گروه سیاسی: «امروزه ما مورد هجوم قدرت نرم هستیم، نه قدرت سخت.» این جمله اگرچه از سوی محمدرضا تاجیک، رئیس سابق مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری بیان میشود، اما عموم تحلیلگران بر این اعتقاد هستند که در هزاره سوم و پس از حدود سه دهه از تشکیل انقلاب 1357، جمهوری اسلامی با گفتمانی در جهان روبهرو شده است که به آن «جنگ نرم» میگویند.
فشارهای روزافزون ایالات متحده علیه ایران در زمینه پرونده هستهای و نیز بررسی وضعیت حقوق بشر و تلاش برای اختلافافکنی در میان مسلمانان و اقلیتهای مختلف آنان، تماما بیانگر این نکته است که استراتژی «جنگ سخت» با ایران که در جریان نبرد هشت ساله با آن روبهرو بودیم، جای خود را به جنگ نرم داده است. بررسی این وضعیت اکنون در دستور کار برخی نهادها و دستگاههای جمهوری اسلامی قرار گرفته و گفته میشود که استراتژی مقابله با این نوع نبرد نیز اتخاذ شده است.
روزگذشته نشستی نیز در دفتر مطالعات مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص برگزار و به برخی از زوایای مختلف آن پرداخته شد. در این جلسه محمدرضا تاجیک رئیس سابق مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری تاکید کرد: اگر بخواهیم گزارههای ما در جهان جدی تلقی شوند، باید قدرت داشته باشیم.
او با بیان اینکه کماکان گفتمان مسلط در مباحث سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بینالمللی ما، در یک متن مدرن یا ترکیبی از مدرن و سنت است، گفت: ما هنوز اسیر تار و پودهای گفتمان مدرن هستیم که سرشار از دوانگاریهاست؛ بنابراین تردیدی نیست که وقتی از قدرت نرم صحبت میکنیم، قدرت سخت را در نظر نگیریم.
گفتمان قدرت نرم وقتی کارآمدی ندارد از قدرت پشت گفتمان استفاده میکند که در این قدرت در عین حال نوعی اجبار از شکل زمخت آن وجود دارد، بنابراین شاید نیاز داشته باشیم از فضای دوانگاری گذر کنیم.
قدرت نرم زمانی میتواند کارآمد باشد که اعمالکننده آن از اقتدار لازم برخوردار باشد. وقتی آمریکا قدرت نرم خود را از منظر حقوق بشر و دموکراسی اعمال میکند، گفتمانش مسلطتر است، اما چرا ایران هر چه هم از حقوق بشر حرف بزند گفتمانش مسلط نیست، به این دلیل است که قدرت لازم را ندارد.
اساسا تصمیم ندارم قدرت نرم را زیر سوال ببرم، اما تجربه ثابت کرده گفتمانهای مسلط تافته و بافته ما نیستند، بلکه تافته و بافته دیگران هستند و ما از آن استفاده میکنیم. برای ما تعریف کردند انقلاب با چهره خشن ظهور و بروز پیدا میکند، اما انقلاب چهره نرمی هم دارد که به آن توجه نمیشود. چه کسی میتواند منکر این باشد که فوکو، انقلاب اسلامی ایران را از دیدگاه معنویت مورد تحلیل قرار داده است. در درون کوکاکولا یا مک دونالد و... ساختاری وجود دارد که در کنار قدرت قرار می گیرد و بنیادی را برمیاندازد، اما چون لطیف است، مردم با کمال میل آن را میپذیرند، در حالی که چهره زمخت و کریه آن را نمیبینند. رئیس سابق مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری با بیان اینکه رسانههای بزگی که به قدرتها متکی هستند، همواره در ساختن افکار عمومی نقش مهمی دارند، ادامه داد: رسانهها میتوانند نقش دوگانه داشته باشند، یعنی با همزاد خود متولد میشوند، مثلا پیش از انقلاب، رسانهها کنار حکومت بودند اما در زمان انقلاب اسلامی نقشی کاملا براندازانه برای حکومت شاهنشاهی داشتند. تاجیک با تاکید بر اینکه امروز ما مورد هجمه قدرت نرم هستیم نه سخت گفت: کشورهایی مانند آمریکا فهمیدهاندکه باید نظام ارزشی را مورد هجمه قرار دهند و خیمههای آن را فرو بریزند. من اسم این قدرت ار سختترین و زمختترین قدرت موجود میگذارم. نمیخواهم منکر قدرت نرم باشم، اما حرف من این است که بتوانیم بیان گزاره جدی داشته باشیم. آیا ما از این مشروعیت برخوردار هستیم که اگر گزاره جدی داشته باشیم، جدی تلقی شویم؟ اگر بخواهیم گزاره ما جدی تلقی شود، باید قدرت آن را داشته باشیم، مثلا در مورد مساله هستهای کسانی گفتمانشان برتر تلقی میشود که قدرت بیان گزاره جدی را داشته باشند. ما متاسفانه نتوانستیم در قاره هفتم سهمی داشته باشیم؛ آنها تولید میکنند و ما استفاده میکنیم، در حالی که باید در سطح ملی به گونهای عمل کنیم که بیشترین اثر مثبت را بر جامعه به ویژه جوانان داشته باشیم؛ در غیر این صورت همیشه در خم یک کوچه تئوریک خواهیم ماند.
