تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۴۹۲۳۳

محمدعلی مهتدی
سرانجام انتخابات عراق برای انتخاب 275 نماینده پارلمان در محیطی آرام و با حضور گسترده مردم پایان یافت و شمارش آراء آغاز شد. اما به گفته مسئولان برگزارکننده این انتخابات اعلام نتایج نهایی ممکن است بعد از یک یا دو هفته و یا حتی بیشتر خواهد بود. سؤال این است که با تشکیل پارلمان جدید چه کسانی یا چه جریانهایی قدرت را در دست خواهند گرفت و آمریکا در این زمینه چه برنامه‌ای دارد و چه سناریویی را تدارک دیده است؟ قبل از ورود در بحث مربوط به این سؤال لازم است به نکاتی اشاره شود. اهمیت این انتخابات در این است که پارلمانی که در نتیجه این رأی‌گیری تشکیل می‌شود اصیل است و جنبه موقتی ندارد و از آنجا که این پارلمان است که کابینه و نخست‌وزیر و فرماندهان نیروی نظامی و حتی دستگاه قضایی را تعیین می‌کند رقابت گروههای سیاسی برای دست یافتن به حداکثر تعداد ممکن از کرسیها یک رقابت سرنوشت‌ساز بوده و نتایج نهایی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.
نکته دیگر اینکه جامعه تسنن عراق، برخلاف انتخابات قبلی که آنها را تحریم کرده بود، این بار در پی کنفرانسی که تحت عنوان آشتی ملی در چارچوب اتحادیه عرب در قاهره برگزار شد، بطور جدی در این انتخابات شرکت کرد. به عبارت دیگر همه فرقه‌های قومی و مذهبی و جریانهای سیاسی در این انتخابات حضور یافتند و لذا مجلس آینده نماینده همه ملت عراق خواهد بود. بسیاری از ناظران امور، آرامش موجود در زمان برگزاری انتخابات را ناشی از همین امر می‌دانند. به عبارت دیگر شرکت‌ سنی‌ها در این انتخابات باعث شد که بعثی‌های مرتبط با نهادهای سنی،‌ نه تنها عملیات تخریبی خود را متوقف کنند، بلکه جلوی عملیات تخریبی سنی‌های سلفی‌گرا یعنی دار و دسته وابسته به ابومصعب زرقاوی را هم بگیرند،‌ در حالیکه این دار و دسته با توجه به عدم اعتقادشان به مردم‌سالاری، در اعلامیه خود از انتخابات با عنوان «جشن کفر و روسپی‌گری» یاد کرده بود و انتظار می‌رفت آنها مخالفت خود را به شکل انفجار و کشتار رأی‌دهندگان نشان دهند،‌ و از آنجا که چنین عملیاتی در روز رأی‌گیری انجام نشد معلوم می‌شود که اولاً: نهادهای مهبی سنی با مقاومت بعثی هماهنگ هستند، ثانیاً: بعثی‌ها قدرت مهار سلفی‌ها را دارند. ثالثاً در مذاکرات قاهره از طریق شرکت‌کنندگان سنی تفاهمهایی با بعثی‌ها که گاه از آنها به عنوان «مقاومت» یا «گروههای مسلح» یاد می‌شود به عمل آمده است.
بدیهی است که این تفاهمها و انجام انتخابات با شرکت سنی‌ها همراه با آرامشی که بعثی‌ها فراهم آورده‌اند نمی‌توانند اقداماتی بدون عقبه محسوب شوند و تردیدی نیست که در مورد مراحل بعد نیز تفاهمهایی وجود دارد و آنچه رخ داده بخشی از یک سناریوی تمام‌عیار محسوب می‌شود که پیرامون آن بین آمریکا و برخی از کشورهای عربی مانند مصر و عربستان سعودی و نیروها و جریانهای داخلی عراق تفاهم شده است.
