبلیغات انتخاباتی هر چه سریعتر با اینگونه افراد برخورد قانونی کنند تا در جنجالهای تبلیغاتی راحتتر بتوان اوضاع را کنترل کرد.