محمد سلطانیفر، رئیس گروه مطالعات رسانهای مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز در این جلسه گفت: در قدرت نرم باید به تنوع آرا، حتی اگر در مخالفت با حکومت باشد، دقت کنیم و به ابهامزدایی در صحنه سیاست خارجی بپردازیم. به گفته او قدرت نرم از توانایی شکلدهی به توجیهات دیگران شکل گرفته و از مقوله وادار و اجبار کردن است، اما در قدرت نرم نیازی به استفاده از سیاست هویج و چماق نیست، در مباحث مجازی که قدرت نرم از نمونه باز آن است نه از زور و نه از پول برای ایجاد اشتراک و رسیدن به خواستههایمان سود نمیجوییم. قدرت نرم تبلیغات سیاسی نیست، بلکه مباحث عقلانی و ارزشهای عموم را شامل میشود. وی با بیان اینکه دولتها اگر بتوانند مفاهیم جدید امنیتی را برای خود دوباره تعریف کنند شاید مجبور به لشکرکشیهای نظامی نباشند، گفت: در قدرت نرم باید حرکت آرام و پراکنده در جهت تسخیر افکار عمومی داشته باشیم و بپذیریم که مردم مجبور به استفاده از رسانههای داخلی نیستند. در قدرت نرم باید به تنوع آرا، حتی اگر در مخالفت با حکومت باشد، دقت کنیم و به ابهامزدایی در صحنه سیاست خارجی بپردازیم.
رئیس گروه مطالعات رسانهای مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه باید به رسانههای بینالمللی توجه ویژه داشته باشیم، افزود: همچنین به تشویق جلب توریست، تشویق برای مهاجرت فرهنگی و اجتماعی و جلوگیری از فرار مغزها بپردازیم و از سویی سعی کنیم دفاتر مشترک رسانهای با دیگر کشورها ایجاد و آموزش سایر زبانها را تشویق کنیم.
در ادامه این نشست، سید رضا صالحی، معاون فرهنگی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز در سخنانی گفت: به دلیل اینکه جامعه ما ساختار بیماری دارد، بخش زیادی از بار احزاب به دوش رسانههاست. معمولا در داخل رسانهها را به رسمی و غیررسمی تقسیم میکنند و رسانههای رسمی در جهت منافع خود و رسانههای غیررسمی در جهت منافع جامعه گام برمیدارند. مخاطب رسانههای رسمی قدرت هستند اما رسانههای غیررسمی عرصه عمومی قدرت را تبیین میکنند. به طور کلی رسانهها بر سیاسی کردن جامعه و آگاه کردن مردم از مسائل سیاسی تاکید دارند. همچنین وظایف نظارت عمومی و بسیج افکار عمومی جهت افزایش آگاهیهای فکری نیز به عهده رسانههاست، مثلا در انتخابات نظارت بر سلامت انتخابات و چگونگی برگزاری آن را رسانهها به عهده دارند. رسانهها در ایران وظیفه آموزش سیاسی و اجتماعی را نیز به عهده گرفتهاند و بحث در سپهر عمومی جامعه مطرح میشود نیز بر دوش رسانههاست که نشان میدهد رسانهها بیش از حد وظیفه ذاتی خود بار به دوش گرفتهاند. همچنین رسانهها در جنبش اجتماعی به نوعی به باز تولید تحولات اجتماعی میپردازند و نقش کلید در این جنبشها دارند.
همچنین محمدعلی مشفق عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی نیز با بیان اینکه در زیر ساختهای ایران، حداقلی برای قدرت نرم وجود ندارد، اظهار عقیده کرد: دموکراسی ما از بالا به پایین و دولت همهکاره است؛ هم متولی فرهنگ و هم متولی نفت و اقتصاد. چنانچه وزیر ارشاد در یکی از سخنرانیهای خود گفتند فرهنگ نیز یک عنصر حاکمیتی است، بنابراین تا ساختارهای لازم را فراهم نکنیم، بعید است به توفیق مطلوب در رسیدن به قدرت نرم برسیم. اگر مطبوعات رکن چهارم دموکراسی در دنیا باشد، در ایران چنین نیست، حتی روزنامههای غیررسمی نیز باید برخی مطالب را بنویسند؛ یعنی عملا با روزنامه رسمی فرقی ندارند. مشفق تصریح کرد که جانمایه قدرت نرم، آزادی بیان و اندیشه است. براساس این گزارش همچنین «سطوتی» رئیس مرکز پژوهشهای حقیقی و سیاسی سازمان ملی جوانان با بیان اینکه قدرت در سطح ملی، ابزاری برای حاکمیت است، گفت: قدرت چه نرم باشد چه سخت و چه نرم- سخت، اینکه در سطح خارجی و بینالمللی به چه کار میآید، مهم است و فرض بر حفظ منافع ملی است. مشکلی که در کشور ما وجود دارد، رویکرد متفاوت به منافع ملی است، بنابراین حتی اگر قدرت نرم هم داشته باشیم، نمیتوانیم به توفیقات لازم دست پیدا کنیم تا زمانی که این اختلافنظرها وجود دارد. وقتی قدرتها با هم همگرا نباشند یکدیگر را خنثی میکنند و نمیتوانند حافظ منافع ملی باشند؛ در سیاست خارجی چنین است، بنابراین باید نوعی همگرایی در داخل صورت بگیرد و اگر نتوانیم حول منافع ملی همگرایی ایجاد کنیم، شاید نتوانیم به هدفمان برسیم.