آمریکا و استراتژی خروج
همه نشانه‌ها حاکی از آن است که دولت جورج بوش که به دلیل سیاستهای نادرستش در عراق از مدتی پیش آماج انتقادهای شدید در داخل آمریکا قرار گرفته طرح عقب‌نشینی تدریجی از عراق را آغاز کرده است. در عین حال آمریکا حاضر نیست این عقب‌نشینی را طبق یک جدول زمانبندی شده انجام دهد زیرا تن دادن به چنین جدولی به معنی اعتراف به شکست است و جورج بوش در حالیکه به اشتباهات دولت خود در عراق اعتراف می‌کند حاضر نیست شکست در اهداف خود را بپذیرد چرا که پذیرش این شکست اعتبار آمریکا را به عنوان بزرگترین قدرت جهانی نه فقط نزد دشمنان بلکه نزد همپیمانان و دوستانش زیر سؤال می‌برد.
بنابراین آنچه در محافل آمریکایی از آن به عنوان «استراتژی خروج» یاد می‌شود بر این مبنی طراحی شده که نشان‌دهنده دولت آمریکا اگر نه به همه اهداف، حداقل به بسیاری از آنها در عراق دست یافته تا افکار عمومی در آمریکا و در خارج آمریکا قانع شود که حمله به عراق کاری بیهوده نبوده و بیش از 1200 نظامی آمریکایی بیهوده کشته نشده‌اند.
از اینجاست که می‌بینیم دولت جورج بوش، قبل از هر چیز،‌ از نفس برگزاری انتخابات در عراق به عنوان دستاوردی بزرگ برای خود در مسیر دموکراتیزه کردن منطقه خاورمیانه یاد می‌کند و حتی آن را الگویی می‌داند که سوریه و ایران نیز باید از آن درس بگیرند. در همین مسیر، باید از سفر ناگهانی دیک‌چنی، معاون رئیس‌جمهور آمریکا به عراق و افغانستان، همزمان با پایان انتخابات در عراق و گشایش پارلمان افغانستان یاد کرد. سخنان دیک‌چنی همراه با تبلیغات دستگاههای آمریکایی نشان می‌دهد که تا چه حد دولت جورج‌بوش در داخل آمریکا زیر فشار است و برای کاستن از این فشار و ترمیم محبوبیتی که به پائین‌ترین حد خود رسیده به هرگونه تبلیغات دست می‌زند.
آنچه مسلم است اینکه تصمیم به خروج از عراق اتخاذ و «استراتژی خروج»‌ نیز طراحی شده و در این طراحی تنها یک هدف بزرگ مدنظر بوده و آن اینکه این خروج نباید به مفهوم «شکست» باشد. اگر قرار باشد آمریکا به عراق حمله کند و پس از سرنگون کردن رژیم دیکتاتور خونخوار عراق این کشور را به دولت منتخب، ملت عراق بسپرد و از عراق خارج شود،‌ بدیهی است که منافع ملت عراق تأمین شده اما تکلیف منافع آمریکا چه می‌شود.
انتخابات گذشته نشان داده که جامعه تشیع به عنوان بزرگترین جامعه مذهبی عراق بویژه ائتلاف جریانهای متدین و مورد حمایت مرجعیت شیعه بیشترین آراء و در نتیجه بیشترین کرسیها را در پارلمان به دست می‌آورد و لذا این حق را دارد که دولت تشکیل بدهد. حال اگر در این انتخابات هم که از نظر جنبه سرنوشتی دارد، قرار باشد جریانهای متدین یا به عبارتی «طیف مرجعیت» زمام امور را در دست بگیرد و ضمن تشکر از آمریکا بخواهد که خاک عراق را ترک کند و اداره امور کشور را به عهده خود عراقیها بگذارد، در این صورت چه کسی برنده جنگ و چه کسی بازنده است؟
بسیاری از تحلیل‌گران در مدت اخیر تأکید کرده‌اند که برنده این جنگ جمهوری اسلامی ایران بوده و نسبت به گسترش نفوذ ایران در عراق هشدار داده‌اند و این در حالی است که آمریکائیان همیشه در فکر روی کار آوردن رژیمی در عراق بوده‌اند که نتواند یا نخواهد با ایران و سوریه روابط دوستانه‌ای داشته باشد.
به همین دلیل از مدتها پیش روند جدیدی در منطقه شکل گرفت که آغاز آن با هشدار ملک عبدالله پادشان اردن در مصاحبه با روزنامه واشینگتن پست نسبت به چیزی موسوم به «هلال شیعی» (ایران، عراق، سوریه، لبنان) بود.
