سعید حجاریان، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی، با اعتقاد به اینکه شعارهای انقلاب معمولا خودجوش بود و مردم ایران به دلیل قریحه و ذوق سرشارشان آن شعارها و دیوارنوشتهها را میساختند، گفت: حداقل دو کتاب را دیدم که سعی کردند این شعارها و دیوارنوشتهها را جمع و ثبت و ضبط کنند، اما در میان این شعارها و دیوارنوشتهها یک شعار محوری و متعلق به همه ملت ایران بود، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی که در قانون اساسی هم ذکر شده است. به گزارش ایسنا، حجاریان گفت: کودکی را تصور کنید که در حال رشد است، این کودک در هر مرحله از رشد خود نیازهایی دارد. اگر این نیاز سرکوب شود، به صورت عقده در خواهد آمد و به عنوان بحرانی خفته در ناخودآگاهش ثبت و ضبط میشود. در مرحله نونهالی که سن کنجکاوی است، نیاز به آموزش دارد، سوال میکند، میخواهد جهان پیرامونش را بشناسد و اگر برای سوالهایش پاسخ در خوری نیابد بحران دیگری بر بحران اولیهاش انباشته میشود. بزرگتر که میشود احتیاج به خودآرایی، خودنمایی، جلب توجه دیگران و تفاخر دارد و ممکن است در این مرحله باز هم سرکوب شود و بیتوجه از کنار این نیازها گذر کنند.
این هم بحرانی بر بحران پیشین میافزاید و این شرایط فرد را یا وادار میکند که دست به تعرض بزند و یا عنصری ضداجتماعی و ناهنجار شود و در اصطلاح فرنگی Serial killer میشود و یا در اثر بحرانها به یاس و حرمان رسیده و خودکشی میکند. وی با بیان اینکه جامعه با "شهروند" ساخته میشود، تاکید کرد: هیچ جامعهای با رعیت ساخته نمیشود با رعیت تنها میتوان نظام سفارشی ساخت و رعیت ارباب و خدایگان میخواهد.
مجموعه شهروندان میتوانند جامعه بسازند و هویت جامعه مربوط به شهروند است. اگر شهروندان سرکوب شوند بحران هویت ایجاد میشود و استقلالطلبی پاسخی به بحران هویت ملی است. وی با طرح این سوال که چرا در کشورهای مستعمره جنگهای استقلالطلبانه رخ میدهد، به فروپاشی شوروی اشاره و خاطرنشان کرد: شوروی فرو پاشید چون جمهوریخواهان به دنبال هویت بودند.
هویت زیر یوغ استعمار معنایی نداشت.
از زمانی که مردم ایران احساس بحران هویت کردند یعنی از زمان کودتای سیدضیاء و بخصوص بعد از کودتای 28 مرداد بحران هویت در ساختار سیاسی ما به صورت بحران خفته نهادینه شد بحرانی که پاسخی جز استقلال نداشت. وی میل به مشارکت را عاملی برای باز شدن دولت عنوان کرد در عین حال که معتقد است این مختص انقلاب ما نیست و به همه انقلابهای دنیا مربوط میشود، افزود: مردم میخواستند مستقیما مشارکت داشته باشند. از نظر آنها قدرت دولتی سابق فاسد بود و فرصت برای بازسازی ساختارهای قبلی کم بود لذا تشکیل نهادهای دولتی جدید ناگزیر مینمود و به همین خاطر دولت حجیم شد. وی در پاسخ به این سوال که آیا تشکیل نهادهای موازی خواست مردم بود یا رهبران سیاسی گفت: مردم هم دخالت کردند و اگر کمک آنها نبود از بالا راه به جایی نمیبردند.
اوضاع ژلاتینی بود و پایینیها قدرت داشتند.
حجاریان جمهوریت را پاسخی به بحران مشروعیت دانست و ادامه داد: شاه خود را نماد خدا روز زمین و ظل الله میدانست و قانون اساسی مشروطه هم گفته بود که سلطنت موهبتی است الهی که از ناحیه مردم به شاه تفویض میشود. لذا مردم احساس میکردند که نقشی در مشروعیت بخشی به نظام مستقر ندارند. وی ادامه داد: جمهوریت در شرایطی مطرح شد که ایران سرزمین شاهان بود و مردم ایران 2500 سال با سلطنت خو کرده و نوع دیگری از حکومت را تجربه نکرده بودند. مشروطه حکومت نصفه کاره بود و آنها شاه را از ترس کمونیستها میپذیرفتند.
در چنین شرایطی امام(ره) جمهوری را مطرح کرد. این عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با بیان این جمله که «اسلام برای ما خیلی حرفها داشت» خاطر نشان کرد: قبل از انقلاب، اسلام آن طرف میز بود و الان اسلام به این طرف میز آمده است. نهاد دین در مقابل نهاد دولت ملجاء و پناهگاه مردم و تنها نهاد مستقل از دولت بود که بتوان به آن اعتنا کرد. مشاور سابق خاتمی در زمان ریاست جمهوری، در جمعبندی این بحث تصریح کرد: در زمان شاه چهار بحران هویت، مشارکت مشروعیت و توزیع وجود داشت و تئوریسینهای توسعه سیاسی معتقدند که اگر بحرانها در زمان خود حل نشوند، روی یکدیگر انباشته میشوند. این بحرانها تا زمانی انقلاب انباشته شد و در نهایت به انفجار منتهی شد.