کمی بعد عربستان سعودی، اندکی علنی‌تر وارد صحنه شد و شاهزاده سعودالفیصل، پس از ملاقات و مذاکره با خانم کاندولیزا رایس، نسبت به «دخالت فزاینده ایران در امور عراق» هشدار داد و در پی این هشدار موج تبلیغاتی وسیعی علیه جمهوری اسلامی ایران به راه افتاد. سپس آمریکا که به اشتباهات خود در عراق پی برده بود به فکر دلجویی از جامعه تسنن عراق و حتی مذاکره با «شورشیان»‌ یا «گروههای مسلح»‌ افتاد و این مهم با اشاره عربستان سعودی برعهده عمرو موسی، دبیرکل اتحادیه عرب قرار گرفت تا آن را تحت عنوان «کنگره آشتی ملی» در قاهره به انجام برساند.
موج جدید تبلیغات
در آستانه انتخابات موج جدیدی از تبلیغات رسانه‌ای توأم با شایعه‌پراکنی بویژه از سوی شبکه عظیمی از رسانه‌های نوشتاری، شنیداری و دیداری در منطقه به راه افتاد. در این موج جدید سه محور مهم به چشم می‌خورد: 1) ایجاد جنجال و شایعه‌پراکنی نسبت به دخالت ایران در عراق، 2) تأکید روی ضعف حکومت دکتر جعفری. 3) حمله به مرجعیت شیعی و شخص آیت‌الله سیستانی صبح روز برگزاری انتخابات، شبکه الجزیره که به دلیل روش خاصی که در اطلاع‌رسانی دارد پربیننده‌ترین شبکه خبری در منطقه محسوب می‌شود، به نقل از وزارت کشور عراق مدعی شد که یک کامیون پر از صندوق‌های رأی تقلبی از ایران وارد عراق شده و عراقیها آن را ضبط و راننده آن را بازداشت کرده‌اند. از آنجا که بیان جبر، وزیر کشور عراق متهم به داشتن روابط نزدیک با جمهوری اسلامی ایران است،‌ لذا هرکسی که این خبر را بشنود باید آن را باور کند. اما چند ساعت بعد مشخص شد که این خبر جعلی را روزنامه معروف «نیویورک تایمز»منتشر کرده و وزارت کشور عراق آن را به شدت تکذیب کرده است. با این حال، از قول راننده این کامیون، شایع کردند که قبل از آن دو کامیون دیگر پر از رأی تقلبی وارد عراق شده و این سومین کامیون بوده است. ظاهراً هدف محافل آمریکایی از این شایعه‌پراکنی‌ها این بوده که اگرنتوانند ترکیب پارلمانی موردنظر خود را از صندوقهای رأی بیرون آورند با ادعای دخالت ایران زمینه‌ای برای ایجاد تردید در نتایج انتخابات ایجاد کرده باشند.
از سوی دیگر محافظ فهرست ائتلاف عراق متحد، ‌یعنی طیف شیعیان متدین و اسلامگرا متوجه این بازی مشکوک شدند و آقای عبدالعزیز حکیم چندین بار نسبت به تقلب و دست بردن در آراء هشدار داد. واضح است که نگرانی سید عبدالعزیز حکیم از دست بردن در نتایج انتخابات بود و ظاهراً‌ موضوع زمان طولانی بین شمارش آراء و اعلام نتایج که گفته می‌شد تا دو یا حتی سه هفته به طول خواهد انجامید نگرانیهایی را در محافل شیعیان اسلامگرا پدید آورده بود. شاید به همین دلیل بود که منابع نزدیک به این محافل تنها چند ساعت پس از شمارش آراء نتایجی را به شرح زیر از شبکه تلویزیونی «المنار» وابسته به حزب‌الله لبنان درز دادند.
ائتلاف متحد عراق 132 کرسی، فهرست ایاد علاوی 21 کرسی،‌ فهرستهای متفرقه شیعی 10کرسی، فهرست توافق عراق (سنی‌ها) 52 کرسی، فهرست متحد کردها 57 کرسی،‌ فهرستهای متفرقه کرد و سنی 3 کرسی، جمع 275 کرسی
به نظر می‌رسد که هدف از درز دادن این نتایج غیررسمی، بستن راه در برابر بازیهای احتمالی و تغییر نتایج رسمی به زیان فهرست ائتلاف متحد عراق بوده است.
در این حال شبکه الجزیره، دو روز قبل از انتخابات در برنامه‌ای تحت عنوان «الاتجاه المعاکس» (رودررو) بطرز بیسابقه‌ای به ساحت مرجعیت آیه‌الله سیستانی اهانت کرد که البته این اهانت با واکنش شدید مسلمانان شیعه در عراق، ایران، لبنان، پاکستان و چند کشور دیگر روبرو شد و آنها از طریق راه‌پیمایی و صدور بیانیه این اهانت را محکوم کردند. همزمان تبلیغات علیه حکومت دکتر جعفری به اوج رسید و بسیاری از رسانه‌های منطقه‌ای معلوم الحال طی تحلیلهایی حکومت دکتر جعفری را متهم به ضعف و ناتوانی کردند و مدعی شدند که این حکومت به روش عقیدتی عمل کرده و نه فقط نتوانسته‌ هیچ مشکلی از مشکلات ملت عراق را حل کند، بلکه در ایجاد یک اجماع ملی نیز با شکست روبرو شده و نتوانسته نظر مساعد و همکاری کردها و سنی‌ها را جلب کند.
مواظب علاوی باشید!
شواهد بسیاری در دست است که نشان می‌دهد، این‌بار آمریکا و چند کشور عربی در منطقه در جهت ایجاد یک ائتلاف از کردها،‌ سنی‌ها و فهرست ایاد علاوی پیش می‌روند و شخصیت مورد نظر آنها برای پست نخست‌وزیری کسی جز ایاد علاوی نیست. زلمای خلیل‌زاد، سفیر آمریکا در بغداد اخیراً اعلام کرد که ائتلاف گسترده در آینده باید با اکثریت اجتماعی باشد نه اکثریت پارلمانی. این سخن به مفهوم ایجاد ائتلافی از کردها، سنی‌ها و شیعیان است. اما طرف شیعی در این ائتلاف، فهرست ائتلاف جریانهای اسلامگرای شیعی نیست بلکه فهرست ایاد علاوی است که ضمن اینکه از نظر شناسنامه‌‌ای یک مسلمان شیعی محسوب می‌شود اما نماینده جریان لائیک در جامعه تشیع عراق است.
روزنامه معروف الحیاه، وابسته به عربستان سعودی و چاپ لندن در شماره 17 دسامبر (شنبه 26 آذر) نوشت: «عراقیها از تجربه دو حکومت گذشته پند گرفته‌اند و بطور حتم ترجیح می‌دهند دولتی روی کار بیاید که قادر به گفتگو با همه عراقیها باشد و راه را برای مشارکت مثبت آنها در سازندگی کشور باز کند و چنین شخصی جز ایاد علاوی نمی‌تواند باشد تا ضمن گفتگو با همه طیفها، کاری را که در کنگره قاهره به این واقعیت اشاره دارد که ایاد علاوی در عین حال که یک بعثی قدیمی است سابقه همکاری با دستگاه اطلاعات آمریکا را نیز دارد و بهترین کسی است که می‌تواند به عنوان همزه وصل بین آمریکا و گروههای مسلح بعثی عمل کند و توافق قاهره را پیش ببرد. اما مهمتر از همه اظهارات عدنان پاچه‌چی، شخصیت معروف «جبهه توافق عراقی» وابسته به سنی‌های عراق است. وی روز یکشنبه گذشته (27 آذر) صراحتاً اعلام کرد که «ما آماده ائتلاف با علاوی و کردها هستیم».
در این میان «ژوزف سماحه»، سردبیر توانای روزنامه معروف السفیر، چاپ بیروت در شماره روز 15 دسامبر (24 آذر) تحت عنوان «مواظب علاوی باشید» نوشت که ایاد علاوی شخصیت موردنظر آمریکا برای مدیریت مرحله آینده است زیرا وی روابط مستحکمی با دستگاههای اطلاعاتی غرب و با گروههای وابسته به رژیم سابق عراق دارد و از کشورهای دشمن آمریکا در منطقه (ایران و سوریه) نیز فاصله گرفته است و او تنها کسی است که در رأس یک ائتلاف با کردها و سنی‌ها که مورد تأیید کشورهای عربی نیز هست می‌تواند روی فرمولی برای ماندن نیروهای آمریکایی در عراق و موضوع نفت و روابط عراق با همسایگانش با آمریکا وارد معامله شود، و حداقل برنامه لیبرالی موردنظر آمریکا را در عراق پیاده کند تا آمریکا بتواند به طرزی آبرومندانه به تدریج نیروهای خود را در عراق کاهش دهد.