این بحرانها در برخی جوامع به یاس و ناامیدی بدل میشود ولی جامعه ما به تعرض و انقلاب انجامید. وی با تاکید بر اینکه آنچه تاکنون گفته تا مقطع انقلاب است و درباره بعد از آن چیزی نگفته است، یا طرح سوالی مبنی بر اینکه آیا جمهوری اسلامی توانست این بحرانها را حل کند یا نه به سوالی مقدماتی مبنی براینکه نظام جمهوری اسلامی برخواسته از انقلاب در چه بستری نشو و نما یافته پاسخ داد و گفت: نهال نظام جمهوری در خاکی نشا شده که 2500 سال نظام شاهنشاهی و استبداد را پشت سر گذاشته است. نهالی در شوره زاری که سلطنت خیز بوده کاشتهایم. باید از این نهال دفاع کرد و گرنه خشک میشود. حجاریان همچنین درباره وضعیت آزادی با یادآوری اینکه این اصل پاسخی به بحران مشارکت بود، گفت: اکنون مشارکت مردم در امور کشور زیاد نیست. مشارکت فقط انتخابات نیست بلکه در نهادهای مدنی، احزاب مطبوعات برگزاری میتینگها و پرسشگری هم تجلی مییابد بنابراین چندان زیاد نیست. اگر نگوییم بحران اما معضل مشارکت هنوز باقی است.
حجاریان افزود: برخی به صراحت میگویند جمهوریت محلی از اعراب ندارد و این امر مظلومیت جمهوریت نمایان میکند. وی با تایید اینکه نوع نظام جمهوری را مردم انتخاب کردند و خود میتوانند از آن دفاع کنن تاکید کرد: همانطور که مردم در دوم خرداد آمدند و از حق خود دفاع کردند، به محض آنکه روزنه باز شود از حق خود دفاع میکنند. این تئوریسین اصلاحات در ادامه درباره بحران تبعیض، با بیان اینکه باز توزیع ثروت از زمان شاه بهتر شده است تاکید کرد: هر چند که فاصله دهک اول نسبت به دهک آخر زیاد شده است طبقه متوسط بزرگتر و شهرنشینی بیشتر شده است. وی همچنین با اشاره به انتخابات نهم ریاست جمهوری مشارکت سیاسی طبقه محروم را موجب حجیم شدن دولت برشمرد و افزود: نشانههایی از حجیم شدن دولت دیده میشود. البته ورود به دولت به صورت مشارکت سیاسی نیست و ممکن است در بخشهای اقتصادی وارد شوند. مثلا پیمانکارها قراردادی و قراردادیها استخدام شوند. سعید حجاریان در ادامه این گفت و گو درباره چگونگی انتقال پیام انقلاب به نسلهای دوم و سوم انقلاب با اشاره به کارهای فرهنگی و سیاسی که در کشورهای دیگر برای حفظ میراث انقلابشان انجام شده، اظهار داشت: در فرانسه برای دویستمین سلاگرد انقلاب کبیر کارهای زیادی صورت گرفت و در قالب فیلم، داستان و قصه و ... آثاری خلق شد که برای نمونه فیلم بینوایان از بهترین کارهای هنری درباره انقلاب فرانسه است، ما چرا در این زمینه ضعف داریم؟
وی یادآوری سرمایههای انقلاب و حتی اسلام را به زبان غیررسمی و غیرحکومتی از راههای انتقال پیام انقلاب به نسلهای دوم و سوم انقلاب برشمرد و گفت: اعیاد و وفایات توسط شهرداری برگزار میشود حال آنکه قبل از انقلاب این امور خودجوش و کاملا مردمی بود. در این ایام مشاهده میشود که شهرداری تکیه باب الحوائج زده و یا در بزرگراهها پرچم سبز برافروخته است. حجاریان درباره وظیفه دولت در این خصوص گفت: دولت وظیفه رفع معضل بازتوزیع و موانع مشارکت را دارد و قابلیت این کار را هم دارد.
دولت باید بداند که ما از بحران هویت گذشتهایم و نباید کشور را وارد تنش کند و بخواهد به شکلی هویت سازی کند. دولت میخواهد مساله حل شده را حل کند و این درست نیست باید به سمت حل معضلات دیگر برود. مشاور سابق خاتمی در زمان ریاست جمهوری درباره اینکه آیا دولت خاتمی به این وظایف عمل کرد یا خیر گفت: در آن زمان بحران مشارکت و همچنین تا حد زیادی بحران مشروعیت وجود نداشت ولی بحران بازتوزیع ثروت همیشه بوده و همچنان ادامه خواهد داشت.