یادآوری می‌شود که طبق قانون اساسی عراق ائتلافی که بتواند به اکثریت مطلق یعنی نصف به اضافه یک، کرسیهای پارلمان یعنی 138 کرسی دست یابد، حکومت را تشکیل می‌‌دهد. بنابراین اگر نتایج اعلام شده مذکور در این مقاله دقیق باشد، ائتلاف شیعیان اسلامگرا با کسب 132 کرسی به 6 کرسی دیگر نیاز دارد تا کابینه را تشکیل دهد. این ائتلاف 6 کرسی مورد نیاز خود را می‌تواند از 10 کرسی فهرستهای متفرقه شیعی بویژه جریان مقتدی صدر تأمین کند. اما مجموع کرسیهای ایاد علاوی، کردها و سنی‌ها جمعاً 130 کرسی می‌شود و آنها برای تشکیل کابینه به 8 کرسی دیگر نیاز دارند. مشاهده می‌شود که امکانات هر دو ائتلاف به یکدیگر نزدیک است و در اینجا اهمیت فهرستهای کوچک برای سنگین کردن کفه میزان به سود هریک از ائتلافهای بزرگ آشکار می‌شود، ضمن آنکه علاوه بر تعداد کرسیهای اختصاص یافته به هر استان 45 کرسی نیز در سطح ملی بین گروههای سیاسی توزیع می‌شود. همچنین طبق قانون 25 درصد کرسیهای پارلمان به زنان تعلق می‌گیرد و اگر در فهرستهای برنده زنان به اندازه کافی حضور نداشته باشند، از 45 کرسی سطح ملی تعداد معینی به زنانی که در استانها به اندازه کافی رأی نیاورده‌اند اعطا خواهد شد و به همین دلیل ایاد علاوی تعداد زیادی از زنان را در فهرست خود وارد کرده است. در حالیکه در استانهای جنوبی به دفاتر انتخاباتی ایاد علاوی حمله شده و مردم نجف علاوی را با خشونت از این شهر بیرون رانده‌اند، گفته می‌شود که هزینه تبلیغاتی ستاد انتخاباتی علاوی به حدود 10 میلیون دلار بالغ شده که کلاً‌ توسط سفارت آمریکا در عراق پرداخت شده است.
بدین ترتیب طرح آمریکا برای کابینه آینده عراق مشخص است. آنها با تشکیل ائتلافی از کردها و سنی‌ها و جریان ایاد علاوی در پی تضعیف جریان اسلامگرای شیعی و کاستن از نفود جمهوری اسلامی ایران در عراق هستند. بد نیست این هدف را از زبان یک مسئول نظامی آمریکا بشنویم. ژنرال جورج کیسی،‌فرمانده نیروهای آمریکایی در عراق روز جمعه گذشته، همزمان با آغاز رأی‌گیری در مصاحبه‌ای با مطبوعات گفت: «هرچند من دلایل ملموسی در دست ندارم، اما طبق گزارشهای اطلاعاتی، ایرانیها در احزاب سیاسی مناطق جنوب عراق نفوذ کرده‌‌اند و می‌کوشند ظرف هفته‌های آینده حکومتی را در عراق روی کار آمدند که منافع ایران را تأمین کند و این امر برای ما نگران کننده و مشکل‌آفرین است». اما در فرضی که امکان تقلب از آنها سلب شود، چه وضعی پیش خواهد آمد. بهتر است این را از زبان فرمانده نظامی انگلیس بشنویم. ژنرال پاتریک ماریوت فرمانده نیروهای انگلیسی مستقر رد جنوب عراق (مناطق با اکثریت شیعی) در همان مصاحبه مطبوعاتی گفت: «حماقت است اگر ما بخواهیم نیروهای خود را از جنوب عراق خارج کنیم زیرا بزودی درگیریهای خونین بین سازمان بدر و جریان مقتدی‌صدر آغاز خواهد شد.»